کد خبر: ۶۷۰۱۸۸
تاریخ انتشار: ۰۳ : ۰۰ - ۱۸ فروردين ۱۴۰۱

خاطرات صادق طباطبایی، شماره ۵۹: فاجعه‌ی سینما رکس آبادان کمر رژیم را شکست

خاطرات صادق طباطبایی، شماره ۵۹: فاجعه‌ی سینما رکس آبادان کمر رژیم را شکست خاطرات صادق طباطبایی: من که در آن زمان مسئول روابط خارجی اتحادیه بودم، جلسه‌ی اضطراری مسئولان اتحادیه را خواستار شدم. در پی تشکیل جلسه، برنامه‌های افشاگرانه‌ی اتحادیه را تنظیم کردیم و با تهیه‌ی اعلامیه‌ها و شرح گزارش واقعه‌ی دل‌گداز از کلیه‌ی واحدها خواسته شد در مناطق چهارگانه‌ی شمال، غرب، جنوب آلمان و انگلستان، واحدهای فعال اتریش، فرانسه، انگلیس و اسکاندیناوی گردهم آیند... ابعاد این جنایت در واقع کمر رژیم را شکست.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛ فاجعه‌ی سینما رکس آبادان دنیا را تکان داد. عصر همان روز مهدی نواب از بنیانگذاران اتحادیه به من تلفن کرد و خبر جنایت را اعلام کرد. من که در آن زمان مسئول روابط خارجی اتحادیه بودم، جلسه‌ی اضطراری مسئولان اتحادیه را خواستار شدم. در پی تشکیل جلسه، برنامه‌های افشاگرانه‌ی اتحادیه را تنظیم کردیم و با تهیه‌ی اعلامیه‌ها و شرح گزارش واقعه‌ی دل‌گداز از کلیه‌ی واحدها خواسته شد در مناطق چهارگانه‌ی شمال، غرب، جنوب آلمان و انگلستان، واحدهای فعال اتریش، فرانسه، انگلیس و اسکاندیناوی گردهم آیند و با برگزاری جلسه‌ی عمومی و دعوت از ایرانیان و خارجی‌ها، اعماق جنایت را با نمایش فیلم و عکس که در اختیار آنان قرار خواهد گرفت در معرض افکار عمومی قرار دهند. این جلسات که در اغلب مناطق با شرکت کثیری از هواداران کنفدراسیون برگزار شد، بازتاب عظیمی در مطبوعات اروپا داشت. اعلامیه‌ی امام مورخ ۳۱ مرداد ۵۶ هم در این زمینه به دست ما رسید و به زبان‌های فارسی، آلمانی، فرانسه و انگلیسی منتشر گردید. تلاش‌های رژیم برای منتسب کردن این جنایت به مزدوران خارجی و کمونیست‌ها هیچ‌گونه اثری نداشت.

ابعاد این جنایت در واقع کمر رژیم را شکست. کارمندان و ماموران سفارت ایران هم رفته‌رفته در بعضی جلسات حضور پیدا کردند و آثار انزجار در سیمای آنان مشاهده می‌شد.

قبل از این هم در ایران در جلوی منازل افراد مختلفی از سرشناسان اپوزیسیون نظیر مرحوم فروهر، بمب‌هایی منفجر شده بود و برخی هم مستقیم یا غیرمستقیم به قتل تهدید شده بودند. رژیم با این عمل خود انحراف افکار عمومی و ترس و ایجاد رخوت در مبارزین را هدف قرار داده بود. زد و خوردهایی هم که در نقاط مختلف کشور توسط ایادی رژیم صورت گرفته بود، نظیر هجوم به جمعی از دانشجویان که معمولا در کوهستان‌های شمال تهران به کوه‌نوردی رفته و اجتماعات اعتراض‌آمیزی را ترتیب می‌دادند یا هجوم به اجتماع‌کنندگان در باغ کرج که شرح آن در صفحات پیشین رفت، پرده از یک سلسله برنامه‌هایی برمی‌داشت که رژیم وامانده و سرگشته از سرعت گسترش مبارزات در داخل و خارج، برای خاموش کردن صدای مردم ترتیب داده بود. هر کدام از این توطئه‌ها که اجرا می‌شد و بلافاصله با هوشیاری مردم، تبعات منفی آن به خود رژیم و عمال آن بازمی‌گشت، موجب رسوایی بیش‌تر شده و خصوصا روزنامه‌نگاران خارجی را به نقل اخبار مربوطه، هرچه بیش‌تر ترغیب می‌کرد.

ادامه دارد...

منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۱)؛ جنبش دانشجویی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۳، صص ۳۲۹-۳۳۰.

نظرات بینندگان
captcha