کد خبر: ۸۷۲۷۶
تاریخ انتشار: ۴۴ : ۱۰ - ۲۳ آذر ۱۳۹۱

من قاتل نيستم ، اعترافاتم دروغ بود

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
جام جم: وقتي حامد به جرم قتل دوستش بازداشت شد اعتراف كرد او را با ضربات چاقو به قتل رسانده‌ است، اما اين اعتراف را در دادگاه پس گرفت.او كه جواني سابقه دار است ادعا مي‌كند اعترافاتش دروغ و تحت فشار بوده‌است و مي‌گويد قاتل شخص ديگري است.اما گفته‌هاي حامد از سوي نماينده دادستان تهران و اولياي‌دم رد مي‌شود.

نماينده دادستان تهران مي‌گويد: يك سال قبل، خبر مرگ جواني به ماموران پليس جنوب شهر تهران رسيد.

وقتي پليس تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كرد متوجه شد قاتل شخصي به نام حامد، جواني سابقه‌دار است و بعد از اين درگيري هم فراري شده. با شناسايي مخفيگاه حامد، پليس او را بازداشت كرد.

اين مرد در بازجويي‌ها به قتل اعتراف كرد و جزئيات آن را هم توضيح داد.

نماينده دادستان تهران در مورد انكارهاي حامد مي‌گويد: رد اعترافاتش نمي‌تواند به او در اين خصوص كمك كند، چرا كه محتويات پرونده و مداركي كه در دادسرا عليه اين جوان به دست آمده كافي است و من فكر مي‌كنم رد اعترافاتش فقط اولياي‌دم را عصباني‌تر مي‌كند.

حامد و مقتول يك دعواي طولاني با هم داشتند و در اين ماجرا ، حامد دست به قتل زده‌ است. او فردي سابقه‌دار است و از آنجا كه سوابق متعدد درگيري دارد، بنابراين چاقوكشي توسط حامد چيز عجيبي نيست.

البته مدارك ما كاملا قانوني است. متهم به قتل اعتراف و صحنه قتل را هم بازسازي كرده ‌است و شاهدان هم عليه او شهادت داده و جزئيات قتل را بيان كرده‌اند.

آنچه گفته شده كاملا مطابق با واقعيت است و من به عنوان نماينده دادستان از كيفرخواست دفاع كرده و درخواست صدور حكم قانوني را در اين خصوص كرده‌ام.

بسياري از مجرمان تصور مي‌كنند انكار جرم پس از مرحله بازپرسي مي‌تواند به آنها كمك كند و از مجازات نجات پيدا كنند، در حالي كه دروغگويي به ضرر آنها خواهد بود و اگر هم فرصتي براي رضايت وجود داشته باشد از بين مي‌رود.

همه ما چاقو داشتيم

گفته‌هاي نماينده دادستان در حالي است كه حامد همچنان مدعي است قتل كار او نبوده ‌و كسان ديگري مرتكب اين قتل شده‌اند.

متهم هستي يكي از دوستانت را به قتل رسانده‌اي. اين اتهام را قبول داري؟

نه قبول ندارم، من اين كار را نكرده‌ام.

پس چه كسي مرتكب اين قتل شده؟

شب حادثه بجز من كسان ديگري هم بودند كه چاقو داشتند. شايد آنها مرتكب شده‌اند.

توضيح بده چه اتفاقي افتاد؟

شب حادثه همراه دو نفر از دوستانم به قهوه‌خانه رفته ‌بوديم و داشتيم قليان مي‌كشيديم كه اين اتفاق افتاد. هر سه نفر ما قبل از رفتن به قهوه‌خانه مشروب خورده و كاملا مست بوديم.

يكي از دوستانم به من گفت مقتول با برادرش دعوا كرده و مي‌خواهد به خاطر اين دعوا از مقتول انتقام‌ بگيرد و گفت با او قرار گذاشته تا با هم دعوا كنند. من هم قبول كردم همراهش بروم، اما قصدم اين نبود كه دست به قتل بزنم.

پس براي چه رفتي؟

رفتم تا آنها را آشتي بدهم. من قصدم اين بود كه اجازه ندهم دعوايي اتفاق بيفتد.

تو و دوستت چاقو داشتيد؟

دوستم چاقو و گاز اشك‌آور داشت. من هم چاقو داشتم، اما فقط ما دونفر نبوديم. خيلي‌ها در آن دعوا چاقو داشتند.

اگر قصد تو آشتي دادن بود چرا چاقو بردي و چرا اجازه دادي دوستت گاز اشك‌آور بياورد.

اصلا فكر نمي‌كردم اين اتفاق بيفتد. اگر حتي درصدي احتمال مي‌دادم اين اتفاق بيفتد حتما جلوي اين كار را مي‌گرفتم.

بعد از اين‌كه تصميم گرفتيد به محل دعوا برويد چه اتفاقي افتاد؟

همگي سوار ماشين شديم و به محل قرار رفتيم. همگي هم مسلح به چاقو بوديم. به محل قرار كه رسيديم ديدم مقتول آنجاست.

مقتول مي‌دانست شما براي دعوا سراغش رفته‌ايد؟

بله مي‌دانست. دوستم از قبل به او گفته‌ بود. او هم حدود ده نفر را با خودش آورده‌ بود. آنها هم مسلح بودند و چاقو و قمه داشتند.

بعد چه اتفاقي افتاد؟

من جلو رفتم و گاز اشك‌آور زدم.

مگر نگفتي مي‌خواستي به درگيري پايان دهي. چرا گاز اشك‌آور زدي؟

تعداد آنها زياد بود و من هم مي‌خواستم با اين كار متفرقشان كنم. اگر مي‌خواستم دعوا كنم كه با چاقو مي‌زدم.

چرا به پليس خبر ندادي؟

خب آنجا دعوا شده‌بود و من در آن شرايط نمي‌توانستم به فكر خبر دادن به پليس باشم.

ديگران كه در درگيري بودند چه مي‌كردند؟

هردو گروه براي هم چاقو پرت مي‌كردند و دعواي شديدي اتفاق افتاده بود. خيلي اوضاع بدي بود.

بجز تو چند نفر ديگر در درگيري بودند؟

دو نفر از دوستانم بودند و حدود 10نفري هم از دوستان مقتول.

اگر تو واقعا مرتكب قتل نشدي چرا به قتل اعتراف كردي؟

من تحت فشار بودم.

چرا ديگران را تحت فشار قرار دادند، آنها اقرار نكردند و فقط تو اقرار كردي. اگر چيزي نبود كه نمي‌گفتي.

نمي‌دانم چرا اين كار را كردم. شايد به اين علت كه نمي‌توانستم درست حرف بزنم و در حالت عادي نبودم.

اگر در حالت عادي نبودي چطور جزئياتي را بيان كردي كه با واقعيت منطبق است؟

هرچه گفتم از ديگران شنيده‌ بودم و اين‌كه همه چيز درست از آب درآمد شانسي بود.

در صحبت‌هايت گفتي براي آشتي دادن رفته‌ بودي نه براي دعوا. چطور ممكن است شخصي براي آشتي دادن مشروب بخورد و مست كند ضمن اين‌كه تو خودت اعتراف كردي حالت عادي نداشتي؟

من مست بودم اما يادم هست براي دعوا نرفته‌ بودم. مي‌خواستم آشتي بدهم.

حرفي با خانواده مقتول داري؟

فقط مي‌گويم اشتباه كردم که در آن دعوا شركت كردم و از كرده خودم بشدت پشيمان هستم، اما دست به قتل پسرشان نزدم و كس ديگري او را كشته‌ است.

تنها پسرم را از من گرفتند

مادر مقتول مي‌گويد تا قاتل پسرش را قصاص نكند آرام نمي‌نشيند. او در مورد آنچه براي پسرش اتفاق افتاده ‌است، مي‌گويد: او تنها پسرم بود و همه اميد و آرزويم بود.

شب حادثه پسرم مريض بود و در خانه استراحت مي‌كرد كه يكي از دوستانش زنگ زد. پسرم گفت حتما بايد برود. اصرار كردم نرود و بماند چون مريض است، اما پسرم گفت مي‌خواهد برود و حتما بايد اين كار را بكند.

اين زن ادامه ‌مي‌دهد: گفت خيلي زود برمي‌گردد، اما ديگر نيامد. چند ساعت بعد با من تماس گرفتند و گفتند پسرم كشته‌ شده ‌است. او را ناجوانمردانه كشتند.

اگر پسرم خطايي كرده‌ بود از او شكايت مي‌كردند. چرا او را كشتند. حالا هم قاتلش بايد تاوان پس دهد.

اين زن ادامه مي‌دهد: متهم فردي سابقه‌دار و شرور است و سوابق او اين مساله را نشان مي‌دهد بنابراين نمي‌تواند درگيري​اش را با پسرم انكار كند. در ضمن همه شاهدان گفته‌اند قاتل پسرم حامد است حتي دوستان خودش هم گفتند او قاتل است. من هم از حقم نمي‌گذرم و مي‌خواهم قاتل پسرم را قصاص كنم.

پسر من اصلا اين مرد را نمي‌شناخت و با او دعوايي نداشت، اما او با چنان كينه‌اي پسرم را زده‌ بود كه چاقو از كتفش فرو رفته و از قلبش بيرون آمده‌ بود. چرا بايد از قصاص چنين فردي بگذرم. اين قتل اتفاقي نبوده و حامد براي كشتن پسرم نقشه كشيده‌ بود و بعمد او را كشته‌ بود.

نظرات بینندگان