کد خبر: ۶۷۱۳۰۲
تاریخ انتشار: ۵۹ : ۲۳ - ۲۴ فروردين ۱۴۰۱

خاطرات صادق طباطبایی، شماره ۶۶: به حاج احمد آقا گفتم: «امام که تا این‌جا آمده‌اند باید یک‌باره کلک قانون اساسی را هم بکنند»

خاطرات صادق طباطبایی: به حاج احمد آقا گفتم: «.. امام هر اعلامیه‌ای که می‌دهند همه دنبالش راه می‌افتند و همان شعار را می‌دهند (نظر من بیش‌تر به آقای شریعتمداری بود)، اما این آقایان جرأت نمی‌کنند متعرض قانون اساسی بشوند، امام که تا این‌جا آمده‌اند باید یک‌باره کلک قانون اساسی را هم بکنند و این دندان لق را از تاریخ سیاسی ایران بیندازند دور!» ... فکر می‌کنم چند روز بعد که بیانیه‌ی امام منتشر شد، در آن‌جا بود که به اصطلاح پنبه‌ی قانون اساسی زده شد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛ از هفده هجده ماه قبل از پیروزی انقلاب سید احمد آقا با پیوستن به امام نقش مهمی را در هدایت مبارزات داخل کشور و سیر تحولات مربوط به انقلاب ایفا کرد. متاسفانه این جایگاه مهم ایشان آن‌چنان‌که شایسته است در مقالات و کتاب‌های مربوط به روزشمار انقلاب ذکر نشده است. علت این واقعیت این است که او تحت‌الشعاع امام قرار داشت. [..]مهم‌ترین نکته‌ای که باید در خصوص نقش سید احمد آقا عنوان کرد، سازمان دادن به ارتباط تشکیلاتی امام با ایران و خارج از ایران بود. قبل از آن، این ارتباط توسط یکی دو نفر از یاران امام به خصوص حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دعایی برقرار می‌شد. بعضی اوقات جریانات سیاسی داخل ایران نیاز به رهنمود یا مساعدت امام داشتند، اما رساندن مطلب یا خبر و جلب اعتماد امام به راحتی امکان‌پذیر نبود. [..]بررسی و تحقیقی که امام می‌بایست انجام می‌دادند چند هفته و گاه چند ماه طول می‌کشید []، اما زمانی که حاج احمد آقا به نجف آمد، این مشکلات برطرف شد و دریافت نقطه‌نظر و رهنمود از امام در مدت کوتاهی میسر گردید، زیرا ایشان یک شبکه‌ی کسب خبر در داخل کشور ایجاد کرده بود که خبرگیری و اطلاع‌رسانی را آسان می‌ساخت و یک مکانیزم جالب از کانال‌های ارتباطی در کشور‌های هم‌جوار و اروپا پدید آورده بود، که با وجود شرایط خفقان، پیچیده‌ترین و مخفی‌ترین مسائل مبارزه توسط آن کانال جریان می‌یافت و دریافت رهنمود و هدایت و ارشاد از امام در کمتر از ۲۴ ساعت به نتیجه می‌رسید.

ارتباط از مبدأ به منبع و پاسخ و دستورالعمل واضح و روشن از منبع (امام) به مبدأ به واسطه‌ای امین و مطلع نیاز داشت که سید احمد این نقش را بر عهده داشت و در فعالیت‌های انقلابی تسریع به عمل آورد. از آن پس هدایت مسائل سیاسی خارج از کشور نیز به طور کلی یک فرم دیگری به خودش گرفت و به ویژه انجمن‌های اسلامی دانشجویان فعالیت‌های تبلیغاتی و انتشاراتی زیادی را در ارتباط با پیام‌ها، سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های امام انجام دادند. البته اعتماد متقابل ناشی از قرابت خانوادگی میان ما نیز در این رابطه موثر بود. ارتباط تلفنی از نجف به ایران به راحتی امکان‌پذیر نبود و شدیدا تحت کنترل ساواک قرار داشت، اما این ارتباط از عراق با اروپا امکان‌پذیر بود و نیز ارتباط تلفنی از اروپا و آمریکا به ایران به آن شدت تحت کنترل و پوشش ساواک نمی‌توانست قرار داشته باشد. البته ارتباطات احمد آقا منحصرا از طریق تلفن نبود، بلکه استفاده از افراد مخلص و انقلابی و رفت و آمد‌ها و هرگونه راه ممکن برای برقراری ارتباط توسط او انجام می‌شد.

نگاهی به آمار بیانیه‌های امام پس از پیوستن سید احمد به ایشان و مقایسه‌ی آن با تعداد اعلامیه‌ها و بیانیه‌های امام تا پیش از آن بیان‌گر نقش مهم سید احمد آقا در این ارتباط است. تعداد بیانیه‌های امام از هنگام تبعید به ترکیه در ۱۳ آبان ۴۳ تا اواسط سال ۱۳۵۶ حدود ۳۵ فقره است. از پیوستن سید احمد آقا که بیانیه‌ی امام در فقد دکتر شریعتی در مرداد ۱۳۵۶ صادر شد (که مصادف بود با سفر من به نجف) تا ۱۴ مهر ۵۷ یعنی زمان مهاجرت امام به فرانسه، امام همین حدود اعلامیه و بیانیه صادر کردند یعنی در مدت ۱۳ ماه برابر با ۱۳ سال پیش از آن (به طور متوسط ماهی ۳ اعلامیه). امام در صورتی می‌توانستند این اعلامیه‌ها را صادر کنند و نسبت به مسائل مختلف موضع‌گیری کنند که دقیقا بدانند در ایران چه حوادثی اتفاق افتاده است و از جزئیات این حوادث مطلع باشند و عامل این اطلاع‌یابی و اطلاع‌رسانی به امام کسی نبود جز سید احمد آقا که توانست بسیاری از آب‌باریکه‌هایی که به طور سازمان‌هایی کوچک و بزرگ و متفرق وجود داشت به یک مسیر بکشاند و آن‌ها را به امام متصل کند که با رهبری امام به رودی خروشان مبدل شوند.

یک شاخه‌ی اطلاع‌رسانی، ما (انجمن‌های اسلامی دانشجویان) در اروپا بودیم که هر دو یا سه روز یک بار تماس تلفنی با هم داشتیم. احمد آقا در این تماس‌ها کسب نظر هم می‌کرد. مثلا اگر قرار بود امام بیانیه‌ای صادر کنند، مجموعه اخبار و نظرات را جمع‌آوری می‌کرد و به امام ارائه می‌نمود که امام بتوانند به طور همه‌جانبه و به موقع موضع‌گیری کنند. یک بار بعد از یکی از حوادث ناشی از بزرگ‌داشت چهلم‌ها یک روز غروب به من تلفن زد در بوخوم و گفت که «امام می‌خواهند یک بیانیه‌ای بدهند شما و دوستان‌تان آیا نظر خاصی دارید یا نه؟» من گفتم: «تا فرداشب با دوستان ارتباط برقرار می‌کنم و به شما جواب می‌دهم، اما یک نکته همین الان به نظرم می‌رسد و آن این‌که امام هر اعلامیه‌ای که می‌دهند همه دنبالش راه می‌افتند و همان شعار را می‌دهند (نظر من بیش‌تر به آقای شریعتمداری بود)، اما این آقایان جرأت نمی‌کنند متعرض قانون اساسی بشوند، امام که تا این‌جا آمده‌اند باید یک‌باره کلک قانون اساسی را هم بکنند و این دندان لق را از تاریخ سیاسی ایران بیندازند دور!» حاج احمد آقا مطلب را گرفت و ضمن تاکید بر پیروی بعضی از بزرگان روحانی از نظرات امام، بعد از انتشار پیام ایشان، با نکته‌ی لطیفی گفت: «وقتی بُزی می‌پرد بقیه‌ی گوسفندان هم دنبالش می‌پرند، اما توجه داشته باش که این‌جا بُزه آقاست!»

فکر می‌کنم چند روز بعد که بیانیه‌ی امام منتشر شد، در آن‌جا بود که به اصطلاح پنبه‌ی قانون اساسی زده شد. من تصور می‌کنم اگر حاج احمد آقا نبود، امکان این نبود که چنین اخبار، اطلاعات و پیشنهاداتی چنین سریع و مطمئن به امام عرضه شود و یا سریعا از سوی امام مورد پذیرش قرار گیرد.

ادامه دارد...

منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۱)؛ جنبش دانشجویی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۳، صص ۳۶۰-۳۶۳.

نظرات بینندگان