کد خبر: ۹۱۰۰۷۲
تاریخ انتشار: ۱۶ : ۱۶ - ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

کریستین امان‌پور و روزنامه‌نگاری هنجاری

حضور کریستین امان‌پور در کنفرانس مونیخ، بار دیگر او را به سطح افکار عمومی کشاند و بحث‌های خاصی را درباره‌ی شیوه‌ی کار او مطرح کرد. مخالفان، طبق معمول او را چپ‌گرا نامیدند که البته استفاده از این انگ، اتفاق تازه‌ای نیست و آن‌ها اغلب هر کسی را که مطابق میل‌شان نباشد چپ‌گرا می‌نامند. اما موافقان، امان‌پور را صرفاً نمونه‌ی موفق یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای مستقل می‌دانند که پرسش‌های چالشی و دشوار می‌پرسد و برای او فرقی نمی‌کند که دونالد ترامپ روبروی او نشسته یا اوباما یا هر شخصیت دیگری؛ این‌که امان‌پور چپ‌گراست یا مستقل و حرفه‌ای است یا نیست برای یادداشت حاضر مهم نیست بلکه آن‌چه در این‌جا اهمیت دارد پرداختن به اصطلاح خاصی است که آن را روزنامه‌نگاری هنجاری Normative Journalism می‌نامند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

محمدرضا بیاتی: حضور کریستین امان‌پور در کنفرانس مونیخ، بار دیگر او را به سطح افکار عمومی کشاند و بحث‌های خاصی را درباره‌ی شیوه‌ی کار او مطرح کرد. مخالفان، طبق معمول او را چپ‌گرا نامیدند که البته استفاده از این انگ، اتفاق تازه‌ای نیست و آن‌ها اغلب هر کسی را که مطابق میل‌شان نباشد چپ‌گرا می‌نامند. اما موافقان، امان‌پور را صرفاً نمونه‌ی موفق یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای مستقل می‌دانند که پرسش‌های چالشی و دشوار می‌پرسد و برای او فرقی نمی‌کند که دونالد ترامپ روبروی او نشسته یا اوباما یا هر شخصیت دیگری؛ این‌که امان‌پور چپ‌گراست یا مستقل و حرفه‌ای است یا نیست برای یادداشت حاضر مهم نیست بلکه آن‌چه در این‌جا اهمیت دارد پرداختن به اصطلاح خاصی است که آن را روزنامه‌نگاری هنجاری Normative Journalism می‌نامند. 

یکی از پرسش‌های مهمی که در دانش رسانه و کار روزنامه‌نگاری همواره مجادله‌برانگیز بوده این است که آیا روزنامه‌نگار باید بی‌طرف باشد یا نه؛ برای کسانی که با این گفتمان آشنا نیستند ممکن است بدیهی به‌نظر برسد که بی‌طرفی و عدم جانبداری، اصل اساسی در کشف و بیان حقیقت است؛ به‌بیان دیگر، روزنامه‌نگاری توصیفی Descriptive Journalism  بهترین رویکرد در گزارش وقایع و بیان حقایق است. 

اما مقصود از روزنامه‌نگاری هنجاری این نیست! بلکه هنجاری‌بودن به این معنی است که روزنامه‌نگار بایستی بر اساس اصول آرمانی انسانی و جهان‌پذیر عمل کند و به هنجارها و ارزش‌های اخلاقی، اجتماعی و حرفه‌ای متعهد باشد. هدف اصلی روزنامه‌نگار هنجاری نه فقط اطلاع‌رسانی دقیق و نظارت بر قدرت باشد بلکه باید بکوشد در خدمت منافع عمومی عمل کند. از این دیدگاه، روزنامه‌نگاری هنجاری در برابر روزنامه‌نگاری توصیفی، تعریف نمی‌شود بلکه در مقابل روزنامه‌نگاری تبلیغاتی/پروپاگاندا Advertorial/Propaganda Journalism قرار می‌گیرد. 

در مقایسه با هنجاری، روزنامه‌نگاری تبلیغاتی در واقع نوعی تبلیغ با نقاب خبر است و تلاش دارد توجیه‌گر یک سیاست یا سیاستمدار خاص باشد؛ ترغیب، تبلیغ و توجیه یک حزب یا ایدئولوژی است درست مثل فروش یک محصول. در روزنامه‌نگاری تبلیغاتی، تمرکز بر شکل‌دهی به افکار عمومی و متقاعدسازی آن‌ها به نفع فرد یا گروهی است که سیاست خاصی را سفارش داده است نه بیان حقیقت. بنابراین، واقعیت‌ها را گزینشی انتخاب می‌کند، نقاط مثبت، برجسته می‌شوند، نقاط منفی کم‌رنگ هستند یا نادیده گرفته می‌شوند و روایت‌ها یکسویه‌اند. 

در حالی‌که روزنامه‌نگاری هنجاری مخاطب را از نظر فکری توانمند می‌کند و ذهن نقاد می‌سازد، روزنامه‌نگاری تبلیغاتی مخاطب را وادار می‌کند تا خبر را مصرف کند و تبلیغ پنهان به او می‌خوراند و در بلندمدت اعتماد عمومی به رسانه را نابود می‌کند. البته روزنامه‌نگاری تبلیغاتی را می‌توان درجه بندی کرد؛ از گزارش و تولید خبر حمایتی در برابر پول Advertorial / Paid Propaganda و جوسازی رسانه‌ای تا روزنامه‌نگاری جانبدارانه‌ی افراطی که می‌کوشد به یک حزب یا گروه وفادار بماند Partisan Journalism و سرانجام در منفی‌ترین حالت آن، روزنامه‌نگاری پروپاگاندایی محض که تحریف هدفمند، دستکاری و گمراه‌سازی را در دستور کار خود قرار داده است. 

اما پرسش اساسی‌تر این‌جاست که یک رسانه یا روزنامه‌نگاری هنجاری -که از فراتر از روزنامه نگاری توصیفی می‌رود- نمی‌تواند صرفاً با گفتن این‌که من مستقل هستم و موضع اخلاقی و اصول ارزشی دارم خود را از روزنامه‌نگار تبلیغاتی متمایز کند چون تقریباً تمام رسانه‌های تبلیغاتی و پروپاگاندا هم مدعی‌اند که از ارزش‌ها دفاع می‌کنند! برای حل این معضل می‌توان به 7 معیار اشاره کرد که مرز بین ارزش‌های اصیل و تبلیغاتی را آشکار می‌کنند: 

اول، معیار یا آزمون ثبات Consistency Test:  اگر روزنامه‌نگار یا رسانه در برابر خودی و غیرخودی از اصول اخلاقی یکسانی استفاده کند می‌تواند مدعی باشد که هنجاری است؛ مثلاً اگر باور داشته باشد که فساد بد است باید فساد افراد یا گروه‌های همسو و همنظر هم را افشاء کند. اگر دروغ بد است باید دروغ متحد سیاسی خود را محکوم کند. در واقع, مقصود از ثبات، ثبات و شفافیت در ارزش‌هاست. نقضِ ارزش از سوی هر فرد یا  گروهی باشد باید آن را نقد کند. 

دوم، تقارن در سخت گیری و موشکافی Symmetry of Scrutiny: رسانه‌ای هنجاری است که نوع و شدت سختگیری او در پرسش‌های چالشی برای موافق و مخالف، تقریباً همتراز باشد؛ البته این همترازی به معنای برابری در پرسش‌های مطرح شده نیست بلکه به مفهوم برابری در به‌چالش‌کشیدن است. 
سوم، جداسازی خبر از باور/ واقعیت از عقیده Separation of Fact & Opinion : رسانه‌ی هنجاری این مرز مهم را شفاف می‌کند و مخاطب می‌فهمد  کجا با گزارش و خبر مواجه است و کجا با تحلیل یا موضع اخلاقی.

چهارم، استناد و اتکاء به داده‌ها و شواهد Evidence-Based:  موضع اخلاقی و ارزش‌مدار در رسانه‌ی هنجاری باید مبتنی بر داده‌های سنجش‌پذیر و معیارهای حقوقی باشد نه فقط بر اساس  برچسب‌زنی‌های بی‌مبنا.

پنجم، امکان و حق پاسخگویی Right of Reply: یک رسانه، زمانی هنجاری است که افراد یا گروهای ناهمسو یا در جناح مقابل، فرصت پاسخگویی داشته باشد. بر اساس این معیار، نقدهای دیگران در رسانه‌ی هنجاری بیان می‌شوند و تکثر صدا وجود دارد، برخلاف رسانه تبلیغاتی که تنها یک روایت را مجاز می‌داند و صدای مخالفان را سانسور یا تخریب می‌کند و اصلاح خطا را نشانه ضعف می‌داند. 

ششم، پذیرش خطا Correction Culture: رسانه یا روزنامه‌نگار هنجاری آمادگی پذیرش اشتباهات را دارد و آن‌ها را انکار نمی‌کند؛ فرهنگ پاسخگویی و اصلاح خطا. 

هفتم، استقلال ساختاری Institutional Independence: رسانه هنجاری باید روشن کند که رابطه‌ی او با قدرت، ثروت و مالکیت چیست و آیا این روابط استقلال نسبی او را خدشه دار می‌کند یا خیر. برای مثال، به‌همین‌دلیل، روزنامه نگاری حزبی، احتمال هنجاری‌بودن آن ضعیف است.

متأسفانه در فضای رسانه‌ای ایران -چه در داخل و چه در خارج- کمتر با روزنامه‌نگاری هنجاری مواجه هستیم؛ آیا صدا و سیما با این معیارها، هنجاری است یا ایران‌اینترنشنال؟! 

نظرات بینندگان