پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
شاه شما را متهم میکند که مخالف تمدن و گذشتهگرا هستید؛ جواب شما به این مطلب چیست؟
این خود شاه است که عین مخالفت با تمدن است و گذشتهگراست. مدت پانزده سال است که من در اعلامیههای و بیانیههایم خطاب به مردم ایران مصرا خواستار رشد و توسعهی اقتصادی و اجتماعی مملکتم بودهام؛ اما شاه سیاست امپریالیستها را اجرا میکند و کوشش دارد که ایران را در وضع عقبماندگی و واپسگرایی نگاه دارد. رژیم شاه رژیمی دیکتاتوری است. در این رژیم، آزادیهای فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شدهاند. نمایندگان را شاه با نقض قانون اساسی تحمیل میکند. انعقاد مجامع سیاسی – مذهبی ممنوع است. استقلال قضایی و آزادی فرهنگی به هیچ وجه وجود ندارد. شاه قوای سهگانه را غصب کرده است و یک حزب واحد ایجاد نموده است. از این بدتر، پیوستن به این احزاب را اجباری کرده است و از متخلفان انتقام میگیرد...
شاه شما را مخالف با تمدن قلمداد میکند؛ شما نیز همین اتهام را به شاه برمیگردانید و این مطلب لزوما قانعکننده نیست. لطفا ممکن است موضع و موقع خود را راجع به سه موضوع اصلی ایران بیان بفرمایید: اصلاحات ارضی، صنعتی کردن مملکت و زنان؟
هدف از اصلاحات ارضی شاه، خصوصا این بود که بازاری برای کشورهای خارجی، خصوصا آمریکا، ایجاد کند؛ اما اصلاحات ارضیای که ما خواستارش هستیم، کشاورز را از محصول کارش بهرهمند خواهد ساخت و مالکانی را که بر خلاف قوانین اسلامی عمل کردهاند مجازات خواهد کرد.
زمینهایی که گرفتهاند، به مالکان قدیمیاش برگردانیده خواهد شد؟
مسلما نه، درست همین مالکان در طول سالها درآمدهایی را روی هم انباشته بودند؛ بیآنکه مقررات اسلام را در خصوص توزیع آن اجرا نمایند. بدین ترتیب ثروتی را که حق جامعه بوده و باید به جامعه برسد در نزد خود نگه داشته و بر خلاف قوانین اسلامی عمل کردهاند و ثروتمند شدهاند؛ بنابراین اگر ما به قدرت و حکومت برسیم، ثروتهایی که این مالکان به ناحق متصرف شدهاند، ضبط خواهیم کرد و بر اساس حق و انصاف، مجددا میان محتاجان توزیع خواهیم کرد.
در خصوص صنعتی کردن مملکت، کاملا با این امر موافقیم ولی ما خواستار یک صنعت ملی و مستقل هستیم که در اقتصاد مملکت ادغام شده و همراه با کشاورزی در خدمت مردم قرار گیرد، نه یک صنعت وابسته به خارج بر اساس مونتاژ؛ نظیر صنعتی که فعلا در ایران مستقر ساختهاند. سیاست شاه از لحاظ صنعتی و کشاورزی، مملکت ما را به نفع قدرتهای استعماری به صورت یک جامعهی مصرفی درآورده است.
در خصوص زنان، اسلام هیچگاه مخالف آزادی زنان نبوده است؛ برعکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شیء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی بازداده است. زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت فعالیتهای خود را انتخاب کند؛ اما رژیم شاه است که با غرق کردن آنها در امور خلاف اخلاق، میکوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند. اسلام شدیدا معترض این امر است. رژیم آزادی زن را البته نظیر آزادی مرد از میان برده و پایمال ساخته است. زنان مانند مردان زندانهای ایران را پر کردهاند. در اینجاست که آزادی آنها در معرض تهدید و در خطر قرار گرفته است. ما میخواهیم که زنان را از فساد، که آنان را تهدید میکند، آزاد سازیم.
ادامه دارد...
منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۱)؛ جنبش دانشجویی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۳، صص ۳۱۰-۳۱۲.