کد خبر: ۹۰۶۳۶۷
تاریخ انتشار: ۰۵ : ۱۹ - ۰۲ بهمن ۱۴۰۴

درباره «رضا رویگری»؛ بازیگری که می‌توانست ستاره شود/ کارنامه‌ای شلوغ با چند تک خال؛ از هامون و اجاره‌نشین‌ها تا بوتیک

او را با بهترین تصاویرش به یاد می‌آوریم؛ با آقای مهندس جوان «اجاره‌نشین‌ها»، ‌با کیان ایرانی «مختارنامه» و با آن آوازی که در صحنه ملاقات حمید هامون با پسرخاله‌اش در بیمارستان و شنیدن خبر بی‌وفایی مهشید در فیلم «هامون» می‌خواند: «پروردمت به ناز تا بنشینمت به پای/ آخر چرا به خاک سیه می‌نشانیم ــ ای شاخ گل که در پی گلچین می‌دوانیم/ این نیست دست‌رنج من و باغبانی‌ام».
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

همشهری آنلاین: رضا رویگری، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، روز چهارشنبه در ۷۶ سالگی درگذشت. طبق اعلام خانه سینما او در اثر سکته قلبی درگذشت.

رویگری را می‌شود به تعبیری صدای انقلاب اسلامی خواند. او با سرود «ایران ایران ایران/ رگبار مسلسل‌ها» که در رزوهای اول انقلاب منتشر شد، به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان در بهمن ۱۳۵۷ بدل شده بود.

رویگری متولد ۶ دی ۱۳۲۹ و بچه محله تجریش بود. کارش را با تئاتر از سال ۱۳۴۸ آغاز کرد و سال‌ها بعد فریدون خشنود، سازنده «ایران ایران ایران» که قبلا صدای رویگری را در تئاتری شنیده بوده، از او دعوت کرد تا این سرود را بخواند.

رویگری از اعضای کارگاه نمایش بود و تا پیش از سال ۱۳۵۷ در تعدادی از مطرح‌ترین آثار این کارگاه بازی کرده بود. «ویس و رامین» (آربی اوانسیان ۱۳۴۸)، «حالت چطوره مش رحیم» (اسماعیل خلج ۱۳۵۰)، «گلدونه خانم» (اسماعیل خلج ۱۳۵۲)، «جمعه‌کشی» (اسماعیل خلج ۵۴–۱۳۵۲)، «قمر در عقرب» (اسماعیل خلج ۵۵–۱۳۵۲) فقط چند نمونه از تئاترهایی هستند که رویگری در سال‌های قبل از انقلاب در آنها بازی کرد. مهم‌ترین اجرای او بر صحنه در بعد از انقلاب در نمایش «معرکه در معرکه» نوشته داود میرباقری به کارگردانی سیاوش طهمورث بازی درخشانی از خود ارائه داد.

چهره زیبا و مردانه رویگری، در سال‌های نخست دهه ۱۳۶۰ که سینمای ایران حق ستاره‌سازی نداشت، خیلی زود مورد توجه سینما قرار گرفت. از سال ۱۳۶۳ که در «عقاب‌ها» ی ساموئل خاچیکیان بازی کرد تا آخرین سال این دهه در ۱۲ فیلم ظاهر شد که «عقاب‌ها» با ۱۰ میلیون تماشاگر تا امروز پرتماشاگرترین فیلم تاریخ سینمای ایران است.

«یوزپلنگ» (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۶۴)، «کانی مانگا» (سیف‌اله داد، ۱۳۶۶) و «شب بیست و نهم» (حمید رخشانی، ۱۳۶۸) فیلم‌های تجاری موفق رویگری در این دهه بود. اما مهم‌ترین نقش‌آفرینی وی در این دهه بی‌شک بازی در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۵) رقم خورد که تا امروز یکی از بهترین کمدی‌های تاریخ سینمای ایران به شمار می‌رود.

بعد از این دهه، رویگری در فیلم‌های زیادی ظاهر شد، اما با بالا رفتن سنش مدام از تعداد نقش‌های مهم کارنامه‌اش کاسته می‌شد و با اینکه از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۴۰۳ در حدود ۵۰ فیلم بازی کرد، اما تنها نقشی که از او در این فاصله ۳۳ ساله در یادها مانده، نقش آقای شاپوری در فیلم «بوتیک» (حمید نعمت‌اله، ۱۳۸۲) بود. رویگری نقش شاپوری را به بَدمَنی کلاسیک و دلپذیر تبدیل کرد که به رغم اعمالش، تماشاگر از او بدش نمی‌آید.

در تلویزیون هم دو سریال مهم رویگری محصول دهه ۱۳۶۰ بود. «محله بروبیا» (۱۳۶۲) و «محله بهداشت» (۱۳۶۳)، با گروهی از بازیگران جوان که هر کدام در سال‌های بعد در سینما و تلویزیون نامی برای خودشان دست‌وپا کردند، دو سریال مهم رویگری در این دهه بود. رویگری در تلویزیون هم مثل سینما پرکار بود و در سریال‌های زیادی نقش‌آفرینی کرد، اما اغلب آنها در خاطر نمانده‌اند. ولی داود میرباقری با دادن نقش کیان ایرانی به رویگری در سریال «مختارنامه» نقش ماندنی به کارنامه او اضافه کرد. قرار بود احمد نجفی این نقش را بازی کند، اما نجفی نقش را نپذیرفت و رویگری در اوج پختگی تقریبا بیشتر سال‌های دهه ۱۳۸۰ را درگیر سریال «مختارنامه» شد. کیسان ابوعمره، مشهور به کیان ایرانی، مشاور نظامی ایرانی مختار ثقفی و از شیعیانی بود که فرماندهی شرطه‌های کوفه به او سپرده شد. کیان ایرانی آخرین تصویر از رویگری سالم و پرصلابت را ثبت کرده و در سال‌های بعد آن آنچه از رویگری در خاطره‌ها مانده، عکس‌ها و ویدئوهایی است که او را در وضعیت سلامتی بغرنج نشان می‌دهند. رویگری با همین وضع هم در سریال در دست ساخت «سلمان فارسی» هم نقشی داشته و باید صبر کرد و دید میرباقری این بار او را در چه نقشی که با وضعیت رویگری همخوانی داشته، به بازی گرفته است.

در سال‌های اخیر آنچه از رویگری بیشتر در رسانه‌ها منتشر می‌شد مشکلات مربوط به سلامت و معیشتش بود. اخباری که از زندگی خصوصی او در رسانه‌ها منتشر شد و چهره درهم‌شکسته رویگری فاصله زیادی با آن جوان خوش‌سیما و خوش‌صدا داشت که روزگاری در فیلم‌های پرتعداد، اما نه‌چندان مهم سینما جولان می‌داد. رویگری شاید می‌توانست برای مقطعی به جوان اول سینما مثل ابوالفضل پورعرب یا فریبرز عرب‌نیا بدل شود، ولی با انتخاب‌هایی که کرد، قدر خودش و استعدادش را نشناخت و فرصتی را که در کف داشت از دست داد.

او را با بهترین تصاویرش به یاد می‌آوریم؛ با آقای مهندس جوان «اجاره‌نشین‌ها»، ‌با کیان ایرانی «مختارنامه» و با آن آوازی که در صحنه ملاقات حمید هامون با پسرخاله‌اش در بیمارستان و شنیدن خبر بی‌وفایی مهشید در فیلم «هامون» می‌خواند: «پروردمت به ناز تا بنشینمت به پای/ آخر چرا به خاک سیه می‌نشانیم ــ ای شاخ گل که در پی گلچین می‌دوانیم/ این نیست دست‌رنج من و باغبانی‌ام».

نظرات بینندگان