سرویس تاریخ «انتخاب»: عملیات «والفجر ۸» در ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ و تصرف فاو توسط ایران موازنه جنگ را به نفع ایران تغییر داد. یک سال بعد عملیات «کربلای 5» که بلافاصله پس از «کربلای4 » در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۵ صورت گرفت و طی آن منطقهی استراتژیک شلمچه توسط رزمندگان ایرانی فتح شد نیز منجر به تثبیت برتری ایران در جبههها شد. از این پس بود که همزمان بلوک شرق و غرب بیش از پیش تصمیم به تقویت همهجانبهی عراق برای از بین بردن برتری ایران در جبهههای نبرد گرفتند؛ مسئلهای که بارزترین بروز آن گشودن جبهه جدید جنگ علیه ایران در دریا و بمباران شهرها توسط عراق در سال ۶۶ بود. «فتح فاو» در بهمن 1364 که می توانست قفل جنگ را در موقعیت اقتدار ایران باز کند این گونه نشد و در فروردین 1367 فاو به دست نیروهای عراقی سقوط کرده و روند اوضاع به پذیرش قطعنامه 598 منتهی گردید.
آن چه فتح فاو، و رخدادهای بعدی پیش روی محققین و پژوهشگران تاریخ جنگ هشت ساله ایران و عراق قرار می دهد روندی است که با این فتح عظیم آغاز و زمینه را برای پایان از موضع قدرت جنگ برای ایران فراهم ساخت ولی از آن استفاده نشد و به از دست رفتن فاو در فروردین 1367 و عقب نشینی ها و شکست های بعدی تا پذیرش قطعنامه 598 منتهی گردید.
به دنبال فتح و آزادی «فاو» طی عملیات والفجر 8 روزنامه های سراسری کشور در روز 22 بهمن و سالگرد پیروزی انقلاب شماره های فوق العاده منتشر و با لحنی حماسی این موفقیت عظیم را به اطلاع ملت ایران رساندند، روزنامه «اطلاعات» در شماره فوق العاده سه شنبه 22 بهمن 1364 با تیتر درشت : «فاو آزاد شد» نوشت: جنگنده های ایران لحظه به لحظه مراکز حساس نظامی دشمن را بمباران می کنند. «اطلاعات» در تشریح چرایی اهمیت «فتح فاو» نوشت: تاسیسات مهم و حساس نفتی و صنعتی عراق در بندر استراتژیک فاو قرار گرفته است.
«اطلاعات» همچنین به نقل از یک مقام مطلع نظامی نوشت: عملیات والفجر-8 از نظر نظامی پدیده جدیدی در تاریخ جنگ های کلاسیک جهان به حساب می آید.

و اما روزنامه «کیهان» در صفحه نخست شماره 23 بهمن 1364 از «تلاش همه جانبه آمریکا و متحدین عراق برای متوقف کرد پیشروی ایران» خبر داده و نوشت: همزمان با انتشار اخبار پیروزی های ایران در جبهه های جنوبی جنگ، آمریکا و متحدین منطقه ای عراق بر تلاش همه جانبه ای برای متوقف کردن پیشروی نیروهای ایران در خطوط دفاعی عراق دست زدند. کاخ سفید دیروز در مورد رویدادهای جنگ عراق و ایران ابراز نگرانی کرد و از ایران خواست تهاجم اخیر علیه نیروهای عراقی را متوقف کرده و به مذاکره برای پایان دادن به جنگ شش ساله تن دهد.

فتح فاو ایران را در موضع قدرت قرار داده و میرحسین موسوی نخست وزیر موضع دولت را در قبال کشورهای حامی صدام به صراحت اعلام می کند. جراید کشور در شماره پنجشنبه 24 بهمن به نقل از میرحسین موسوی و در پایان جلسه هیئت دولت می نویسند که کویت به فرستاده ویژه ایران گفته است که جزیره بوبیان را در اختیار هیچ کس قرار نمی دهد. ما انتظار داریم که کویت روی این موضع بایستد زیرا در غیر این صورت برای کویت خطرناک خواهد بود.
موسوی نگرانی اعراب از ادامه و تداوم جنگ را نیز این گونه پاسخ می دهد «ما به این ها می گوئیم شما اگر مخالف جنگ هستید چرا موقع شروع جنگ که صدام به کشور ما حمله کرد مخالفت خود را اعلام نکردید؟ ما پشتیبانی آن ها را از صدام که ماهیت آمریکایی دارد طبیعی می دانیم.
نخست وزیر خطاب به کشورهای عربی همچنین اخطار داده بود که عمل جمهوری اسلامی ایران به نفع اسلام و همبستگی و اتحاد منطقه خواهد بود و دست رژیم جنایتکار صدام را از منطقه کوتاه خواهد کرد.

به دنبال پیروزی های ایران معمر قذافی رهبر لیبی فرستاده ویژه ای را عازم ایران و این فرستاده با میرحسین موسوی نخست وزیر و آیت الله خامنه ای رئیس جمهور دیدار می کند، آیت الله خامنه ای نیز در خطبه های نماز جمعه 25 بهمن پیروزی های ایران را تشریح کرده و می گوید: فعلا وضع به صورتی است که منطقه فاو قتلگاه نیروهای عراقی است هر چند نیرو بفرستند در منطقه نابود خواهند شد. ما آخرین ضربه ها را پنجشنبه وارد کردیم و به خطوطی که می خواستیم برسیم، دست یافتیم.
رئیس شورای عالی دفاع همچنین در دیدار با فرماندهای لشکرهای احتیاط قدس می گوید: چون دنیا حاضر به تنبیه متجاوز نشد ما خود دشمن را گوشمالی می دهیم. آیت الله خامنه ای در این دیدار گفت: هیچ کس نمی تواند به ما بگوید که چرا وارد خاک عراق شده اید ما عادت به بندگی نداریم، عراق به قصد تجاوز و ایجاد یک منطقه آزاد و یا متصل کردن بخشی از خاک کشور ما به ایران حمله کرد آن موقع همه سکوت کردند، سازمان های بین المللی چیزی نگفتند پس امروز حق خود می دانیم که برای احقاق حق خودمان وارد خاک عراق شویم. ما حرف زور را نمی پذیریم و ملت ما نیز با این اراده و تصمیم و با توکل به امدادهای الهی تا دشمن را سرجای خود ننشاند و تا انتقام خود را نگیرند بر جای خود نخواهد نشست.

قطعنامه ای که ایران قبول نکرد!
پس از فتح فاو توسط ایران در عملیات والفجر ۸ (۲۰ بهمن ۱۳۶۴ / ۹–۱۰ فوریه ۱۹۸۶)، موازنه جنگ ایران و عراق بهطور جدی تغییر کرد. برای نخستین بار عراق بخش مهمی از خاک خود را از دست داد و ارتباط مستقیم آن با خلیج فارس تهدید شد. همین تحول موجب شد موجی از میانجیگریهای عربی، غربی و سازمان ملل آغاز شود.
فتح فاو سه پیامد مهم داشت:
عراق از نظر نظامی در موقعیت دفاعی قرار گرفت.
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس احتمال سقوط بصره و گسترش نفوذ ایران را جدی تلقی کردند.
قدرتهای غربی نگران امنیت صادرات نفت و توازن قدرت در خلیج فارس شدند.
به همین علت، از اواسط فوریه ۱۹۸۶ تلاشهای سیاسی تقریباً همزمان در سه سطح آغاز شد:
کشورهای عربی
دبیرکل سازمان ملل
اعضای دائم شورای امنیت (بهویژه آمریکا، شوروی، فرانسه و بریتانیا)
بلافاصله پس از آغاز عملیات والفجر ۸، کمیته هفت اتحادیه عرب (شامل عراق، اردن، عربستان سعودی، کویت، تونس، مراکش و یمن) در بغداد تشکیل جلسه داد. این کمیته؛
عملیات ایران را «تجاوز به خاک عراق» توصیف کرد؛
خواستار تشکیل فوری شورای امنیت شد؛
از دبیرکل سازمان ملل خواست برای توقف جنگ اقدام کند.
روز ۱۲ فوریه ۱۹۸۶ درخواست رسمی این کمیته به شورای امنیت ارسال شد و همین درخواست مبنای تشکیل جلسات فوری شورا گردید.
این تحولات مستقیماً به تصویب قطعنامه ۵۸۲ شورای امنیت در ۲۴ فوریه ۱۹۸6 / 5 اسفند 1364 انجامید. قطعنامه ای که «با یادآوری شش سال درگیری شورا با مسئله و با ابراز نگرانی نسبت به طولانی شدن درگیری و تعهد اعضای سازمان ملل به حل و فصل صلحآمیز اختلافات و یادآوری تعهّد اعضا به خودداری از کاربرد گازهای خفه کننده و مسموم در جنگها و تأکید بر غیرقابل قبول بودن کسب اراضی از راه زور، از اقدامات اولیهای که سبب بروز و ادامه منازعه شده، ابراز تاسف گردیده است. در این قطعنامه همچنین از تشدید حملات به مناطق غیرنظامی، حمله به کشتیهای بیطرف و استفاده از سلاحهای شیمیایی اظهار تاسف شده و خواهان آتشبس گردیده است.»
مضمون قطعنامه کاملا موید این واقعیت بود که ایران در موضع قدرت قرار داشته و قدرت های غربی و متحدان عرب آن و همچنین بلوک شرق به این فکر افتاده اند که جنگ را خاتمه دهند، فرصتی که ایران می توانست با دیپلماسی قوی از آن استفاده کرده و جنگ را با امتیازهای ملموس و عینی برای ملت ایران خاتمه دهد.
اما واکنش ایران به این قطغنامه قاطعانه منفی بود، آیت الله خامنه ای رئیس جمهور در مصاحبه دوشنبه 5 اسفند تاکید کردند «در قطعنامه منتشر شده شورای امنیت گرچه تلویحا عراق محکوم شده اما چون نامی از عراق نیاورده اند بنابراین به هیچ وجه مورد قبول ما نیست» رئیس جمهور همچنین گفت: همه عوامل ایجاب می کرد برای حفظ آبروی سازمان ملل این بار شورای امنیت اقدام قوی تری انجام دهد.
دکتر رجایی خراسانی نماینده ایران در سازمان ملل هم گفت: شورای امنیت بدون ذکر نام متجاوز، صرفا اقدامات اولیه ای که باعث بروز درگیری ایران و عراق گردیده و همچنین از ادامه درگیری ابراز انزجار کرده است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس اما به صراحت این قطعنامه را رد کرده و گفت: قطعنامه ای که شورای امنیت صادر کرد، هیچ گونه اثری ندارد و ما را مایوس کرد از این که بتوانیم از این راه عدالت و حق را برقرار کنیم.

خاطرات هاشمی از مقطع فتح فاو
بی شک خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی از مقطع فتح فاو و بعد از آن می تواند در تحلیل آن چه در کف میدان و عرصه دیپلماسی در حال وقوع بود راهگشا باشد، آن چه در میدان رخ داد و گفت و گوهای شخصیت های نظامی و سیاسی کشور در این روزها امروز و با گذشت نزدیک به چهل سال بایستی مرور شود تا مشخص گردد چه شد که از آن فرصت تاریخی برای پایان جنگ استفاده نشود.
هاشمی رفسنجانی در روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ عملیات پیش رو را بسیار مهم تلقی کرده و می نویسد: قرار است بعد از غروب برای عملیات به جنوب بروم. می تواند این حمله نوشت ساز باشد؛ هم در جنگ و هم در سیاست و هم اقتصاد به خصوص قیمت نفتو امکانات زیادی برای این حمله تهیه شده و خرج زیادی شده و نیروهای زیادی پای کار آمده اند... تقریباً شش لشکر نیروی زمینی ارتش و همه امکانات توپخانه و همه هوانیروز و تمامی امکانات سپاه و نیروهای عظیم مردمی - راهیان کربلا - با آموزش های نسبتاً خوب و تعداد زیادی هواپیما و توپ های ضد هوایی و موشک های هاگ و راپیر و بخشی از نیروی دریایی و مهمات فراوان و کارهای زیاد مهندسی رزمی . تاکنون برای هیچ حمله ای این مقدار نیرو و امکانات پای کار نیاورده بودیم. علاوه بر کارهای مهندسی بی سابقه ای که در منطقه در مدت چند ماه انجام گرفته. فرماندهی جنگ هم به عهده من است و ستاد نیرومندی برای قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا به کار گرفته ام که همه امکانات جنگ را در خود دارد. البته دشمن هم آمادگی زیادی دارد. با این همه،نتیجه کار در دست خدا است و ما هم تسلیم رضای خدا هستیم و وظیفه خودمان را انجام می دهیم. و ما النصرُ الآمن عند الله و مارميت اذرميتُ وَ لكَن الله رمی. اگر شهادت نصیبم گردید و برنگشتم، وصیت نامه ای که دو سال قبل، هنگام رفتن به جبهه برای عملیات خیبر نوشته ام، معتبر است و نمی خواهم تغییری در آن بدهم.
هاشمی در خاطرات ۲۱ بهمن پیشرفت ها را چنین تشریح می کند: قرارگاه نجف سپاه ، جزیره ام الرصاص را تصرف کرده و قرارگاه خاتم یک ، با قدرت از اروند عبور کرده و در چند محور خطوط دفاع عراق را شکسته و اهداف مرحله اول را به خوبی تأمین کرده و شهر فاو را تصرف نموده است. قرارگاه هوایی سپاه هم قسمت اعظم اهدافش را گرفته است. عبور از اروند رود و شکستن خطوط دفاعی و استحکامات دشمن از کارهای معجزه آسا در جنگ است.
هاشمی از پیام به کویت نیز می نویسد و این که «به تهران اطلاع دادیم که پیک راهی کویت شود و به حکام کویت بگوید که خودشان باید جزیره بوبیان را حفظ کنند که عراق آن را اشغال نکند. اگر عراق در جزیره بوبیان نیرو مستقر کند کار نیروهای ما در عراق سخت می شود. از قرارگاه های خاتم ۱ و ۲ آمدند و توضیح دادند. بعضی محورها ماهیت پشتیبانی یا فریب دارند.»
هاشمی رفسنجانی پس از تثبیت پیروزی ها ۲۸ بهمن به حضور امام می رسد و چهار فرض را در ادامه جنگ تشریح می کند که امام سه فرض را قبول و فرض چهارم را رد می کنند: ساعت هشت صبح به زیارت امام رفتم. گزارش پیروزی های عملیات والفجر ۸ را دادم و در مورد آینده جنگ چهار فرض و چهار راه مطرح کردم. ۱- ادامه جنگ تا سقوط [حزب] بعث عراق و تشکیل حکومت مردمی ۲-پذیرش سقوط صدام با حفظ بعث و گرفتن خسارا. ۳- پذیرش سقوط صدام با آمدن حکومت غیر بعثی با خسارات -٤- پذیرش خسارت با حفظ صدام که در این فرض هم احتمالاً به سقوط صدام خواهد انجامید. امام فرض چهارم را قبول نداشتند و فرمودند روی سه فرض دیگر بحث و مذاکره کنیم. شب رؤسای سه قوه مهمان من بودند گزارش وضع جنگ را دادم و درباره آینده جنگ مذاکره کردیم. روی همان فرض های مطرح شده خدمت امام، به نتیجه قطعی نرسیدیم. بیشتر نظرها روی دو فرض وسط دور میزد. شب به خانه آمدم.
مذاکرات و گفت و گوهای سران نظام حول فرض های گفته شده ادامه می یابد و در جلسه هفت اسفند ۱۳۶۴ فرض پذیرش آتش بس نیز مطرح می شود ولی به نتیجه ای نمی رسد: شب با سران دیگر قوا، مهمان آقای خامنه ای بودیم. درباره آینده جنگ صحبت کردیم. بحث در این بود که حالا که نقطه مهمی از عراق مثل فاو در دست ما است و ارتباط عراق با دریا قطع شده، بهتر این است که آتش بس را بپذیریم و با این اهرم برای گرفتن حقوق مان و سقوط صدام از طریق محاکمه اقدام کنیم و یا اینکه به جنگ ادامه دهیم تا صدام برود. به جایی نرسیدیم قرار شد هفته بعد با حضور آیت الله منتظری و در خدمت امام بحث شود.
یک هفته بعد ۱۴ اسفند جلسه در پیش امام و با حضور آیت الله منتظری تشکیل می شود و فرض انجام عملیات موثر دیگر مطرح و تقریبا مقبول می افتد: شب مهمان احمدآقا بودیم. آیت الله منتظری هم از قم آمده بودند... درباره آینده جنگ بحث کردیم. فرض های ۱ - پذیرش آتش بس به شرط محاکمه صدام و خسارات ۲ ـ ادامه جنگ تا سقوط صدام ۳ ـ انجام یک حمله مؤثر دیگر و پس از به دست آوردن موضع سرنوشت ساز ۴ - اقدام به رکود جنگ و حرکت سیاسی برای سقوط بعث عراق مطرح شد. بیشتر فرض سوم تقریباً پذیرفته شد. گرچه عملاً هم غیر از این نمی شود کرد.افکار عمومی و رزمندگان همین را می خواهند. امام در این بحث شرکت نکردند
هاشمی در خاطرات ۲۹ اسفند جمع بندی خود از این سال را مبنی بر وضعیت خوب جبهه ها برای ایران را چنین تشریح می کند ولی می گوید این پیشرفت ها برای پایان جنگ کافی نیست: خوشبختانه با عملیات موفق والفجر هشت و عبور از اروند و تصرف فاو و قطع رابطه عراق با خلیج فارس و محبوس شدن باقیمانده نیروی دریایی عراق در ام قصر، انتظار طولانی عملیات سرنوشت ساز پایان یافت. سال ۱۳۶۴ پایان خوبی دارد. گرچه همین عملیات هم به تمامی اهداف خود نرسید که بتواند مصداق عملیات موعود برای ختم جنگ باشد.
در خاطرات سال ۱۳۶۴ هاشمی به لابی ها و رایزنی ها درباره پایان جنگ نیز پرداخته می شود:
هاشمی در خاطرات ۱۴ فروردین ۱۳۶۴ می نویسد: شب مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم درباره جنگ بحث شد. قرار شد که سیاست ما در جنگ این باشد که نقطه مهمی را از عراق را تصرف کنیم و سپس خواستار صلح شویم تا وسیله ای برای بازپس گرفتن حقوق و احتمالاً سقوط صدام باشد. همین نظر را خدمت امام مطرح خواهیم کرد. دو نظر دیگر مبنی بر صلح از موضع قدرت یا جنگ تا سقوط صدام فعلاً مقبول نشد.
۲۶ مهر ۱۳۶۴ نیز در خاطرات هاشمی رفسنجانی می خوانیم: عصر آقای خامنه ای تلفنی گفتند آقای رجایی خراسانی [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] از نیویورک خبر داده که رئیس جمهور گامبیا و رئیس کمیته صلح سازمان کشورهای اسلامی از آخرین شرایط ما برای آتش بس جویا شده و منتظر جواب هستند. توسط احمدآقا از امام پرسیدیم. امام فرمودند اگر براساس قبول متجاوز بودن عراق، دادگاهی برای کیفر صدام تشکیل شود، به اضافه جبران خسارات و عودت مهاجران می پذیریم
١٢ اسفند ۱۳۶۴: عصر با [آقای هانس اشترکن] دبیرکل اتحادیه بین المجالس و رئیس کمیسیون خارجه مجلس آلمان ملاقات داشتم. تقاضای ملاقات خصوصی کرد. گفت معتقد است که ایران بالاخره صدام را شکست می دهد و گفت غرب نگران وضع ترکیه و عربستان سعودی بعد از پیروزی ایران است و همچنین نمی داند شما در عراق چه برنامه ای دارید. گفتم ما چیزی بر مردم عراق تحمیل نمی کنیم .انتخاب با خودشان است. حاضریم درباره آینده عراق با ترکیه و عربستان مذاکره کنیم.
۱۵ اسفند ۱۳۶۴: سفیر ترکیه آمد. دعوت رئیس مجلس ترکیه را آورد؛ پذیرفتم. از حمله به یک نفتکش ترک ناراحت بود . درباره آینده عراق نگران بود و قبول داشت که ما در حال پیروزی هستیم. نصیحت کردم که مواظب روابط باشند که تیره نشود.
سردار حسین علایی فرمانده نیروی دریایی سپاه در دوران دفاع مقدس نیز درباره این مقطع در خاطرات خود می گوید: سال ۱۳۶۴ با جداسازی امریکا از عراق در جریان مک فارلین و نیز با اجرای عملیات فاو ، سال موفقی برای ایران بود.(۱)
جلسات آینده عراق در وزارت خارجه!
در این مقطع جلسات متعددی در وزارت امور خارجه با عنوان «آینده عراق» تشکیل می شود.
در جلسه استراتژی پنج شنبه، ۷ فروردین ۱۳۶۵ با دستور جلسه «آینده عراق» آقای جواد منصوری معاون فرهنگی و کنسولی وزارت امور خارجه، می گوید: چند مسئله مطرح است:
الف. در عراق یک گروه کیفی تعیین کننده حضور ندارد؛
ب. عنصر عروبت فراموش نشود و بالاخره عرب ها حتی مؤمنین آنها روی عروبت تکیه دارند و می گویند ما یک سکه هستیم که یک روی آن اسلام و روی دیگر عربیت است؛
اقای سید محمود سادات مادرشاهی می گوید: اولین چیزی که روی حکومت بعد از صدام حساب می شود و مدنظر است طلب بدهی های صدام است و این چیزی است که دیپلمات های عرب گفته اند، یعنی حکومت آتی عراق باید پاسخگوی بدهی های عراق باشد.احتمالا عراق ۶۰ میلیارد دلار بدهی دارد؛
دوم لوله های نفتی عراق در خاک کویت و عربستان و پول هایی که باید به شرکت های ژاپنی پرداخت کند؛
سوم، اختلافات ارضی بین عراق و همسایگان آن کشور است؛
چهارم همسایگان عراق به هیچ وجه یک حکومت شیعه را نمی پذیرند؛
پنجم گفتار ما در رابطه با آینده عراق است که مقامات جمهوری اسلامی ایران باید در گفتارشان صراحت داشته باشند.
محمد گنجی دوست، سفیر ایران در ترکیه، در رابطه با ترکیه چند پرسش مطرح می کند:
۱- ترکیه درباره آینده عراق چه نظراتی دارد؟
۲- چه زمینه هایی مداخله ترکیه در رابطه با آینده عراق ایجاد می کند؟
۳- مشکلاتی که یک مداخله خواهد داشت، چیست؟
۴- جمهوری اسلامی ایران چه کارهایی باید با ترکیه انجام دهد؟
سپس چنین ادامه می دهد:
آینده عراق:
الف. نفت: از ۱۵ میلیون تن نفت مورد احتیاج ترکیه ۴ میلیون تن از عراق تأمین می شود و خط ترانزیت؛
ب.تجارت ترکیه با عراق: ترکیه سالیانه یک میلیارد دلار جنس می فروشد؛
ج.مسئله کردها؛
د. مشکلات و پیچیدگی های ناشی از برقراری یک حکومت اسلامی در عراق؛
هـ . خطرات ناشی از چپ گرایی حکومت آتی عراق.
زمینه هایی که دخالت ترک ها را محتمل می کند:
الف. مسئله کردها؛
ب. منافع حیاتی و اقتصادی آنها؛ بارها اشاره کرده اند که در کرکوک و موصل منافع حیاتی داریم. البته با توجه به اینکه مصطفی کمال آتاتورک ‘اولین رئیس جمهور ترکیه )و عصمت اینونو (نخست وزیر ترکیه) منعقد کننده قرارداد واگذاری کرکوک و موصل به عراق با زور انگلیسی ها بودند، هنوز به شکل صوری سالیانه یک دلار از بودجه را پول نفت کرکوک می گذارند .
آقای علاء الدین بروجردی رئیس اداره اول وزارت امور خارجه می گوید: از احتمالاتی که وجود دارد این است که در لحظات بحرانی، صدام دست به کاری غیر قابل پیش بینی و فاجعه آمیز (مانند اعدام افراد و تخریب ابنیه، امکنه و شهرها ) بزند.(۲)
در جلسه استراتژی دوشنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۶۵ با دستور جلسه «آینده عراق»جلسه استراتژی ( دوشنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۶۵) مجددا درباره آینده عراق است و جلسه شورای معاونین وزارت امور خارجه در روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۶۵ نیز این موضوع دنبال می شود.
علاء الدین بروجردی رئیس ادارۀ اول وزارت امور خارجه در این جلسه می گوید:
۱- یکی از مسائل مهم در رابطه با عراق و هر کشور عرب دیگر، مسئله عروبت است. این مسئله باعث شده که دیگر کشورهای عرب نگذارند صدام سقوط کند. پس محور اول، محور عروبت است که برای سقوط صدام باید این واقعیت را در نظر گرفت؛
۲- مسئله القای ترس از جمهوری اسلامی ایران به کشورهای منطقه است؛
۳- مسئله سومی که در امر سقوط صدام دخیل است مبهم بودن وضعیت پس از صدام است.
عواملی که به این ابهام کمک می کند بافت خاص جامعه عراق است که پیچیده است؛
۴- منافع آمریکا و جهان غرب در منطقه : تنش های بعد از رفتن صدام موجب می شود روحیه اسلامی و انقلابی ملل منطقه بالا برود. نفت این منطقه نیز بسیار مهم است. اگر حکومتی در این منطقه به وجود آید که با جمهوری اسلامی ایران هماهنگ باشد به منافع آمریکا آسیب می زند؛
۵- پا گرفتن پایه های قدرت اسلام در جهان سوم به عنوان قدرت سوم: هم مسیحیت و هـم کمونیسم در برابر آن حساس هستند؛
۶- در تحلیل شخصیت صدام می توان گفت که همانند هیتلر است. اگر نیروهای ما تا پشت دروازه های بغداد هم برسند، مزدوران صدام می جنگند؛
۷- شناخت جامعه عراق :به علت تبلیغات وسیع نسل جوان عراق ۱۸ سال است با ایدئولوژی حزب بعث خو گرفته است. عراق بیش از یک میلیون آواره در همه جای دنیا دارد. یک نمونه برخورد صدام با علمای اسلام وادار کردن سیدیوسف حکیم به خواندن قطعنامه پایانی کنفرانس به اصطلاح اسلامی فرمایشی صدام است.
۸- عدم وجود نیرویی قدرتمند که جانشین صدام شود؛
۹- چهره و شخصیت صدام: آدمی است قلدر، باهوش و ویژگی های خاصی دارد.
در ادامه وی چند پیشنهاد می دهد:
۱- عراقی کردن جنگ :یعنی جنگ را از وضعیت کنونی درآوریم. حساسیتی که کشورهای عرب در جلسه اخیر جامعه عرب نشان دادند خیلی زیاد بود؛ چنان که بعضی کشورهای عرب برای اولین بار ما را محکوم کردند. کم کردن حساسیت کشورهای عرب مهم است؛
۲- ایجاد حرکت مردمی در عراق؛
۳- عملیات در داخل عراق؛
۴- جلوگیری از گسترش جنگ در منطقه؛
۵- تأکید بر این اندیشه که جمهوری اسلامی خواهان حکومتی مردمی در عراق است. در راستای همین موضوع به زودی سمیناری از کلیه معارضین عراقی در تهران تشکیل خواهد شد و حضور نیروهای مختلف در آن به دنیا نشان خواهد داد که ما نظرمان محدود نیست و فقط به مسلمانان یا شیعیان بسنده نمی کنیم.
آقای عباس ملکی مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه نیز می گوید: از دید استراتژیک ببینیم که کدام یک از دو کشور عراق و ایران برای دو ابرقدرت اهمیت دارند؟
۱- ایران بی تردید به لحاظ ژئوپلیتیک مهمتر از عراق است؛
۲- نظام ایران نظام باثباتی است که از عراق به مراتب باثبات تر است؛
۳- مشکلی که آمریکا و شوروی با ایران دارند این است که نمی توانند حرکات ما را پیش بینی نمایند؛
۴- صدام دیگر ارزشی برای شرق و غرب ندارد. هم کیسینجر، هم برژینسکی، هم ایزوستیا و هم واشنگتن پست این را نوشته اند. آمریکا اکنون جنگ بدون برنده را می خواهد. پراودا اخیراً اسم عراق را از لیست کشورهای صلح دوست خارج کرده است. مجلۀ فارن افرز اخیراً نوشته که این یک تله است که آمریکا اجازه دهد ایران هر حکومتی را که می خواهد در عراق به وجود آورد و سپس آمریکا و شوروی مشترکاً هر دو حکومت را سرنگون کنند.(۳)
جلسه شورای سیاسی دولت نیز در روز پنج شنبه، ۲۱ فروردین ۱۳۶۵ ساعت ۷ صبح با دستور اول، بحث سفر آقای میرحسین موسوی، نخست وزیر، به اروپای شرقی تشکیل می شود.
دستور دوم مسئله جنگ و آینده عراق بود. ابتدا علاءالدین بروجردی رئیس اداره اول وزارت امور خارجه شروع به صحبت کرده و همان سخنان روز گذشته در جلسه شورای معاونین را بیان و سپس پیشنهادهایی را به شرح زیر ارائه می کند:
۱- حضور نمادین عراقی ها و بسیجی ها در خاک آزاد شده عراق و جبهه های جنگ.
۲- تأسيس راديو فاو؛
۳- ایجاد حرکت مردمی در داخل عراق؛ وگرنه بصره را هم بگیریم موجب سقوط صدام نخواهد شد؛
۴- ایجاد حرکت داخلی توسط گروه های عراقی؛
۵- جلوگیری از گسترش جنگ به کشورهای خلیج فارس؛
۶- به جهان نشان دهیم که طرفدار یک حکومت شیعه خالص نیستیم.
سپس آقای محمد حسین لواسانی مدیرکل سیاسی کشورهای عربی و آفریقای وزارت امور خارجه، می گوید: مسائلی که ما می خواهیم بگوییم این است که حرکات ما باید سیاسی-نظامی باشد تا حکومت صدام را پایین بکشیم. عواملی که در تسریع سقوط نظام صدام مؤثر است عبارت اند از:
۱- نظام همبسته ارتشی را متلاشی کنیم؛
۲- موجب تردید در حمایت کشورهای حامی صدام شویم.
حرکت های پیشنهادی سیاسی در گرماگرم پیروزی های نظامی:
الف. نیروهایی که عملاً در منطقه حضور دارند به کار بگیریم، مثل سوریه و لیبی؛
ب . قطع پشتیبانی هایی که از صدام می شود حامیانش یا شرقی اند یا غربی یا منطقه ای:
۱- سفر به مسکو بعد از یک پیروزی صورت گیرد؛
۲- هوای سوریه را داشته باشیم ، زیرا با پیشروی تدریجی ما به داخل خاک عراق معلوم نیست که سوریه حمایت خویش را از ما ادامه دهد؛
۳- اخیراً عربستان تورگوت اوزال نخست وزیر ترکیه را به کشور خویش دعوت کرده است؛
۴- دادن اطمینان به کشورهای منطقه؛ یکی از طرح هایی که وجود دارد و پیشنهاد می شود اعلام دکترین منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است و اعلام اینکه همه کشورهای منطقه در یک امنیت دسته جمعی باید باشند و کلیه مرزها تضمین شود.(۴)
سیاست مسولین بر اصل شدن پیشبرد امور با قوای نظامی قرار می گیرد. حسین شیخ الاسلام یکی از معاونت های وزارت امور خارجه در ملاقات با کاردار کوبا در تلاش برای منصرف کردن این کشور از فعالیت در چارچوب جنبش عدم تعهد به منظور حل و فصل دیپلماتیک جنگ می گوید: « شما مطلع هستید که ما روز به روز در این جنگ پیشروی می کنیم. ما می خواهیم که این مسئله را کوبا درک نماید که ابتکار در جبهه ها در دست ماست. ما حمله بزرگ دیگری در پیش داریم. هیچ راهی نیست که ما طرحی را قبول کنیم که بقاء صدام را در برداشته باشد.»
شیخ الاسلام با اشاره به ضعف روحیه ارتش عراق بعد از عملیات ایران در فاو و مهران تأکید کرد: «ما فکر می کنیم دلیلی وجود ندارد که ما راه حل هایی را قبول نماییم که نفعش کمتر از چیزی است که ما می توانیم از طریق نظامی به دست آوریم.»(۵)
محمدجواد ظریف نیز درباره این مقطع می گوید: بعد از فتح فاو ، دو دیدگاه به یک دیدگاه تبدیل شد. باور این بود که این جنگ می تواند ما را به پیروزی نهایی برساند. بنابراین، طبق گفته مرحوم رجایی خراسانی، قطعنامه باید به قدری بد می بود که می توانستیم به راحتی آن را رد کنیم. بعد از پیروزی های فاو ،تصور ایشان این بود که تنها راه حل، راه حل نظامی است. بنابراین ، هر چند قطعنامه بدتر باشد، برای ما بهتر است.(۶)

سخنان محسن رضایی مبنی بر این که اگر دیپلماسی ایران در آن سال قوی بود می شد بعد از فتح فاو قطعنامه ای شبیه 598 را به صدام تحمیل کرد نیز با توجه به تاریخ جنگ ناسازگار به نظر می رسد چرا که قطعنامه 598 که در تیرماه 1366 و یک سال پیش از پایان رسمی جنگ به تصویب شورای امنیت رسید نیز از سوی مقامات ایران پذیرفته نشد تا این که در فروردین 1367 فاو به دست نیروهای عراقی افتاد و متعاقب آن در جبهه های متعدد شکست های تلخی به ایران تحمیل گردید و ورود مستقیم آمریکا به جنگ و جنایاتی مانند ساقط کردن هواپیمای مسافربری و مجموع تحولات میدانی ایران را به پذیرش از سر اضطرار قطعنامه شورای امنیت وادار ساخت.
«محسن رضایی» که در زمان سقوط فاو در کرمانشاه به سر میبرد، درباره با سخنان روحانی گفته که «معلوم است! وقتی در تلفن از من سؤال میشود آیا فاو دارد سقوط میکند، بگویم که بله در حال سقوط است و وضع ما خیلی خراب است؟ آدم در صحنه جنگ که چنین چیزی نمیگوید؛ میگوید شما مطمئن باشید!».
رضایی همچنین میگوید جمله تاریخیاش که به هاشمی اطمینان داده فاو سقوط نمیکند مگر اینکه عراق بمب اتم بزند، برای تخریب روحیه دشمن بوده است. او در توضیحات خود گفته بود: «این برای تخریب روحیه طرف مقابل بود که روی شنود بیسیمهای ما بودند!».
پی نوشت ها
۱- حسین علایی ، روند جنگ ایران و عراق - جلد دوم، انتشارات مرز و بوم ، چاپ اول ،سال ۱۳۹۱ ، صفحه ۲۱۰
۲- علی اکبر ولایتی، آن سوی دیپلماسی ؛ سیاست و روابط خارجی جمهوری اسلامی بر پایه یادداشت های دوران وزارت امورخارجه ، انتشارات آفتاب ، چاپ اول ، سال ۱۴۰۳ ، جلد ۳ ، صص۲۶۱-۲۵۹
۳- علی اکبر ولایتی ، آن سوی دیپلماسی ؛ سیاست و روابط خارجی جمهوری اسلامی بر پایه یادداشت های دوران وزارت امورخارجه ، انتشارات آفتاب ، چاپ اول ، سال ۱۴۰۳ ، جلد ۳ ، صص۲۷۳-۲۷۱
۴- علی اکبر ولایتی ، آن سوی دیپلماسی ؛ سیاست و روابط خارجی جمهوری اسلامی بر پایه یادداشت های دوران وزارت امورخارجه ، انتشارات آفتاب ، چاپ اول ، سال ۱۴۰۳ ، جلد ۳ ، صص۲۷۴-۲۷۳
۵- همتی و داوود صفایی فسخودی، دیپلماسی ایران و قطعنامه ۵۹۸، انتشارات صفحه جدید ، چاپ اول ، سال ۱۳۹۳ ، صص ۱۱۰-۱۰۹
۶- محمد درودیان ، نقبی بر درس ها و دستاوردهای جنگ ؛ گفت و گو با فرماندهان و مسولان جنگ ، انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس ،چاپ اول ،سال ۱۴۰۱ ، صص ۴۶۴-۴۶۳
۷- پورجباری، پژمان، جنگ به روایت فرمانده: درس گفتارهای دکتر محسن رضایی، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس،۱۳۹۰، ص 187
۸- فاو چگونه سقوط كرد، روزنامه شرق، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷