پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حاج آقا، ظاهرا همايش شوراي هماهنگي
جبهه اصلاحات كه از ۵ ماه قبل وعده برگزارياش داده شده و قرار بود همين
هفته برگزار شود (۲۷ و ۲۸ دي) هم با مشكل مواجه شده است؟
بله
پيگيريها انجام پذيرفت اما سهشنبه گذشته، آقايان، ميزبان تعدادي از
نمايندگان شوراي هماهنگي و جمعي از اعضاي هيئت رئيسه بودند تا از آنها جهت
دادن مجوز برگزاري تعهداتي بگيرند. آنها نيز موارد طرح شده توسط را
نپذيرفتند و برگشتند. طبيعي است كه به دنبال چنين درخواستي و مخالفت آنها
از برگزاري كنگره ممانعت به عمل ميآيد و مراسم لغو ميشود. تعهدات مذكور
در كل سه محور شاخص را شامل ميشد: يكي اعلام برائت از فتنه، ديگري پذيرش
ساختار انتخابات به همين شكلي كه هست و نهايتا ممانعت از حضور نمايندگان
مستقيم و حتي غير مستقيم احزاب ممنوع الفعاليت يعني سازمان مجاهدين انقلاب
اسلامي، جبهه مشاركت و ساير احزابي كه بعد ازانتخابات ۸۸ از ادامه فعاليت
بازماندند.
در چنين حالتي، فضاي انتخابات اينده را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ما
هرچه به انتخابات نزديكتر ميشويم متاسفانه اميد به باز شدن فضاي سياسي و
به دنبال آن فعاليت اصلاحطلبان در صحنه سياست و معرفي كانديداي توسط اين
طيف، ضعيفتر ميشود. طبيعي است كه در غيبت اصلاحطلبان، فضاي رقابت سياسي
در انتخابات به وجود نخواهد آمد و نتيجتا انتخابات رقابتي محقق نميشود.
آيا
فكر نميكنيد كه اين اقدام و حرف و حديثهاي جناح تندرو و صاحب قدرت
حاكميت در قبال حذف اصلاحطلبي از صحنه سياسي كشور تا اطلاع ثانوي، آتش
انتقادات را شعله ورتر كرده، بي نتيجه بودن اصلاحات را اثبات و متدهاي
براندازانه را (حداقل در بطن جامعه) تقويت كند و آن را انباشته خواهد كرد؟
طبعا
نتيجه عملكرد اين تفكر تند افراطي اين است كه طيفهاي منتقد و ناراضي
جامعه خصوصا جوانان و دانشجويان اميدخود را نسبت به اصلاح امور توسط
اصلاحطلبان از دست ميدهند. اين روند و زمينه حركتهاي تند را انباشته
خواهد كرد. در حالي كه اگر تفكر اصلاحطلبي به صورت واقعي وارد صحنه شود و
رقابت سنگين و سالمي بين جناحهابه وجود بيايد، زمينه چنين خطري به طور
كلي منتفي خواهد شد.
كنگره
اصلاحطلبان لغو ميشود. بيانيه ي اعلام مواضع از طرف شوراي هماهنگي جبهه
اصلاحات صادر ميشود. بعد ازآن چه خواهند كرد؟ سكوت و صبر تا ابرو باد و مه
وخورشيد و فلك در كار شوند و اصلاحات به صحنه مديريتي كشور برگردد؟
چاره
اي نيست. نمي شود كه در برابر نظام و حاكميت ايستاد. اساسا تفكر
اصلاحطلبي، تفكر براندازي و تقابل نيست. تفكر روشنگري مصلحانه و تبيين
افكار و آرمانها در جامعه است. تابعي جز افكار عمومي وجود ندارد. وقتي يك
تفكر و انديشه در جامعه قصد پياده شدن دارد، اين مردم اند كه بايد آمادگي
داشته باشند و طرفداران آن تفكر هم راهي به جز تبيين و تشريح ندارند.
تااينكه زمينه فراهم شود براي محقق شدن آن جريان وآرمانها و انديشه ها.
و اصلاحطلبان بدلي چه وضعيتي خواهند داشت؟
مسئولان براي اينكه از يك طرف مردم را وارد صحنه كنند وحضور آنها فعال و
گسترده باشدو از طرفي ديگر در سطح بين الملل تبليغات خود را منعكس كنندكه
مثلا فضا براي همه گروههاو جريانهاي سياسي باز هست و. . . قصد دارند تا
يك گروهي را ساماندهي بكنند و دعوت بكنند و به آنها امكان بدهند و تحت
عنوان جريان اصلاحات وارد صحنه بشوند.
و به بياني ديگر هيزم تنور انتخابات شوند...
بله
و درغياب جبهه اصلاحات از تابلو و عنوان آنها براي رسيدن به دو هدفي كه
گفتم سوء استفاده كنند. مدت هاست كه آقايان در تلاش اند و به سراغ اشخاص و
احزاب كوچك و محدود رفته اند. بالاخره يك گروهي را قانع ميكنند تا بتوانند
اين خلاء اصلاحطلبان راپركنند. مثلا ممكن است آقاي عارف و كواكبيان امكان
حضور پيدا كنند و به صورت فردي و نه جمعي و هماهنگ وارد عرصه انتخابات
شوند اما مردم ما بيدار هستند كه اصلاحات منحصر به جريانها و گروههاي
كوچك نمي شود و روشنتر از اين هستند كه فريب بخورند. رسانههاي داخل و
خارج هم متوجه هستند كه آيا در كشور فضاي سياسي بازهست يا خير؟ آيا
جبهههاي مختلف ميدان و قابليت فعاليت واقعي دارند يا ندارند؟
ضمن
اينكه اصلاحطلبان و هوادارانشان در سراسر كشور به گزينه اي ميانديشند كه
قدرت رقابت و راي آوري بالايي داشته باشد و بتواند درصد بالايي از مطالبات
مدني را باجديت پيگيري كند؛ شخصيتي مثل آقاي خاتمي جزو همين افراد است.
آقايان هاشمي و ناطق نوري هم متفقا روي راي آوري آقاي خاتمي تاكيد داشتند و
گفتهاند كه: "خاتمي رايش در جيبش است" ... شخصيت آقاي خاتمي و جامعيت
ايشان به گونه اي است كه اگر تريبون هم نداشته باشد، بازهم راي ميآورد.
خصوصا اينكه او در نقطه مظلوميت قرار دارد و اين خود به درصد موفقيت وي
ميافزايد.
اگراصلاحطلبان
بدلي بيايند مسلما ناگزيرند كه به شعائر اصلاحطلبان براي آوردن راي متوسل
شوند، درآن صورت تكليف بدنه اصيل اصلاحطلبي و جامعه بااينها چه خواهد
بود؟
قطعا وقتي آنها وارد انتخابات شوند شعارهايشان
اصلاحطلبانه است و وانمود ميكنند كه ما خلاصهاي از جبهه اصلاحات هستيم.
مائيم كه از ميدان رقابت پويا و زنده، استفاده ميكنيم و. . . اين شعارها
را ميدهند و اين فعاليتها را ميكنند، اما هم مردم داخل و هم خارج
ميدانند كه آنها يك جريان محدود و كوچكي هستند و ابدا جبهه گسترده و بزرگ
اصلاحات را نمايندگي نميكنند.
در
حالي كه بامواضع تند روزهاي اخير حتي عليه شخصيتي چون هاشمي مواجهيم، فكر
ميكنيد كانديداي اصلاحطلبان بدلي كه به نوعي همان جبهه مردم سالاري مجلس
نهم هستند، چطور دلخوش خواهند بود كه ميتوانند به به اميد پيروزي وارد
انتخابات شوند؟
من فكر ميكنم درصورت ادامه انسداد و باز نبودن
فضاي سياسي كشور به جهت حضور گسترده اصلاحطلبان، براي هيچ يك از تحليل
گران سياسي شك و ترديدي باقي نمي ماند در اينكه اين گروه به اصطلاح
اصلاحطلب حاضر در صحنه ناعادلانه انتخاباتي (حتي اگر گروه خوبي هم باشد و
شعارهاي جذاب بدهند)، موفقيتي را به دست نخواهند آورد و نخواهد توانست كه
درميدان رقابت با جبهه رقيب كه با تمام قدرت وارد شده و از تمام امكانات
استفاده ميكنند، قرار گيرد؛ بنابراين دراين مسئله ترديدي نيست شايد خود
آنها هم به اين مسئله يقين دارند و بعضي از آنها با اين تحليل خود را راضي
ميكنند كه ما بايد از موقعيت استفاده بكنيم و فرصت را از دست ندهيم و تصور
ميكنند كه با كناره گيري آنها از صحنه سياست اصلاحطلبي محو و از حافظه
مردم فراموش ميشود و لذا براي اين مسئله تلاش ميكنند وگرنه خود آنها نيز
اميدي به موفقيت خودشان هم ندارند! و يك گروه از قبل شكست خورده و منفعل
خواهند بود.
درصورت خلاء حضور اصلاحطلبان حقيقي در صحنه شرايط انتخابات را از نظر جناحبنديها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
وقتي
كه اصلاحطلبان به شكل گسترده درصحنه حضور نداشته باشند، رقابت بين
اصولگرايان سنتي و طرفداران دولت خواهد بود. طبعا طيف آقاي احمدينژاد
كانديدايي خواهد داشت و تلاش ميكند كه موفقيت به دست آورد ودرمقابل آنها
طيف اصولگرايان سنتي است و رقابت بين دو جناح سنتي يعني اصلاحطلب و
اصولگرا نيست و رقابت داخلي بين خود جبهه اصولگرا خواهد بود.
به نظر شما گزينه اين تيم آقاي مشايي است؟
قطعا
يكي از گزينههاي آنها آقاي مشايي است اما منحصر به ايشان نيست. ممكن است
به دلايلي فرد ديگري را معرفي كنند يا با چند كانديدا وارد شوند كه اگر يكي
رد صلاحيت شد ديگري بتواند درصحنه حضور يابد و درنهايت روي يك كانديدا
متمركز ميشوند و تلاش ميكنند كه كانديداي مورد نظر راي آورد. البته جناح
اصولگرا هم درمخمصه شديدي قرار خواهدگرفت چراكه نمي داندكه باصلاحيت
آنهاچه كند: تائيد كند يا رد كند؛ هر دو ريسك پذير است.
اگر تائيد
كنند كه من فكر ميكنم (در غيبت اصلاحطلبان) احتمال موفقيت كانديداي آنها
خيلي زياد است. آنها با امكاناتي كه دراختيار دارند و برنامه ريزيهايي كه
صورت داده اند مسلما برنامه آنها براي پيروزي است. چنانچه رد صلاحيت كنند
اين احتمال وجود دارد كه آنها حركتهايي ايجاد كنند و بحرانهايي بسازند.
حال اينكه با آنها چگونه برخورد ميشود، در آينده مشخص خواهد شد.
مدافعان
ديروز آقاي احمدي نژاد و منتقدان امروزش چپ و راست از فتنه جديد توسط
جريان انحرافي در انتخابات پيش رو صحبت ميكنند. فكر ميكنيد درصورت بالا
گرفتن تضادها جو از اين هم امنيتيتر خواهد شد؟
طبيعتا يكي از
راههاي آنها همين است كه برخورد امنيتي كنند تا با اين وسيله به بحران
خاتمه دهند و طبعا اين اتفاق مشكل جديدي براي آقايان به وجود ميآورد. حضور
اين جريان در حاكميت و تسلطش بردستگاه اجرايي اين خطر را براي آقايان
تشديد ميكند كه از مهرههاي مختلفي كه در دستگاه اجرايي چيدهاند و انتخاب
كردهاند به نفع خودشان استفاده كنند و در نتيجه، انتخابات را به سمت و
سوي خودشان سوق بدهند....
تكليف اصلاحات با اين جريان شبهه ليبرال اصولگرا چيست، برخي اصولگرايان ميگويند احتمال دارد بدنه اصلاحطلبان از آنها حمايت كنند؟
اصلاحطلبها
بايد بر سر مواضع خود بايستند و اهداف و مواضع شان را فراموش نكنند و
اصلاحطلب فريب شعارهاي اين جريان نوخاسته و فريب برخي وعده و وعيدها را
نخورند. اصلاحطلبان بايد بايد بر سر آرمانهايي كه انتخاب كردند و به نفع
كشور ميدانند تاكيد و براي حفاظت از آن تلاش كنند زيرا منش اصلاحطلبي با
ابنالوقتي سازگار نيست.