کد خبر: ۶۴۳۷۶
تاریخ انتشار: ۲۳ : ۱۵ - ۰۵ خرداد ۱۳۹۱

تاملي در نقادي‌هاي فلسفي - حكمي امام علي‌النقي (ع)؛ حكمت هدايت

دوران امامت علي‌النقي (ع) به دليل گسترش فرهنگي در گرايش‌هاي اعتقادي و بحث‌هاي علمي كه از برخورد ميان مكتب‌هاي كلامي و تحولات فرهنگي مختلف ناشي شده بود، از ويژگي خاصي برخوردار است. در اين دوران، مكتب‌هاي عقيدتي گوناگوني چون «معتزله» و «اشاعره» گسترش يافته و پراكندگي آراي فراواني در سطح فرهنگي جامعه پديد آمده بود. مباحثي كلان چون جبر و تفويض، ممكن يا ناممكن بودن رويت خداوند، تجسيم و... افكار عمومي جامعه را دستخوش تاخت و تاز‌هاي فكري كرده بود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اعتماد نوشت: دوران امامت علي‌النقي (ع) به دليل گسترش فرهنگي در گرايش‌هاي اعتقادي و بحث‌هاي علمي كه از برخورد ميان مكتب‌هاي كلامي و تحولات فرهنگي مختلف ناشي شده بود، از ويژگي خاصي برخوردار است. در اين دوران، مكتب‌هاي عقيدتي گوناگوني چون «معتزله» و «اشاعره» گسترش يافته و پراكندگي آراي فراواني در سطح فرهنگي جامعه پديد آمده بود. مباحثي كلان چون جبر و تفويض، ممكن يا ناممكن بودن رويت خداوند، تجسيم و... افكار عمومي جامعه را دستخوش تاخت و تاز‌هاي فكري كرده بود.

سرچشمه اين تحولات فكري در رويكرد دولت عباسي به مسایل علمي و فرهنگي و نيز هجوم فلسفه و كلام ديگر ملل به سوي جامعه مسلمانان خلاصه مي‌شود. دستگاه حكومتي، كتاب‌هاي علمي دانشمندان ملل ديگر را به عربي ترجمه مي‌كرد و در اختيار مسلمانان مي‌گذاشت. اين روند از زمان مامون آغاز شد و به تدريج ادامه يافت و به اوج خود رسيد. در دوره عباسي كتاب‌هاي بسياري از زبان‌هاي يوناني، سرياني، هندي، نبطي و لاتين ترجمه شد. عباسيان لحظه‌يي دانشمندان غيرمسلمان را از خود دور نمي‌كردند. متوكل و مهتدي، دانشمندان را بر تخت مي‌نشاندند و با آنان شراب مي‌نوشيدند و اميران و وزيران خود را در برابر آنها ايستاده نگه مي‌داشتند، به گونه‌يي كه هيچ بزرگي در مقابل آنها حق نشستن نداشت. نزديكي بيش از حد خلفا با غيرمسلمانان و احترام بيش از اندازه به آنها، عقايد شوم و ضد اسلامي حاكمان را به روشني برملا مي‌ساخت. به خوبي آشكار است كه اين احترام و صرف آن همه بودجه‌هاي هنگفت، صرفا جهت دانش‌پروري و علم‌دوستي نبوده است. آنان با جمع‌آوري كتاب‌هاي علمي گوناگون جايگاهي مناسب را در گسترش مناظره‌هاي علمي فراهم آوردند و اهداف مشخص و از پيش تعيين شده‌يي را در اين موضوع دنبال مي‌كردند، البته آنچه از بررسي زندگي علمي امام هادي (ع) در مناظره‌هاي علمي به دست مي‌آيد، برتري مباني اعتقادي شيعه را در اين برهه از زمان آشكار مي‌سازد.

پيدايش اين همه آرا و نظرات گوناگون، سبب آشفتگي در اوضاع فرهنگي و اجتماعي شد و حاصل اين آشفتگي، در پيدايش گروه‌هاي گوناگوني چون غلات، واقفيه، صوفيه و مجسمه نمود يافت. حاكميت نيز از اين آشفتگي فرهنگي براي دستيابي به اهداف خود بهره مي‌جست. در اين ميان، تيزبيني امام (ع) در شناخت خط توطئه و استحاله فرهنگي نقشه‌هاي دين‌ستيزانه آنان را آشكار ساخت. اگر چه مراقبت شديد از ايشان، اندكي آنان را در رسيدن به هدف ننگين‌شان ياري مي‌داد و عدم دسترسي به امام (ع)، مشكلات جامعه اسلامي را افزون‌تر مي‌كرد، اما آن حضرت با نهايت درايت، در خنثي كردن اين توطئه‌ها كوشيدند. يكي از پردامنه‌ترين تلاش‌هاي امام هادي (ع) در دوران زندگي‌شان، فعاليت در زمينه‌هاي فرهنگي بود كه مبارزه با گروه‌هاي منحرف عقيدتي همچون صوفيه، واقفيه و... بود. يكي از انديشه‌هاي منحرفي كه با رخنه در جامعه اسلامي، سبب بدنامي شيعه و تشويش افكار عمومي جامعه مسلمانان شد، «تصوف» بود. صوفيان با نماياندن چهره‌يي زاهد، عارف، خداپرست، بي‌ميل به دنيا و پاك و منزه از پستي‌ها و آلايش‌هاي دنيايي در اماكن مقدسي چون مسجد پيامبر (ص) گردهم مي‌آمدند و به تلقين اذكار و اوراد با حالتي خاص مي‌پرداختند؛ به گونه‌يي كه مردم با ديدن حالت آنها مي‌پنداشتند با پرهيزكارترين افراد روبه‌رو هستند و تحت تاثير رفتارهاي عوام‌فريبانه آنان قرار مي‌گرفتند. امام هادي (ع) با واكنش‌هاي بهنگام، اين توطئه عقيدتي را خنثي كرد. در تاريخ نقل شده است؛ روزي امام هادي (ع) با گروهي از ياران خود در مسجد مقدس پيامبر (ص) نشسته بودند. گروهي از صوفيه وارد مسجدالنبي (ص) شدند و گوشه‌يي از مسجد را برگزيده، دور هم حلقه زدند و با حالتي ويژه، مشغول تهليل شدند.

امام (ع) با ديدن اعمال فريبكارانه آنها، به ياران خود فرمودند: «به اين جماعت حيله‌گر و دو رو توجهي نكنيد. اينان همنشينان شياطين و ويران‌كنندگان پايه‌هاي استوار دين‌ هستند. براي رسيدن به اهداف تن‌پرورانه و رفاه‌طلبانه خود، چهره‌يي زاهدانه از خود نشان مي‌دهند و براي به دام انداختن مردم ساده‌دل، شب‌زنده‌داري مي‌كنند. به راستي كه اينان مدتي را به گرسنگي سرمي‌كنند تا براي زين كردن، استري بيابند. اينها لا‌الله الاّ‌الله نمي‌گويند، مگر اينكه مردم را گول بزنند و كم نمي‌خورند، مگر اينكه بتوانند كاسه‌هاي بزرگ خود را پر سازند و دل‌هاي ابلهان را به سوي خود جذب كنند. با مردم از ديدگاه و سليقه خود درباره دوستي خدا سخن مي‌گويند و آنان را رفته‌رفته و نهاني در چاه گمراهي كه خود كنده‌اند، مي‌اندازند. همه اين وردهاي‌شان، سماع و كف زدن‌شان و ذكرهايي كه مي‌خوانند، آوازه‌خواني است و جز ابلهان و نابخردان، كسي از آنان پيروي نمي‌كند و به سوي آنان گرايش نمي‌يابد. هركس به ديدار آنها برود، چه در زمان زندگاني آنان و چه پس از مرگ آنها، گويي به زيارت شيطان و همه بت‌پرستان رفته است و هر كس هم به آنان كمك كند، مانند اين است كه به پليداني چون يزيد و معاويه و ابوسفيان ياري رسانده است.»

وقتي سخنان امام (ع) به اينجا رسيد، يكي از حاضران با انگيزه‌يي كه امام (ع) از آن آگاهي داشت، پرسشي مطرح كرد كه سبب ناراحتي ايشان شد. او پرسيد: «آيا اين گفته‌ها در حالي است كه آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟» امام (ع) با تندي به او نگريست و فرمود: «دست بردار از اين پرسش! بدان كه هر كس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز اينچنين مشمول نفرين و طعن و لعن ما نمي‌شود. آنان كه اين اعمال را انجام مي‌دهند و به حقوق ما نيز اعتراف دارند، پست‌ترين طايفه صوفيانند؛ چرا كه تمام صوفيان با ما مخالفند و راه‌شان نيز از ما جداست. آنها يهوديان و نصرانيان امت اسلامند. همين‌ها هستند كه سعي در خاموش كردن نور الهي دارند؛ ولي خداوند نورش را بر همگان به طور كامل خواهد تاباند، هر چند كه كافران ناخشنود باشند.»

«واقفيه» از ديگر فرقه‌هاي دوران امام هادي (ع) بودند كه امامت علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) را نپذيرفته و پس از شهادت پدر گرامي ايشان، امام موسي‌بن‌جعفر (ع) متوقف در ولايت پذيري ائمه شده و در امامت و رهبري جامعه دچار ايستايي شدند. آنان با انكار امامان پس از امام كاظم (ع) و موضع‌گيري در مقابل امامان، حتي مردم را از پيروي ايشان منع مي‌كردند. امام هادي (ع) نيز براي اثبات جايگاه امامت و پيشوايي خود به آنان، دست به رويارويي فرهنگي زد و آنها را نيز بسان غلات و صوفيان، مشمول لعن و نفرين خود كرد تا آنان را به مردم بشناساند. همان‌طور كه پيش‌تر گفته شد، دولت عباسي همواره به دنبال برپايي جلسه‌هاي مناظره و گفت‌وگوي علمي بود كه برقراري اين‌گونه جلسه‌ها در زمان مامون عباسي به اوج خود رسيد و اين روند تا دوران امامت امام هادي (ع) نيز ادامه يافت.

برپايي اين مجالس هدفدار، براي درهم شكستن چهره علمي امامان و زير سوال بردن دانش و حتي امامت آنان تشكيل مي‌شد. البته اين كار نه تنها دشمنان را به مقصود خويش نمي‌رساند، بلكه موجب رسوايي و فضاحت آنها نيز مي‌شد؛ چراكه بزرگ پيشوايان دانش و معرفت، از اين فرصت براي روشن كردن اذهان عمومي و نشر فرهنگ اصيل اسلامي بهره‌برداري مي‌كردند. روزي متوكل عباسي براي اين منظور، دو تن از دانشمندان به نام‌هاي «يحيي‌بن اكثم» و «ابن سكيت» را به خدمت خواند تا نشستي علمي با امام علي‌النقي (ع) ترتيب دهند. در نشستي كه به اين منظور ترتيب داده شده بود، متوكل از يحيي‌بن اكثم خواست تا پرسش‌هاي خود را مطرح كند. او نيز كاغذي بيرون آورد كه در آن پرسش‌هاي پراكنده‌اي را مطرح كرده بود و پاسخ را از امام (ع) به طور مكتوب خواست.

پرسش‌هاي او درباره تاويل و تفسير برخي آيات قرآن، گواهي زن، احكام خنثي، دليل بلند خواندن نماز صبح و مسایلي درباره عملكرد امير مومنان علي (ع) بود. امام به پرسش‌هاي وي پاسخ داد و افزون بر اثبات جايگاه علمي خود، 13 پرسش مشكل را براي شيعيان پاسخ گفت و به صورت غيرمستقيم، معارف واقعي اسلام را در اختيار خواهندگان قرار داد. پاسخ‌هاي امام هادي (ع) آنچنان كوبنده و دقيق بود كه يحيي‌بن اكثم در پايان اين رويارويي، به متوكل گفت: «پس از اين جلسه و اين پرسش‌ها، ديگر سزاوار نيست كه از او درباره مساله ديگري پرسش شود؛ زيرا هيچ مساله‌يي پيچيده‌تر از اينها وجود ندارد و او از عهده پاسخگويي به همه آنها برآمد و آشكار شدن بيشتر مراتب علمي او، موجب تقويت شيعيان خواهد شد.»

در عصر امام نقي (ع) مكاتب عقيدتي متعددي همچون «معتزله» و «اشاعره» رواج يافته و آرا و نظريات كلامي فراواني در جامعه اسلامي پديد آمده بود و بازار مباحثي همچون جبر، تفويض، امكان يا عدم امكان رويت خدا، جسميت خدا و امثال اينها بسيار داغ بود، از اينرو گاه امام در برابر سوال‌هايي قرار مي‏گرفت كه پيدا بود از اين‌گونه آرا و نظريات سرچشمه گرفته است. نفوذ آرا و نظريات باطل از اين راه در محافل شيعه، ضرورت هدايت و رهبري فكري شيعيان را از سوي امام شدت مي‏بخشيد، از اينرو پيشواي دهم طي مناظرات و مكاتبات خود، بي‌پايگي مكاتب و آرا و نظريات باطل همچون جبرگرايي و جسميت خدا و... را با استدلال‌هاي روشن و قاطع اثبات مي‏‌كرد و مكتب اصيل اسلام را پيراسته از هر گونه تحريف و تفكر باطل، به جامعه عرضه مي‏كرد، و اين يكي از جلوه‌هاي عظمت علمي آن بزرگوار بود. مطالعه و برسي حيات علمي امام نشان مي‏دهد كه اكثر مناظرات امام هادي النقي (ع) پيرامون اين‌گونه موضوعات كلامي بوده و روايات متعددي از آن حضرت در اين زمينه نقل شده است كه برتري مباني اعتقادي شيعه را به روشني ثابت مي‏كند. به عنوان نمونه مي‏توان از نامه مفصل امام(ع) ياد كرد كه در پاسخ سوال مردم اهواز درباره موضوع «جبر» و «تفويض» نگاشته و طي آن با بيان روشن و استدلال قاطع، نظريه درست را كه نه جبر است و نه تفويض، اثبات كرده است. خرافه‌پرستي از جمله مباحثي است كه موجب بدعت‌ها در يك جامعه مي‌شود و به همين دليل ائمه معصومين (ع) در دوران حيات خويش نسبت به اين مسایل واكنش‌هاي هدايتگرانه داشتند از جمله امام هادي (ع) كه به مبارزه فرهنگي با آن پرداخت.
نظرات بینندگان
captcha