کد خبر: ۸۲۸۷۵۵
تاریخ انتشار: ۱۱ : ۱۵ - ۰۷ آبان ۱۴۰۳
خاطرات آخرین وزیر خارجه پهلوی، قسمت چهارده؛

در مورد مسائل مربوط به اردشیر زاهدی شاه دخالت می کرد/مهم ترین مسئله در دولت بختیار، رساندن نفت و خواربار بود/اردشیر زاهدی یک پرسوناژ کمپلکسـی بــــــود

در مورد اردشیر زاهدی شخصاً علیحضرت دخالت داشت، نخست وزیر هم با بودن ایشان در واشنگتن موافقتی نداشت ولی می‌گفت احضار ایشان به مرکز با ید با یک طرز آبرومندانه‌ای باشد. همانطور که من همه سفرا را احضار کردم با یک ماه مرخصی حتی بعضی‌ها را با دوماه مرخصی با حقوق بطوریکه بتوانند اسباب‌هایشان را جمع کنند خدا حافظی بکنند روانه مملکت بشوند. چون اردشیر زاهدی تنها سفیر نبود اردشیر زاهدی یک پرسوناژ کمپلکسـی بــــــود در حقیقت.
در مورد مسائل مربوط به اردشیر زاهدی شاه دخالت می کرد/مهم ترین مسئله در دولت بختیار، رساندن نفت و خواربار بود/اردشیر زاهدی یک پرسوناژ کمپلکسـی بــــــود
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

س ـ شما که یک وزیر خارجه مستقلی بودید و رئیس دیپلماسی ایران بودید و حاضر نبودید کسی هم در کارشما دخالت بکند آیا در مورد اردشیر زاهدی کسی دخالتی داشت؟

 ج - در مورد اردشیر زاهدی شخصاً علیحضرت دخالت داشت، نخست وزیر هم با بودن ایشان در واشنگتن موافقتی نداشت ولی می‌گفت احضار ایشان به مرکز با ید با یک طرز آبرومندانه‌ای باشد. همانطور که من همه سفرا را احضار کردم با یک ماه مرخصی حتی بعضی‌ها را با دوماه مرخصی با حقوق بطوریکه بتوانند اسباب‌هایشان را جمع کنند خدا حافظی بکنند روانه مملکت بشوند. چون اردشیر زاهدی تنها سفیر نبود اردشیر زاهدی یک پرسوناژ کمپلکسـی بــــــود در حقیقت. یکی از جنبه‌هایش سفارت در واشنگتن بود جنبه‌های دیگری هم داشت. رابط بود بین واقعاً " دولت آمریکا و شاه یک پایش تهران بود یک پایش در واشنگتن بود.

س - آقای میرفندرسکی، شما راجع به قبول مسئولیت در دولت آقای بختیار صحبت فرمودید. من می‌خواهم از شما تقاضا کنم که یک موضوعی را برای ما توضیح بدهید و آن اینست که وقتی که آدم یک دولتی تشکیل می‌دهد و یا وارد یک دولتی می‌شود پیش خودش محاسبه می‌کند که این دولت برچه نیرو‌های اجتماعی تکیه دارد. در آن زمان بنظر شما آقای بختیار وقتی که محاسبه می‌کرد برچه نیرو‌های اجتماعی تکیه داشت که چنین پیشنهادی را پذیرفت و دولت تشکیل داد؟

 ج - متأسفانه قضاوت در تاریخ درباره‌ی وقایع گذشته وقتی می‌شود که وقایع اتفاق افتاده. این نحوه قضاوت فرق می‌کند با قضاوت وقتی که وقایع در شرف تکوین هستند. در دولت ۳۷ روزه بختیا ریکروزش به روز دیگر شبیه نبود. وقایع روی هم می‌آمد یک وقایعی به کلـــــــی فراموش می‌شدند یک وقایع دیگری خوب جا می‌افتادند تا اینکه کل منجر شد به این فاجعه. مسلماً  اگر شخص می‌دانست که آنطور می‌شود رفتا ر دیگری می‌کرد این نوشتن تاریخ با "اگر "است. که می‌نویسند تاریخ با اگر را، ولی بعنوان پند و اندرز نه به عنوان یک دیسیپلین علمی عرض کردم هیچ روز این ۳۷ روز به روز دیگرشییه نبود. ما تصور می‌کردیم نیرو‌های پشتیبان حکومت دموکراتیک بختیار یعنی اولین حکومت واقعاً  دموکراتیک ایران روشنفکر‌های مملکت‌اند، طبقه متوسط مملکت است، ارتش مملکت است. 

س - آقای میرفندرسکی، در آن سی و هفت روز هیئت دولت چگونه تشکیل می‌شد؟ آیا تصمیماتی که آقای دکتر بختیار می‌گرفتند شما هم در آن شرکت داشتید؟

 ج -. بله، در تصمیمات هیئت دولت ما هم شرکت داشتیم

س - ایشان خودشان ریاست این جلسات را به عهده داشتند؟

ج - مرتب ریاست جلسات را خودشان به عهده داشتند، مسائل مملکتی در آن جلسات حل میشـد و مهمترین مسائل مملکتی آنوقت رساندن نفت و خواربار به شهر‌های سرمازده و درگیـــر اعتصاب بوده بود. فراموش نکنید که نفت پیدا نمی‌شد، بنزین پیدا نمی‌شد، خواربار پیــدا نمی‌شد. بسیار زمستان تاریک و از هر لحاظ سردی چه از لحاظ فیزیکی چه از لحاظ معنوی تمام آنچه را که ما فکر می‌کردیم جریان پیدا خواهد کرد به نفع مملکت همه منجمد شده بود. برعکس نیرو‌های مخالف سیل شده بود.

نظرات بینندگان
captcha