arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۷۸۱۰۹۳
تاریخ انتشار: ۲۱ : ۲۱ - ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۳
کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل در گفت‌وگو با «انتخاب»:

سفر گروسی از نظر باز نگه داشتن در‌ها اتفاق مثبتی بود/نوع همکاری ایران و آژانس، یکی از عوامل مهم در بحث «اسنپ بک» است/بحث آژانس در درجه دوم اهمیت قرار دارد؛ مسئله امنیت منطقه‌ای و دورنمای امکان نوعی توافق جامع با ایران، در ارتباط با «اسنپ بک» تعیین کننده خواهد بود/بسیار بعید است که برجام ۹۵ قابل احیا باشد/حداکثر ممکن است به توافق حداقلی یا احیای همان توافق نانوشته برای مهار بحران فکر کنند

کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل می‌گوید: من بسیار بعید می‌دانم که برجام به شکلی که می‌شناسیم و در سال ۹۵ منعقد شد، قابل احیا باشد. آن پیش فرض‌هایی که در آن زمان مبنای برجام بود، بعد از خروج ترامپ از برجام و گذشت ۶-۵ سال از آن اساسا متحول شده و اگر حتی طرفین عزم جزم برای بازگشت به توافقی در مورد مسائل هسته‌ای داشته باشند، یک توافق ماهیتا متفاوت ممکن است مورد نیاز باشد؛ لذا فکر می‌کنم که طرفین این روز‌ها حداکثر ممکن است به یک توافق حداقلی، حداکثر احیای همان توافق نانوشته، فکر کنند و هدف نیز مدیریت تنش و مهار بحران باشد نه رفع تنش و بحران.  
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

پس از مناسبات سرد ایران و آژانس در ماه‌های گذشته، رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز دوشنبه در راس هیئتی متشکل از کارشناسان و مسئولان این نهاد برای گفتگو با مقامات ایرانی وارد تهران شد. گروسی گفته که ایران و آژانس در جریان این دیدار توافق کردند که بر اساس موافقنامه طرفین در اسفند ۱۴۰۱، برای رفع اختلافات با هم همکاری کنند.
 
به جهت بررسی موضوع فوق، «انتخاب» گفتگویی انجام داده با کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل، که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم:
 
ایران و اژانس ظاهرا روی اجرای بیانیه اسفند توافق کردند؛ نظرتان درباره اهمیت این موضوع چیست؟ 
 
جواب: این سفر قطعا از نظر ادامه همکاری بین ایران و آژانس و باز نگه داشتن درها اتفاق مثبتی بود. طرفین توانستند از این طریق موضوعات فی مابین را مرور کنند و نگرانی های یکدیگر را مورد توجه قرار دهند و تصویر روشن تری از خواسته ها و نیازهای متقابل به دست آورند. برداشت من از اظهارات طرفین این است که این مهمترین دستاورد این سفر بوده است. از این که بگذریم به نظر نمی رسد که تحول دیگر در جریان این سفر شکل گرفته باشد و این سفر فی نفسه منشاء اثر چندانی در مرحله بعد باشد. بطور کلی شرایط سیاسی و امنیتی در منطقه به حدی دشوار و برای کشورهای مختلف نگران کننده است که آژانس و سازمان انرژی اتمی ایران چاره ای جز مد نظر داشتن این شرایط و تنظیم برنامه های لازم برای همکاری با هم با توجه به این شرایط ویژه منطقه ندارند. 
 
همزمان، گروسی از پیشنهادات جدید و مهمی سخن گفته؛ اسلامی هم گفته است که تمرکز روی حل مسئله دو مکان ادعایی ست. ارزیابی تان چیست؟ 
 
جواب: مسئله این 4 و بعدا 3 و بعدا 2 مکان ادعاییی از 6 سال پیش در دستور کار آژانس بوده است. به یاد داریم که در جریان سفر گروسی به تهران در اسفند 401 یک توافقی بیانیه مشترکی یا نقشه راهی بین طرفین به امضا رسید که بر اساس آن قرار شد شماری از مسائل پادمانی و نظارتی که مورد توجه یا ادعای آژانس بود در دستور کار طرفین قرار گیرد. در پی امضای آن توافق، شماری از تجهیزات نظارتی آژانس در سایت های هسته ای ایران نیز مجددا فعال شد. اما در دوره بعد آژانس مدعی عدم اجرای کامل آن توافق بوده استو از جمله در گزارش سپتامبر آژانس ادعا شد که ایران در مورد "سه سایت" ادعای همکاری لازم  را نکرده است. گروسی در مصاحبه ای نیز که در اصفهان داشت از  "کند شدن" روند اجرای آن توافق گفت و  خواستار آن شد که "تدابیر عملی و ملموسی برای پیشرفت کار اتخاذ شود" و گفت که در این رابطه پیشنهادهایی ارائه کرده و خواستار افزایش همکاری ها در حوزه هسته ای شده و نیز درخواست کرده که نگرانی های جامعه بین المللی در ارتباط با اعاده اعتماد و اعاده شفافیت در برنامه هسته ای ایران مورد توجه قرار گیرد. این تقرییا همه آن چیزی است که از مذاکرات بیرون آمد و لذا بر اساس این دانسته ها می توان قضاوت کرد که تحول خاصی در جریان این سفر شکل نگرفته و همه چیز بستگی به شرایط سیاسی و امنیتی حاد موجود دارد.
 
ایا این گفتگو و اجرای این توافق می تواند برجام را حداقل تا مهر ۲۰۲۵ مه موعد انقضای اسپ بک است، حفظ کند؟ 
 
جواب: قطعا اینکه همکاری بین ایران و آژانس به چه شکلی ادامه خواهد یافت، یکی از عوامل مهم در ارتباط با مسئله اسنپ بک یا همان مکانیسم ماشه است. اما این موضوع در ارتباط با موضوعات دیگر در درجه دوم اهمیت قرار دارد. آنچه مهم تر است روابط سیاسی بین ایران و غرب و مسئله اوکراین و جنگ غزه و تنش بین ایران و اسرائیل و مانند آن است. البته در این رابطه برنامه هسته ای نیز یکی از اقلام مطرح است. اما در مجموع این مسائل مربوط به امنیت منطقه ای و بین المللی و دورنمای امکان نوعی توافق جامع با  ایران است که در ارتباط با اسنپ بک تعیین کننده خواهد بود. سوال مهم این است که اگر تا اکتبر 2025 یعنی تا زمان منقضی شدن اعتبار قطعنامه 2231 توافقی بین ایران و غرب شکل نگیرد، غرب به دنبال اسنپ بک خواهد رفت یا خیر.
 
به نظر شما این مذاکرات و سیگنال مثبت ایران چقدر می تواند به مذاکرات همزمان ادعا شده در مسقط مرتبط باشد؟ 
 
جواب: من خبر موثقی از این که در مسقط مذاکره ای در حال انجام است، ندارم. اما آنچه می دانیم این است که پیوسته پیام های متعددی بین ایران و آمریکا مبادله می شود و دو کشور بطور غیر مستقیم دائما با هم در تماس هستند. هر چند نام این تماس ها را نمی توان "مذاکرات" گذاشت، اما از این جهت که طرفین از نظرات و برنامه های یکدیگر مطلع می شوند، امر مثبت و اطمینان بخشی است و حتما کمک می کند که اتفاق ناگوار و خسارت باری نیافتد و کنترل و مدیریت امور از دست طرفین خارج نشود. اما همانطور که گفتم، مسائل مهمتری از همکاری بین ایران و آژانس روی میز است و آمریکا در مواردی ادعا کرده که از طرق خاص در جریان برنامه های ایران در حوزه هسته ای قرار دارد و از جمله اظهار اطمینان کرده که در ایران تصمیمی برای حرکت در جهت ساخت بمب گرفته نشده است. همچنین برخی کارشناسان اظهار عقیده می کنند، که صرف داشتن اورانیوم 90 درصد کافی نیست و بین تصمیم به ساخت بمب و فراهم کردن همه اسباب لازم برای آن ممکن است تا دو سال زمان نیاز باشد. در نتیجه ضمن اینکه کار آژانس بسیار مهم است، اما در این روزها ذهن مقامات کشورهای ذی ربط مشغول مسائل مهمتری است. 
 
اساسا شما همچنان برجام را قابل احیا می دانید؟ و اگر مذاکراتی در کار باشد، به نظرتان بر روی احیای توافق خواهد بود یا توافقی حداقلی مانند توافق نانوشته که فقط جهت جلوگیری از تنش بود؟
 
جواب: من بسیار بعید می دانم که برجام به شکلی که می شناسیم و در سال 95 منعقد شد، قابل احیا باشد. آن پیش فرض هایی که در آن زمان مبنای برجام بود، بعد از خروج ترامپ از برجام و گذشت 6-5 سال از آن اساسا متحول شده و اگر حتی طرفین عزم جزم برای بازگشت به توافقی در مورد مسائل هسته ای داشته باشند، یک توافق ماهیتا متفاوت ممکن است مورد نیاز باشد. لذا فکر می کنم که طرفین این روزها حداکثر ممکن است به یک توافق حداقلی، حداکثر احیای همان توافق نانوشته، فکر کنند و هدف نیز مدیریت تنش و مهار بحران باشد نه رفع تنش و بحران. 
 
نظرات بینندگان