پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مریم زنگنه - تقریباً سه سال است که مسؤولان ثبت احوال کشور از روند کاهش موالید و رفتن هرم سنی کشور به سمت پیری خبر میدهند.
سه سال قبل درست بعد از
شروع به کار دولت دوم دکتر احمدینژاد، تشویقهای وی البته در ابتدا در
لفافههایی از طنز و شوخی برای ازدیاد جمعیت شروع شد. در همان روزهای
اول، مسؤولان ثبت احوال کشور در نشستهای متعدد خبری از بهم خوردن توازن
هرم سنی جمعیت کشور خبر دادند. آنها البته در ضمن صحبتهایشان اشاره
داشتند که تشویق به افزایش فرزند برای همه افراد جامعه و در همه استانها
نیست.
چه کسانی از افزایش موالید استقبال میکنند؟
آنها
میگفتند ما با احتیاط این مباحث را مطرح میکنیم زیرا به محض اینکه بحث
باروری بیشتر و افزایش موالید میشود، خانوادههایی از این موضوع استقبال
میکنند که اتفاقا به لحاظ رفاه اجتماعی و شرایط اقتصادی وضعیت مطلوبی
ندارند. همان موقع در گفتههایشان تاکید داشتند که در شهرهای بزرگی
مانند تهران و مشهد که دارای رفاه اجتماعی مناسبتری هستند، شاخص رشد
باروری به یک و حتی کمتر از یک درصد رسیده است.
رییس دفتر جمعیت این
سازمان تاکید داشت که اغلب زوجهایی که هر دو شاغل هستند و درآمد نسبتا
بالایی دارند، یا یک فرزند دارند و یا اصلا فرزندی ندارند. به همین دلیل
وقتی سخن از افزایش باروری است ما باید با احتیاط هشدار دهیم که این مساله
منجر به افزایش جمعیت در حاشیه شهرها نشود.
احمدینژاد حتی برای تشویق
مردم به زاد و ولد گفت به هر نوزادی که از این به بعد متولد میشود مبلغ
یک میلیون تومان هدیه میدهیم. این هدیه البته نقدی نبود و در قالب حسابی
که خود دولت هم تعیین کننده آن بود به این نورسیدهها تعلق میگرفت. البته
بعد از مدتی به علت کسری بودجه این طرح هم کلا از حیز انتفاع خارج شد.
ناگفته نماند این سیاست تشویقی هم چندان موثر واقع نشد و نرخ رشد باروری
در همان موقعیت سابق باقی ماند.
تشویقهای بیثمر رییسجمهور
این
هشدارها البته در همان مقاطع زمانی به پایان رسید و مردم هم در آن وقت،
چندان از این مساله استقبال نکردند و حتی هشدار مسؤولان و بحث افزایش
موالید و ضربالمثل هر آنکس که دندان دهد نان دهد را هم فراموش کردند. تا
اینکه به تازگی مقام معظم رهبری وارد این جریان شدند و تاکید کردند که
جمعیت کشور تا چند سال آینده به سمت پیری خواهد رفت و ما باید جمعیت جوان
خود را حفظ کنیم. مسلم است که منظور مقام معظم رهبری، جمعیت جوان
تحصیلکرده و شاغل و در واقع رشد کیفی جمعیت بود. اولین واکنش مسؤولان نسبت
به این فرمایشات، تصویب دو فوریت لغو قانون «تنظیم خانواده» بود. ماده یک
این قانون میگوید: کلیه امتیازاتی که در قوانین بر اساس تعداد فرزندان یا
عائله پیشبینی و وضع شدهاند در مورد فرزندان چهارم و بعد که پس از یک سال
از تصویب این قانون متولد میشوند قابل محاسبه و اعمال نخواهد بود و
فرزندانی که تا تاریخ مزبور متولدمیشوند کماکان از امتیازات مقرر شده
برخوردار میباشند.
این قانون البته دو ماده دارد و در ماده دوم محدودیتهایی نیز برای افزایش موالید در نظر گرفته بودند.
بیگدار به آب نزنیم!
دکتر
مرندی به عنوان تئوریسین تنظیم خانواده و کسی که اولین تلاشها را برای
تنظیم لایحه تنظیم خانواده و تصویب آن به شکل قانون داشته است یکی از کسانی
است که این روزها مصاحبههای متعددی دارد و معتقد است لغو این قانون موجب
افزایش موالید نمیشود.
وی در گفتگو با خبرنگار ما میگوید: پس از
تصویب این قانون قرار بود جمعیت کشور حساب شده و با آرامش کم شود اما رشد
باروری از قبل از تصویب این قانون روند کاهش خود را شروع کرده بود. استقبال
مردم از این قانون به حدی بود که ما 20 سال قبل به نتیجهای رسیدیم که
حالا باید میرسیدیم. ما الان به جایی رسیدهایم که این نگرانی پیش آمده که
اگر چند ده سال دیگر روند رشدمان به همین منوال پیش برود ممکن است رشد
جمعیتمان متوقف شود و اگر باز هم ادامه پیدا کند ممکن است منفی شود و ما
باید چه کار کنیم که 80 سال دیگر به چنین موقعیتی نرسیم. به همین دلیل هم
رهبر انقلاب فرمودند که با توجه به اینکه کشور قابلیت 150 میلیون جمعیت را
دارد جمعیت را اضافه کنیم. خود ایشان هم فرمودند باید جمعیت کیفی داشته
باشیم. جمعیتی که فقط ازدیاد مردم نباشد و یک مشت مردم فقیر و بیسواد و
بیکار و مشکلدار را اضافه کنیم. دوبار از ایشان شنیدم که ما باید در 50
سال آینده حرف اول را در دنیا بزنیم پس باید نسل خیلی فرهیختهای داشته
باشیم.
هیجان زده نشویم؛ آرامتر!
دکتر
محمد میرزایی رییس انجمن جمعیتشناسی ایران نیز به خبرنگار ما میگوید:
الان متوسط فرزندان خانوار در کشور ما بین یک و دو فرزند است و این باید به
رقمی بین دو و سه فرزند برسد اما این اقدام باید آرام و با ارائه تشویق
صورت گیرد، نه اینکه وسایل تنظیم خانواده ـ که در واقع وسیله بهداشت
خانواده و حافظ امنیت مادر است ـ را از خانوارهای بعضاً محروم دریغ کنیم و
آنان را به سوی حاملگیهای ناخواسته و رفتارهای غیرطبیعی سوق بدهیم. وی
میافزاید: در واقع نظر من این است که معدل فرزندان به 5/2برسد. در آن
صورت، هم رشد جمعیت آرام خواهد بود و هم از سالخوردگی افراطی جمعیت جلوگیری
میشود. متفکران باید جامعه را به سمت تعادل ببرند و یکی از مباحث مهم در
این بحث، تعادل در رشد جمعیت است. دیدیم که سال 65 رشد یکباره جمعیت چه
تبعاتی برای کشور داشت و آن نسل که هماکنون به سن ازدواج و اشتغال
رسیدهاند، کشور را با چه مشکلاتی مواجه ساخته است. آن یک نمونه افراط بود و
الان هم در رشد جمعیت نباید دچار تفریط شویم. باید توجه داشته باشیم که
برای رشد جمعیت نباید به حرکات خارج از چارچوب دست زد.
افزایش جمعیت؛ از خیال تا واقعیت
دکتر
محمدجواد محمودی رییس مرکزمطالعات و پژوهشهای جمعیتی ایران و اقیانوسیه
میگوید: در تحولات باروری کل در کشورهای مسلمان؛ ایران پائینترین باروری
را در کل کشورهای مسلمان دارد. تنها کشور آلبانی است که نرخ باروری آن 5/1
فرزند است که البته الگوی اروپایی دارد.
اینکه گفته میشود رشد باروری
کشور به 6/1 رسیده است و این نرخ در بین کشورهای مسلمان بعد از آلبانی
پایینترین نرخ رشد باروری است. اینکه گفته میشود تا دو دهه آینده جمعیت
میانسال و مسن ما بیشتر از جمعیت جوان میشود و هزاران توجیه دیگری که این
روزها برای افزایش باروری انجام میدهند، هشدارهایی نیست که باعث شود
مردم از موضع خود عقب نشینی کنند و به سمت افزایش فرزندان بروند. واقعیت
این است که برای افزایش نرخ باروری باید شرایط لازم فراهم باشد و یکی از
اصلیترین این شرایط، مساله ازدواج جوانان است.
12 ساعت کار روزانه؛ جای بچه کجاست؟
دولت
چگونه انتظار دارد وقتی رشد ازدواج در کشور کاهش پیدا کرده، افزایش موالید
صورت بگیرد؟ جوان امروزی که دو واحد دانشگاهی تنظیم خانواده را نیز
گذرانده است به دلیل نبود شرایط اقتصادی مناسب تن به ازدواج نمیدهد و اگر
هم خیلی ریسک پذیر باشد و ازدواج کند فرزندی به دنیا نخواهد آورد. وقتی زن و
مردی به خصوص در شهرهای بزرگ روزی 12 ساعت از منزل بیرون هستند و مجبورند
در این مدت فرزندشان را به کسان دیگری مانند والدین و یا مهدهای کودک
بسپارند؛ چطور سایرین که به آنها نگاه میکنند و در موقعیت مشابه هستند
تمایل پیدا میکنند که فرزندی داشته باشند. مگر غیر از این است که والدین
فرزندی به دنیا میآورند که توسط خودشان تربیت شود و نسل خوبی به جامعه
تحویل دهند اما وقتی در شبانه روز ساعتهای محدودی فرزندشان را میبینند
چرا باید تن به این کار بدهند؟
گذشته از آن مگر میشود بچه را با آب و
دوغ و نان خالی بزرگ کرد؟ بدن یک کودک نیازهای فراوانی به پروتئین و کربو
هیدرات و لبنیات دارد و این گزارش قرار نیست درباره این محصولات چیزی بگوید
که همه میدانند. زن و مرد برای بودن در کنار یکدیگر نیاز به مسکن دارند.
اما کدام مسکن؟ مسکن مهر که در کیلومتر 70 فلان شهر قرار دارد و روزی سه
ساعت طول میکشد تا مرد به محل کارش برسد و اگر در غیاب او اتفاقی برای
همسر و فرزندش رخ دهد همین زمان طول میکشد تا او به آنها برسد؟
عصای امروز یا عصای روزگار پیری
میگویند
جوانان بروند و با خانوادههایشان مشترک زندگی کنند. مساله اینجاست که
اغلب پدر و مادرهای امروزی، خودشان در آپارتمانهای 75 متری زندگی
میکنند. در کجای این مساحت دو و یا سه نفر دیگر را جا بدهند؟ دو یا سه نسل
قبل بود که پدر مادرها خانههای ویلایی 600 متری مانند خانه پدر سالار
داشتند.
به نظر میرسد با توجه به مشکلاتی که این روزها مردم با آن
دست و پنجه نرم میکنند جایی برای این فکر برایشان باقی نمیماند که به 90
سال آینده فکر کنند که قرار است رشد جمعیت ایران منفی شود و سالمندان بیش
از 50 درصد جمعیت کشور را تشکیل دهند. کاش مسؤولان به جای اینکه هیجان زده
شوند و قانون تنظیم خانواده را لغو کنند کمی بیشتر به ایجاد رفاه اجتماعی
فکر کنند و درباره راههای عملی و منطقی افزایش جمعیت بیندیشند. آن وقت خود
به خود نرخ باروری رشد پیدا میکند زیرا ایرانیها آنقدر احساساتی هستند
که به فکر عصای روزگار پیریشان باشند.