کد خبر: ۶۶۹۲۹۹
تاریخ انتشار: ۵۰ : ۲۳ - ۱۲ فروردين ۱۴۰۱

«بازجویی از صدام» به قلم مامور اطلاعاتی سیا، شماره ۴۱: صدام، عراق را پیروز جنگ ایران و عراق می‌دانست

اگرچه بیش‌تر تحلیل‌گران معتقدند که جنگ ایران و عراق در یک بن‌بست پایان یافت، صدام آن را نوعی پیروزی برای عراق می‌دانست که – به اعتقاد او – باعث شد تا این کشور در سیبل آمریکا قرار بگیرد. به گفته‌ی صدام، عراق ارتشی بزرگ، حکومتی مستقل و اقتصادی قوی داشت، و ایالات متحده تحمل نمی‌کرد که یک کشور بزرگ عربی بر منطقه تسلط پیدا کند و اسرائیل را تهدید کند.
«بازجویی از صدام» به قلم مامور اطلاعاتی سیا، شماره ۴۱: صدام، عراق را پیروز جنگ ایران و عراق می‌دانست
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

صدام همواره از رابطه‌ي کشورش با ایالات متحده متحیر بود. هنگامی که درباره‌ی مناسبات آمریکا و عراق صحبت می‌کردیم، اغلب نگاهی متحیر در چهره‌ی صدام هویدا می‌شد، گویی هم‌چنان تلاش می‌کند تا دریابد این رابطه در کجا به خطا رفت. او گفت: «غرب عادت داشت که چیزهای خوبی درباره‌ی صدام بگوید ولی بعد از سال ۱۹۹۰ همه چیز تغییر کرد.» (نکته‌ی بسیار جالب این‌که، چنین اظهارنظری نیز از سوی مقام‌های دولت جرج هربرت واکر بوش در جریان میزگرد تلویزیون ان‌بی‌سی که پیرامون بیستمین سال‌گرد جنگ خلیج‌[فارس] بود، بیان شد. برنت اسکوکرافت، که مشاور امنیت ملی بود، گفت که بعد از سال ۱۹۹۰، صدام ناگهان تغییر کرد. جیمز بیکر، وزیر پیشین امور خارجه، سرش را به نشانه‌ي موافقت تکان داد. آن‌ها نمی‌دانستند چرا همه چیز در دهه‌ی ۱۹۸۰ بر وفق مراد پیش رفته بود ولی صدام یک‌باره تغییر کرد. صدام به شکلی فوق‌العاده همان روش گذشته‌اش را در زمامداری و میل وافرش به انجام کارهای غیر قابل پیش‌بینی دنبال می‌کرد. دولت بوش پدر با حمله‌ی ناگهانی صدام به کویت غافل‌گیر شد. قویا تردید دارم که اگر واشنگتن برای صدام روشن می‌کرد که قصد دارد به هرگونه اقدام خصمانه‌ی عراق علیه کویت پاسخ دهد، او از این خط قرمز عبور می‌کرد.) با اشاره به این‌که آمریکا در جریان جنگ ایران – عراق از عراق حمایت می‌کرد، صدام گفت: «اگر من اشتباه می‌کردم، چرا آمریکا از من حمایت کرد؟ اگر درست عمل می‌کردم، چرا نظرشان را تغییر دادند؟» از دید صدام این ایالات متحده بود که به شکل ناگهانی و غیر قابل توضیح مسیر خود را تغییر داد. او گفت: «عراق در دوره‌ی ریگان رابطه‌ی خوبی با ایالات متحده داشت ولی در دوره‌ی بوش پدر و پسر دچار چرخشی اشتباه شد. من شاهد دورانی در دهه‌ی ۱۹۵۰ بودم که جوانان عراقی برای گرفتن اطلاعات درباره‌ی آمریکا صف می‌بستند. ولی حالا چطور است؟ همه‌ی سفارت‌خانه‌ها اسلحه دارند.»

وقتی درباره‌ی روابط آمریکا و عراق صحبت می‌کردیم، صدام اغلب دور دایره‌ای می‌چرخید که در آن همه چیز را به عنوان توطئه‌ی صهیونیستی کنترل یهودیان بر نهادهای آمریکایی‌ می‌دید، به ویژه بر کنگره و رسانه‌های خبری. صدام گفت که رسانه‌های غربی پیش‌تر نقطه‌نظرهای خوبی درباره‌ي او داشتند. نظرش این بود که رسانه‌ها بادسنجی از نگرش‌های حکومت بودند. مع‌هذا، پس از سال ۱۹۹۰ و حمله‌ي کویت همه چیز تغییر کرد: «بعد صهیونیست‌ها مداخله کردند و بر روابط تاثیر گذاشتند. کنگره‌ي ایالات متحده صادرات گندم آمریکا به عراق را متوقف کرد. ما توضیح دادیم که این ناشی از نفوذ یهودیان و به دلیل موضع ما در قبال فلسطین است.»

اگرچه بیش‌تر تحلیل‌گران معتقدند که جنگ ایران و عراق در یک بن‌بست پایان یافت، صدام آن را نوعی پیروزی برای عراق می‌دانست که – به اعتقاد او – باعث شد تا این کشور در سیبل آمریکا قرار بگیرد. به گفته‌ی صدام، عراق ارتشی بزرگ، حکومتی مستقل و اقتصادی قوی داشت، و ایالات متحده تحمل نمی‌کرد که یک کشور بزرگ عربی بر منطقه تسلط پیدا کند و اسرائیل را تهدید کند. او فکر می‌کرد که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، واشنگتن به دنبال یافتن دشمنانی برای توجیه ارتش بزرگ و صنایع تسلیحاتی‌اش است. به تنهایی ابرقدرت بودن «احساس غرور در حکومت آمریکا ایجاد کرد؛ نوعی مرض بود.»

ادامه دارد...

منبع: جان نیکسون، «بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور»، تهران: ترجمه‌ی هوشنگ جیرانی، کتاب پارسه، چاپ شانزدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۵۱-۱۵۳.

نظرات بینندگان
captcha