پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
اکونومیست نوشت: «بازگرداندن اعتماد به سیاست، بزرگترین آزمون دوران ماست.» سر کییر استارمر این جمله را در دیباچهٔ قانون وزارتی بریتانیا مینویسد. با این حال، او تصمیم گرفت فردی با لقب «شاهزادهٔ تاریکی» را بهعنوان سفیر بریتانیا در آمریکا منصوب کند، با این محاسبه که پیتر مندلسون، چهرهای کهنهکار در سیاست و شبکهسازی قهار، میتواند روابط با دولت ترامپ را هموار کند. لرد مندلسون مدتها به داشتن روابط نزدیک با جفری اپستین، مجرم جنسیای که در سال ۲۰۱۹ در زندان جان باخت، مشهور بود. پیامدهای دورهٔ مأموریت لرد مندلسون در بالاترین سمت دیپلماتیک بریتانیا، تهدیدی جدی برای نابودی نخستوزیری متزلزل سر کییر شده است. اگر سر کییر برود—چه داوطلبانه و چه به اجبار—چه کسی ممکن است جای او را بگیرد؟
به گزارش سرویس بینالملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: آنجلا راینر، معاون پیشین نخستوزیر که در فقر بزرگ شده، در حال حاضر بخت اول بازار شرطبندی است. بر اساس ضرایبی که از ۵۰۰ هزار پوند (۶۸۰ هزار دلار) شرطبندی در صرافی قمار بتفِر بهدست آمده، خانم راینر ۲۰٪ شانس دارد که نخستوزیر بعدی شود. ضرایب او پس از مداخلهاش در مجلس عوام در ۴ فوریه، که دولت را مجبور کرد کنترل خود بر اینکه کدام اسناد مربوط به انتصاب آقای مندلسون بهعنوان سفیر منتشر شود را واگذار کند، بهطور چشمگیری کاهش یافت. با این حال، خانم راینر کاملاً بیحاشیه هم نیست: او سپتامبر گذشته مجبور شد بهدلیل پرداخت نکردن صحیح مالیات خانهٔ دومش از کابینه استعفا دهد.
تا همین هفته، وس استریتینگ، وزیر بهداشت، محتملترین رقیب سر کییر به شمار میرفت. در یک ماجرای عجیب در نوامبر، گزارشهایی در رسانهها منتشر شد—که گفته میشد حاصل خبرسازیهای ناشناس از درون دفتر نخستوزیری است—مبنی بر اینکه آقای استریتینگ در حال آمادهسازی برای نامزدی رهبری است و در مقابل، سر کییر آمادهٔ مقابله خواهد بود. آقای استریتینگ جاهطلبیهای رهبریِ بهسختی پنهانشدهٔ خود را انکار کرد و این گزارشها را به «فرهنگ سمی» نسبت داد. اما او نیز این هفته بهدلیل تمایلش به دفاع از لرد مندلسون، که متحدی ایدئولوژیک در سنت بلری است، آسیب دید. او در سپتامبر گفته بود که این لرد بدنام «با ارتباط گناهکار نمیشود».
شانسهای اندی برنهام، شهردار منچستر، اخیراً کاهش یافت؛ پس از آنکه متحدان سر کییر در کمیتهٔ اجرایی ملی حزب مانع از نامزدی او در یک انتخابات میاندورهای شدند. اد میلیبند، که در اوایل دههٔ ۲۰۱۰ رهبر حزب کارگر در سالهای دوری از قدرت بود، پیشتر تصور میشد بیش از حد در وزارت انرژی و صفر خالص از کارش لذت میبرد. اما اخیراً شانسهای او از ۴٪ به ۷٪ افزایش یافته است. (آقای میلیبند یکی از معدود کسانی بود که در برابر جذابیتهای لرد مندلسون مصون ماند. او هنگام رد پیشنهاد حضور لرد مندلسون در کابینهٔ سایه گفت: «همهٔ ما به شأن و کرامت در بازنشستگی باور داریم.») فراتر از این افراد، ذخیرهٔ استعداد حزب کارگر بهطرز قابل توجهی کمعمق است.
برای به چالش کشیدن سر کییر، تنها یکپنجم فراکسیون پارلمانی حزب کارگر—معادل ۸۱ نمایندهٔ یاغی—برای معرفی یک رهبر جایگزین (و نخستوزیر) از میان نمایندگان فعلی حزب کافی است. همهٔ نامزدهایی که دستکم ۲۰٪ آرای نمایندگان را بهدست آورند، بههمراه خود سر کییر، سپس به رأیگیری گستردهتری با مشارکت حدود ۲۵۰ هزار عضو حزب کارگر و حامیان وابسته مانند اتحادیههای کارگری میروند. در یک رقابت رودررو با قهرمانی از طبقهٔ کارگر مانند خانم راینر، سر کییر بهاحتمال زیاد شانسی نخواهد داشت.
با این حال، نمایندگان پشتنیمکت حزب کارگر ممکن است از تغییر رهبر در میانهٔ راه هراس داشته باشند. تصمیم حزب محافظهکار برای کنار گذاشتن بوریس جانسون به نخستوزیری فاجعهبار ۴۹ روزهٔ لیز تراس انجامید که اعتماد عمومی به حزب محافظهکار را در هم شکست. حزب کارگر، طبق شاخص نظرسنجی ما، حدود ۹ واحد درصد از حزب اصلاح بریتانیا (Reform UK) به رهبری نایجل فاراژ عقب است. اما با توجه به اینکه انتخابات عمومی احتمالاً تا ۲۰۲۹ برگزار نخواهد شد و رأیدهندگان بهشدت دمدمیمزاجاند، این رقابت هنوز کاملاً باز است.
جالبترین خط در نمودار ما کاهش شانسهای آقای فاراژ برای نخستوزیر بعدی شدن است، طبق بازار شرطبندی. این موضوع بازتابدهندهٔ افزایش احتمال آن است که سر کییر پیش از انتخابات عمومی بعدی توسط حزب خودش کنار گذاشته شود. قماربازان در پالیمارکت، یک بازار پیشبینی، بر این باورند که احتمال کنار رفتن سر کییر پیش از پایان سال دو به یک است.
چکهچکهٔ افشاگریهای جدید از اسناد مربوط به انتصاب لرد مندلسون بهعنوان سفیر، احتمالاً دردسرهای تازهای برای سر کییر به همراه خواهد داشت؛ همانطور که انتخابات محلی در ماه مه چنین خواهد کرد. با این حال، در کوتاهمدت، او ممکن است بهواسطهٔ ضعف همهٔ رقبای بالقوهاش در امان بماند. «آیا کسی از همکارانم هست که بخواهم جای او را بگیرد؟» یکی از نمایندگان چپگرای حزب کارگر، پائولا بارکر، در مصاحبهای گفت. «واقعاً، حتی بدون بردن اسمها، کسی نیست که در این مرحله حاضر باشم از او حمایت کنم.»
تا اینجا، گمانهزنیها دربارهٔ رهبری صرفاً بر شخصیتها متمرکز بوده و نشانهٔ چندانی از بحثی جدی دربارهٔ جهتگیری ایدئولوژیک یا سیاستی حزب دیده نمیشود. مهمتر از همه، گفتوگوی اندکی دربارهٔ این وجود دارد که با تلهٔ هزینههای بالای استقراض، فشارهای فزایندهٔ هزینهای و رشد پایین چه باید کرد. یا اینکه با دونالد ترامپ چه برخوردی باید داشت. همهچیز بهطرزی چشمگیر سطحی است—و منظرهٔ خوشایندی برای رأیدهندگان نیست.
مانیفست حزب کارگر در سال ۲۰۲۴ وعده داده بود که به «آشوب» دولت محافظهکار پایان دهد. این سند از «چرخهای معیوب» سخن میگفت که در آن «افول از آشوب تغذیه میکند؛ و آشوب از افول». بریتانیا در ده سال پرآشوب گذشته چهار نخستوزیر را به خود دیده است. آیا نمایندگان حزب کارگر فکر میکنند افکار عمومی توان تحمل یکی دیگر را دارد؟