پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : المپیک سی ام هم مثل 29 المپیک قبل به کار خود پایان داد و سرانجام ورزشکاران بیش از دویست کشور شرکت کننده در این رقابتها با همه تلخ ها و شیرینی های این رویداد مهم ورزشی خداحافظی کردند و به نوعی از هم اکنون برای المپیک بعد که قرار است در کشورقهوه برگزار شود نقشه کشی می کنند.
المپیک لندن از حیث مدال آوری و افتخار آفرینی ورزشکاران ایرانی، برای ما بسیار دلنشین تر از تمام المپیک های قبل بوده است و ورزشکاران غیور کشورمان موفق شدند با کسب 4 مدال طلا، 5 نقره و 3 برنز ، رویایی ترین المپیک تاریخ را برای کشورمان به نام خود ثبت کنند.
اما آنچه که مسلم است به تاریخ پیوستن لندن و خاطره های شیرین آن از امروز و در مسیر ریودوژانیرو و المپیک سی و یکم قدم زدن است!
کسب افتخارات شیرین است اما یادمان باشد نباید در باد این موفقیت ها خوابید و دلخوش به این شد که رویاهایمان تعبیر شد و کار تمام. کسب رتبه هفده در حضور بیش از دویست کشور جهان، پیش از این رویایی دست نیافتنی بوده است اما حال که محقق شده، پیش روی ما چه فصل های ناخوانده ای از کتاب المپیک را قرار می دهد؟ آیا قرار است قصه یک درمیان موفقیت در المپیک ها برای ما تکرار شود و مثل پکن در المپیک ریو ناموفق ظاهر شویم؟!
المپیک لندن درس های بسیار زیادی داشت اما آنچه که مهم است بهره گیری از این درسها برای موفقیت های بیشتر در آینده است و تنها کسانی که متولی امر ورزش در کشور هستند باید به آن توجه ویژه ای داشته باشند.
1- همانطور که پیش بینی می شد در روزهای نخست المپیک سی ام انتظار مدال آوری از رشته های تیراندازی، قایقرانی، پینگ پنگ، دوچرخه سواری، بوکس و ... نمی رفت و شاید ورزشکاران این رشته ها فقط به صرف حضور و کسب تجربه پای به این میدان گذاشته بودند و البته مسئولان کاروان ورزشی ایران هم با همین توجیه از کنار حذف پیاپی ورزشکارانمان گذشتند اما یادشان رفته بود که این قصه در طول تاریخ حضور ایران در رقابتهای المپیک همواره بوده و تا کنون ادامه داشته است. حال این سوال پیش می آید که تا کی مسئولان ورزش می خواهند خط قرمزی بر روی این رشته های بی مدال بکشند و با این توجیه بار مسئولیت را از روی شانه های خود خالی کنند؟ ما به دلیل عدم سرمایه گذاری بر روی این رشته ها حتی حاضر نیستیم که به همراه ورزشکاران شرکت کننده در المپیک مربی بفرستیم! و در واقع این ضعف در برنامه ریزی و اهمیت ندادن مسئولان به این رشته های ورزشی هم قابل تامل است که باید برای رقابتهای ورزشی آینده فکری به حال آن شود.
2- حذف ناعادلانه کشتی گیر لایق کشورمان، سعید عبدولی و هم چنین مظاهری در رشته بوکس به دلیل ناداوری حکایت از عدم تاثیرگذاری و نفوذ مسئولان ورزشی ما در فدراسیون های جهانی دارد و این عدم حضور منجر به حق کشی و در نهایت تضعیف کاروان اعزامی به رقابتهای مهمی نظیر المپیک می شود. برنامه ریزی برای نفوذ و حضور در فدراسیون های ورزشی یکی از مهمترین کارهایی است که باید مورد نظر واقع شود تا در رقابتهای آسیایی و المپیکی آینده با قدرت های نفوذ بهتری پای به رقابتها بگذاریم.
3- مدال آوری احسان حدادی در رشته پرتاب دیسک تلنگری به کل ورزش کشور بود، در طول تاریخ حضور در المپیک، کاروان ایران به جز رشته های وزنه برداری، کشتی و تکواندو موفق به مدال آوری نشده بود و مدال نقره حدادی که کمتر از طلا نبود به مسئولان ما گوشزد کرد که کار کردن روی سرمایه های دو ومیدانی یکی از اقداماتی است که باید به طور ویژه در دستور کار قرار گیرد.دو ومیدانی یکی از رشته های پر مدال در المپیک است. البته در رقابتهای المیپک لندن کاروان اعزامی 9 ورزشکار در این مسابقات داشت که باید در المپیک های بعد روی مدال آوری همه آنها حساب ویژه ای باز شود. بولت اعجوبه دو ومیدانی جهان که به تنهایی سه مدال طلا برای کاروان ورزشی جامائیکا از رقابتهای دو میدانی به دست آورد و این کشور را بعد از ایران در رتبه هجدهم جهان قرار داد، ثابت کرد سرمایه گذاری در رشته دو ومیدانی عواید گرانبهایی برای ورزش یک کشور به ارمغان می آورد.
4- بازهم وزنه برداری، کشتی و البته تکواندو، مدال آوری کردند که سهم کشتی فرنگی در مرغوبیت مدال، از همه بیشتر بود این که کشور عزیز ما ایران در این رشته ها دارای استعدادهای بسیار زیادی است بر کسی پوشیده نیست و بدون شک نمی توان موفقیت های این ورزشکاران را مربوط به برنامه ریزی های 4 ساله مدیران ورزش و یا غیره نسبت داد. کشتی فرنگی ثابت کرد که اگر مورد اهمیت بیشتری قرار گیرد موفق و افتخار آفرین خواهد بود. حال سوال این است کدام یک از باشگاه های ورزشی کشور تا کنون به طور منظم در رشته های کشتی(آزاد و فرنگی) و وزنه برداری و حتی تکواندو تیم داری کردند و با ورزشکاران این رشته ها قرارداد های خوب بسته اند؟ تا چه اندازه این رشته های ورزشی در کشور ما دارای سالن های خوب و استاندارد در همه شهرستانهای کشور هستند و یا ورزشکاران این رشته ها از سنین کودکی تا جوانی مورد حمایت ققرار می گیرند تا استعدادهای بالقوه به بالفعل تبدیل شوند؟ آیا فقط باید به تک ستاره ها دل خوش باشیم یا با برنامه ریزی و کارهای ساختاری همواره با پشتوانه به المپیک برویم و با دست پر برگردیم؟
این ها سوالاتی است که تا المپیک لندن بی جواب بوده اند و باید منتظر ماند و دید آیا از این پس نیز همینگونه خواهد بود؟
5- ورزش های تیمی ما نیز دوباره از رسیدن به المپیک هم ناکام بودند چه برسد به مدال آوری، این اتفاق در رشته های فوتبال، هندبال، والیبال سالهاست که رخ نداده و هرکدام رکورد عدم حضورشان در المپیک به حدود نیم قرن می رسد، بسکتبال هم که در دوره پیش پس از 40 سال به المپیک آمد فروغ نداشت و بازهم در لندن خبری ازآن نبود. این نکته باید مسئولان ورزش ما را در فکر فرو برد که چه می شود تیم های این رشته ها در لیگ های داخلی( به ویژه فوتبال) مورد سرمایه گذاری های بی شماری قرار می گیرند اما در رقابتهای المپیکی و حتی آسیایی حضور و فروغ ندارند؟ آیا با سرمایه گذاری بیش از حد روی یک رشته ورزشی به نام فوتبال تا کنون توانسته ایم به خواسته های حداقلی مردم که همان حضور در رقابتهای مهمی مثل جام جهانی و المپیک باشد ( کسب مقام در این رقابتها پیش کش)، جامه عمل بپوشانیم؟
تیم های فوتبال کره جنوبی و ژاپن با حضور در دیدار رده بندی المپیک به ما ثابت کردند که سالهای زیادی باید طول بکشد تا بتوانیم حداقل به گردآنها در رشته فوتبال برسیم.
بهتر است مسئولان ورزش، سرمایه ها و هزینه ها را در تمام رشته های ورزشی عادلانه تقسیم کنند و ورزش های مدال آور المپیکی هم سهم حداقلی از سرمایه های جاری داشته باشند نه اینکه تمام جامعه و باشگاه های ورزشی و مهم کشور به سمت یک رشته ورزشی بروند و کل ورزش ها بی نصیب بمانند.
6- اهمیت دادن به ورزش بانوان یکی از موارد مهمی است که نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد. در رقابتهایی نظیر المپیک و یا حتی بازیهای آسیایی تعداد مدال برای کشورهای و رتبه بندی آنها حائز اهمیت است به جرات می توان گفت قریب به 50 درصد از مدالهای کشورهای پرمدالی نظیر چین و آمریکا - که بیشترین مدال را در المپیک به خود اختصاص دادند- توسط بانوان به دست آمده است. حضور بانوان ورزشکار ما در میادین مختلف ورزشی به ویژه حضور پرتعداد در المیپک طی دهه اخیر ثابت کرده است که سرمایه گذاری روی ورزش بانوان امری مهم و ضروری برای ورزش کشور به شمار می رود. الهه احمدی در رشته تیراندازی المپیک لندن به مقام ششم دست یافت و ثابت کرد اگر کمی بیشتر ورزش بانوان مورد توجه قرار گیرد در المپیک بعد حتما مدال آوری خواهد کرد.
7- اهمیت دادن به مربیان ارزنده وطنی که بسیار خوب با شاگردان خود خو می گیرند و ظرافت های استعدادهای ورزشکاران ایرانی را به خوبی می شناسند یکی دیگر از درس هایی است که مسئولان ورزش باید به اهمیت آن پی ببرند. محمد بنا، کوروش باقری و حتی رسول خادم ثابت کردند که اگر مورد حمایت و توجه ویژه قرار گیرند می توانند تا سالهای زیاد کارخانه بازیکن سازی راه بیاندازند و طلا ضرب کنند! البته حیف که قدر امثال رضا مهماندوست را ندانستیم و در المپیک از آن استفاده نکردیم.
امیدواریم مسئولان ورزش ما همانند بازیهای آسیایی گوانگژو موفقیت های ورزشکاران را به شخص خود نسبت ندهند و تا مدتها دعوا بر سر این نباشد که وزیر ورزش چقدر سهم داشته یا رئیس و دبیر کمیته ملی المپیک و ... بلکه برنامه ریزی برای سالهای بعد از همین امروز شروع شود و این موفقیت چشم مسئولان را بر روی ضعف های کنونی نبندد.