پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : در هفته منتهي به 23 شهريور 1391، رويدادهاي قابل اعتنايي در كسبوكار و
معيشت ايرانيان رخ داد كه ميتوان از ميان آنها به پرسش بلند نرخ ارزهاي
معتبر در بازار ارز اشاره كرد.
رسيدن نرخ تبديل هر دلار ايالاتمتحده امريكا به 27 هزار ريال ايران (حتي
براي ساعتهايي محدود) پرسروصداترين رويداد در صحنه اقتصاد ايران بود. اما
در ميان انبوه اخبار، گزارشها و تحليلهايي كه تحولات نرخ ارز پديدار كرد،
بياعتنايي نسبي به مرگ دكتر «منوچهر آگاه»، اقتصاددان ايراني، حتي در
ميان نخبگان را بايد در كانون توجه قرار داد. دكتر منوچهر آگاه دكتراي
اقتصاد خود را در دهه 1330 از دانشگاه آكسفورد گرفت و در اواخر دهه 1330 به
ايران برگشت. اين اقتصاددان ايراني رياست اداره بررسيهاي اقتصادي بانك
ملي و سپس اداره بررسيهاي بانك مركزي را با دانش خود برعهده داشت و يكي از
نهادهاي درخشان توليد آمار كلان را پايهگذاري كرد. دكتر منوچهر آگاه در
منصب رياست دانشكده اقتصاد، كاري كرد كه «اقتصاد فرانسوي» جايش را به دانش
اقتصاد مدرن دهد. اين اقتصاددان پس از پيروزي انقلاب اسلامي هرگز در كانون
توجه مسوولان حتي براي مشورت قرار نگرفت. مرگ او در روزهاي گذشته اين پرسش
را پديدار ميكند كه جامعه ايراني به ويژه مسوولان سياسي چه زماني «درس
ميگيرند» و از زدن چوب حراج و بياعتنايي به سرمايههاي انساني خود دست
برميدارند؟ اگر اين درس ارزشمند دكتر منوچهر آگاه كه «انصاف و ارفاق و
عدمتبعيض» را بايد در جامعه ايراني ترويج كرد و «از قدرت دولت كاست» را
شنيده و به آن عمل كرده بوديم، حتما روزگار كسبوكار و معيشت ايرانيان
بهتر از وضع فعلي بود.
اندوهگينانه بايد گفت جامعه ايراني نسبت به سرمايههاي ارزشمند انساني خود
بياعتناست و به همين دليل است كه تجربههاي تلخ در هر حوزهيي از سياست،
اقتصاد، امور فرهنگي و مسائل اجتماعي در دورههاي گوناگون تكرار ميشوند و
دل آگاهان را به درد ميآورد. نديدن تواناييها و داناييهاي آگاهان
دلسوزي مثل دكتر منوچهر آگاه در حوزه اقتصاد كلان نمونهيي از بياعتنايي و
سهلانگاري نسبت به دانستههاي تاريخي است كه ديديم و اميدوارم از آن درس
عبرت بگيريم. اگر امروز هنوز نميدانيم با تحولات نرخ ارز چگونه برخورد
كنيم، اگر امروز در تعيين قيمت گوشت مرغ و تخممرغ گير افتادهايم، اگر
امروز توليد صنعتي ايران به بنبست ميرسد و سرمايه كافي براي تزريق به بخش
انرژي نداريم، شايد بتوان بخشي از آنها را به عدمتوجه كافي به دانش و
دانشمندان نسبت داد. عدماعتنا و توجه كافي به مرگ يك دانشمند حوزه اقتصاد
به نظرم اتفاق بزرگي بود كه كسي آن را نديد.