
وال استریت ژورنال نوشت: سند سیاستگذاری جدید چین دربارهٔ آمریکای لاتین نشاندهندهٔ افزایش رقابت این کشور با ایالات متحده برای نفوذ منطقهای است. چین قصد دارد همچنان در «حیاط خلوت» آمریکا، یعنی آمریکای لاتین، حضور فعال داشته باشد.
به گزارش انتخاب، دولت ترامپ در راهبرد امنیت ملی خود، با اشاراتی پوشیده، چین را هدف قرار داد و متعهد شد «برتری آمریکا در نیمکرهٔ غربی را احیا کند» و «رقبای غیرهمنیمکرهای را مهار کند».
کمتر از یک هفته پس از انتشار راهبرد آمریکا در ماه دسامبر، پکن سند سیاستگذاری نسبتاً کمسر و صدایی دربارهٔ آمریکای لاتین و کارائیب منتشر کرد؛ سندی که به گفتهٔ تحلیلگران ژئوپولیتیک، نویدبخش تشدید کشمکش میان آمریکا و چین برای نفوذ در این منطقه است.
در این سند ۶۷۰۰ کلمهای—نخستین سند رسمی چین دربارهٔ این منطقه در نزدیک به یک دهه—آمده است:
«چین همواره در روزهای سخت و آسان در کنار جنوب جهانی، از جمله آمریکای لاتین و کارائیب، ایستاده است.»
این سند به «تغییر چشمگیر در توازن قدرت بینالمللی» اشاره میکند؛ اصطلاحی که شی جینپینگ، رهبر چین، برای القای پایان دوران برتری جهانی آمریکا به کار میبرد.
چین تقریباً هر چالش بزرگی را که رئیسجمهور ترامپ در آمریکای لاتین مطرح کرده، زیر نظر دارد؛ از تضعیف رژیم ونزوئلا گرفته تا تلاش برای بازپسگیری سلطهٔ آمریکا بر کانال پاناما. این رویکرد، پاسخی—هرچند معتدل—به آن چیزی است که پکن آن را محاصرهٔ سرزمینی خود توسط نظام اتحادهای نظامی آمریکا در سراسر آسیا میداند.
بر اساس تحلیلی از موضع چین در آمریکای لاتین که توسط مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) منتشر شده است:
«رقابت قدرتهای بزرگ در این منطقه تازه آغاز شده است.»
این اندیشکدهٔ مستقر در واشنگتن اعلام کرد که برنامهٔ سیاستی چین نشاندهندهٔ قصد این کشور برای گسترش روابط دیپلماتیک و اقتصادی در آمریکای لاتین و معرفی خود بهعنوان جایگزینی برای ایالات متحده است. چین از طریق سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی و استخراج مواد معدنی حیاتی، انرژی و سایر منابع طبیعی، نفوذ سیاسی خود را در منطقه افزایش میدهد؛ همزمان دیپلماتهایش از طریق سفارتخانهها با بازیگران محلی قدرت تعامل میکنند.
پکن اکنون مدعی است که ۲۴ کشور در منطقه به ابتکار «کمربند و جاده» پیوستهاند، در حالی که پیش از سال ۲۰۱۷ هیچ کشوری عضو این طرح نبود. چین همچنین در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین جای آمریکا را بهعنوان بزرگترین شریک تجاری گرفته است.
رایان برگ، یکی از نویسندگان تحلیل CSIS، گفت: «راهبرد چین اساساً این است که حتی یک قدم هم عقب ننشیند.»
چین بزرگترین طلبکار و بزرگترین مشتری نفت ونزوئلا است و شرکت دولتی پتروئوس دِ ونزوئلا در ماه ژوئیه در یک نمایشگاه تجاری در پکن حضور داشت.
نمایش قدرت ترامپ در برابر رژیم نیکلاس مادورو در ونزوئلا، آزمونی اولیه برای اولویتهای چین و ادعای آن دربارهٔ داشتن «شراکت راهبردی همهفصلی» با این کشور به شمار میرود. پکن افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف ونزوئلا را—از جمله توقیف نفتکشهایی که allegedly بخشی از ناوگان سایه برای دور زدن تحریمها هستند و نفت را به چین منتقل میکنند—بهعنوان هژمونی غیرقانونی و «قلدری یکجانبه» محکوم کرده است.
سون لی، معاون نمایندهٔ دائم چین در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت در ۲۳ دسامبر با لحنی تند از ونزوئلا دفاع کرد و گفت:
«ما با هر اقدامی که اهداف و اصول منشور سازمان ملل را نقض کند و به حاکمیت و امنیت کشورهای دیگر لطمه بزند، مخالفیم.»
بخش عمدهٔ حمایت چین از رژیم مادورو و دیگر دولتهایی که در تیررس ترامپ قرار دارند، احتمالاً در حد مواضع لفظی باقی خواهد ماند. هیچکس انتظار ندارد چین سخنان تند خود را با اقدامی همراه کند که خطر رویارویی مستقیم نظامی با آمریکا را در پی داشته باشد.
با این حال، چین اخیراً پیامی تحریکآمیز ارسال کرده است؛ رسانههای دولتی این کشور یک شبیهسازی رزمایش جنگی در نیمکرهٔ غربی را به نمایش گذاشتند. شبکهٔ دولتی CCTV اعلام کرد این رزمایشهای رایانهای برای نمایش راهبردهای همکاری انسان و ماشین طراحی شدهاند، اما در تصاویر، نیروهای «قرمز» چین در حال رویارویی با کشتیها و هواپیماهای «آبی» در اطراف کوبا و مکزیک دیده میشدند.
حتی اگر اقدام نظامی چین در منطقه در کوتاهمدت بعید باشد، این نشانهها یادآور آن است که جاهطلبیهای پکن دیگر صرفاً اقتصادی نیست. این را للند لازاروس، مشاور ریسک مستقر در میامی، میگوید.
این دیپلمات پیشین آمریکا—که به وزارت دفاع در زمینهٔ آمریکای لاتین و چین مشاوره داده است—گفت واشنگتن نگران تلاشهای چین برای ایجاد شبکهای جهانی از «نقاط پشتیبانی راهبردی» است؛ شبکهای که بنادر را به مراکز لجستیکی برای ارتش چین تبدیل میکند، از جمله یک گره احتمالی در کوبا.
در گزارش سالانهٔ غیرمحرمانهٔ وزارت دفاع آمریکا به کنگره در ماه دسامبر آمده است که کوبا تنها کشوری در قارهٔ آمریکا است که چین ممکن است بررسی استقرار یک پایگاه نظامی در آن را انجام داده باشد. این گزارش همچنین میگوید چین از طریق قدرت نرم و کمک به کشورها برای پرتاب ماهواره، نفوذ خود را گسترش داده است.
سیاست چینِ دولت ترامپ شامل تلاش برای حفظ تجارت در حوزههایی مانند کشاورزی و مواد معدنی کمیاب، در کنار محدود کردن صادرات فناوریهای آمریکایی است که میتوانند توان نظامی چین را تقویت کنند. در پاسخ به پرسشها دربارهٔ موضع چین در آمریکای لاتین، آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، گفت دولت «با سرعتی تاریخی برای احیای قدرت آمریکا در داخل و خارج و برقراری صلح در جهان اقدام کرده است.»
چین توضیح نداده که چرا اکنون این سند راهبردی دربارهٔ آمریکای لاتین را منتشر کرده است. این سند بهطور قابل توجهی نسبت به سیاست رسمی قبلی که در سال ۲۰۱۶ اعلام شده بود، گسترش یافته و اکنون ابتکارات امنیتی و حکمرانی را نیز در بر میگیرد.
پاناما نمونهای روشن از کشمکش آمریکا و چین است. این کشور در مرکز یکی از نخستین نمایشهای قدرت ترامپ در منطقه قرار داشت، زمانی که او وعده داد کنترل کانال پاناما را بازپس بگیرد.
ترامپ از زمان روی کار آمدن در ژانویه استدلال کرده است که پکن نفوذ بیش از حدی در پاناما دارد. اندکی بعد، این کشور آمریکای مرکزی—که آنقدر به آمریکا نزدیک است که دلار را بهعنوان واحد پول رسمی خود استفاده میکند—اعلام کرد از ابتکار کمربند و جاده خارج میشود. رئیسجمهور پاناما همچنین نشست شی جینپینگ با رهبران آمریکای لاتین در ماه مه را نادیده گرفت.
ترامپ از توافقی که در ماه مارس اعلام شد و به نظر میرسید برای راضی کردن او طراحی شده است، استقبال کرد. بر اساس این توافق، یک گروه تحت حمایت بلکراک کنترل پایانههای کانتینری در دو سوی کانال را از شرکت هنگکنگیای خریداری میکرد که از سال ۱۹۹۶ مدیریت آنها را بر عهده داشت و نماد بارز نفوذ چین در آنجا بود. با این حال، پکن از آن زمان بر سرمایهداران و شرکتهای دخیل در این معامله فشار آورده تا شرایط را بهگونهای بازسازی کنند که کنترل به شرکت کاسکو، غول کشتیرانی دولتی چین، منتقل شود؛ موضوعی که والاستریت ژورنال گزارش داده است.
در اقدامی با اهمیت بسیار کمتر، شهردار شهری در مجاورت کانال در آخر هفتهٔ گذشته دستور تخریب یک پارک دوستی ساختهشده توسط چین را صادر کرد؛ اقدامی که خشم سفارت چین در پاناما سیتی را برانگیخت.
سند راهبردی جدید روشن میکند که اولویت اصلی سیاست چین در آمریکای لاتین و کارائیب، قطع پیوندهای باقیماندهٔ این منطقه با تایوان است.
در این منطقه، هفت مورد از ۱۲ دولت جهان که هنوز با این جزیرهٔ دموکراتیک روابط دیپلماتیک دارند، قرار دارند؛ از جمله گواتمالا، پاراگوئه و هائیتی. چین به کشورهایی که سیاست خارجی خود را تغییر دهند و «اصل چین واحد» را بپذیرند، وعدهٔ منافع نامشخصی داده است. چندین کشور در سالهای اخیر چنین کردهاند، از جمله پاناما.
مقامهای آمریکایی چگونه باید با افزایش نفوذ چین در آمریکای لاتین برخورد کنند؟ در گفتوگو شرکت کنید.
با این حال، در این زمینه تحولاتی رخ داده است. هندوراس اخیراً ناصری اسفورا را بهعنوان رئیسجمهور انتخاب کرد. این نامزد مورد حمایت ترامپ، علیه تصمیم سال ۲۰۲۳ کشورش برای برقراری روابط دیپلماتیک با پکن تبلیغ کرده بود و گفته است که بازگرداندن روابط با تایوان را بررسی خواهد کرد.
دولت ترامپ در راهبرد امنیت ملی خود بهصراحت از چین نام نمیبرد، حتی در بخشی که به «اصل ترامپ» بهعنوان نسخهای جدید از دکترین مونرو—هشدار قرن نوزدهمی آمریکا به قدرتهای استعماری اروپا دربارهٔ برتری ایالات متحده در نیمکرهٔ غربی—اشاره میکند.
اما چین چالشگر آشکار است، آنجا که سند به «هزینههای پنهان» کمکهای خارجی اشاره میکند که به شکل «جاسوسی، تهدیدهای سایبری و تلههای بدهی» ظاهر میشوند.
طبق راهبرد ترامپ، آمریکا میخواهد «به شریک اول انتخابی» در منطقه تبدیل شود.
در مقابل، چین «در تلاش است تضادی آشکار میان خود و احیای دکترین مونرو توسط دولت ترامپ ایجاد کند»، به گفتهٔ لازاروس؛ کسی که این زبان نواستعماری را «هدیهای روایتی» برای پکن توصیف کرد.