پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : ویدا رهبر:«استفن دالدری» کارگردان فیلم،قبلا فیلم دیگری به نام «بیلی
الیوت» را هم روی صحنه تئاتر و هم در قالب فیلم سینمایی کارگردانی
کرده.فیلم «پرصدا و بهشدت نزدیک»،اقتباسی است از یک اثر ادبی نوشته
«جاناتان استافرفاور» که یکی از کارهای هنری در مورد پیامد حادثه تروریستی
11 سپتامبر است و 4 سال پس از آن حادثه نوشته شده،ولی فیلم در شروع سال
2012 میلادی به نمایش درآمد.
قصه فیلم بر محور هنرمند نوجوانی به نام «توماس هورن» میگردد که
پسربچهای احساساتی است.او پدرش را در فاجعه تروریستی 11 سپتامبر از دست
داده اما در بین وسایل پدر،کلیدی پیدا میکند که برای یافتن راز کلید،سفر
پرماجرایی را آغاز میکند.
قهرمان فیلم پسرکی غیرعادی است با یک ذهن فعال و عادتهای عجیب و
غریب.مثلا او از ماشینسواری متنفر است و ترجیح میدهد سفرش را در تمامی
نقاط شهر پیاده طی کند.البته این فرصتی است که کارگردان بتواند از فضاهای
تصویری شهر،یک فضای غیرمتعارف به تماشاگر نشان بدهد.در طول فیلم خاطرههای
پدر به یاد پسر برمیگردند که این امکان حضور بیشتری به «تام هنکس» در نقش
پدر میدهد.
«تام هنکس» این فیلم را درباره رابطه بین پدر و فرزندان میداند و
معتقد است این فیلم بیشتر تصوری از جدایی فرزند و والدین است.پدربودن حسی
است که هرگز از بین نمیرود و برای رابطه با هر یک از فرزندان باید رابطه و
رفتاری متفاوت داشت.پدر باید خوششانس باشد که بعد از مرگش،فرزندان
خاطرهای خوب از او و کارهایش به یاد بیاورند.
منتقدان فیلم «پرصدا و بهشدت نزدیک» را به خاطر ظرایف و زیباییاش
مورد ستایش قرار دادهاند اما برخی دیگر بر این باورند که کارگردان برای
جایزهگرفتن این فیلم را ساخته و تلاش آشکار او را برای پرسروصداکردن و
سنگینساختن فیلم مورد انتقاد قرار میدهند. در حقیقت «استفن دالدری» فیلمی
بلندپروازانه ساخته است که میخواهد با آن خودنمایی کند. البته او
کارگردان ماهری است و در این فیلم هم از حمایت و همراهی این نوجوان یعنی
«توماس هورن» به خاطر بازی قویاش برخوردار بوده. نکته قابلتوجه اینکه
«توماس هورن»،در دنیای واقعی نیز یک پسربچه نابغه است که برنده مسابقات
تلویزیونی «جئوپاردی» آمریکا شده.او قهرمان کاراته و تنیس است و همینطور
پیانیستی ماهر و مسلط به زبانهای کرواسی و چینی.این فیلم،اولین فیلم
«توماس هورن» در مقام بازیگر است. برخی منتقدان معتقدند «توماس هورن» برای
گرفتن اسکار به دنیا آمده است.
گرچه این فیلم،از لحاظ هنری فیلمی است با کیفیت بالا،ولی در ضمن
نومیدکننده نیز هست.ضمن اینکه نمایشی عالی از بحران است در نگاه کودکی که
قادر به درک همه ابعاد بحران نیست.«استفن دالدری» تلاش دارد قلب تماشاگر را
بشکند و حس مخاطب را درگیر کند.او میخواهد مخاطب در جایجای فیلم با
بازیگران همراه باشد و بیاختیار اشک بریزد.حتی با قراردادن پدربزرگی(ماکس
فونسیدو) که لال است و حرفهایش را روی دفترچه کوچکی می نویسد و در کف یک
دستش «بله» و کف دست دیگرش «نه» خالکوبی شده.