پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
کافه سینما نوشت: "در مکتبی که «من» بیان میکنم بازیگر کامل باید صاحب
ویژگیهای خاصی باشد، به نظر من هر ویژگی از این مسائل حذف شود بازیگر ناقص
خواهد بود"
این فرازِ ابتداییِ صحبتهای فریبرز عربنیا در برنامه هفت است. همان سلسله
برنامههایی که عربنیایِ بازیگر آمده بود تا مکتب خود را درباره بازیگری
نه تنها بیان که به دیگران دیکته کند. همان هنگام که گویی امربه او مشتبه
شده بود که براستی مختار است که در جمع یارانش خطابه میخواند. بهواقع هم
اینچنین شده بود، نمونهاش فریدون جیرانی، که مات و میهوت تماشایش میکرد و
برخلاف همهی برنامهها که میان حرفهای مهمانان میامد اینبار مرعوب
هیبتِ مختارگونهی عربنیا شده بود. آقای بازیگر حتما یادشان هست چه
ویزگیهایی عجیب و غریبی برای بازیگر در مکتبشان گنجانده بودند.
"یک بازیگرعلاوه بر فیزیک بدنی، اندام و چهره مناسب که هر بازیگر باید از
آن برخوردار باشد، هوش، قدرت روحی و جسمی، خلوص، صداقت و وفای به عهد،
پایمردی، قدرت ریسک، سلامت جسم، آزادی خواهی و عشق به رهایی، نوجویی و میل
به آموختن و اصالت، خلاقیت، بلند پروازی و به کم قانع نشدن در عین
واقعبینی، از خود گذشتگی و ایثار، اخلاق و شرف و منش انسانی، عدالتطلبی و
اعتدال، حقیقتطلبی، شناخت خود و خدا و در نظر داشتن مداوم حضرت مرگ برای
یک بازیگر لازم است."
حال چه شده که آقای بازیگر یک پروژه را آنهم در سکانسِ پایانی که چند
هلیکوپتر، صدها نفر هنرور و امکانات گسترده وتسلیحات جنگی (که همگان بهتر
میدانند در سینمای ایران دراختیار داشتنِ چندساعتهاش چه مشقاتی دارد)
معطل خود میگذارد و پروژه را از دید خود تمام شده میداند. این خصلت با
کدام یک از ویژگیهای مکتبتان جور است؟ بیایید فرض بگیریم که حق با شما
بوده و قراردادتان به پایان رسیده بود، و یا اینکه کارها مطابق میل شما
پیش نمیرفته، گوئی که از مختصات سینمای ایران آگاهی ندارید و یا آنکه از
آنجا که در همان برنامه از بازیگر جهانی داشتن گفتید (نمونهاش هم البته
مختار بود که پخش آن را در چند کشور عرب زبان گواه بر گفته خود دانستید)
خود را بازیگرِجهانی میدانید و اینجا را با هالیوود اشتباه گرفتهاید. پس
برطبق اصولِ مکتبتانٰ،«از خود گذشتگی و ایثار» ،« اخلاق و شرف و منش
انسانی» که از لازمههای یک بازیگر می دانستید چه شد؟
گفته بودید: "یک بازیگر به مرور به سمت کمال پیش خواهد رفت. در واقع به نظر
من فعالیت بازیگری مانند هرمی است که بازیگر هرچه از کف به سمت بالای هرم
پیش میرود، ویژگیهای بیشتری در وجود او تبلور خواهد یافت." حواستان باشد
روزگاری شاید این هرم برعکس شود و بازیگر نه به سوی کمال که به سوی زوال
پیش روی کند.
گفته بودید: "وقتی سیستم کوتولهسازی و کوتولهپروری را جایگزین
قهرمانسازی و قهرمانپروری میکنیم نتیجه آن به راه افتادن سیل فیلمهایی
است که اکنون روی پرده دیده میشود." درست است. سیستمِ کوتوله پروریِ ماست
که یک بازیگر خود را در جایگاه یک مصلح ببیند دیگران را از بالا نگاه کند و
بگوید بازیگر مقامی خداجوی دارد.
گفته بودید: "ما تنها سینمایی در جهان هستیم که وقتی تهیهکننده یا
کارگردان از بازیگری خوششان نمیآید نقشش را حذف میکنند و متوجه نیستند که
به فیلم ضربه میزند." پس این مورد را نیز در سیاههتان مرقوم فرمایید که:
"احتمالا ما تنها سینمایی هستیم که وقتی بازیگر از کارگردان،تهیه کننده،
نقش و یا سکانسی خوشش نیاید خود را از پروژه حذف میکند و متوجه نیست که چه
ضربهی جبران ناپذیری ممکن است به فیلم بزند."
آقای عربنیا حتما دلایل خودتان را دارید که میتواند منطقی باشد. همان طور
که گفتیم، شاید واقعا پروژه بیش از حد و قرارداد شما طول کشیده باشد. اما
داریم، شما را با حرفهای خودتان مقایسه میکنیم. مطمئنا همهی این حرفها
را یادتان هست اما گویی نارسیسمیِ که در وجودتان رخنه کرده و البته پیش از
این حامد بهداد نیز به گوشههایی از آن اشاره کرده بود به شما
اجازه نمیدهد این مکتب را در مورد خود نیز صادق بدانید.
گویی مختارِ میرباقری بودن، به کارتان نیامده است.
آقای عرب نیا برایتان متاسفیم که نشدید آنچه گفتید.