
محمدرضا بیاتی: وزیر محترم ارتباطات، جناب آقای زارعپور، وعده دادهاند که فیبرنوری را گسترش میدهند و اینترنت صدبرابری در راه است، اما همزمان، نخبگان صنعت آی تی و فضای مجازی در حال مهاجرت هستند.
دبیر انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی، جناب آقای عادل طالبی، اظهار کردهاند از آذرماه سال قبل، کسب و کارهای آنلاین افت ۳۰ تا ۵۰ درصدی نشان میدهند و دو میلیون ۴۰۰ هزار شغل دچار مشکل شدهاند. ایشان در ادامه گفتهاند «خسته شدیم این قدر دروغ شنیدیم!»
خیلیها ۲۱ سال است در این کارند. این همه قطعی ِ اینترنت! دو تا سِروِر نمیتوانند باهم ارتباط برقرار کنند، چطور توی روی ما نگاه میکنند و دروغ میگویند. منِ شهروند کدام را باید باور کنم؟ به گوشی تلفنام نگاه میکنم. اینترنت مخابرات دارم. گفتهاند فیبر نوری است. خدا عالم است. باید هر چند دقیقه یکبار وای فای گوشی را خاموش و روشن کنم تا وصل شود وکار کند. ظاهراً اینترنت قرار نیست صدبرابر شود بلکه قرار است صیانت را صدبرابری و صدگیگابایتی بفرمایند.
صیانتطلبان عزیز! توقع دارید نخبگان آی تی و کسب و کارهای آنلاین، نانوتکنولوژی و متاتکنولوژی را رها کنند و بنشینند زل بزنند به سرعت ۱۵ کیلوبایت؟ یک آقای مسئول محترمی هم فرموده اند سرعت پایین نیامده، توقع مردم رفته بالا! چه جوابی باید به ایشان داد؟ آیا میخواهید به درک مردم و خودتان اهانت کنید؟ یا گفتهاند در دورهی قبل مدیران اپراتورها ناراضی بودند. چرا رضایت نداشتند؟ در بحرانیترین دوران اقتصادی کشور، سودآورترین کسب و کار نبودند؟ اگر نبودند آن چندین هزار میلیارد سرمایهگذاری که مدعیاند را از کجا آوردهاند؟ دولت به آنها داده بود یا از درآمدشان بود؟ شاید، چون وزیر قبل گفته بود با پیشرفت تکنولوژی اینترنت باید ارزان شود نه گران، به مذاقشان خوش نیامده است. شاید هم میگویند چرا نمیگذارند ما هم مثل صنعت خودروسازی همه چیز را انحصاریتر از این که هست کنیم.
دولت قبل هم منتقد کم ندارد و خیلیها دلِ خوشی از آن ندارند، ولی هرچه بود چند وزیر کاربلد داشت و برای تخصص، کم و بیش ارزش قائل بود. اما ظاهراً صیانتطلبان نه تنها از مهاجرت نخبگان و فرار مغزها ناراحت نمیشوند بلکه با دمِشان گردو هم میشکنند. میگویند جا برای ما باز میشود. میتوانیم از خودمان و کارشناسانمان استفاده کنیم که نمیدانیم ۱+۵ یعنی چه و آلمان چند فرودگاه دارد.
میدانم که معتقدید اکثر دانشگاهیان و صاحبنظران لیبرال و غربزده هستند و اصلاحطلبان هم از دشمن بدترند. چرا از همان اصولگرایان عاقل و کاردان استفاده نمیکنید؟ معیار خودیبودنِ شما چیست؟
این که به مردم خدمات بهتری برسانند و رضایت داشته باشند بد است؟ این که یک دولت کارآمد باشد بد است؟ گیرم شایستگان را پس زدید، اما از یک جایی به بعد زیر پای خود را خالی میکنید.
در دوران کودکی ما کارتونِ یوگی و دوستان را حتماً خیلیها دیدهاند. این سریال کارتونی، شخصیتهای منفی جالبی داشت. وقتی میخواستند کار بدی علیه شخصیتهای مثبت کنند آن را در لفافهی خوبی پنهان نمیکردند و علناً از بدی دفاع میکردند؛ مثلاً آشکارا از مزیتهای خودخواهی میگفتند یا یکی از آنها کلاس درس برگزار میکرد و روی تختهسیاه آموزش میداد که چطور میشود از راه بد به خواستههای خود رسید! در یکی از قسمتها -که به لطف صیانت نتوانستم آن را در اینترنت پیدا کنم و خاطرهی محوی از آن دارم- شخصیت منفی یا همان آدمِ بد ِ داستان، یکی از دوستان یوگی را گول میزند تا هر روز تکهای از کشتیشان را بِکَند و برای او ببرد. بعد از مدتی چیزی از کشتی اصلی باقی نمیماند و آدم بد داستان با سرهم کردن ِتکهها همان کشتی را در جای دیگر ساخته است! بدون این که کشتی را بخرد یا جابه جا کند تکه تکه آن را صاحب میشود و در جای دیگری بنا میکند.
صیانتطلبان محترم! کاری که شما با همدستی بعضی از تندروهای ارزشینما میکنید دقیقاً همین بلا را سرِ ایران میآورد. نفر به نفر، گروه به گروه را به مهاجرت وادار میکنید و روزی میآید که ایران را تکه تکه جابه جا خواهید کرد. امیدوارم پیش از آن روز، فریادِ چراغ چراغ را بشنوید و هشیار شوید.

