پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل میگوید «تنها دو مسیر واقعگرایانه وجود دارد: توافقی که به طرز قابل توجهی شبیه چیزی است که ایران قبل از جنگ حاضر به در نظر گرفتن آن بود یا درگیری گستردهتری که پایان مشخصی برای آن متصور نیست. این واقعیت است.»
به گزارش «انتخاب»، دنیس سیترونوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل نوشت:
در سطح کلی، مهم است که حقیقت تلخی را بپذیریم: این جنگ مصداق بارز این ضربالمثل قدیمی است که «راهبرد باید مقدم بر اقدام باشد».
فرض اساسی در آمریکا و اسرائیل این بود که تضعیف نظامی ایران در نهایت به فروپاشی حکومت منجر خواهد شد و یک کارزار مستمر آمریکایی-اسرائیلی با هدف قرار دادن سران، میتواند تغییری سیستمی ایجاد کند که خاورمیانه را دگرگون سازد.
اما این جنگ یک متغیر حیاتی را نادیده گرفت: جمهوری اسلامی ایران بازیگری از نوعی دیگر است. محاسبات سنتی هزینه-فایده به معنای مرسوم در مورد آن صدق نمیکند.
علاوه بر این، جنگ پیامدهای درجه دومی ایجاد کرده که فضای راهبردی را پیچیدهتر کرده است، نه سادهتر
این تحولات، دولت آمریکا را به طیف کوچکی از گزینهها سوق میدهد که هیچکدام خوب نیستند.
انتخاب به طور فزاینده به این شکل است: یا توافقی را بپذیرید که در اصل نسخهای تقویتشده از توافق هستهای قبلی است، یا به تشدید نظامی بازگردید که ریسکهای منطقهای قابل توجهی به همراه دارد بدون اینکه تضمینی برای تغییر معنادار در رفتار ایران ارائه دهد.
هنوز مشخص نیست این جنگ چگونه پایان خواهد یافت. اما در این مرحله، اجتناب از یک نتیجهگیری دشوار است: جنگ، محیط راهبردی دشوارتری برای همسایگان ایران، اسرائیل و ایالات متحده ایجاد کرده است.
و مهمتر از همه، ایران قصد تسلیم شدن ندارد. نه فشار و نه تشدید نظامی بعید است که تهران را مجبور به رها کردن اصول خود کند.
هیچ ضربه قاطعی وجود ندارد. هیچ گلوله نقرهای (راهحل جادویی) وجود ندارد.
تنها دو مسیر واقعگرایانه باقی میماند:
توافقی که به طرز قابل توجهی شبیه چیزی است که ایران قبل از جنگ حاضر به در نظر گرفتن آن بود یا درگیری گستردهتری که پایان مشخصی برای آن متصور نیست.
این واقعیت است.