
گاردین نوشت: معاون رئیسجمهور آمریکا با چالشهایی روبهروست، زیرا ممکن است نقش اصلی را در تلاش برای پایان دادن به جنگی بر عهده بگیرد که پیشتر با آن مخالفت کرده بود.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: بهعنوان فردی که باورهای مسیحی خود را آشکارا نشان میدهد، جیدی ونس بیتردید بهخوبی از سخن عیسی مسیح در موعظهٔ سر کوه آگاه است که میگوید: «خوشا به حال صلحجویان».
اما معاون رئیسجمهور آمریکا، که به مذهب کاتولیک گرویده و اخیراً با پاپ لئو دچار اختلاف شده، اکنون در عمل درمییابد که پایبندی به این معیار در حالی که برای رئیسی غیرقابل پیشبینی کار میکند که جنگی را پیش میبرد—جنگی که ونس قبلاً نسبت به آن هشدار داده بود—تا چه حد دشوار است.
در جریان سخنرانی ونس در نشست گروه راستگرای Turning Point USA در دانشگاه جورجیا، فردی از میان جمعیت فریاد زد: «عیسی مسیح از نسلکشی حمایت نمیکند.»
این صحنه نشاندهندهٔ وضعیت دشواری است که معاون رئیسجمهور با آن مواجه است؛ او تلاش میکند رأیدهندگان جوانی را که مخالف مداخلات نظامی خارجی هستند، در کنار خود نگه دارد، در حالی که به نامزدی احتمالی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز میاندیشد.
با توجه به اینکه ونس ممکن است نقش اصلی را در تلاش برای پایان دادن سریع به جنگ با ایران بر عهده بگیرد—جنگی که سالها هشدار میداد آمریکا باید از آن اجتناب کند—این چالش برای او سختتر هم شده است.
در حالی که درگیریها متوقف شده اما مذاکرات صلح اولیه به بنبست خورده، نقش ونس ممکن است حیاتی شود؛ بهویژه پس از آنکه برخی افراد نزدیک به حکومت ایران او را فردی در دولت دونالد ترامپ دانستهاند که برای رسیدن به توافق باید با او تماس گرفت.
هفتهٔ گذشته، ونس—که مخالف «جنگهای بیپایان» است—در آستانهٔ آغاز دومین مأموریت دیپلماتیک خود به اسلامآباد برای مذاکره با طرف ایرانی بود.
این سفر ابتدا برای دوشنبه، سپس سهشنبه برنامهریزی شد، اما در نهایت بهطور کامل لغو شد. این سفر قرار بود ادامهٔ نشست ۲۱ ساعتهٔ هفتهٔ قبل در پایتخت پاکستان باشد؛ نشستی که گفته میشود پیشرفت قابلتوجهی داشت، اما پس از آنکه ایران از اعلام پیروزی ترامپ در شبکههای اجتماعی ناراحت شد، از ادامهٔ مسیر عقبنشینی کرد و دوباره تنگه هرمز را بست.
در حالی که نگرانیها از ازسرگیری درگیریها پس از یک وقفهٔ دو هفتهای افزایش یافته بود، ترامپ برخلاف انتظار بسیاری، اعلام کرد آتشبس بهطور نامحدود تمدید میشود تا به حلقه تصمیم گیری «بهشدت متزلزل» [ادعایی] ایران فرصت دهد یک «پیشنهاد واحد» ارائه کند.
اهمیت نقش ونس زمانی بیشتر شد که کاخ سفید اعلام کرد دور جدید مذاکرات بدون حضور او برگزار خواهد شد. بهجای او، نمایندهٔ ویژه ترامپ، استیو ویتکاف، و دامادش جرد کوشنر اعزام میشوند—هرچند این سفر نیز بعداً لغو شد و ترامپ آن را «اتلاف وقت» خواند.
بنابراین، بازگشت ونس به عرصهٔ دیپلماسی—هرچند فعلاً متوقف شده—احتمالاً فقط مسئلهٔ زمان است.
دیدارهای ۱۷ و ۱۸ آوریل ونس با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران که اکنون مذاکرهکنندهٔ ارشد محسوب میشود، از نظر تاریخی اهمیت دارد. این دیدارها بالاترین سطح تماس میان آمریکا و ایران از زمان دیدار جیمی کارتر با محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۷۷ بوده است.
در همین حال، گزارش شده که ونس در داخل دولت نسبت به نحوهٔ ارائهٔ اطلاعات جنگ توسط پنتاگون ابراز نگرانی کرده و دربارهٔ دقت گزارشها پیرامون کاهش ذخایر موشکی آمریکا تردیدهایی مطرح کرده است.
ونس که با وجود مخالفت اولیه، اکنون از جنگ حمایت کرده، در موقعیتی بسیار دشوار قرار گرفته است—برداشتی که با اظهارات خود ترامپ تقویت شد. ترامپ گفته است: «اگر توافقی حاصل نشود، تقصیر جیدی ونس است؛ اگر حاصل شود، تمام اعتبارش برای من است.»
با این حال، نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که خود ایرانیها خواستار هدایت مذاکرات از سوی ونس شدهاند، زیرا او را نسبت به ویتکاف و کوشنر مذکرهکنندهٔ امیدوارکنندهتری میدانند.
برخی تحلیلگران معتقدند ویتکاف و کوشنر در تهران بیش از حد نزدیک به اسرائیل و بنیامین نتانیاهو تلقی میشوند و همین مسئله اعتمادسازی را دشوار کرده است.
در مقابل، ونس بهعنوان چهرهای تازه، جوان، مخالف جنگهای طولانی و تا حدی منتقد اسرائیل، گزینهای مناسبتر از نگاه ایران تلقی میشود—بهویژه با توجه به احتمال نامزدی او برای ریاستجمهوری آینده.
در گذشته نیز ایران درخواست کرده بود که افراد خاصی هدایت مذاکرات را بر عهده بگیرند. برای مثال، در مذاکرات سال ۲۰۲۵، حضور ویتکاف به درخواست ایران بوده است، زیرا او را نمایندهٔ واقعی دیدگاههای ترامپ میدانستند—هرچند در نهایت از او ناامید شدند.
تمایل کاخ سفید به استفاده از ونس ممکن است نشاندهندهٔ عجلهٔ ترامپ برای پایان دادن به جنگ باشد، بهویژه با توجه به تأثیرات منفی بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا و جهان.
اگر ونس بخواهد در آینده پیشرفتی ایجاد کند، باید بتواند با قالیباف رابطهای مؤثر برقرار کند. قالیباف، که سابقهٔ مدیریتی و سیاسی قابلتوجهی دارد، اکنون نمایندهٔ یک سیستم سیاسی است که در بیاعتمادی به ترامپ متحد است.
پس از اعلام تمدید آتشبس از سوی ترامپ، مشاور قالیباف این اقدام را «تلاشی برای خرید زمان جهت حملهای غافلگیرکننده» توصیف کرد و گفت ایران آمادهٔ «در دست گرفتن ابتکار عمل» است.
برخلاف توصیف ترامپ از حلقه تصمیمگیری «متزلزل» ایران، تحلیلگران معتقدند مواضع مقامات ایرانی کاملاً هماهنگ و نمایندهٔ کل نظام است.
اظهارات اخیر ترامپ در شبکهٔ اجتماعی Truth Social، مبنی بر اینکه ایران با بازگشایی تنگه و تحویل اورانیوم غنیشده موافقت کرده، بیاعتمادی را بیشتر کرده است؛ زیرا مذاکرهکنندگان ایرانی معتقدند چنین ادعایی نادرست است.
به گفته تحلیلگران، اختلاف اصلی در ایران نه بر سر جنگ یا برنامه هستهای، بلکه دربارهٔ رفتار ترامپ است: اینکه آیا او واقعاً به دنبال توافق است یا صرفاً بهعنوان یک مذاکرهکنندهٔ سختگیر یا حتی نمایشی عمل میکند.
در چنین شرایطی، چالش اصلی ونس—اگر مذاکرات از سر گرفته شود—این است که بتواند طرف ایرانی را قانع کند که رئیسش فردی قابل اعتماد است.
پس از ۴۷ سال قطع روابط و دو دور مذاکراتی که به حملات نظامی ختم شد، این کار به هیچوجه آسان نخواهد بود.
