
سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
«انتخاب» هر شب یادداشت های روزنوشت علم را منتشر می کند.
۳ شهریور ۱۳۵۲: امروز مصادف با حمله متفقین به ایران در زمان جنگ دوم است یعنی شوروی و انگلیس از تمام مرزها به ما حمله کردند و غافلگیرانه به ما شبیخون زدند. انصافاً ارتش ما با روحیه بسیار ضعیف و بد پا به فرار گذاشت که مایه ننگ است. فقط سرلشکر مقدّم در کرمانشاه ایستادگی کرد و سبیل انگلیسها را دودداد. در همه جا با این کوهستانها همین کار را میتوانستیم بکنیم، ولی فرماندهان ما متأسفانه از طبقه نوکر باب و معلقزن بودند و فقط در فکر خود و ما را با آن افتضاح رو به رو ساختند. نیروی دریایی هم مقاومت مذبوحانه [ای]کرد، ولی انصافاً خوب جنگید و شهدای فراوانی داد. منجمله مرحوم دریادار بایندر فرمانده وقت که مردانه جنگید و کشته شد. خدایش بیامرزد. به هر صورت از بی ایمانیها متأسفانه پند نمیگیریم و در راه تولید ایمان هم نیستیم. تمام امروز من به ملاقات گذشت منجمله على رضایی پیش من آمده و تعریف میکرد چه جور ناجوانمردانه نخست وزیر خواست او را جلوی شاهنشاه بی آبرو کند. خوشبختانه شاهنشاه متوجه شدند که باید حرف دولت بی معنی باشد، چون چندی قبل [رضایی]به نخست وزیر ایراد کرد که چرا پیشبینی گرانی مواد اولیه را قبلاً نکرده بودند، خواستند او را بزنند. (رضایی رئیس کارخانجات. نورد اهواز)
ساعت ۵ و ۳۰ شاهنشاه از نوشهر به اتفاق علیا حضرت شهبانو تشریف آوردند. اولین مطلبی که به من فرمودند این بود که دیدی پادشاه افغانستان چه کرد؟ امروز اعلامیه داده و به نفع جمهوری استعفاء و با داود بیعت کرده است. عرض کردم: بلی قربان، از وقتی شنیدم تا حالا سرم درد میکند، ولی قدری تقصیر با ماست. او را رها کردیم. یک بدبخت با عائله سنگین در اروپا از گرسنگی که نمیتواند بمیرد. بیعت کرد که پول به او برسانند. امان الله پادشاه اسبق افغانستان هم تا چند سالی که با محمد نادرشاه، پدر ظاهر شاه، بیعت نکرد، به او پولی نمیدادند. بالاخره بیعت کرد. شکم گرسنه ایمان ندارد، ولی به هر حال او با داود بیعت کرده است. اگر جوانها داوود را بیندازند، هنوز ممکن است از وجود او استفاده کرد و من عقیده دارم که ما کار خودمان را بکنیم. چیزی نفرمودند. در این ضمن وزیر خارجه جلو آمد و عرض کرد که نعیم برادر داود خواسته است به ایران بیاید. در مورد بلوچستان و پختونستان عرایضی به شاهنشاه بکند. فرمودند: گه خورده است! مگر من پاکستانم؟ خیلی جواب سخت بدهید که این افکار را از سر خارج کنید.
سر شام رفتم. مطلب مهمی نبود. سفر والاحضرت شاهدخت اشرف به هند مطرح بود. بوتو استدعا کرده بود والاحضرت شاهدخت سر راه، به جای کراچی، در کویته بنشینند. قبول فرمودند. من نفهمیدم برای چه؟
یادداشتهای اسدالله علم: یک آمریکایی که به مسائل خاورمیانه خیلی وارد است دیدنم آمد. راجع به جانشینی ملک فیصل مثل اینکه خیال آنها راحت است. پرنس خالد شاه می شود. پرنس فهد نخست وزیر، و پرنس سلطان وزیر دفاع، الله اعلم به حقایق الامور. ولی به هر حال عربستان سعودی شیشه عمر (نفت) آمریکا را در دست دارد و اولین تولیدکننده دنیاست و بزرگترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد. آمریکا نمیتواند در قبال چنین مسأله [ای] ساکت و خاموش باشد. حتی شنیده ام نقشه های محرمانه دارند که در صورت لزوم آن جا را اشغال نظامی بکنند.