
زومیت: دانشمندان میگویند راستدستی شاید فقط یک عادت ساده نباشد، بلکه ریشه در مهمترین تغییرات تکاملی انسان داشته باشد.
گرچه چهرههای مشهوری مانند جیمی هندریکس با دست چپ گیتار مینواختند و شخصیت ند فلندرز در مجموعه تلویزیونی سیمپسونها فروشگاهی مخصوص چپدستها افتتاح کرده بود، واقعیت این است که حدود ۹۰ درصد انسانها راستدست هستند. اکنون گروهی از پژوهشگران با بررسی رفتار گونههای مختلف نخستیسانان به این نتیجه رسیدهاند که شاید دو ویژگی مهم انسانی، یعنی راه رفتن روی دو پا و تکامل مغزهای بزرگ، نقش اصلی را در برتری دست راست ایفا کرده باشند.
به گزارش آیافال ساینس، پژوهشگران دادههای مربوط به ۲۰۲۵ میمون از ۴۱ گونه مختلف را بررسی کردند تا ببینند ترجیح استفاده از یک دست تا چه اندازه در میان نخستیسانان رایج است. این ویژگی که در علوم اعصاب و رفتارشناسی «جانبیشدن» نامیده میشود، به این معناست که یک سمت بدن یا یکی از نیمکرههای مغز در انجام برخی وظایف تخصص بیشتری پیدا میکند. راستدستی و چپدستی از شناختهشدهترین نمونههای این پدیده هستند.
نتایج نشان داد برخی گونهها، مانند میمونهای عنکبوتی و لنگورها نیز تا حدی تمایل به استفاده بیشتر از یک دست دارند، اما شدت این ترجیح در انسان بسیار بیشتر از هر نخستیسان دیگری است. پژوهشگران میگویند انسان از این نظر یک «استثنای تکاملی» محسوب میشود، زیرا وابستگی شدید ما به یک دست، غیرعادی به نظر میرسد.
با این حال، زمانی که پژوهشگران دو عامل مهم، یعنی اندازه مغز و نسبت طول بازوها به پاها را وارد تحلیل کردند، تفاوت عجیب تا حد زیادی قابل توضیح شد. در مطالعه از معیاری به نام «شاخص بیناندامی» استفاده شد که نسبت طول دستها و پاها را اندازهگیری میکند. در انسانها پاها نسبت به بازوها بلندتر هستند؛ خصوصیتی که ارتباط مستقیم با توانایی راهرفتن روی دو پا دارد. درمقابل، بسیاری از میمونهای بیدم بازوهای بلندتری دارند که برای بالارفتن از درختان و حرکت میان شاخهها مناسبتر است.
پژوهشگران میگویند وقتی نیاکان انسان روی دو پا راه رفتند، دستها دیگر برای حرکتکردن لازم نبودند و آزاد شدند تا کارهای دیگری انجام دهند. این تغییر به انسانها امکان داد از دستهایشان برای ساخت ابزار، انجام حرکات دقیق و کارهای پیچیده استفاده کنند. در نتیجه، قویتر و ماهرتر شدن یک دست میتوانست کارها را سریعتر و بهتر پیش ببرد. به زبان ساده، وقتی دستها از وظیفهی راهرفتن آزاد شدند، انسانها توانستند از آنها برای کارهای ظریفتر مثل ساخت ابزار سنگی، نوشتن، نقاشی و کار با ابزارهای پیچیده استفاده کنند.
بزرگترشدن مغز انسان در طول تکامل احتمالاً باعث شده بخشهای مختلف مغز وظایف تخصصیتری پیدا کنند. مغز از دو نیمکره تشکیل شده و هرکدام کارهای متفاوتی انجام میدهند. مثلاً در بیشتر مردم، نیمکره چپ در زبان و کنترل حرکات دقیق دست راست نقش مهمی دارد. دانشمندان فکر میکنند هرچه مغز انسان پیچیدگی بیشتری یافت، این تقسیم وظایف هم بیشتر شد و به همین دلیل ویژگیهایی مثل راستدستی پررنگتر شدند.
پژوهشگران دادههای فسیلی مربوط به انسانتباران اولیه را نیز تحلیل کردند. آنها با استفاده از اطلاعات مربوط به اندازه مغز و نسبت اندامها در گونههای منقرضشده توانستند شدت احتمالی راستدستی را در آنها شبیهسازی کنند. نتایج نشان داد در انسانتباران اولیه مانند آردیپیتِکوس و استرالوپیتکوس، راستدستی احتمالاً چندان قوی نبوده است. این گونهها اگرچه تا حدی روی دو پا حرکت میکردند، بسیاری از ویژگیهای مناسب برای زندگی درختی را حفظ کرده بودند.
با بزرگتر شدن مغز در گونههای بعدی انسان، راستدستی هم بیشتر شد و در انسان امروزی به اوج رسید. اما در «انسان هابیتی» جزیره فلورس که مغز کوچکتری داشت و احتمالاً بخشی از زندگیاش را روی درختان میگذراند، وابستگی به یک دست احتمالاً ضعیفتر بوده است.
دکتر پوشل، یکی از نویسندگان پژوهش، میگوید این نخستین مطالعهای است که چند فرضیه اصلی درباره منشأ راستدستی انسان را در قالب چارچوبی واحد بررسی میکند. او توضیح میدهد که نتایج تحقیق نشان میدهد راستدستی احتمالاً با برخی از بنیادیترین ویژگیهای انسانبودن، یعنی راه رفتن روی دو پا و تکامل مغزهای بزرگتر، ارتباط مستقیم دارد.
بااینحال، هنوز همه رازهای راستدستی کشف نشدهاند. یکی از پرسشهای مهم این است که چرا با وجود غالببودن راستدستی در روند تکامل انسان، هنوز بخشی از مردم چپدست هستند. دانشمندان هنوز بهطور دقیق نمیدانند چه عوامل ژنتیکی، مغزی یا محیطی باعث میشود برخی افراد دست چپ را به دست راست ترجیح دهند.

