پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : رسول منتجبنيا، سياستمدار و روحاني اصلاحطلبي است که قائم مقامي حزب اعتماد ملي،عضويت در مجمع روحانيون مبارز و حزب جمهوري اسلامي را در کارنامه خود دارد.او در مصاحبه اي با زندگي نيوز ادوار مختلف حضور اصلاحطلبان در عرصههاي سياسي را با هم مقايسه کرد و خواستار موضع صريح حاکميت در قبال اصلاحطلبان شد.
آرايش اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات به چه صورت است و آيا اصلاحطلبان آماده حضورهستند؟
ما بارها هم گفتهايم که اصلاحطلبان خودشان را جزو ملت ميدانند و نظام را از خودشان ميدانند.اصلاحطلبان اکثرا براي پيروزي انقلاب و تشکيل نظام تلاش و مجاهدت کردهاند و قبل از انقلاب متحمل ناملايماتي شدهاند و خلاصه خودشان را جزو صاحبان اين نظام و کشور و خادمان ملت ميدانند.آنها در صحنههاي مختلف مانند شرکت در انتخابات و سهيم شدن درتعيين سرنوشت کشور احساس وظيفه ميکنند .اما گاهي شرايطي در کشور به وجود ميآيد که مانع حضور و فعاليت آنها يا مانع موفقيت آنها ميشود. به طور مثال در دوره چهارم مجلس شرايطي به وجود آمد که نيروهاي خط امام(ره) وبه اصطلاح امروز اصلاحطلبان احساس کردند فضاي سياسي کشور براي آنها کاملا مسدود است و امکان موفقيتشان به دلايل مختلفي وجود ندارد و تصميم داشتند که حضور فعال نداشته باشند،اما مقام رهبري از آنها اکيدا خواستند حضور داشته باشند و آنها هم به احترام ايشان در صحنه حاضر شدند و از شکست خودشان استقبال کردند. بعد از شکست در انتخابات و احساس کامل انسداد فضاي سياسي تصميم گرفتند چند سال از صحنه سياست به دور باشند و به کارهاي ديگر بپردازند. پس از چند سال در آستانه انتخابات دوم خرداد 76 ارزيابي مجددي انجام شد و مقامات کشور هم پالسهايي دادند و نيروهاي خط امام دوباره وارد صحنه شدند و توانستند حماسه تاريخي دوم خرداد را به وجود بياورند . کانديداي اصلاح طلبها براي اولين بار در انقلاب بالاترين راي را به خود اختصاص داد.اماحوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري گذشته موجب شد که فضاي بسيار محدودي براي اصلاحطلبها ايجاد شود.
برخي عليه اصلاحطلبان به گونهاي فضاسازي کردند که اصلاحطلبها احساس کردند بهتر است به صورت موقت از صحنه فعاليت سياسي کنارهگيري کنند تا فضا به اعتدال برگردد. تا امروز چنين حالتي وجود داشته است يعني هر روز که از اين دو سه سال گذشت فضا براي اصلاح طلبها محدودتر و فشارها بيشتر شد. کساني که اين فشارها را وارد ميکردنداهميتي به مواضع افراد نسبت به حوادث پس از انتخابات نميدادند وبرخي بدون آنکه در حوادث پس از انتخابات نقشي داشته باشند محروم ميشدند واز کار بيکار ميشدند . اين دسته از اصولگرايان خواستار کنارهگيري اصلاحطلبان و به حاشيه رفتن آنها بودند. دسته ديگر وجود دارند که واقعبين و واقعگرا هستند و بر اين باورندکه اصلاحطلبها جزو بدنه جامعه هستند و جمع کثيري از مردم طرفدار آنها هستند و بايد وارد عرصه شوند. درهمين راستا آقاياني مانند آقاي عسگراولادي و باهنر اظهاراتي ابراز داشتند که از روي دلسوزي و انصاف و واقعنگري بيان شده است. دسته ديگر هنوز ابراز عقيده نکردهاند و سکوت اختيار کردهاند. لذا در درون جريان سياسي اصولگراي حاکم، انشقاق و تفاوت ديدگاه وجود دارد. اما مسوولان و تصميمگيرندگان نظام هنوز ابراز عقيده نکردهاند. لذا اصلاحطلبان همچنان در حال انتظار هستند و نميدانند که آيا فضا مانند دوره چهارم مجلس است يا مانند دوم خرداد . البته با اين تفاوت که در دوره چهارم مجلس فضاي سياسي به روي اصلاحطلبها مسدود بود و اذهان و افکار جامعه نسبت به خط اماميها به شدت منحرف شده بود و لذا اصلاحطلبان آن روز مطمئن بودند که در عرصه رقابت انتخاباتي راي نميآورند و همين اتفاق هم افتاد. اما امروز فضاي جامعه کاملا مساعد است، افکار عمومي براي حضور اصلاحطلبها آمادگي لازم را دارد.
من معتقدم اگراصلاح طلبها با اجماع وارد صحنه شوند و کانديدايي پرجاذبه و مردمي را معرفي کنند بيش از دو سوم مردم به آنها راي ميدهند. اما در مقابل حاکميت يا هنوز تصميم نگرفته يا تصميمش را اعلام نکرده است. در دوم خرداد 76 هم حاکميت تصميم بر باز کردن فضاي سياسي داشت و هم مردم آماده بودند.اکنون افکار عمومي آماده است اما آمادگي حاکميت و مسوولان تصميمساز و تصميمگير هنوز حداقل ابراز نشده است لذا اصلاحطلبانها فعلا نميتوانند به تصميم برسند تا زماني که شرايط لازم را احساس کنند. برخي از گروههاي اصلاحطلب براي ورود به انتخابات پيش شرطهايي دارند.
آيا نفس پيش شرط گذاشتن براي ورود به انتخابات را معقول ميدانيد؟
بايد ببينيم پيششرطي که گذاشته ميشود معقول است يا نه. اما زماني ما ميخواهيم که شرايط انتخابات فراهم شود و تصميم مسوولان بر برگزاري انتخابات رقابتي و سالم باشد که اين پيش شرط نيست. هر چند آقايان مطرح ميکنند که رمز اصلاحطلبها انتخابات سالم است اما اين رمزنيست،حقيقت انتخابات است. الان ترديد اصلاحطلبان در اين است که آيا مسوولان به اين نتيجه رسيدهاندکه در انتخابات آتي از همه جناحهاي سياسي حضور داشته باشند يا آنکه ميخواهند انتخابات تنها در درون يک جناح و از افراد خاصي باشد. گاهي حاکميت به اين نتيجه ميرسد که کانديداهاي متعددي حضور داشته باشند و ممکن است روزي به اين نتيجه برسند که کانديداي موردنظر بايد راي بياورد که اين ديگر انتخابات نيست. اين پيش شرط نيست بلکه شرط سلامت انتخابات است.