پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مدتي کمکار شده و از دنياي بازيگري کنارهگيري کرده بود. وقتي دليل آن را جويا ميشوم ميگويد: پيگير تهيه مسکن براي هنرمندان بودم اما بعد از به سرانجام رساندن اين وظيفه به دنياي بازيگري برگشتم و با «داريوش مهرجويي» براي چهارمين بار همکاري کردم، علاوه بر آن در مجموعه «پشت کوه هاي بلند» احمدجو نيز نقشآفريني کردم.
به گزارش انتخاب، بخشهايي از گفتوگوي اخير «فردوس كاوياني» بازيگر سينما و تلويزيون با روزنامه خراسان در پی می آید:
- بعد از بازي در فيلمهاي «اجارهنشينها»،«بانو» و «ميکس» داريوش مهرجويي کارگردان صاحبسبک و تواناي کشور، با «نارنجي پوش» تجربه دوبارهاي با او داشتيد.
هميشه کار با «مهرجويي» لذتبخش است. نقش به من پيشنهاد شد ولي فيلمنامه آماده نبود! من براي اين که نام «مهرجويي» پاي کار بود بازي در فيلم را پذيرفتم، اما با وجود شروع شدن فيلمبرداري، دستياران او باز هم فيلمنامه را به ما ندادند! اوايل کار خيلي گيج بودم تا اين که فيلمنامه را دادند ولي نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود!
- يعني شيوه کاري «مهرجويي» اينگونه است که فيلمنامه را به بازيگر نميدهد؟!
خير، هميشه فيلمنامه را در اختيارمان قرار ميدادند تا بازيگر خودش را در کل کار پيدا کند ولي وقتي فيلمنامهاي در اختيار بازيگر نباشد گيج است و نميداند چي به چيست؟!
- و دير در اختيار گذاشتن فيلمنامه تأثيري هم روي نقش شما گذاشت؟
تأثيرش اين است که بازيگر گنگ بود!
- و وقتي فيلمنامه را بالاخره مطالعه کرديد نقش خود را در کار چگونه ديديد؟
شخصيت بسيار سادهاي بود که در شهرداري کار ميکرد. براي آقاي «مهرجويي» احترام خاصي قائلم. من از نتيجه کارش مطمئن بودم. اما چون فيلمنامه آماده نبود اشتباه کردم بازي در فيلم را پذيرفتم؛ چون بايد فيلمنامه را کامل مي خواندم و سپس جلوي دوربين ميرفتم!
- يعني از بازي در فيلم راضي نيستيد؟
خير، مشکلي نبود! مدت فيلم هم زياد شده بود و چند سکانس از بازيام حذف شد!
- درباره شيوه کاري «مهرجويي» اظهارنظرها متفاوت است. بفرماييد در اين فيلم رابطهها چگونه درآمد و چه قدر تمرين داشتيد؟
شيوه کاري «مهرجويي» در هر کاري فرق دارد. معتقدم در فيلم «نارنجيپوش» ميخواست فيالبداهه کار کند ولي با اين وجود ما بايد در جريان کل کار قرار ميگرفتيم. بعدها شنيدم بعضي بازيگران فيلمنامه داشتند! کاش ما هم داشتيم تا ميتوانستيم شفاف با کار روبرو شويم! در هر صورت او در هر اثرش، روش کارياش فرق ميکند، به طور مثال در فيلم «اجارهنشينها» چند مرتبه دورخواني کرديم و سپس فيلمبرداري داشتيم.
- اگر خبرهاي اخير را پيگيري کرده باشيد يک رفتگر بجنوردي «احمد رباني» مبلغ يک ميليارد تومان را به صاحبش بازگرداند، شما که در فيلم «نارنجي پوش» نقش يک رفتگر را بازي کرديد اگر جاي او بوديد چه ميکرديد؟
من هم خيلي کار بسيار بسيار بزرگي را که ايشان کردند، انجام ميدادم و اميدوارم صاحب پول و ثروت شود. معتقدم دستمزد رفتگرها، آن طور که حقشان است پرداخت نميشود. خدا کند صاحب پول يک منزل مسکوني به دليل اين عمل انساندوستانه برايش بخرد.
- از بازيتان در مجموعه «پشت کوههاي بلند» و مهمترين ويژگي شخصيتي «صفرعلي» صحبت کنيم...
وقتي «امرالله احمدجو» مرا به کار دعوت کرد «صفرعلي» نام ديگري داشت. کارگردان پيشنهاد کرد اگر مايل هستي نام اين شخصيت «صفرعلي» «تفنگ سرپر» باشد. او ميخواست گزيدهاي از مجموعه «روزي روزگاري» و «تفنگ سرپر» در اين مجموعه باشد. «صفرعلي» دلش براي همه بدبخت بيچارهها ميتپد و اصرار دارد از اين طرف و آن طرف و پولداران پولي بگيرد و به کمبضاعتها بدهد؛ دغدغهاش در زندگي همين است؛ در واقع ميتوان گفت در حکومت سامشا، او بدون بودجه و چيزي به مردم خدمت ميکند. «صفرعلي» سياست نميداند ولي انسانهاي کمبضاعت در اطراف شهر، ده و مکاني که او در آن جا زندگي ميکند زياد هستند و او تنها ميخواهد از هر طريقي به آنان کمک کند.
- برخي بازيگران از زمان فشرده فيلمبرداري مجموعه و نپرداختن دستمزدها گله داشتند، شما چطور ...
به طور کلي وقتي مجموعهاي توليد ميشود، مدير توليد و برنامهريزي دارد و بايد به گونهاي برنامهريزي کنند که اگر بازيگران نقش زيادي ندارند، در کنار خانواده خود باشند، ولي کارگردان ميخواست همه چيز و حتي بازيگران دم دستش باشند تا کارش را انجام دهد و اگر در صحنهاي اشکالي به وجود آمد، صحنه بعدي را کار کند.
- همه بينندگان همچنان بازي خوبتان را در مجموعه «همسران» در نقش «کمال» (صاحب گاوداري) به خاطر دارند؛ نقشي که بسيار موفق بود. دليل آن موفقيت را در چه ميدانيد؟
با خلوص نيت کار ميکرديم و آن چه ميدانستيم درست است انجام ميداديم، ولي متأسفانه با گذشت ۱۷، ۱۸ سال هنوز تهيهکنندگان مجموعه «همسران» حقم را ندادهاند و دستمزدم را به درستي پرداخت نکردهاند. وقتي خانه سينماي سابق بود هم پيگيري کرديم و «داوود رشيدي» حکم بود، ولي به نتيجه نرسيديم. آنها وقت قرارداد گفتند ميخواهند من را صاحب خودرو کنند و من هم تصور کردم ميخواهند خودرويي به من هديه دهند؛ بنابراين يک سوم دستمزدم را در قرارداد نوشتم و بعد از چند ماه پرسيدم که خودرويم را چه زماني تحويل ميدهيد؟ پاسخ دادند منظورمان اين بود که با دستمزد خودتان ميتوانيد يک خودرو بخريد!