پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
یدیعوت آحرونوت نوشت: این هفته یکی از مهمترین پرسشها درباره آینده اسرائیل برجسته شد: «هزینه تکیه استراتژیک بر یک شریک، حتی بزرگترین و مهمترین متحد ما، چیست؟» هیچ اسرائیلی اهمیت ائتلاف با ایالات متحده را نادیده نمیگیرد؛ کمکهای امنیتی، همکاریهای اطلاعاتی، حمایت سیاسی و پیوندهای ارزشمند میان دو دولت، همه به عنوان داراییهای استراتژیک سطح یک محسوب میشوند. در خاورمیانهای ناآرام و پرخطر، اسرائیل دوست مهمتری از آمریکا ندارد، اما به همین دلیل، باید میان ائتلاف با آن و تکیه کامل بر آن تمایز قائل شد.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: تاریخ به ما میآموزد که کشورهای کوچک نمیتوانند از شراکتهای بینالمللی صرفنظر کنند، اما همچنین نشان میدهد که نمیتوانند مسئولیت سرنوشت خود را به دست دیگران بسپارند. اسرائیل دقیقاً بر اساس این فهم تأسیس شد؛ پس از نسلها وابستگی یهودیان به تصمیمات دیگران، رژیمی شکل گرفت که مأموریتش اتخاذ تصمیمات مربوط به امنیت و آینده خود بود. دوستان میتوانند کمک، مشاوره و حمایت کنند، اما آنها کسانی نیستند که پیامدهای تصمیمات اشتباه را متحمل میشوند.
در حالی که ساکنان شمال تحت تهدید زندگی میکنند و نیروهای ارتش اسرائیل از حزبالله گلوله دریافت میکنند، که همچنان تلاش میکند حس امنیت در مرزهای شمالی را تضعیف کند، به نظر میرسد شکافی نگرانکننده میان اظهارات و واقعیت به وجود آمده است؛ ما شنیدهایم که اعلام شده به زیرساختهای حزبالله آسیب جدی وارد خواهد شد و پاسخ بزرگی در حومه جنوبی بیروت داده خواهد شد، اما در لحظه حقیقت، مشخص شد تصمیمات تنها در تلآویو گرفته نمیشوند.
این انتقاد از آمریکا نیست، بلکه از خود ماست؛ یک دولت مستقل نمیتواند اجازه دهد دشمنانش فکر کنند که راه متوقف کردن هر اقدام اسرائیل از طریق واشنگتن میگذرد. وقتی حزبالله، ایران و دیگر بازیگران منطقه نتیجهگیری میکنند که فشارهای بینالمللی میتوانند اسرائیل را مهار کنند، حتی وقتی شهروندانش مورد حمله قرار میگیرند، این امر به طور تجمعی به قدرت بازدارندگی آسیب میزند و گاهی این آسیب بزرگتر از هر دستاورد تاکتیکی در میدان نبرد است.
برای روشن شدن، من دعوت به تقابل مستقیم با واشنگتن نمیکنم؛ اسرائیل به آمریکا نیاز دارد و آمریکا به اسرائیل. این ائتلاف طی دههها آزمونهای سختی را پشت سر گذاشته و برای امنیت ملی ما حیاتی است، اما دوستی واقعی بر پایه شراکت است، نه تبعیت مطلق. دوستی صادقانه همچنین اجازه اختلاف نظر میدهد و به یک کشور امکان میدهد به دیگری بگوید: «ما به مشاوره شما گوش میدهیم و موقعیت شما را احترام میگذاریم، اما مسئولیت محافظت از زندگی شهروندانمان بر عهده ماست.»
این نکتهای است که اسرائیل باید درباره آن شفافتر باشد. نمیتوان هر تصمیم امنیتی را تحت فشار سیاسی قرار داد و هر حرکت نظامی نیازمند تأیید بینالمللی نیست. وضعیت در شمال دقیقاً همان لحظهای است که کشور مجبور به اتخاذ تصمیمات سخت است، زیرا گزینه دیگری وجود ندارد. این زندگی سربازان و شهروندان ماست، نه زندگی هیچ طرف خارجی دیگری.
همچنین پیامی مهم برای متحدان ما وجود دارد: اسرائیل از دیگران نمیخواهد جنگهایش را به جای خودشان انجام دهند. سربازان ما در خطوط مقدم ایستادهاند، خانوادههای ما تحت تهدید هستند و شهروندان ما بار اقتصادی و اجتماعی نبرد مستمر را متحمل میشوند.
بزرگترین چالشی که اسرائیل در سالهای آینده با آن مواجه خواهد شد، محدود به شکست حزبالله، حماس یا ایران نیست، بلکه حفظ ائتلافهای حیاتی بدون از دست دادن استقلال در تصمیمگیری و دانستن نحوه تکیه بر دوستان بدون وابسته شدن به آنهاست. نهایت، شهروندان اسرائیل هستند که فرزندان خود را برای دفاع از کشور میفرستند و هزینه جنگ، آژیرهای خطر و وضعیت عدم قطعیت را میپردازند؛ بنابراین تصمیمات مربوط به امنیت آنها باید در تلآویو و بر اساس مسئولیت ملی گرفته شود، نه در جای دیگری از جهان.