کد خبر: ۷۶۰۳۸
تاریخ انتشار: ۵۰ : ۱۰ - ۲۱ شهريور ۱۳۹۱

وحشت رضا صادقی از بازیگری

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حامد مظفری - احمد امینی از جمله سینماگرانی است که سالها پیش از آنکه به عنوان کارگردان فیلمهایی مانند «غریبانه»، «چتری برای دو نفر» و «این زن حرف نمی‌زند» شناخته شود، به عنوان روزنامه نگار و منتقد سینمایی مشغول به فعالیت بود. اولین کار سینمایی امینی، دستیار کارگردانی اکبر صادقی در فیلم «دبیرستان» بود. فیلمی با مضمون اعتیاد که بارها و بارها از تلویزیون پخش شد. با این حال امینی طی حدود دو دهه فعالیت در سینمای ایران، فقط پنج فیلم ساخته است که اصلی‌ترین دلیل این کم کاری هم، وسواسی است که در انتخاب فیلمنامه دارد. «بی خداحافظی» تازه ترین فیلم این کارگردان، فیلمی است قابل قبول و تجربه‌ای محترم در ژانر موزیکال/ زندگینامه‌ای. شاید «بی‌خداحافظی» باعث شود تا دیگر کارگردانان ما هم حوزه دید خود را وسیع‌تر کرده و ژانرهای متفاوت تری را تجربه کنند.
چرا اینقدر کم کار هستید و چرا بین دو فیلم «این زن حرف نمی‌زند» و «بی‌خداحافظی» شما، این وقفه ده ساله به وجود آمد؟
- متأسفانه در ایران، ادامه روند کاری سینماگران خیلی به کیفیت کار آنها ربطی ندارد. آدمهایی هستند که فیلمسازان موفقی نیستند، اما به طور مرتب فیلم می‌سازند، یا بالعکس، درست برخلاف سینمای جهان که همه چیز بر اساس کارنامه سینمایی آدمها پیش می‌رود. در هالیوود یا حتی سینمای اروپا، وقتی یک کارگردان فیلم خوبی می‌سازد، تهیه کنندگان به سراغش می‌آیند تا کمکش کنند تا فیلم بعدی اش را بسازد، اما در سینمای ما اینطور نیست. البته در طی این ده سال، پیشنهاد سینمایی داشتم، اما کارها آن قدر مطلوب نبود که مرا وادار به کارگردانی کند.
«بی خداحافظی» فیلم پربازیگری است. در کنار محمدرضا فروتن و کوروش تهامی که بازیگران سینما هستند، هنرپیشه هایی مانند هومن برق نورد یا افشین هاشمی هم هستند که از تئاتر می‌آیند. این پربازیگر بودن کار، کارگردانی را دشوار نمی‌کرد؟
- نه، به خاطر اینکه من یک بازیگردان ماهر به نام پیام دهکردی را در کنار خود داشتم که هم در انتخاب بازیگران به من مشورت داد و هم در بازی گرفتن از آنها به من کمک کرد، ضمن اینکه قبلاً در سریال هایم، با تعداد بیشتری بازیگر هم کار کرده بودم. در این کار بازیگرانی مثل هومن برق نورد را داشتم که علیرغم کوتاه بودن نقش اش، صرفا به خاطر علاقه شخصی به من در فیلم حضور پیدا کرد یا افشین هاشمی که با حسن نیت تمام، نقش‌های مکمل را به درستی پیش برد.
رضا صادقی یک خواننده است تا یک بازیگر سینما. کار با خواننده‌ای که تجربه بازیگری حرفه‌ای سینما را نداشت، سخت نبود؟
- اتفاقا رضا صادقی خودش هم از این موضوع به شدت وحشت داشت و مرتبا می‌گفت «من بازیگر نیستم و چطور باید در برابر حرفه‌ای‌های سینما جلوی دوربین بروم؟» اما پیام دهکردی حدوداً سه ماه قبل از شروع فیلمبرداری، تمرینات لازم را با او شروع کرد و ریزه کاری‌های بازیگری را به او آموخت تا جایی که وحشت رضا از بین رفت و خیلی راحت جلوی دوربین حاضر شد و گفت که دیگر دلواپسی ندارد. خوشحالم که حداقل ایفای نقش صادقی، کاملا پذیرفتنی و قابل باور است.
«بی خداحافظی» به لحاظ رنگ آمیزی تصویری دو تکه است. بر یک بخش، رنگ مشکی حکمفرماست و در بخش دیگر، رنگ‌های زنده و شفاف. در این باره بگویید.
- با توجه به علاقه‌ای که رضا صادقی به رنگ مشکی دارد، طراحی صحنه نماهای مربوط به او هم بایستی با کولاژی از رنگهای سیاه و سفید و با نورهای کم و پرکنتراست شکل می‌گرفت. بقیه فضاهای فیلم هم نرمال بود و باید برحسب ضرورت لوکیشن، رنگ آمیزی می‌شد. مثلا دفتر مدیر برنامه‌های رضا، ویژگیهای خاص خودش را داشت و بر همان اساس رنگ بندی شادتری به خود گرفت و در کل، سعی کردم به غیر از محیط پیرامونی صادقی، بقیه لوکیشن‌ها را نزدیک به نمونه‌های واقعی و رئال رنگ آمیزی کنم.
صادقی چقدر در جریان نگارش فیلمنامه قرار داشت و چقدر دوست داشت تصویری که خودش دوست دارد روی پرده سینما برود؟
- رضا صادقی دخالت چندانی در نگارش فیلمنامه نداشت و بجز یکی دو قصه فرعی که به پیشنهاد رضا حذف شد، تغییر چندانی در فیلمنامه بوجود نیامد. البته او پیشنهاداتش را می‌داد و بعضا این پیشنهادات، سازنده هم بودند، اما اینکه بخواهد آنچه که دوست دارد را ما بسازیم، نه، این طور نبود.
برای ساخت موسیقی متن چقدر دست رضا صادقی را باز گذاشتید؟ آیا ابتدا موسیقی ساخته شد و بعد فیلم؟
- رضا کاملا دستش باز بود تا موسیقی را دقیقا به تناسب صحنه و جایگاه داستان پیش ببرد. به خصوص ترانه‌ها به لحاظ محتوایی، کاملا همگام با فیلمنامه بود. ابتدا فیلمنامه کامل نوشته شد، بعد صادقی فیلمنامه را خواند و بعد از آن موسیقی ساخت، شعر سفارش داد و ارکستراسیون سازها را چید.
شما از ابتدای کار می‌دانستید که بناست رضا صادقی نقش اصلی فیلم باشد. چه تمهیدی اندیشیدید که به مشکل یکسویه نگری که معمولا دامن فیلمهایی اینچنین را می‌گیرند، دچار نشوید؟
- من سعی کردم یک داستان کاملا دراماتیک را آماده کرده و سپس فیلمم را جلوی دوربین ببرم. یعنی اگر بنا بود همه چیز در یک سری آهنگ، کنسرت و کلوزآپهای رضا صادقی خلاصه شود، محال بود چنین کاری را قبول کنم. البته رضا صادقی هم آدمی نبود که بخواهد با حضور در یک کار سفارشی صرف، اعتبار خود در میان هوادارانش را زیرپا بگذارد. هم او و هم من قصد داشتیم به مخاطب احترام بگذاریم و این احترام، محقق نمی‌شد مگر آن که با فیلمنامه‌ای پر اوج و فرود و شخصیت پردازی کامل پیش برویم. به نظر من مخاطبی که رضا صادقی را نمی‌شناسد، باز هم می‌تواند از تماشای «بی خداحافظی» لذت ببرد، چون فیلم، جذابیت داستانی کافی دارد.
نظرات بینندگان