همزمان با اوجگیری تنشهای نظامی و افزایش نااطمینانی در جنگ ۴۰روزه، رفتار کاربران ایرانی در بازارهای مالی برخلاف «پیشبینیهای مبتنی بر واکنشهای هیجانی» شکل گرفت؛ نه موج گستردهای برای فروش داراییها ایجاد شد و نه خروج سنگین از بازار طلا.
دادههای اپلیکیشن میلی نشان میدهد در مدت جنگ ایران و آمریکا تا پیش از اعلام آتشبس، ۸۲ درصد کاربران دارایی خود را حفظ کردند و تصمیمگیریها بیشتر بهصورت تدریجی و مدیریتشده انجام شد.
بررسی رفتار کاربران در این دوره نشان میدهد ۵۵ درصد آنها همزمان اقدام به خرید و فروش کردهاند، ۴۲ درصد برداشت جزئی داشتهاند و تنها ۱۸ درصد دارایی خود را بهطور کامل نقد کردهاند. همزمانی پیک خرید طلا با اوج اخبار تنش در نوزدهم اسفند که جنگ وارد فاز زیرساختی شد، تغییر نسبت خرید به فروش در روزهای حساس و ورود کاربران جدید در بازههای بحرانی، نشانههایی از تغییر الگوهای سنتی تصمیمگیری در شرایط بحران است.

برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی درباره رفتار کاربران در شرایط بحران میگوید: «تجربه چند سال تورم مزمن و بیثباتی اقتصادی باعث شده رفتار اقتصادی مردم در شرایط بحران نسبت به گذشته کمتر هیجانی و تا حدی حسابشدهتر باشد.».
در ادامه گفتوگوی کامل انتخاب را با او میخوانید.
رفتار مالی و اقتصادی مردم در جنگ 40روزه را چطور ارزیابی میکنید؟ شاید بتوان جنگ را بحرانزاترین اتفاق بازارها دانست؛ رفتار سرمایهگذاران در این مقطع در مواجهه با این نااطمینانی چطور بود؟
تجربه تورم مزمن در سالهای اخیر، نگاه مردم به طلا را از ابزار نوسانگیری به «پناهگاه امن سرمایه» تغییر داده و همین مسئله باعث شده سرمایهگذاران در بحران، رفتاری متفاوت از گذشته داشته باشند.
در جریان بحرانهای اخیر و فضای جنگی، بازارهای مالی ایران واکنشهای متفاوتی را تجربه کردند، از افت اولیه قیمت طلا و ارز گرفته تا شکلگیری تورم در بازار کالاهای مصرفی.
معمولاً در هر نقطهای از دنیا که درگیری نظامی رخ میدهد، بخشی از دارندگان ارز و طلا برای تأمین هزینههای روزمره اقدام به فروش داراییهایشان میکنند و همین مسئله در کوتاهمدت میتواند باعث افت قیمتها شود. در ایران هم در روزهای ابتدایی جنگ قیمت طلا و دلار کاهش یافت که این اتفاق طبیعی بود.
با طولانیتر شدن فضای نااطمینانی، رفتار بازار تغییر کرد و نگرانیها به سمت کالاهای مصرفی رفت. وقتی سرمایهگذار میشنود که تولید فولاد یا عرضه برخی مواد اولیه مختل شده، طبیعی است که به سمت خرید کالاهایی مانند خودرو حرکت کند. از طرف دیگر مصرفکنندهای که نیاز واقعی دارد هم تلاش میکند زودتر وارد بازار شود و خریدش را انجام دهد.
با توجه به تجربه جنگ 40 روزه آیا میتوان این فرض را پذیرفت که الگوهای سنتی در حال تغییر هستند؟ بهعنوان مثال این موضوع را تائید میکنید که امروز سرمایهگذاران، تتر را به اسکناس دلار یا طلای آنلاین را به طلای فیزیکی ترجیح میدهند؟
میتوان این گزاره را بدین شکل مطرح کرد که در گذشته بازار فیزیکی تعیینکننده بود، اما اکنون صندوقهای طلا یا پلتفرمهای آنلاین فروش طلا به بازار سیگنال میدهند.
در فضایی که رفتار سرمایهگذاران مدرنتر از گذشته شده، بخش مهمی از تقاضا به سمت این ابزارها در حرکت است.
در این زمینه گزارشهای مختلفی وجود دارد؛ دادههای اپلیکیشن میلی نشان میدهد که سرمایهگذاران در نوزدهم اسفند که جنگ وارد فاز زیرساختی شد و تنشها بالا گرفت، میزان خرید طلا از این پلتفرم تقریبا سه برابر فروش آن بود. این در حالی است که در چنین شرایطی انتظار میرفت مردم به سمت نقدکردن طلای خود بروند. دلیل چنین رفتاری چیست؟
با توجه به تجاربی مانند جنگ 12 روزه یا بحرانهای دیگری که سرمایهگذاران در این سالها درگیر آن بودند، رفتارهای منطقی بیشتری به چشم میخورد.
دیگر بسیاری از مردم بهدنبال نوسانگیری کوتاهمدت نیستند. طلا برای آنها تبدیل به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم شده است.
آماری که به آن اشاره شد مصداقی بر این ادعاست که تجربه سالهای اخیر و تورم مزمن باعث شده این ذهنیت شکل بگیرد که طلا در بلندمدت به سرمایهگذار خیانت نمیکند.
پیش از شروع جنگ، برخی این هشدار را به مردم میدادند که داراییهایی مانند طلا و دلار را به پول نقد تبدیل کنند؛ اما گروه کوچکی از سرمایهگذاران به سمت نقدکردن دارایی خود رفتهاند. آیا این موضوع ریسکپذیری بالای جامعه را نشان میدهد یا سواد اقتصادی مردم بالاتر رفته است؟
بگذارید سوال شما را تکمیل کنم؛ حتی بسیاری از افرادی که میدانستند ممکن است در ابتدای جنگ قیمت طلا و دلار کاهش پیدا کند، باز هم دارایی خود را حفظ کردند و به سمت تبدیل آن به پول نقد نرفتند. چون نگاهشان دیگر کوتاهمدت نیست و بیشتر به حفظ ارزش سرمایه در بلندمدت فکر میکنند.
تجربههای تلخ بورس در سالهای اخیر، بهویژه پس از ریزشهای سنگین بازار سرمایه، باعث تغییر رفتار بخشی از سرمایهگذاران شده است: در گذشته این تصور وجود داشت که بازار سهام پناهگاه سرمایهگذاری بلندمدت است، اما اتفاقات سالهای اخیر بخشی از اعتماد عمومی را از بازار سرمایه گرفت و سرمایهها را به سمت طلا سوق داد.
مجموعه این عوامل باعث شده رفتار اقتصادی مردم در شرایط بحران نسبت به گذشته کمتر هیجانی و تا حد زیادی حسابشدهتر باشد؛ رفتاری که بیش از هر چیز ریشه در تجربه چند سال تورم مزمن و بیثباتی اقتصادی دارد.
اکنون نیز وقتی میگویید گروه کوچکی از مردم به سمت پول نقد رفتهاند، روی دیگر آن، این است که بیشتر مردم به شکلی با دارایی خود بازی کردهاند و به سمت ریال نرفتهاند.
همین آمار کافی است تا بتوان بر این ادعا صحه گذاشت که مردم در زمان بحرانها منطق اقتصادی بیشتری از خود نشان میدهند.

