پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
نگاهي
به اغلب شبكههاي تازه تاسيس سيما نشان ميدهد بحث «محتوا» در اغلب اين
شبكهها امري است كه با بيتوجهي كامل با آن برخورد ميشود و اغلب مسوولان
تامين برنامه شبكهها با مراجعه به «آرشيو غني» صدا و سيما، برترين
برنامههاي پخش شده در سالهاي پس از انقلاب را با نگاه خاص خود گزينش كرده
و آنها را براي پخش از شبكه خود «مناسبسازي» ميكنند. اين سنت «از جيب
خوردن» سبب شده شبكههاي جديدي كه در اين ساختار آغاز به فعاليت ميكنند در
اغلب موارد بيش از آنكه به ساختار شبكههايي زنده، پويا، فعال و جريانساز
شبيه باشند، به ساختار «شبكههاي كابلي» يا سيستم پخش برنامه در هتلها
شبيه شوند كه مثلا از صبح تا شب براي مخاطبان خود برنامههايي يكسان پخش
ميكنند
فضاي رسانهيي ايران در طول سالهاي گذشته هربار با پديده تازهيي مواجه
بوده است. در سالهاي مياني دهه 70 و پس از روي كار آمدن حجتالاسلام «سيد
محمد خاتمي»، روزنامههاي مختلفي راهاندازي شدند. در سالهاي اوليه دهه 80
راهاندازي«خبرگزاري» به پديده جديد دنياي رسانهيي تبديل شد و ناگهان
مخاطبان با حجم زيادي از خبرگزاريهاي جديد مواجه شدند. مدتي بعد
«راهاندازي سايت خبري» به پديده اول رسانهها تبديل شد و انواع و اقسام
سايتهاي خبري با محتواهايي عموما خبري- سياسي متولد شدند. در سالهاي
گذشته پديدههاي ديگري نيز در عرصه اطلاعرساني متولد شدند كه البته كاركرد
اوليه آنها اطلاعرساني نبوده اما در شرايط خاص ايران خيلي زود با چنين
فضايي خود را تطبيق داده و به عرصهيي براي انتشار اخبار و رويدادهاي جديد
تبديل شدند. «فيسبوك» يكي از اين پديدههاست كه با گسترش رشد آن خيلي زود
پديده «وبلاگ» به حاشيه رانده شد. اين روزها «شبكههاي تلويزيوني» به پديده
جديد دنياي رسانهيي تبديل شدهاند. روزي نيست كه مسوولان سيما از
راهاندازي شبكهيي جديد سخن نگويند و در اين خصوص اعلام نظر نكنند. در
مطلبي كه ميخوانيد به بررسي نحوه راهاندازي اين شبكهها و نيز كيفيت
شبكههايي كه به تازگي راهاندازي شده پرداختهايم.
فرمول يكسان شبكهسازي
«تا دو سال آينده حداقل بايد صد شبكه تلويزيوني داشته باشيم». سال گذشته در
مراسم افتتاح رسمي شبكه تلويزيوني نمايش، دكتر محمود احمدينژاد،
رييسجمهور كشورمان با بيان اين مطلب از راهاندازي شبكهيي جديد در كشور
ابراز رضايت كرد و با بيان اين جمله تاييدآميز مسوولان سيما را به
راهاندازي شبكههاي جديد تشويق و ترغيب كرد.
طبيعي است كه رييسجمهور به عنوان فردي كه اداره كشور را به عهده دارد و
توزيع «بودجه عمومي» كشور نيز توسط وي صورت ميگيرد، به دنبال فراهم آوردن
لوازم و اسباب راحتي مردم كشور باشد. «فرهنگ و هنر» نيز يكي از مهمترين
اقلام مورد نياز زندگي مردم در هر جامعهيي است كه گاهي اهميت آن حتي از
«نان شب» هم بيشتر ميشود؛ به ويژه در شرايط امروز جامعه ايران كه برخي
كشورهاي خارجي با راهاندازي شبكههاي تلويزيوني و راديويي يا با حمايت
مادي و معنوي از اين شبكهها، تلاشي دامنهدار را براي تاثيرگذاري فرهنگي
بر كشور آغاز كردهاند، اهميت راهاندازي شبكههاي جديد دو چندان ميشود.
مدتي پيش و در مراسم افتتاح رسمي دو شبكه «ورزش» و «پويانمايي» باز هم
رييسجمهور با دعوت از مسوولان صدا و سيما و نيز برخي چهرههاي فعال در
عرصه ورزش و كودك به جلسه هيات دولت، ميزبان مراسمي شد كه قرار بود در
پايان آن دو شبكه جديد به خانواده شبكههاي صدا و سيما افزوده شود. در اين
مراسم نيز بار ديگر رييسجمهور از راهاندازي شبكههاي جديد حمايت كرد.
راهاندازي چنين شبكههايي كاري پر هزينه است كه قطعا اگر حمايت ريالي و
ارزي دولت وجود نداشته باشد، چنين امري محقق نميشود اما آيا چنين
حمايتهايي در محل صحيح خود هزينه شده است؟ آيا شبكههاي جديد آن گونه كه
عزتالله ضرغامي در مراسم افتتاحيه شبكه ورزش و پويانمايي عنوان كرده «بر
اساس شناخت نياز مردم و مطالعات اجتماعي» صورت گرفته است؟ اگر چنين
مسالهيي صحت دارد چرا تا اين ميزان آشفتگي، بينظمي و بيهدفي در
برنامههاي چنين شبكههايي وجود دارد و چرا حاصل عملكرد اين شبكهها با
تعاريف شبكههاي تلويزيوني و حتي با سخنان مسوولان راهاندازي چنين
شبكههايي تا اين اندازه در تعارض است؟ به نظر ميرسد در ذهن مسوولان سيما،
تعريف موجود از شبكههاي تلويزيوني جديد و راهاندازي شبكههاي تازه در
اغلب موارد تعريفي در قد و قواره راهاندازي يك وبلاگ است كه به جاي فضاي
مجازي، در فضاي امواج ماهوارهيي معنا پيدا ميكند. در چنين ساختاري مهم
راهاندازي يك شبكه جديد به صورت آزمايشي و سپس افتتاح رسمي آن است. در اين
ساختار فقط افزايش زمان پخش شبكه از چند ساعت به مثلا 12 و سپس به 18 ساعت
و در ادامه 24 ساعته كردن پخش آن مهم است و درباره مسالهيي مهم و حياتي
به نام «محتوا» تدبير خاصي انديشيده نميشود. نگاهي به اغلب شبكههاي تازه
تاسيس سيما نشان ميدهد بحث «محتوا» در اغلب اين شبكهها امري است كه با
بيتوجهي كامل با آن برخورد ميشود و اغلب مسوولان تامين برنامه شبكهها با
مراجعه به «آرشيو غني» صدا و سيما، برترين برنامههاي پخش شده در سالهاي
پس از انقلاب را با نگاه خاص خود گزينش كرده و آنها را براي پخش از شبكه
خود «مناسبسازي» ميكنند. اين سنت «از جيب خوردن» سبب شده شبكههاي جديدي
كه در اين ساختار آغاز به فعاليت ميكنند در اغلب موارد بيش از آنكه به
ساختار شبكههايي زنده، پويا، فعال و جريانساز شبيه باشند، به ساختار
«شبكههاي كابلي» يا سيستم پخش برنامه در هتلها شبيه شوند كه مثلا از صبح
تا شب براي مخاطبان خود برنامههايي يكسان پخش ميكنند. براي تحليل وضعيت
فعلي شبكههاي تازه تاسيس بد نيست نگاهي به علت ريشهها و علل شكلگيري اين
شبكههاي تلويزيوني داشته باشيم.
شبكه بازار
«شبكه بازار» همانگونه كه از نام آن پيداست قرار است به عنوان شبكهيي
تخصصي در عرصه اقتصادي فعاليت كند. پيش از اين در سيما راديويي با همين
محتوا راهاندازي شد. ساختار اين شبكه برخلاف شبكههاي نمايش، پويا، ورزش
و... ساختاري مبتني بر نگاهي تخصصي است و قرار نيست محتواي اين شبكه مانند
ديگر شبكهها جذاب و سرگرمكننده باشد. اطلاعرساني براي خريد آسان و راحت
كالاهاي ايراني، تامين نيازهاي اقتصادي خانواده، معرفي كالاهاي مناسب،
ارائه اطلاعات اقتصادي به مخاطبان براي آسانسازي تصميمگيري و برنامهريزي
بهتر آنها براي دخل و خرج خانواده، ارائه اطلاعات جديد و تازه درباره
مراكز فروش و... برخي از اهداف چنين شبكهيي است.
اگر چنين شبكهيي به درستي به وظايف ذاتي خود عمل كند ميتواند تحولي جدي
در سيستم اقتصادي كشور و خانوادهها به وجود بياورد. چنين شبكهيي با معرفي
مراكز خريد كالا ميتواند در كاهش سفرهاي غيرضروري نقش عمدهيي ايفا كند.
با معرفي بنگاههاي كوچك و بزرگ اقتصادي شبكه مذكور ميتواند فضاي اقتصادي
كشور را فعال و پويا كند. در چنين شبكهيي ميتوان مستندهاي جذابي با
محوريت اقتصاد توليد و عرضه كرد. مثلا درباره خط توليد كارخانههاي بزرگ و
كوچك، وضعيت اقتصادي جهان، چگونگي توليد كالاي صنعتي و اقتصادي و... برخي
از اين موضوعهاست. چنين شبكهيي ميتواند با توليد برنامههاي اقتصادي
روحيه كار و تلاش عمومي را تشويق و جوانان را به فعاليت در عرصههاي توليدي
و اقتصادي ترغيب كند. به اين فهرست ميتوان دهها و شايد صدها وظيفه ديگر
را نيز اضافه كرد. وظايفي كه قاعدتا بايد در مرحله پيش از راهاندازي چنين
شبكهيي به آن به صورتي جدي «فكر» شود تا در مرحله راهاندازي و پس از آن
شبكه بر اساس نقشه راهي منسجم و كارآمد حركت كرده و روز به روز توفيقهاي
خود را افزايش دهد اما مرور برنامههاي پخش شده از اين شبكه نشان ميدهد
شبكه بازار در نوعي سردرگمي در نحوه عرضه و ارائه برنامه به سر ميبرد. اين
شبكه در اغلب موارد به تقليد از شبكههاي ماهوارهيي كه فروش كالاي خاصي
را تبليغ ميكنند، تبليغات سنگين و پرحجمي را براي فروش محصولات گوناگون به
كار ميگيرد. محصولاتي همچون: كفشهاي پيادهروي، وسايل ورزشي براي كم
كردن وزن وغيره.
در برخي موارد نيز برنامههاي اين شبكه به معرفي كارگاههاي توليدي
ميپردازد كه گهگاه به دليل آشنا ساختن مخاطبان با زواياي پنهان و كمتر
ديده شده شغلهاي جديد مفيد است اما گاهي احساس ميشود چنين برنامههايي
صرفا جنبهيي تبليغاتي و اصطلاحا «آگهي گونه» دارد و در قبال دريافت پول
ساخته شده است. ساختار چنين برنامههايي گاه چنان ضعيف و سطحي است كه مثلا
در آن با صاحب يك فروشگاه يا كارگاه صحبت ميشود و با وجود تُپقهاي فراوان
مصاحبه شونده ـ كه طبيعي هم هست ـ برداشت دوبارهيي صورت نميگيرد!
گزارشها و مصاحبههاي اين شبكه نيز ساختاري بسيار ضعيف و ابتدايي دارد.
«دوربين مخفي» يكي از آيتمهاي اين شبكه است كه گهگاه شكل طرح مسائل و
موضوعها در آن بسيار ناشيانه و حتي برخورنده است. در اين برنامه مخاطبان
گهگاه با آيتمهاي نمايشي مختلفي مواجه ميشوند كه مثلا قرار است از لابلاي
آن مسائل آموزشي به مخاطبان منتقل شود. ساختار كلي نمايشها به قدري ساده و
ابتدايي است كه براي مخاطبان يادآور آيتمهاي نمايشي سالهاي اوليه
راهاندازي تلويزيون است! به نظر ميرسد كمبود نگاه تخصصي و حرفهيي مشكلي
جدي در اين شبكه است كه اميدواريم به مرور زمان حل شود.
شبكه نمايش
علاقهمندي مخاطبان تلويزيون به شنيدن و ديدن «قصه» امري طبيعي است. كافي
است سريال يا فيلمي سينمايي قصه خود را خوب روايت كند. در چنين شرايطي حتي
قصهيي با محتوايي تكراري و قابل حدس نيز براي مخاطبان جذاب خواهد بود. بر
همين اساس ميتوان گفت كه راهاندازي شبكهيي تلويزيوني كه صرفا به پخش
«نمايش» بپردازد، اتفاقي پسنديده است كه البته با تاخيري فراوان اتفاق
افتاد.
پيش از راهاندازي شبكه نمايش، در بخش صدا «راديو نمايش» به راه افتاد.
اتفاق ديگري كه پيش از راهاندازي اين شبكه رخ داد، راهاندازي شبكه
آيفيلم بود كه در مدت زماني كوتاه موفق شد با اضافه كردن منوي فارسي، به
شبكهيي محبوب براي مخاطبان و علاقهمندان تبديل شود.
اين دو شبكه تازه تاسيس به واسطه قابليت تماشا روي دستگاههاي ستاپ باكس
موفق به بهرهگيري از ظرفيتي جدي در فضاي عمومي جامعه شدند. بخش عمدهيي از
افراد جامعه در مكان كار خود يا در مكانهايي همچون: مغازه، لابي هتل،
رستوران، مطب دكتر و... مدت زماني بيكار هستند و براي اين مدت بيكاري هيچ
چيز به اندازه تماشاي فيلم و سريال جذاب نيست حتي اگر آن فيلم و سريال
تكراري باشد! بر همين اساس اين روزها اين دو شبكه در اغلب مكانهاي عمومي
انتخاب اول مخاطبان است اما آيا اين مساله به معناي توفيق شبكه نمايش در
ارائه ساختاري حرفهيي است؟ آيا شبكه نمايش واقعا به معني واقعي كلمه
شبكهيي خوب و پُر مخاطب است؟ شبكه نمايش برخلاف آيفيلم كه صرفا فيلم و
سريال ايراني پخش ميكند، همه نوع فيلم پخش ميكند. فيلمهاي هندي،
فيلمهاي امريكايي، فيلمهاي ايراني و... برنامههاي پخش شده از اين شبكه
است كه البته به واسطه قرار گرفتن در باكسهاي زماني متفاوت و ثابت، به
مخاطبان امكان برنامهريزي براي تماشاي اين آثار را ميدهد. اين شبكه نيز
مانند ديگر شبكههاي تخصصي سيما به «آرشيو عظيم» صدا و سيما متصل است و
آثاري را پخش ميكند كه پيش از اين از شبكههاي مختلف سيما نمايش داده شده
است اما گاهي محصولات انتخابي كه سالها پيش از سيما پخش شده، با وضعيت
فعلي و مميزيهاي امروز سيما قابل تطبيق نيست و همين مساله سبب ميشود گاه
چنان مميزي عجيب و غير قابل تحملي بر اين فيلمها تحميل شود كه تماشاي
برنامههاي اين شبكه به امري سخت و غير ممكن تبديل شود! حذف و اضافه فراوان
در فيلمها، بزرگ كردن تصاوير بهويژه درباره فيلمهاي هندي، بي سر و ته
شدن قصه برخي فيلمها و... نكاتي است كه بينندگان دائم اين شبكه با آن
بسيار مواجه ميشوند. اين شبكه نيز از حداقل خلاقيت گرافيكي و تصويري براي
ارائه برنامهها استفاده ميكند. از همه جالبتر اينكه شبكه نمايش با وجود
افتتاح شبكه پويانمايي، در رقابت براي جلب مخاطب در مناسبتي همچون ماه
مبارك رمضان اقدام به پخش برنامههاي كودك براي مخاطبان خود ميكند!
«خانواده دكتر ارنست»، «سندباد سخنگو»، «حنا دختري در مزرعه» و«دور دنيا در
هشتاد روز» سريالهايي بود كه اين شبكه در ماه مبارك رمضان نمايش داد و
مشخص نيست چرا وقتي شبكهيي تخصصي براي پخش پويانمايي وجود دارد، اين
برنامهها بايد از شبكه نمايش پخش شود؟ آيا شبكه نمايش نميتواند گزيدهيي
10 دقيقهيي از تئاترهاي روي صحنه را به همراه گفتوگو با دست اندركاران
آنها پخش كند؟ آيا اين شبكه نميتواند تيزر فيلمهاي در حال نمايش را پخش
كند؟ آيا اين شبكه امكان پخش تلهتئاترها را ندارد؟
به اين مجموعه ميتوان دهها سوال ديگر را هم اضافه كرد كه اگر به آنها خوب
پاسخ داده شود، شبكه نمايش از وضعيت فعلي كه صرفا شبكهيي تاميني است به
شبكهيي با توليد جذاب تبديل خواهد شد.
شبكه پويانمايي
«روزهاي اول راهاندازي شبكه پويانمايي حدود 450 هزار پيامك از سوي مخاطبان
براي اين شبكه ارسال شد و عدهيي گلايه ميكردند كه شبكه در منطقه محل
سكونت آنها در شهرستانها قابل دريافت نيست و اين مساله اين را نشان ميدهد
كه مردم قدرشناس هستند و با وجود همه مشكلات به فرهنگ داخلي دل
بستهاند.»
اين جملات بخشي از صحبتهاي عزتالله ضرغامي در مراسم افتتاح رسمي شبكه
پويانمايي است. در آمارهايي كه گهگاه از سوي مسوولان سيما ارائه ميشود،
عنصر «تعداد» نقش مهم و پر رنگي دارد و به نظر ميرسد اگر اين عنصر از حد و
اندازه خاصي فراتر رود، ديگر مسوولان دغدغهيي بابت كيفيت نخواهند داشت!
شبكه پويا نيز يكي از همين شبكههاست كه در مدت زمان كوتاهي كه از
راهاندازي آن ميگذرد، مخاطبان زيادي پيدا كرده است اما نگاهي به ساختار
آن نشان ميدهد ضعفهاي عمده و جدي در شبكه وجود دارد. مثلا همين نام
«پويا» بيش از آنكه تداعيكننده شبكهيي پويانمايي باشد، مناسب شبكه «ورزش»
است! اين سوال مطرح است كه چرا نام اين شبكه «شبكه كودك و نوجوان» يا
«شبكه پويانمايي» نيست؟
شبكه پويانمايي شعاري هم دارد كه در قالب شعري به اين مضمون پخش ميشود:
«پويا پويا پويا كارتون واسه بچهها/پويا پويا پويا شبكه كارتونهاي ما»!
از مضمون اين شعر ميتوان دريافت كه تا چه اندازه شبكه داراي انسجام فكري
در تصميمگيري و برنامهريزي است! نكته جالب توجه اين است كه اين شبكه مجري
ندارد و عملا عنصري مهم در برقراري ارتباط با مخاطب از اين شبكه حذف شده
است. از طرف ديگر مشخص نيست با وجود اين شبكه «شبكه دو سيما» كه قرار بود
شبكه تخصصي كودك و نوجوان باشد چه سرنوشتي پيدا ميكند؟!
عدم پخش برنامههاي محبوب از اين شبكه نكته قابل تامل ديگر شبكه پويا است.
چرا برنامههاي عروسكي از اين شبكه پخش نميشود و چرا اين شبكه صرفا محدود
به پخش انيميشنهايي خاص است؟ چند روز قبل خبرگزاري ايسنا در گزارشي از
فعاليت اين شبكه نوشت: «خيلي از مخاطبان هنگام تماشاي برنامههاي شبكه پويا
با مشكل تكراري بودن قسمت پخششده مواجه ميشوند؛ به عنوان مثال، انيميشن
«باخانمان»، هفته گذشته به بازپخش قسمتهاي قبلي پرداخت در حالي كه مخاطب،
انتظار ديدن قسمتهاي جديد را داشت. برخي مخاطبان هم كه از روي كنداكتور
پخش، برنامهيي را براي ديدن انتخاب ميكردند متوجه ميشدند اين برنامه پيش
از اين پخش شده يا قرار است در ساعت ديگري پخش شود. اشكالات جزيي در
زيرنويسها هم از ديگر مسائلي است كه در شبكه پويا ديده ميشود. بعضي از
مجموعههاي انيميشني هم كه در هر قسمت، داستان مجزايي را روايت ميكنند،
بدون رعايت ترتيب، پخش ميشوند كه به دليل پيوستگي خط داستاني، با قسمتهاي
قبل و بعد از آن ناهمخوانيهايي را ايجاد ميكند.»
شبكه شما
حتي شديدترين منتقدان صدا و سيما نيز نميتوانند ايده درخشان
راهاندازي شبكه «شما» را ناديده بگيرند. صدا و سيما در كنار شبكههاي
سراسري خود از مجموعهيي از شبكههاي محلي و استاني تشكيل شده كه
برنامههايي جذاب و خوب توليد ميكنند. در سالهاي اخير تلاشهاي فراواني
صورت گرفت تا برخي از اين توليدات از شبكههاي داخلي نمايش داده شوند كه به
دليل مقاومت ذاتي شبكههاي سراسري در مقابل اين مساله، ايده فوق صرفا
محدود به نمايش چند سريال خاص و چند مستند شد و اين امر هيچ گاه شكلي دقيق
به خود نگرفت.
حالا با راهاندازي شبكه شما مخاطبان ميتوانند گلچيني از برنامههاي
توليدشده در صدا و سيماي مراكز استانها را از اين شبكه تماشا كنند. در
برخي موارد انصافا سطح كيفي و فني اين برنامهها از توليدات شبكههاي داخلي
بالاتر است و گاهي مستندهاي زيبايي از اين شبكه نمايش داده ميشود كه
مخاطبان را با جذابيتها و زيباييهاي نقاط مختلف ايران آشنا ميكند. اين
مستندها توليدات برنامهسازان استاني است و تماشاي آنها نشان ميدهد اين
برنامهسازان انگيزه فراواني براي ساخت و توليد برنامههاي خوب و جذاب
دارند؛ انگيزهيي كه در صورت اندكي تقويت و نيز دادن سر و شكل هنري به آنها
ميتواند حاصل كار اين برنامهسازان را در حد و اندازه برنامههاي
شبكههاي خارجي ارتقا دهد.
شبكه شما تا حدود زيادي به تعريف واقعي يك شبكه تاميني نزديك است و برنامههاي جذابتري نسبت به ديگر شبكهها دارد.
شبكه ورزش
ورزش عرصهيي مهم و البته پردرآمد براي سازمان صدا و سيما است. بودجه موجود
در عرصه ورزش آنقدر بزرگ و سنگين است كه به هيچوجه با بودجه بخشهايي
مانند كتاب و سينما قابل مقايسه نيست. بخشي از اين بودجه هميشه سر از
برنامههاي صدا و سيما درميآورد. از همه مهمتر آنكه تقريبا مردميترين و
پربينندهترين برنامه سيما برنامه ورزشي 90 است. شايد همين مسائل انگيزه
مهم راهاندازي شبكه ورزش است؛ شبكهيي كه در ساختار آن نگاهي حرفهيي نسبت
به ديگر شبكهها به چشم ميخورد. اين شبكه با بهرهگيري از مجريان جوان،
برنامهسازان خوب و ساختار كنداكتوري مناسب توانسته حداقلي از نيازهاي
مخاطبانش را تامين كند. هرچند به نظر ميرسد ظرفيت بيشتري دارد اما مشخص
نيست شبكه سه سيما به عنوان شبكهيي كه ابتدا با عنوان «شبكه جوان»
راهاندازي شد و بعدها به «شبكه جوان ـ ورزش» تغيير مسير داد، حاضر خواهد
بود تا بخش «ورزش» خود را به شكل كامل به اين شبكه تازهتاسيس تفويض كند يا
خير؟ اگر چنين اتفاقي رخ دهد شبكه ورزش ميتواند به جديترين و بهترين
شبكه در ميان شبكههاي سيما تبديل شود اما همين «اگر» مسالهيي مهم است كه
بر سر تحقق آن حرف و حديث فراوان وجود دارد.
نكته پاياني اينكه شبكههاي تلويزيوني جديد بر اساس تعريفي درست و خوب شكل
گرفتهاند اما اغلب در اجرا با چنان ضعفهايي مواجه هستند كه آنها را به
شبكههايي كمخاصيت تبديل ميكند. بايد پذيرفت كه در دنياي امروز شبكههاي
تلويزيوني صاحب قدرتي عجيب هستند كه قادر به ايجاد تغييرات فراوان در ذهن
مخاطبان و جهتدهي مثبت و منفي به آنها هستند و اين خاصيتي است كه هنوز حتي
به شكل محدود در شبكههاي جديد ديده نميشود.
منبع: اعتماد
این شبکه قرار است چی آموزش بدهد ؟ به چه گروهی آموزش بدهد ؟
آیا قرار است به بچه های مئرسه ای آموزش بدهد ؟ به چه مقطعی ؟ آیا میشود این همه مقطع را تحت آموزش قرار داد؟
باید تمام شبکه ها از کانال یک تا پویا مطالبشون آموزنده باشد .
به نظر من باید شبکه های غیر تخصصی مثل یک و دو و سه ، زیاد شود