پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : رئیسجمهور ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم، در گفتوگویی تفصیلی، خاطرات خود را از رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سیدعلی خامنهای بیان کرده است.
به گزارش انتخاب، بخشی از متن خاطرات روحانی را در ادامه میخوانید:
بعد از ماجرای برجهای دوقلو و ۱۱ سپتامبر. بحث این بود که آمریکا به کجا حمله میکند، به افغانستان؟ به ایران؟ به عراق؟ ما جلسات متعددی داشتیم و جلسه شورای عالی امنیت ملی هم خدمت رهبری داشتیم. بعد آقا در سال ۸۰ جلسهای را تشکیل دادند در محضر خودشان که استاندارها هم بودند، امام جمعههای استانها، عدهای از وزرا، عدهای از مقامات نظامی و آقای خاتمی هم در آن جلسه حضور داشت. در آن جلسه ابتدا آقا صحبت کردند و بعد به من گفتند که من صحبت کنم و من در محضر ایشان مفصل صحبت کردم. خطرات، احتمالات و اقدامات لازم را مطرح کردم که چه اقداماتی باید انجام بدهیم، چه هماهنگیهایی باید انجام شود. جلسه بسیار مهمی بود که تصمیماتی در آن جلسه اتخاذ شد برای آمادگی احتمالی ما در برابر حمله احتمالی و اقداماتی که برای بازدارندگی باید انجام شود.
بد نیست به این مسأله هم اشاره کنم که در روز حادثه برجهای دوقلو در ۱۱ سپتامبر در روز سهشنبه که من قبلاً با آقا قرار ملاقات داشتم، طبق قرار قبلی رفتم خدمت ایشان. یک بحث مفصلی شد با ایشان که طراحی این حادثه توسط چه کسانی انجام شده؟ آیا کار القاعده است؟ آنجا من خدمتشان گفتم که این کار، کارِ یک گروه نیست، باید یک دولتی پشت این ماجرا باشد. و گفتم من تحلیلاً میگویم پشتپرده این کار صهیونیسم و اسرائیل است. آنها میخواهند جنگی را در این منطقه به راه بیندازند و قدرتهایی در منطقه که اسرائیل احساس میکند در آینده ممکن است برایش خطرناک باشند، آمریکا را وادار کند که با آنها بجنگد. خود آقا هم تقریباً همین نظر را داشتند. این جلسه به نماز مغرب و عشاء منتهی شد.
بعد از نماز ایشان به من فرمودند که من بمانم. نشستیم و در پایان این گفتوگو، من به ایشان گفتم آقا، شما مگر همیشه نمیگفتید که ما با آمریکا باید روزی مذاکره کنیم که ما قوی باشیم و آمریکا ضعیف، فرمود چرا. گفتم خب مگر الان موقعش نیست. الان موقعی است که آمریکا ضعیف است و ما هم که قوی هستیم. الان شما فکر نمیکنید زمانش هست؟ فرمودند، بد نیست که شما یک جلسهای بگذارید و روی این مسأله بحث کنید. ایشان چند نفر را به عنوان اعضای آن جلسه نام بردند. من هم چند نفر را پیشنهاد کردم که ایشان قبول کردند، بعد به من فرمودند شما بروید پیش آقای خاتمی، سه چهار نفر هم آقای خاتمی معرفی کند برای این جلسه و شما با این جمع جلسه را تشکیل بدهید و بحث کنید و جمعبندی جلسه را برایم بفرستید که به نظر من میتوانست نتیجه آن جلسه در صورت تأیید رهبری یک تحول بزرگ در سیاست خارجی باشد. منتهی از فردایش برخی از روزنامهها نوشتند که الان زمانی است که باید با آمریکا مذاکره کنیم، رابطه برقرار کنیم. بعد ایشان از طریق آقای حجازی به من پیغام دادند که آن جلسهای که صحبت شده بود، منتفی است. بعد هم که من رفتم خدمتشان فرمود با این سروصدا و مطالب روزنامهها، دیگر آن اقدام مناسب نیست. به نظرم یک فرصت مهمی از دست رفت. ممکن بود در آن مقطع به یک تصمیم مهمی میرسیدیم.