
ایسنا: معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با بیان این که «پیامهایی از سوی آمریکا برای مذاکره میآید» گفت: تمایل به گفتوگو هست. اگر صرفاً خودِ گفتوگو مدنظر باشد، همین فردا هم میشود نشست و مذاکره کرد؛ اما اگر گفتوگوی نتیجهمحور میخواهیم، باید شرایط آن محقق شود.
«کاظم غریبآبادی» معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با تاکید بر این که «جنگ ۱۲ روزه تابوی شکستناپذیری رژیم صهیونیستی را فروریخت» ناکید کرد: مردم بدانند اگر کوچکتریم روزنهای برای دیپلماسی باشد، دریغ نمیکنیم.
وی در گفتوگویی با بیان این که «بعد از جنگ روابطمان با آژانس «بهطور بنیادین» متحول شد»، گفت: دیپلماسی به بنبست نرسیده، اما در شرایط جنگی، مذاکره یعنی دیکته و تسلیم.
در تازهترین برنامه «سینرژی»، محمدحسین رنجبران میزبان «کاظم غریبآبادی»، معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه بود.
غریبآبادی در این برنامه با تشریح دیدگاهها و تجربههای خود، به تبیین آخرین تحولات مرتبط با دیپلماسی، تحریمها و مذاکرات پرداخت.
غریبآبادی در برنامه سینرژی جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفتوگو مخالفت نکرده، اما نه با هر قیمتی
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره چشمانداز مذاکرات و انتظار افکار عمومی برای گشایش در روابط خارجی، تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفتوگو مخالفت نکرده، اما نه با هر قیمتی.
وی افزود: برای بررسی وضعیت کنونی گفتوگوها باید چند نکته را مدنظر داشت. تمرکز من بر شرایط جدید است؛ هم در چارچوب دولت دکتر پزشکیان در ایران و هم تحولات سیاسی در آمریکا و روی کار آمدن دولت جدید به ریاستجمهوری دونالد ترامپ. بررسی مذاکرات در ادوار گذشته بحثی مستقل و مفصل میطلبد، اما میتوان درباره یک سال اخیر صحبت کرد.
وی با اشاره به موضوع تحریمها گفت: بحث رفع تحریم همواره یکی از دستورکارهای اصلی دولتهای جمهوری اسلامی ایران بوده، بهویژه پس از اعمال تحریمهای گسترده. البته تحریم پدیده جدیدی نیست و از ابتدای انقلاب وجود داشته، اما تحریمهای هستهای بهطور مشخص از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و پس از آن تحریمهای اتحادیه اروپا و برخی کشورهای اروپایی اعمال و در نهایت موضوع هستهای ایران به شورای امنیت ارجاع شد. از این رو، رفع تحریم در کنار مذاکرات همواره هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده است.
معاون وزیر امور خارجه با بیان دیدگاه شخصی خود تصریح کرد: من نه فقط بهعنوان دیپلمات، بلکه بهعنوان یک شهروند جمهوری اسلامی ایران معتقدم که باید تمرکز ویژهای بر خنثیسازی تحریمها داشته باشیم؛ همانگونه که مقام معظم رهبری بارها بر این موضوع تأکید کردهاند.
وی خاطرنشان کرد: خنثیسازی تحریمها الزاماتی دارد که از مهمترین آنها میتوان به مدیریت کارآمد داخلی، توجه ویژه دستگاههای اجرایی و تا حدی قطع امید از برخی کمکها و اقدامات خارجی اشاره کرد. در شرایط عادی شاید نیازی به این تأکید نباشد، اما وقتی کشور با تحریم مواجه است، باید از همه ابزارها و ظرفیتها استفاده شود.
غریبآبادی ادامه داد: خنثیسازی تحریمها نیازمند منابع، تلاشهای ویژه و تقویت بنیه داخلی است، چراکه در حوزه اقتصادی با مشکلاتی مواجه هستیم. در کنار این مسیر، مذاکره برای رفع تحریم نیز همواره مطرح بوده و از سال ۲۰۰۳ به بعد در دستور کار همه دولتها قرار داشته است. جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفتوگو و مذاکره مخالفت نکرده و همواره از دیپلماسی استقبال کرده است، البته نه با هر قیمتی.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات اخیر در آمریکا اشاره کرد و گفت: با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا، حدود دو تا سه ماه زمان لازم بود تا این دولت مستقر شود و مشخص شود که آیا آمادگی مذاکره با ایران را دارد یا خیر. یکی از نشانهها در این زمینه، نامه رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به مقام معظم رهبری بود که درباره آن مطالب زیادی مطرح شده است.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه در توضیح نحوه مواجهه جمهوری اسلامی ایران با این نامه تصریح کرد: مذاکرات در جمهوری اسلامی ایران دارای ساختار مشخصی است و این موضوع از سال ۲۰۰۳ و همزمان با شکلگیری پرونده هستهای وجود داشته است. تصمیمگیریها در چارچوب ساختارهای مشخص انجام میشود و اینگونه نیست که وزارت امور خارجه بهتنهایی تصمیم بگیرد.
وی تصریح کرد: البته وزارت خارجه عضو بسیار کلیدی این فرآیند است و معمولاً پیشنهادها، طرحها و ابتکارات از سوی این وزارتخانه ارائه میشود، اما این موارد در سطوح مختلف بررسی، چکشکاری و در نهایت به تصمیم تبدیل میشود. وقتی تصمیم نهایی اتخاذ شد، این تصمیم، تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران است و از حمایت حاکمیت برخوردار است.
غریبآبادی با اشاره به محتوای نامه ترامپ گفت: این نامه حاوی دو محور اصلی بود؛ یکی بحث مذاکره و دیگری تهدید به جنگ. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که رویکرد جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد. آیا باید صرفاً بر دیپلماسی و مذاکره متمرکز شد یا نیاز به تغییر رویکرد وجود دارد؟ طبیعتاً گزینه دوم صحیح است.
وی افزود: ساختارهای تصمیمگیری در حوزه مذاکرات همواره ماهیتی سیاسی ـ امنیتی داشته است. به این معنا که دستگاههایی مانند وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند تا زمینه تصمیمسازی یا تصمیمگیری را فراهم کنند. اما دریافت این نامه پیام روشنی داشت؛ اینکه دولت جدید آمریکا، علاوه بر غیرقابل اعتماد بودن، زمینه یک تهدید جدی را نیز در خود دارد؛ موضوعی که حتی بهصراحت در متن نامه نیز به آن اشاره شده بود.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره دوگانه «مذاکره یا جنگ» در نامه رئیسجمهور آمریکا توضیح داد: این نامه هر دو موضوع را دربر داشت؛ از یک سو اعلام آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر تهدید صریح به اقدام نظامی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران نمیتوانست صرفاً بر جنبه دیپلماتیک نامه تمرکز کند، افزود: با توجه به جایگاه فرستنده نامه و سابقه رفتاری دولت آمریکا، عقل و منطق حکم میکرد که کشور برای احتمال مواجهه با تهدید نظامی نیز آماده شود. به همین دلیل، ساختار تصمیمگیری نسبت به سالهای گذشته تغییر کرد و دیگر محدود به چند دستگاه سیاسی و فنی نبود.
غریبآبادی با اشاره به پاسخ جمهوری اسلامی ایران به نامه ترامپ گفت: پاسخ دادهشده، پاسخی قوی و متناسب بود و بهویژه در برابر تهدید به اقدام نظامی، موضعی روشن و قاطع اتخاذ شد. در عین حال، از آنجا که رویکرد اصولی جمهوری اسلامی ایران حمایت از دیپلماسی است، در این پاسخ با اصل مذاکره مخالفت نشد، اما تصمیم بر انجام مذاکرات غیرمستقیم گرفته شد.
وی افزود: با توجه به اینکه نامه از مسیر امارات منتقل شده بود، جمهوری اسلامی ایران ترجیح داد از کانالی دیگر پاسخ دهد تا در چارچوب پیامرسانی طراحیشده از سوی آمریکا قرار نگیرد و مسیر مستقل خود را در تعیین نوع پیام، محتوای آن و شیوه انتقال پیام تعریف کرد.
معاون وزیر امور خارجه در توضیح سازوکار تصمیمگیری تأکید کرد: تصمیمگیری درباره نوع پاسخ و نحوه مذاکرات، تصمیمی حاکمیتی بود که در چارچوب کمیتههای مربوط و با حضور دستگاههای ذیربط اتخاذ شد. تفاوت این مقطع با دورههای قبل آن بود که علاوه بر مسئولان سیاسی و فنی، مقامات عالیرتبه نظامی نیز در جلسات حضور داشتند تا میدان و دیپلماسی بهصورت همزمان و مکمل یکدیگر عمل کنند.
غریبآبادی با یادآوری حضور فرماندهان نظامی و شهدای جنگ ۱۲ روزه در جلسات تصمیمگیری گفت: جمهوری اسلامی ایران نمیتوانست صرفاً برای مذاکره طراحی کند، بدون آنکه آثار آن بر آمادگی کشور برای مقابله با تهدید احتمالی نظامی سنجیده شود. تهدید مطرحشده جدی بود و سابقه رفتاری دولت آمریکا، از جمله ترور شهید حاج قاسم سلیمانی، ضرورت این آمادگی را دوچندان میکرد.
وی در واکنش به برخی تحلیلها مبنی بر اینکه مذاکرات منجر به جنگ شد، تصریح کرد: از همان زمان دریافت نامه، کشور خود را برای مواجهه با اقدام نظامی آماده کرده بود و این آمادگی، تصمیمی عقلانی و ضروری بود. به گفته غریبآبادی، این تصور که مذاکرهکنندگان فریب خوردند و کشور به سمت جنگ رفت، تحلیلی نادرست است.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با اشاره به سیاستهای دولت ترامپ خاطرنشان کرد: سیاست اصلی رئیسجمهور آمریکا از ابتدا «فشار حداکثری» بود و مذاکره در انتهای فهرست اولویتهای او قرار داشت. وقتی این سیاست به هدف اصلی خود، یعنی کنار گذاشتن برنامه هستهای ایران، نرسید، ابتدا مطالبات جدیدی در حوزههای منطقهای و دفاعی مطرح شد و در نهایت گزینه نظامی روی میز قرار گرفت.
غریبآبادی تأکید کرد: در چنین شرایطی، ورود به مذاکره اقدامی ضروری بود تا هم پاسخ روشنی به افکار عمومی داخلی و بینالمللی داده شود و هم ادعای آمریکا مبنی بر رد مذاکره از سوی ایران بیاثر شود، اما اتکای بیش از حد به نتیجهبخشی این مذاکرات، واقعبینانه نیست.
در ادامه تشریح روند و محتوای مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، غریبآبادی با اشاره به پنج دور گفتوگوی غیرمستقیم انجامشده، تأکید کرد: در مذاکرات پنجدورهای غیرمستقیمی که با آمریکا داشتیم، درخواست رسمی آنها «غنیسازی صفر» بود و این موضوع بهروشنی بیان میشد.
وی افزود: با این حال، یکی از نکات قابل توجه این گفتوگوها آن بود که طرف آمریکایی هیچگاه با یک طرح مشخص وارد مذاکره نشد؛ نه محورهای دقیق خواستهها روشن بود و نه معلوم میشد نظرشان درباره پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران چیست. این خلأ نشان میداد که در طرف آمریکایی، ارادهای برای تصمیمگیری نهایی شکل نگرفته و تفاوت و تغییر نظرها کاملاً محسوس بود؛ مسئلهای که از دید ایران پنهان نمانده و نسبت به آن غفلتی وجود نداشت.
وی با اشاره به رویکرد آمریکا تصریح کرد: مادامی که آمریکا بر این باور باشد که از طریق فشار تحریم و در نهایت اقدام نظامی میتواند به اهداف خود دست یابد، ورود به مذاکرات واقعی بسیار بسیار سخت خواهد بود. البته دیپلماسی و مذاکره در هر شرایطی وجود دارد و حتی در شرایط جنگ نیز میتواند کارآمد باشد، اما پرسش اصلی این است که آیا در چنین فضایی میتواند نتیجهمحور هم باشد؟ پاسخ منفی است. وقتی یک کشور معتقد است که گزینه نظامی همچنان معتبر است، دیگر گفتوگو درباره رفع تحریم معنا و ماهیت خود را از دست میدهد و هدف صرفاً دیکته کردن خواستهها خواهد بود.
غریبآبادی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه افزود: اگر توئیتهایی را که ترامپ در دو سه روز اول این جنگ صادر کرد مرور کنید، بهروشنی میبینید که ناشی از غرور نسبت به برخی اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی بود. در این جنگ، افراد بیگناه بسیاری به شهادت رسیدند؛ فرماندهان ما در همان روز اول ترور شدند، اما بخش عمده اقدامات دشمن معطوف به کشتار مردم غیرنظامی، ترور دانشمندان، تخریب ساختمانها و زیرساختها بود. در چنین شرایطی، اعتماد به این دولت برای گفتوگو عملاً غیرممکن است.
وی با تشریح تفاوت رویکردها گفت: مدل آمریکا در این شرایط، حل مسائل به شیوه خودشان است، نه بر اساس شیوههای استاندارد دیپلماتیک. در مدل استاندارد، طرفین خواستهها، دغدغهها و نگرانیهای خود را مطرح میکنند، راهکارها را بررسی میکنند و در نهایت با یک بدهبستان متقابل به نقطه تعادل میرسند. اما با تصورات و رویکردهای تحمیلی، چنین مدلی قابل اجرا نیست.
غریبآبادی تأکید کرد: از نظر ما، مذاکره مفید و مبتنی بر رویکرد برد-برد زمانی شکل میگیرد که آمریکا به این نتیجه برسد که فشار، تحریم و تهدید نظامی دیگر کارآمد نیست. من معتقدم آمریکا به این جمعبندی رسیده که تحریمها مؤثر نبودهاند که البته این به معنای بیتأثیر بودن تحریمها بر زندگی مردم نیست.
وی گفت: تحریمها فشار زیادی به مردم وارد کرده و هیچکس از آن استقبال نمیکند. بحث من این است که آیا آمریکا از طریق تحریم به اهداف راهبردی خود رسیده یا نه؟ که کاملاً روشن است که نرسیده است.
این دیپلمات با سابقه کشورمان با طرح این پرسش که اهداف راهبردی آمریکا چه بوده است، افزود: هدف این بود که جمهوری اسلامی ایران سیاستهای خود را تغییر دهد ولی چنین اتفاقی نیفتاد. چون وقتی کشوری سیاستی را در پیش میگیرد ـ مانند برنامه هستهای ـ که در راستای استقلال، توسعه، پیشرفت و تأمین امنیت ملی است، طبیعی است که برای آن هزینه هم میدهد. مگر اینکه بپذیرد وابسته به یک قدرت خارجی باشد و هرچه آن قدرت گفت اجرا کند؛ الگویی که در برخی کشورها دیده میشود. اما جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران چنین رویکردی ندارند.
غریبآبادی با اشاره به رفتار جامعه در جریان جنگ اخیر گفت: نمونه روشن این مسئله را در جنگ دیدیم. مردم تحت فشار اقتصادی بودند و رژیم صهیونیستی و آمریکا هم روی همین فشار حساب کرده بودند که با حملات نظامی، مردم به خیابان بیایند. اما وقتی جنگ آغاز شد، آن هم با آهنگی که از دل مذاکرات بیرون آمد و معنایی جز خیانت به دیپلماسی نداشت، مردم متحدتر و منسجمتر شدند و مخالفت خود را با آمریکا و سیاستهای جنگطلبانهاش نشان داده و حمایت خود را از نیروهای مسلح، نظام و ایران اعلام کردند. این سرمایه اجتماعی بسیار بزرگی است و نشان میدهد طرف مقابل، ایران را بهدرستی نشناخته است.
وی افزود: تحریم کارآمد نبوده و امیدوارم نتایجی که آنها از جنگ ۱۲ روزه گرفتند، به این جمعبندی منجر شده باشد که اقدام نظامی هم کارآمد نیست. این تحلیل فقط نظر ما نیست؛ کافی است به تحلیلهای خودشان، گزارشهای اندیشکدهها و حتی اظهارنظر برخی مقامات سابق رژیم صهیونیستی نگاه کنید. ضربهای که جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی وارد کرد، برای آنها غیرقابل باور بود؛ ضربهای سنگین و بهتعبیر دقیقتر، ضربهای دردناک، هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای آمریکا.
غریبآبادی هشدار داد: اگر بار دیگر حماقت کنند و دور جدیدی از تجاوز و حملات علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم را آغاز کنند، پاسخ ایران بسیار دردناکتر و متفاوتتر از قبل خواهد بود.
وی تصریح کرد: امیدوارم آنها از این تجربه درس گرفته باشند. اگر به این نتیجه برسند که این گزینه دیگر کارآمد نیست، آنگاه زمینه برای گفتوگو و تعامل واقعی میتواند شکل بگیرد.
وی در ادامه، با تشریح نقش و وظایف دستگاه دیپلماسی در شرایط جنگ، تحریم و تهدید، تصریح کرد: وظیفه دولت و بهویژه دستگاه سیاست خارجی، تبیین و پیگیری راهکارهای دیپلماتیک است. این یکی از وظایف ذاتی وزارت امور خارجه محسوب میشود. وقتی جنگ آغاز شد، نیروهای مسلح ما جانبرکف مقاومت کردند، پاسخ دادند، شهید دادند و مردم ما نیز شهید شدند. در همان زمان، دستگاه دیپلماسی هم وظیفه مشخصی داشت.
معاون وزارت امور خارجه افزود: در جریان جنگ، ما باید از ظرفیتهای دیپلماتیک در دو جهت استفاده میکردیم؛ نخست، اعمال فشار برای توقف جنگ، چراکه تجاوز رخ داده بود و طبق منشور ملل متحد، متجاوز باید متوقف شود. این توقف یا از طریق اقدام نظامی است یا از مسیر فشار دیپلماتیک. ما باید از ابزارهای حقوق بینالملل استفاده میکردیم تا متجاوز را وادار به توقف و پذیرش مسئولیت کنیم. مأموریت دوم، تلاش برای ایجاد اجماع بینالمللی علیه متجاوز و محکوم کردن آن بود. این دقیقاً وظیفه دستگاه دیپلماسی است.
غریبآبادی با تأکید بر لزوم واقعنگری گفت: اگر راهکارهای دیپلماتیک وجود داشته باشد که جلوی جنگ را بگیرد و به سمت رفع تحریم حرکت کند، استفاده از آنها وظیفه ذاتی سیاست خارجی است. اما باید واقعبین باشیم؛ آیا با شرایط فعلی میتوان انتظار یک مذاکره نتیجهمحور در حوزه رفع تحریم داشت؟ آیا میتوان آمریکا را وادار به تغییر رویکرد کرد؟ اینها نکاتی است که باید دقیق بررسی شود و انتظاراتمان را متناسب با واقعیتها تنظیم کنیم.
وی خاطرنشان کرد: نشستن سر یک میز گفتوگو با آمریکا کار پیچیدهای نیست؛ اگر امروز تصمیم گرفته شود، فردا میشود مذاکره کرد. اما مادامی که تغییری در رویکرد طرف مقابل ایجاد نشود، این گفتوگوها نتیجهمحور نخواهد بود. باید پرسید آیا این گفتوگوها بعد از یک یا دو دور به بنبست نمیخورد؟ و اگر به بنبست برسد، آیا زمینه اقدامات غیرقانونی جدید فراهم نخواهد شد؟ همه این ملاحظات باید همزمان دیده و تحلیل شود تا تصمیم درست گرفته شود.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره راهکار جایگزین مذاکره تأکید کرد: راهکارها صرفاً دیپلماتیک نیست. ما با دو وضعیت مواجهایم؛ یکی وضعیت تهدید و اقدام نظامی و دیگری وضعیت تحریم. در حوزه تحریم، دستگاههای داخلی باید وظایف خود را بهدرستی انجام دهند و حداکثر تلاششان را به کار بگیرند.
وی با اشاره به ظرفیتهای منطقهای ایران گفت: کشور ما ۱۵ کشور همسایه دارد که ظرفیتهای بسیار خوبی در این همسایگان وجود دارد. یکی از سیاستهای اصلی کشور ـ نه فقط در این دولت، بلکه در دولتهای گذشته هم ـ تقویت روابط با همسایگان بوده است. باید از این ظرفیتها حداکثر استفاده را کرد و در عمل هم این کار در حال انجام است.
این دیپلمات با سابقه کشور با اشاره به تحریمهای نفتی گفت: مهمترین تحریم یکجانبه علیه ایران، تحریم فروش نفت بود؛ چون نفت منبع اصلی درآمد کشور محسوب میشد. اما در این زمینه موفق نشدند؛ ما امروز نفت خود را میفروشیم؛ هر چند با سختیها و محدودیتها، اما تقریباً فروش نفت ما در سطح قبل از تحریم است. هدف آنها صفر کردن فروش نفت بود که به آن نرسیدند.
وی با تأکید بر نقش شرکای راهبردی ایران افزود: چین و روسیه دو ظرفیت بسیار کلیدی هستند. ما روابط راهبردی، اقتصادی و تجاری بسیار خوبی با این دو کشور داریم و آنها اراده کامل برای همکاری با ایران را دارند و محدودیتی در این حوزهها قائل نیستند. وقتی در شرایط سخت قرار داریم، باید از ظرفیتهای در دسترس بهترین استفاده را بکنیم؛ از تقویت مدیریت داخلی گرفته تا همکاری با همسایگان و استفاده از روابط راهبردی با چین و روسیه.
غریبآبادی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در حوزه تهدید و اقدام نظامی، دیپلماسی باید فعال باشد. اما دیپلماسی فقط مذاکره نیست. اگر زمینه مذاکره فراهم باشد، باید از آن استفاده کرد، اما همزمان باید تعاملات دیپلماتیک با طیف گستردهای از کشورها تقویت شود تا هزینه هرگونه اقدام نظامی برای طرف مقابل افزایش یابد. این دقیقاً کاری بود که در جریان جنگ ۱۲ روزه انجام دادیم.
وی با تشریح دستاوردهای دیپلماتیک جنگ ۱۲ روزه گفت: در همان روزهای دوم و سوم جنگ، به همراه وزیر امور خارجه به چند کشور سفر کردیم. سازمان همکاری اسلامی قطعنامه صادر کرد و در نهایت، ۵۶ کشور اسلامی با سطوح مختلف گرد هم آمدند و قطعنامه محکومیت صادر کردند.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه افزود: جنبش عدم تعهد با ۱۲۱ کشور، گروه دوستان منشور با ۱۹ کشور، کشورهای عربی و همسایگان در قالبهای مختلف، همگی تجاوز را محکوم کردند. این اقدامات یک اتحاد نانوشته میان ایران، کشورهای اسلامی، منطقه و کشورهای عربی ایجاد کرد و هزینه سیاسی و دیپلماتیک سنگینی برای متجاوز به همراه داشت.
غریبآبادی گفت: در شورای امنیت هم شکاف ایجاد شد. دو عضو دائم شورا تجاوز را محکوم کردند و حتی برای صدور قطعنامه تلاش شد، اما بهدلیل حق وتو یا تهدید به وتو از سوی برخی کشورها، این امر محقق نشد. با این حال، همین روند نشان داد که دیپلماسی چگونه میتواند هزینهسازی کند.
وی با تأکید بر بُعد نظامی گفت: در کنار ظرفیت دیپلماتیک، تقویت توان نظامی و دفاعی بسیار کلیدی است. شما باید از طریق قدرت نظامی پیام قوی ارسال کنید. به نظر من، این پیام در جنگ ۱۲ روزه بهروشنی ارسال شد. امروز، پنج ماه پس از آن جنگ، توان نظامی جمهوری اسلامی ایران بهمراتب بیشتر از قبل شده است. مجموع این دو ظرفیت ـ دیپلماسی فعال و قدرت نظامی ـ پشتوانه اصلی ایران در مواجهه با تهدید و تجاوز است.
وی افزود: همین الآن که خدمت شما هستم، تا همین چند روز قبل پیامهایی راجع به گفتوگوها دریافت کردیم و این بدان معناست که ارتباطات قطع نشده است.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره منشأ پیامها و اینکه از سوی آمریکا صادر میشود یا خیر، تصریح کرد: بله، پیامها میآید و تمایل به گفتوگو هست. اما موضوع اصلی این است که ما باید این پیامها را ارزیابی کنیم.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره کشورهای واسطه گفت: کشورهای مختلفی هم خودشان فعال شدهاند و هم بعضاً پیامهایی را منتقل میکنند. در منطقه ما، بدون درنظر گرفتن تقدم و تأخر، ترکیه، پاکستان، قطر و عربستان سعودی فعال بودهاند. عمان هم که پیشتر محل گفتوگوهای غیرمستقیم بود.
وی افزود: حتی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی ـ علیرغم همه بحثها و انتقادهایی که وجود دارد ـ تمایل دارد نقشی ایفا کند. ردوبدل کردن پیامها در دیپلماسی کاملاً طبیعی است و باید هم وجود داشته باشد. بنبست وجود ندارد؛ اما انتخاب زمان مناسب برای گفتوگو بسیار مهم است و این تصمیم باید با دقت، محاسبه و نگاه واقعبینانه گرفته شود.
غریبآبادی با تأکید بر اینکه هیچ گزینهای در حوزه دیپلماسی از پیش منتفی نیست، در پاسخ به پرسشی درباره امکان آغاز گفتوگوها گفت: من احتمال هیچ چیزی را منتفی نمیدانم. اما با مختصاتی که عرض کردم، باید تصورات و انتظارات خودمان را تنظیم کنیم. اگر صرفاً خودِ گفتوگو مدنظر باشد، همین فردا هم میشود نشست و مذاکره کرد؛ اما اگر گفتوگوی نتیجهمحور میخواهیم، باید شرایط آن محقق شود.
وی افزود: بخشی از این شرایط در اختیار ماست؛ از این جهت که باید طرف مقابل را ناامید کنیم از اینکه از طریق تحریم یا اقدام نظامی میتواند به اهدافش برسد. به نظر ما، در بخش عمدهای از این مسیر موفق بودهایم. پیامها و واکنشهایی که امروز دریافت میشود، نتیجه همان ظرفیتی است که ایجاد شده؛ حاصل پاسخ قوی نظامی و مقاومت در برابر تحریمهاست. اینها باید بهدرستی تحلیل شود تا طرف مقابل از سناریوهای غلط خود قطع امید کند.
معاون وزیر امور خارجه در بخش دیگری از سخنانش، به پرسشی درباره نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدیرکل آن پاسخ داد و گفت: خیلی رک و پوستکنده عرض میکنم. زمانی که من در وین سفیر بودم، آقای گروسی سفیر آرژانتین بود و هنوز مدیرکل آژانس نشده بود. ما با هم مراوده و ارتباط داشتیم. البته مواضع آرژانتین درباره جمهوری اسلامی مشخص بود، اما روابط کاری ما خوب بود. وظیفه یک سفیر هم این است که بتواند با این طیفها تعامل کند تا بتواند همزمان مواضع خودش را تبیین کند و در جای خودش هم نسبت به مواضع آنها منتقد باشد.
وی ادامه داد: ما واقعاً با کاندیداتوری آقای گروسی موافق نبودیم. هرچند عضو شورای حکام نبودیم و حق رأی نداشتیم، اما به دلیل همان رویکردهایی که عرض کردم، گزینه دیگری را ترجیح میدادیم. آن زمان حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد تمرکز آژانس روی پادمان جمهوری اسلامی ایران بود و فقط ۲۰ درصد به سایر کشورها مربوط میشد؛ بنابراین مدیرکل باید میتوانست اعتماد ایران را جلب کند.
غریبآبادی تصریح کرد: من همان زمان تلاشهای زیادی کردم تا آقای گروسی رأی نیاورد. مرتب ملاقات میکردم و نارضایتی ایران را منتقل میکردم. حتی آقای دکتر ظریف، وزیر وقت امور خارجه، هم بهطور جدی علیه انتخاب ایشان موضع گرفت. اینها را میگویم تا مردم بدانند دیپلماتها برای منافع ملی تلاش میکنند و این وظیفه ذاتی آنهاست.
وی خاطرهای از آن مقطع نقل کرد و گفت: آقای گروسی ـ که هنوز سفیر آرژانتین بود اما کاندیدای مدیرکلی شده بود ـ به من زنگ زد و گفت کار مهمی دارم. آمد و گفت: شما عضو شورای حکام نیستید، اما هرجا رفتم برای گرفتن رأی، گفتند «ایران از تو ناراضی است. اگر میخواهی ایران به تو رأی بدهد، اعتمادش را جلب کن. حتی اروپاییها هم همین را گفتند» و از من خواست که دیگر علیه او موضع نگیرم. من هم گفتم این بستگی به رفتار و سیاستهای شما دارد؛ اگر متوازن باشید، مسئلهای نیست، اما شما گزینه ما نیستید.
غریبآبادی با اشاره به ساختار آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأکید کرد: آژانس، برخلاف ظاهرش، یک نهاد کاملاً فنی نیست؛ ماهیت سیاسی دارد. مهمترین رکن تصمیمگیری آن شورای حکام است، نه کنفرانس عمومی. ترکیب ۳۵ نفره شورای حکام بهگونهای است که آمریکا و غرب و متحدانشان معمولاً اکثریت را دارند و میتوانند هر قطعنامهای را تصویب کنند، حتی اگر بدنه فنی آژانس کار حرفهای انجام دهد.
وی افزود: وقتی من وارد وین شدم، مرحوم آمانو مدیرکل بود. نقدهایی به او داشتیم، اما رگههایی از استقلال هم در رفتارش دیده میشد. اسناد ادعایی که بعداً رژیم صهیونیستی مطرح کرد، مربوط به همان دوره بود، اما آمانو هیچوقت آن پرونده را باز نکرد؛ چون میدانست مسائل PMD طبق قطعنامه نوامبر ۲۰۱۵ بسته شده است. اما آقای گروسی آمد و متأسفانه این پرونده را فعال کرد؛ که این یک نقطه سیاه در کارنامه اوست.
غریبآبادی گفت: یکی از گزارشهای آژانس درباره مکانهایی مثل ورامین و تورقوزآباد بر اساس همین اسناد ادعایی بود؛ ادعاهایی درباره چند گرم مواد هستهای در ۳۰ سال قبل. حتی اگر فرض کنیم این ادعاها درست باشد، خب ما الآن تنها مواد هستهای داریم؛ حالا چند گرمش به کجا میرسد؟ بنابراین این موضوع اساساً فاقد اهمیت راهبردی است.
وی با انتقاد شدید از عملکرد آژانس در جنگ اخیر گفت: آژانس یک محفل سیاسی است. نمونه روشنش همین جنگ اخیر بود؛ آقای گروسی حمله به تأسیسات هستهای ایران را محکوم نکرد، اما درباره آسیب به تأسیسات اوکراین ـ که آن را به روسیه نسبت دادند ـ صراحتاً موضع گرفت.
غریبآبادی گفت: ما عضو آژانس و NPT هستیم و تعاملات تعریفشدهای داریم، اما بعد از حمله، روابطمان با آژانس بهطور بنیادین تغییر کرد. پس از جنگ، هیچ بازرس آژانس در ایران حضور نداشت و یک هفته بعد، همان چند نفر باقیمانده هم کشور را ترک کردند. اکنون، فقط در چارچوب تفاهمات داخلی، برخی تأسیسات آسیبندیده بازرسی شدهاند و دسترسی به تأسیسات آسیبدیده را فراهم نکردهایم؛ چون آژانس به مسئولیت خود عمل نکرد.
این دیپلمات کشورمان تأکید کرد: اگر از ایران اجرای تعهدات NPT را مطالبه میکنند، باید پاسخ بدهند که برای جلوگیری از حمله به تأسیسات هستهای ما چه اقدامی انجام دادهاند. این موضوع صراحتا در نامههای آقای دکتر عراقچی به گروسی مطرح شد.
وی با بیان اینکه هم من به آقای گروسی گفتم و هم آقای دکتر عراقچی مکرراً پیام دادند و گله کردند اما هیچ پاسخ قانعکنندهای ارائه نشد، افزود: اگر پاسخ قانعکنندهای داشت، بر مواضع ما اثر میگذاشت. به همین دلیل اکنون روابط ما با آژانس به گونهایست که بازرسیها انجام نمیشود، حتی وقتی آژانس مطالبه دسترسی دارد، نسبت به تأسیسات مورد حمله اجازه دسترسی ندادهایم، چون معتقدیم آژانس به مسئولیت خود عمل نکرده است.
غریبآبادی گفت: این یک استاندارد دوگانه و تبعیضآمیز است؛ از یک سو حمله به تأسیسات را محکوم نمیکنند، اما از سوی دیگر از همان کشور انتظار همکاری دارند! این واقعاً مضحک است. ما اینها را میدانیم و تا جایی که بتوانیم پیگیری میکنیم.
وی درباره تلاش دیپلماتیک ایران در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: ما تلاش زیادی کردیم تا جلوی بازگشت مجدد تحریمهای خاتمهیافته شورای امنیت را بگیریم. اولین ایده اروپاییها این بود که قطعنامه ۲۲۳۱ را ۶ ماه تمدید کنند و ایران هم چند اقدام انجام دهد؛ از جمله افزایش همکاری با آژانس، تعیین تکلیف مواد هستهای ـ خصوصاً ۶۰ درصد ـ و آغاز گفتوگو با آمریکا. اما ما موضع اصولی جمهوری اسلامی را اعلام کردیم که عبارت بود از اینکه قطعنامه باید در ۱۸ اکتبر خاتمه یابد و هیچ تمدیدی پذیرفته نیست.
غریبآبادی افزود: همین را بهعنوان یک روزنه دیپلماتیک بررسی کردیم تا اجرای اسنپبک ۶ ماه به تأخیر بیفتد. تفاهم قاهره با آژانس هم در همین چارچوب بود که هم کار با آژانس جلو برود، هم مواد و تأسیسات تا حدی مشخص شود، و هم اگر آمریکا آماده مذاکره بود، گفتوگو از سر گرفته شود. رسیدیم به نشست مجمع عمومی سازمان ملل و تأکید کردیم که تداوم تفاهم منوط به فعال نشدن ماشه است.
وی تأکید کرد: در نیویورک ایدههای دیگری هم مطرح شد؛ ایدههایی که بعضا همینها مطرح میکردند. اینکه ایران حاضر باشد با آمریکا و اروپا پشت یک میز بنشیند یا تکلیف مواد اورانیوم با غنای بالا مشخص شود؛ مثلاً یا رقیق شود یا منتقل شود.
غریبآبادی با اشاره به موضع اروپا گفت: آمریکاییها تصور کردند ایران در موضع ضعف است و همه گزینهها را رد کردند اروپا هم هیچ ابتکاری نداشت و بدون هیچ امتیازی همه چیز را در اختیار آمریکا قرار داد. با اینکه ابزار اسنپبک دست اروپا بود و میتوانستند قطعنامه تمدید را به شورای امنیت بیاورند یا با رأی روسیه و چین پیش ببرند، اما کنار آمریکا ایستادند و ماشه را فعال کردند.
وی افزود: آمریکاییها خواستند ایران برای انتقال مواد، ۱۲ ماه تمدید را بپذیرد؛ این معادله متوازن نبود و رد شد. ما گفتیم اسنپبک ابزار قدرتمندی برای شما نیست. با وجود فعال شدن اسنپبک، آثارش داخل کشور بسیار کنترل شد و ایران توانست آن را مدیریت کند. خودشان هم فهمیدند اقدام اشتباهی کردند و برگشتند به همان فرمول قبل، اما دیگر این نمیتوانست مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد.
غریبآبادی گفت: بر این اساس، ایران همزمان با تمرکز بر خاتمه قطعنامه، جبهه دیپلماتیک گستردهای با کشورهای مختلف ایجاد کرد و با چین و روسیه وارد گفتوگو شد.
وی تأکید کرد: برای اولین بار یک شکاف عظیم در شورای امنیت در موضوع هستهای ایران ایجاد شد. همان قطعنامههایی که قبلاً با اجماع علیه ایران تصویب شد، برای بازگشت دیگر اجماع نداشت. روسیه و چین، دو عضو دائم، مخالفت کردند. پاکستان و الجزایر، دو عضو غیر دائم، رأی منفی دادند و دو عضو غیر دائم دیگر هم رأی ممتنع دادند. یعنی ۶ رأی از ۱۵ رأی مخالف بازگشت قطعنامه بود.
معاون وزیر امور خارجه ادامه داد: از آنسو، ۱۲۱ کشور عضو عدم تعهد بیانیه دادند که قطعنامه ۲۲۳۱ باید در ۱۸ اکتبر خاتمه پیدا کند. جامعه بینالمللی بازگشت را شناسایی نکرد و به جمهوری اسلامی ایران از لحاظ حقوقی و سیاسی حق داد.
غریبآبادی افزود: ما تلاش کردیم که یا قطعنامهها برنگردد، یا اگر برگشت، هزینه سیاسی و دیپلماتیک و حقوقی آن برای آنها افزایش یابد. در داخل کشور هم جلساتی با مسئولین، بهویژه دستگاههای برنامهریزی و اقتصادی، برگزار شد تا آثار احتمالی کنترل شود.
وی درباره نقش اروپاییها در این ماجرا گفت: تفکیک قائل نمیشوم بین یک کشور و سه کشور اروپایی، هرچند برخی تفاوتها بین سه کشور وجود دارد. اما اینکه هر سه کشور همراهی و سیاست آمریکا کردند، واقعیت است. آنها استقلال خودشان را حفظ نکردند و صحنه دیپلماسی را در اختیار آمریکا گذاشتند و از ظرفیت خودشان استفاده نکردند. این در حالی است که سه کشور اروپایی میتوانستند بازیگر اصلی باشند و روند دیپلماسی را تغییر دهند، اما ترجیح دادند ابزار خود را بدون هیچ امتیازی در اختیار آمریکا قرار دهند.
غریبآبادی با تأکید بر ماهیت سیاسی آژانس گفت: ما همواره این فرض اساسی را مدنظر داریم که آژانس، یک نهاد سیاسی است؛ واقعاً اعتمادی به آن نمیتوانیم داشته باشیم. در عین بیاعتمادی، همانگونه که با اروپا گفتوگو میکنیم، با آژانس هم تعامل و رایزنی داریم. هدف تعامل با آژانس، هم همکاری فنی و هم جمعبندی پروندههای پادمانی ایجادشده برای ایران بوده است.
غریبآبادی توضیح داد: ما همکاریهای خوبی انجام دادیم. حتی دو سه دور با تیم فنی آنها، مثلاً در هفت هشت ماه قبل از جنگ، جلساتی داشتیم تا دو کیس پادمانی مختومه شوند. اما متأسفانه فشار سیاسی که روی آژانس هست و رویکرد سیاسی موجود در درون خود آژانس، مانع شد که این دو کیس پادمانی مختومه اعلام شود.
وی تأکید کرد که تعاملات ایران با آژانس همواره با این دو هدف انجام شده است؛ آماده بودن آژانس برای همکاری فنی و اعمال فشار برای جمعبندی پروندههای ساختگی.
معاون وزیر امور خارجه درباره پنج دور مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا گفت: این مذاکرات در هر دور حدود ۳ تا ۴ ساعت طول کشید و در مجموع چیزی حدود ۱۵ تا ۲۰ ساعت گفتگو شد. هدف اصلی، بررسی امکان توافق روی یک دستور کار برای آغاز مذاکرات تخصصی و تفصیلی بود، نه کار مستقیم روی متنها و طرحها.
وی ادامه داد: در این چند دور، اصول خودمان را به طور کامل برای طرف آمریکایی تبیین کردیم و توضیح دادیم که جمهوری اسلامی ایران چه انتظاراتی از این گفتگوها دارد. مشکل اساسی، تغییر مداوم نظرات طرف آمریکایی بود؛ در یک دور چیزی گفته میشد و در دور بعد تغییر میکرد یا حتی رسانهای میشد. این تغییرات همواره مورد انتقاد ما بود.
معاون وزیر امور خارجه درباره شب ۲۳ خرداد و آغاز تجاوز نظامی اسرائیل به ایران گفت: آن شب در تهران و در منزل بودم. بهمحض مشخص شدن اقدام تجاوزکارانه، کمتر از یک ساعت بعد و در بامداد، همه معاونین حاضر در تهران در وزارت امور خارجه، در اتاق دکتر عراقچی جمع شدیم و جلسه اضطراری برگزار شد.
وی افزود: حدود ساعت پنج یا ۶ صبح، تصمیمگیری درباره سفر به چند کشور از جمله ترکیه (استانبول)، ژنو و سپس روسیه انجام و تصمیمات نهایی در همان جلسه اتخاذ شد.
غریبآبادی با اشاره به سطح آمادگی ذهنی مسئولان پیش از وقوع جنگ، اظهار داشت: پس از نامه ترامپ، همه ما بهعنوان افراد غیرنظامی احتمال اقدام نظامی را متصور بودیم؛ تنها مسئله، زمان آن بود. نکته مهم این است که این اقدام تجاوزکارانه دقیقاً در حین مذاکرات انجام شد.
وی ادامه داد: در حالی که یکشنبه درباره دور بعدی گفتگوها برنامهریزی شده بود، تنها سه روز بعد، اقدام نظامی صورت گرفت. این نشان داد که از نگاه آمریکا، مذاکره اهمیتی نداشت و آنها به تهدید، فشار، تحریم و اقدام نظامی باور داشتند.
غریبآبادی درباره سفر مشترک با وزیر امور خارجه در آغاز جنگ که بازتاب گستردهای داشت، گفت: تصمیم شخص وزیر محترم خارجه، تصمیمی بسیار شجاعانه و در عین حال ضروری بود و این افتخار را داشتم که در آن ایام جنگ در خدمت ایشان باشم.
وی افزود: شرایط سفر خاص بود زیرا در شرایط جنگی، پرواز مستقیم نداشتیم و ما از مسیرهای مختلف به ژنو رفتیم و ترکیبی از مسیرهای زمینی و هوایی استفاده شد و علیرغم برخی کنجکاویها، طبیعی بود که جزئیات آن را برای طرفهای اروپایی تشریح نکنیم.
این دیپلمات ارشد با اشاره به مذاکرات ژنو تصریح کرد: اروپاییها هیچ ابتکار مستقلی نداشتند و مرتب میگفتند با آمریکا صحبت کنید. اگر قرار بود مستقیم با آمریکا گفتگو کنیم، اساساً نقش آنها چه بود؟ ما مدتهاست به این جمعبندی رسیدهایم که با اروپاییها نمیتوان به نتیجه رسید، چون استقلال رأی و اعتمادبهنفس لازم را ندارند.
غریبآبادی با اشاره به فضای حاکم بر روزهای ابتدایی جنگ گفت: در دو سه روز اول، تصاویر حملات گسترده رژیم صهیونیستی و شهادت فرماندهان و دانشمندان ما منتشر میشد، اما از اهدافی که توسط ایران در سرزمینهای اشغالی زده میشد، مستندات زیادی پخش نمیشد. همین مسئله باعث شده بود اروپاییها تصور کنند با اینکه آمریکا مستقیم وارد جنگ نشده، کار جمهوری اسلامی ایران تمام است.
وی تأکید کرد: در حالی که آمریکا بهطور کامل حمایت اطلاعاتی، لجستیکی، تسلیحاتی و مالی از اسرائیل داشت و بعداً خود ترامپ نیز اعلام کرد که هدایت این اقدامات با آمریکا بوده است و ما این اظهارات را بلافاصله بهعنوان سند در شورای امنیت ثبت کردیم.
وی ادامه داد: اروپاییها به ما میگفتند کاری کنید که آمریکا وارد جنگ نشود و پیشنهادشان این بود که با آمریکا مصالحه کنیم و هرچه آنها میگویند بپذیریم تا بحران تمام شود.
غریبآبادی با تأکید بر اهمیت مواضع ایران در آن مقطع حساس بیان داشت: مذاکراتی که دکتر عراقچی در آن شرایط انجام دادند، از مهمترین مذاکرات تاریخ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است. پاسخهای ایشان بسیار کلیدی بود و امیدوارم روزی این اظهارات بهعنوان اسناد جنگ منتشر شود.
وی افزود: پیام صریح ایران این بود که رژیم صهیونیستی و آمریکا به اهداف خود نخواهند رسید و جمهوری اسلامی ایران پاسخ قاطع خواهد داد. در آن گفتگوها دیگر خبری از پیشنهاد مذاکره نبود، بلکه تأکید اصلی بر مقاومت، دفاع و پاسخ محکم بود؛ و این یک نقطه عطف مهم محسوب میشود.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که آیا در برابر طرفهای مقابل موضع تندی اتخاذ شد، گفت: برخوردها بسیار شدید بود. وقتی در شرایط جنگی قرار دارید، زمان مذاکره نیست؛ بهویژه با کشوری و رژیمی که تصور میکنند پیروز شدند و ضربههای سنگینی وارد کردهاند. اگر در چنین شرایطی وارد مذاکره شوید، نتیجهاش دیکته و تسلیم خواهد بود.
معاون وزیر خارجه با اشاره به تحرکات دیپلماتیک ایران تصریح کرد: در ادامه، در نشست سازمان همکاری اسلامی، یک قطعنامه جامع و کامل به تصویب رسید که بهطور صریح تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا را محکوم میکرد. حتی کشورهایی که روابط بسیار نزدیکی با آمریکا یا رژیم صهیونیستی داشتند، به این قطعنامه رأی مثبت دادند.
غریبآبادی درباره واکنش کشورها در دیدارهای دوجانبه اظهار داشت: در گفتگوهای رو در رو با هیئتهای کشورهای اسلامی، بهوضوح مشاهده کردیم که بسیاری از آنها به این نتیجه رسیدهاند که تهدید اصلی منطقه، رژیم صهیونیستی است. این یک تغییر پارادایم فکری برای ما مشهود بود.
وی تأکید کرد: در روزهای اول جنگ، دیگر نشانی از اختلافات گذشته با ایران در صحبتهایشان دیده نمیشد و حتی هیچگونه احساس خوشحالی از تجاوز به ایران وجود نداشت. برعکس، حس همدردی، ناراحتی و محکومیت تجاوزات را در میان طیفی گسترده از این کشورها شاهد بودیم.
برخی کشورها پیشنهاد میانجیگری با آمریکا را مطرح کردند اما اولویت جمهوری اسلامی دفاع بود، نه مذاکره
غریبآبادی ادامه داد: برخی از این کشورها همان زمان اعلام آمادگی کردند که از ظرفیتهای دیپلماتیک خود برای پایان دادن به جنگ و حتی تسهیل گفتگو میان ایران و آمریکا استفاده کنند. اما پس از آن، متأسفانه شاهد اقدام متجاوزانه مستقیم آمریکا نیز بودیم و پاسخ ما روشن بود؛ اولویت جمهوری اسلامی ایران دفاع از کشور است و مذاکره در اولویت قرار ندارد. به همین دلیل، هر جا بحث مذاکره مطرح میشد، با منطق و استدلال رد میکردیم و میگفتیم اکنون زمان دفاع است.
وی با اشاره به دستاوردهای داخلی جنگ گفت: این جنگ، علاوه بر انسجام و اتحاد ملی، چند نکته بسیار مهم داشت. نخست، همین انسجام ملی که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفت. ما باید این وحدت را حفظ و تقویت کنیم و در خدمترسانی به مردم کوشا باشیم.
وی افزود: مردم ایران واقعاً مردمی بزرگ و کمنظیر هستند؛ شاید در جهان نتوان نمونه مشابهی برای این سطح از ایستادگی و همراهی پیدا کرد.
به گفته معاون وزیر خارجه، دومین نکته راهبردی جنگ، تغییر نگاه منطقه بود: طیفی از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که تهدید اصلی، رژیم صهیونیستی است؛ بهویژه پس از حمله این رژیم به قطر برای هدف قرار دادن برخی رهبران حماس. برای آنها روشن شد که این رژیم حد و مرزی نمیشناسد؛ از فلسطین و لبنان و سوریه تا ایران و حتی قطر.
غریبآبادی تأکید کرد: نکته سوم، شکسته شدن تابوی شکستناپذیری رژیم صهیونیستی است. ما این شکست را به رژیم صهیونیستی و آمریکا تحمیل کردیم. اگرچه شهدای بزرگی تقدیم کردیم و خساراتی دیدیم که در جنگ طبیعی است، اما آنها به اهداف راهبردی خود نرسیدند و کاملاً شکست خوردند.
وی خاطرنشان کرد: در مجموع، نتیجه جنگ به نفع آنها نبود و در کنار آن، اجماع بینالمللی علیه تجاوز نیز با اقدامات وزارت امور خارجه شکل گرفت. این موارد از مهمترین ویژگیها و دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه بود.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با اشاره به دیدار هیئت ایرانی با رئیسجمهور روسیه، بر ماهیت راهبردی روابط تهران ـ مسکو تأکید کرد و گفت: روسیه یک کشور شریک راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا در این دیدار گلایهای از عدم کمک روسیه مطرح شده است، اظهار داشت: این موضوع بستگی به آن دارد که «کمک» را چگونه تفسیر کنیم. درباره اینکه روسیه چه کمکی کرد یا چه کمکی نکرد، واقعاً در مقطع کنونی صلاح نیست توضیحی ارائه دهم.
غریبآبادی با تأکید بر عمق روابط تهران و مسکو افزود: ما و روسیه روابط بسیار نزدیک و راهبردی داریم. در سطح دوجانبه، روابطمان بسیار عالی است و در سطح بینالمللی نیز چنین است. هر جا که به همکاری یا کمک نیاز داشتیم، از همکاری روسیه برخوردار بودیم.
وی خاطرنشان کرد: ممکن است برخی نکات و برداشتها مطرح شود، اما در مجموع، روسیه شریک راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.
غریبآبادی با اشاره به سطح مذاکرات صورتگرفته تصریح کرد: گفتگوهای مفصلی میان آقای پوتین و جناب دکتر عراقچی انجام شد و خود من نیز مذاکرات بسیار مهمی داشتم. شاید با گذشت زمان و در آینده، امکان انتشار بخشی از محتوای این مذاکرات فراهم شود؛ از جمله اینکه چه گفتوگوهایی انجام شد و آقای پوتین درباره آغاز جنگ چه نکاتی را مطرح کرد.
تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی و تحلیلگر روابط بینالملل در گفتوگو با «انتخاب» بیان کرد: اشتباه ایران در مذاکرات قبلی بود. روانشناس ترامپ تا حد زیادی اشتباه فهمیده شد. ایران تلاش کرد، و این تلاشی صادقانه بود.