جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز پنجاه و پنجم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۵۰ روز میگذرد، جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا مدعی شد: تا زمانی که ایرانیها تیراندازی به کشتیهای تجاری را متوقف نکنند، قرار نیست با آنها صحبت کنیم.
تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:
اخبار مربوط به روز پنجاه و پنجم جنگ سوم و روز صد و پنجاهم آتش بس (۱۳ شهریور ۱۴۰۵) به شرح زیر است:
فارس: وزیر خارجه عمان نوشته یکی از محورهای اصلی دیپلماسی عمان، تلاش برای دستیابی به توافقی بوده که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند و مسقط با وجود پیچیدگی موضوع، از این مسیر عقب نخواهد نشست.
«بدر البوسعیدی» در یادداشتی در روزنامه انگلیسی به اهمیت دیپلماسی برای حل مشکلات جهانی اشاره کرده و نوشته است: «در سالهای اخیر، دیپلماسی به عرصهای بیرحم و دشوار تبدیل شده است. چند توافق موقت توانستهاند تا حد محدودی به کاهش تنشها منجر شوند، اما هیچیک از درگیریهای خطرناک جهان که مستقیماً جان انسانها را در فلسطین، ایران، یمن، سودان، لبنان، اسرائیل و اوکراین تهدید میکنند، به راهحلهای پایدار نرسیدهاند. این درگیریها هم به کشورهای منطقه و هم به اقتصاد جهانی آسیبهای جدی وارد میکنند.»
البوسعیدی در این یادداشت که در روزنامه فایننشالتایمز منتشر شده، این وضعیت را ناشی از کمبود فعالیتهای دیپلماتیک نمیداند و مینویسد: «در سالهای اخیر ابتکارهای متعدد، میانجیگریها، مذاکرات، نشستهای سران و تفاهمنامههای فراوانی انجام شده و دیپلماتهای باتجربه بسیاری زمان و توان فکری خود را صرف این مسائل کردهاند. مشکل، پیامد ظهور دو بُعد نگرانکننده جدید در سیاست جهانی است؛ مسائلی که جامعه بینالمللی باید هرچه سریعتر بهصورت جمعی به آنها واکنش نشان دهد.»
او در این خصوص، با کنایه تلویحی به اقدامات آمریکا و اسرائیل، اینگونه توضیح میدهد: «نخستین مسئله، کاهش پایبندی به حقوق بینالملل است. سالهای اخیر شاهد تثبیت اشغالگریها، افزایش استفاده از ترور و ربایش بهعنوان ابزارهای سیاستگذاری و حملات بیپروا علیه غیرنظامیان بودهایم. همزمان بیاعتنایی آشکاری نسبت به نهادهایی مانند سازمان ملل متحد، دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی شکل گرفته است. این وضعیت خطر بازگشت به دورهای قدیمی را افزایش میدهد که قدرتهای بزرگ میتوانستند بدون کیفرمانی دست به هر اقدامی بزنند، با این تفاوت که این بار سلاحهای کشتار جمعی نیز در اختیار آنها قرار دارد.»
البوسعیدی درباره مورد دوم هم مینویسد: «دومین مسئله، گرایش برخی رهبران جهان به این تصور است که میتوانند خودشان دیپلماسی را پیش ببرند، بدون آنکه دیپلماتها را درگیر کنند. مشکل اینجاست که آنها خیلی زود درمییابند ابزارهای بسیار محدودی برای پیشبرد اهداف خود در اختیار دارند. در چنین شرایطی، این رهبران ناچار میشوند یا به روش امپریالیستی سنتی قرن نوزدهم، یعنی "دیپلماسی قایقهای توپدار"، متوسل شوند، یا از نسخه مدرنتر اما به همان اندازه مخرب آن استفاده کنند، یعنی بهرهگیری از قدرت اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن و وادار کردن ملتها به تسلیم، با این امید که از این طریق بتوانند به "تغییر رژیم" و روی کار آمدن یک دولت نیابتی مطیع دست یابند.»
پایبندی عمان به دیپلماسی
البوسعیدی در ادامه این یادداشت و با طرح این پرسش که «قتی قواعدی که زمانی قدرتهای بزرگ را محدود میکردند، بیش از پیش نادیده گرفته میشوند، کشورهای کوچک چگونه باید عمل کنند؟»، پاسخ میدهد: «شاید بهترین واکنش این باشد که کار را با اصرار صبورانه، حتی تا حدی موشکافانه، بر پایبندی به برخی هنجارهای قدیمی آغاز کنیم.»
او مینویسد: «تکرار مداوم اصول حقوق بینالملل ممکن است از سوی کسانی که غریزهشان این است که سریع حرکت کنند و همهچیز را به هم بزنند، خستهکننده تلقی شود. اما این قواعد برای حفاظت از اکثریت جمعیت جهان وجود دارند. اکنون زمان آن نیست که از این اصل دست بکشیم که قانون باید بتواند استفاده نامشروع از قدرت را مهار کند.»
وزیر خارجه عمان نتیجه میگیرد که «در عمل، این به معنای حفظ حدی از اعتماد به روند دیپلماسی است، حتی زمانی که به نظر میرسد دیپلماسی نتیجهای ندارد.»
او با بیان ایکنه «در مواجهه با شکست آشکار، یک مشکل حلنشدنی یا سرسختی طرف مقابل، چالش اصلی این نیست که میز مذاکره را ترک کنیم»، مینویسد: «وظیفه دیپلمات و شاید بهویژه دیپلمات یک کشور کوچک، این است که مذاکرهکنندهای پیگیر باشد که حتی زمانی که به نظر میرسد دیگر چیزی برای بررسی باقی نمانده، همچنان پشت میز بماند؛ دیپلماتی که همواره تلفن را برمیدارد و پیشنهاد میدهد فقط یک راه دیگر برای پیش بردن گفتوگو، هرچند اندک، امتحان شود.»
مذاکرات در سایه تهدید
خارجه عمان در ادامه این یادداشت، گریزی به تلاشهای مسقط برای پیشبرد دیپلماسی در منطقه میزند و مینویسد: «یکی از محورهای اصلی دیپلماسی عمان طی ماههای گذشته، تلاش برای دستیابی به توافقی بوده است که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند.»
درحالیکه تنگه هرمز پیش از تجاوز نظامی آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران باز بود و تهران به دلیل تهدیدات علیه منافع ملی خود اقدام به بستن این آبراه کرده است، البوسعیدی این مذاکرات را «پیچیده» توصیف میکند که «در سایه تهدید دائمی جنگ انجام میشود؛ مذاکراتی که پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی کاملاً شناختهشده است.»
او تصریح میکند: « در این روند باید میان جزئیات حقوق بینالملل و مسائل فوری امنیت ملی تعادل برقرار شود.»
وزیر خارجه عمان با بیان اینکه «هنوز راهحلی به دست نیامده اما ما از این روند خارج نمیشویم»، توضیح میدهد: «این البته به این دلیل است که در خود مذاکرات چیزهای خیلی زیادی در خطر است. همچنین به این دلیل که خودِ فرآیند مذاکره یعنی این ایده که کشورها میتوانند اختلافاتشان را از طریق گفتوگو حل کنند هم در معرض خطر است.»
محافظت از کشورهای کوچک در برابر اقدامات قدرتها
البوسعیدی در ادامه این یادداشت خود در فایننشالتایمز به سه هدف عمان از ادامه تعامل دیپلماتیک اشاره میکند و مینویسد: «نخست، حفاظت از حاکمیت خودمان، زیرا وضعیت کنونی امنیت آبهای سرزمینی عمان را تهدید میکند. دوم، حفاظت از منافع جامعه بینالمللی، با این آگاهی که در صورت بسته ماندن تنگه، این اقشار و کشورهایی که بیشترین آسیبپذیری را دارند، بیش از همه متضرر خواهند شد. سوم، تأکید بر نقش محوری و تداوم اهمیت حقوق بینالملل از طریق انتخاب مسیری که کاملاً در چارچوب این قوانین قرار دارد.»
او تاکید میکند که هر سه هدف با سیاست «بیطرفی سازنده» عمان سازگار است.
وزیر خارجه عمان در این خصوص تصریح میکند که «بیطرفی سازنده صرفاً به معنای کمک کردن یا آمادگی برای تسهیل مذاکرات نیست. بلکه به معنای حفظ و در عین حال ساختن حقوق بینالملل عمومی است؛ حقوقی که صرفاً یک متن مکتوب نیست، بلکه از طریق اقداماتی که به نام آن انجام میشوند، حفظ، تداوم و تقویت میشود.»
البوسعیدی میگوید که «هدف این است که بهتدریج چارچوبی عملی از تعهدات متقابل ایجاد شود که بتواند بهعنوان یک نظام هنجاری عمل کند.»
او در پایان مینویسد: «با انجام این کار، کشورهای کوچک که در واقع اکثریت کشورهای جهان را تشکیل میدهند، میتوانند خود را در برابر اقدامات غیرقابل پیشبینی قدرتهایی محافظت کنند که در غیر این صورت، به دلیل قدرتی که در اختیار دارند، قادر خواهند بود بدون بیکیفرمانی دست به اقدام بزنند.»
العربیه به نقل از منابع نوشت: عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اخیراً با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، گفتوگو کرده است.
ادعای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا:
«اتحادیه اروپا رسماً به عملیات «طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) پیوسته است و ما از این موضعگیری قوی و زودهنگام آنها قدردانی میکنیم.
ایالات متحده در کنار متحدان خود قاطعانه ایستاده است تا اطمینان حاصل کند که ایران نمیتواند از نظام مالی جهانی برای تأمین مالی جاهطلبیهای هستهای، برنامههای تسلیحاتی و نیروهای نیابتی خود سوءاستفاده کند.
جهان پیام روشنی به ایران میفرستد: تا زمانی که تمام شریانهای مالی باقیمانده قطع نشوند، متوقف نخواهیم شد.»/انتخاب
خبرگزاری صداوسیما: ادعای نتانیاهو مبنی بر تصرف تپههای علیالطاهر هنوز به تایید مقامات لبنانی نرسیده است
ارتش رژیم صهیونیستی ادعا کرد که زیرساختهای وابسته به حزبالله را در ارتفاعات «علی الطاهر» در شهرستان نبطیه در جنوب لبنان به کنترل خود درآورده است.
به گزارش «انتخاب»؛ اما تپهٔ علیالطاهر کجاست؟
تپه یا رشتهارتفاع علیالطاهر در جنوب لبنان، در شهرستان نبطیه و در حاشیهٔ شرقی شهر نبطیه قرار دارد. این بلندی بین شهرک کفر تبنیت و نبطیهٔ فوقا، شمال رود لیطانی واقع شده و حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد. ارتفاع آن حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر از سطح دریاست.
موقعیت آن از این جهت مهم است که بر شهر نبطیه، محورهای ارتباطی اطراف و بخش بزرگی از جنوبشرق لبنان اشراف دارد. از همین نقطه میتوان مناطق اقلیم التفاح، جبل ریحان و اطراف لیطانی را دید. قلعهٔ شقیف (بوفور) نیز چند کیلومتر پایینتر از آن قرار دارد.
نام تپه از زیارتگاه عالم شیعه علی الطاهر در قلهٔ آن گرفته شده است. در ادبیات نظامی، علیالطاهر معمولاً یک قلهٔ تک نیست؛ بخشی از یک رشتهارتفاع است که با بلندیهای نزدیک مثل دبشه و رایه الطاهر یک مجموعه را میسازد.
تصویر ماهوارهای منطقه نشان میدهد این تپه روی یک خط مرتفع مشرف به دشت و شهرکهای اطراف نبطیه قرار گرفته است.
نقشهٔ موقعیت تپه در جنوب لبنان:
از نگاه نظامی، هر نیرویی که این ارتفاع را در اختیار داشته باشد، دید و امکان آتش روی نبطیه و مسیرهای شمال لیطانی پیدا میکند. به همین دلیل از ماهها پیش یکی از کانونهای درگیری اسرائیل و حزبالله بوده است. اسرائیل آن را مقر زیرزمینی واحد بدر حزبالله میداند؛ حزبالله هم آن را خط دفاعی مهم مقابل پیشروی به سمت نبطیه معرفی کرده است.
به زبان ساده: علیالطاهر تپهای مشرف به نبطیه در جنوب لبنان است؛ کمی شمال رود لیطانی، نزدیک کفر تبنیت، و یکی از مرتفعترین نقاط دیدهبانی در این بخش از جبهه.
«ارتش اسرائیل ادعا کرد که پاکسازی و تحت کنترل گرفتن زیرساختهای زیرزمینی در منطقه مرتفع علی طاهر در جنوب لبنان را به پایان رسانده و تلاشها برای از کار انداختن و منهدم کردن این تأسیسات همچنان ادامه دارد.
معاون رئیسجمهور آمریکا میگوید علت قیمت بالای بنزین، شلیک ایران به کشتیها در تنگه هرمز است.
به گزارش انتخاب، جیدی ونس اظهار کرد: برای مدت بسیار طولانی، دولت بایدن ذخایر راهبردی نفت آمریکا را صرفاً با هدف کاهش هزینه بنزین و نفت تخلیه کرد.
وی افزود: در آن زمان نه بحران بینالمللی وجود داشت و نه هیچ کشور خارجی تلاش میکرد بازارهای جهانی انرژی را مختل کند.
ونس اظهار کرد: دلیل اینکه قیمت بنزین در حال حاضر اینقدر بالاست، این است که ایرانیها به سمت کشتیهای تجاری شلیک میکنند.
جیدی ونس، درباره ایران ادعا کرد: «رئیسجمهور ترامپ گفته است که ما واقعاً در اینجا دو گزینه داریم: میتوانیم از [منطقه] خارج شویم؛ اما در این صورت، وضعیت برای کل جهان بسیار بدتر خواهد شد، چون دیگر دسترسی تضمینشدهای به نفت و گاز وجود نخواهد داشت. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به ما میگویند که این بدترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد. یا میتوانیم بپذیریم که ایرانیها به کشتیها شلیک خواهند کرد و ما هم هر کاری را که لازم باشد انجام خواهیم داد تا اطمینان حاصل کنیم تلاشهای آنها به یک بحران جهانی انرژی منجر نمیشود.»
وی مدعی شد: ما تا اینجا کاملاً موفق عمل کردهایم. صادقانه بگویم، اگر تلاشهای ما نبود، قیمت بنزین میتوانست بسیار، بسیار بالاتر باشد. ابزارهای اضافی زیادی در اختیار داریم. رئیسجمهور از برخی از آنها استفاده خواهد کرد و از برخی دیگر استفاده نخواهد کرد، اما من قرار نیست دقیقاً اعلام کنم که در ماهها و سالهای آینده چگونه با ایرانیها برخورد خواهیم کرد، زیرا صادقانه بگویم، این کار فضای تصمیمگیری رئیسجمهور را محدود میکند. اما هر چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد، روی میز است: فشار اقتصادی، فشار نظامی، فشار دیپلماتیک و فشار مخفیانه.
ونس ادعا کرد: ما با ایرانیها صحبت نمیکنیم و تا زمانی که تیراندازی به کشتیهای تجاری را متوقف نکنند، قرار نیست با آنها صحبت کنیم. وقتی میپرسید «این جنگ چه زمانی تمام خواهد شد؟»، در واقع سؤالی از من میپرسید شبیه این که «ایرانیها چه زمانی تیراندازی به کشتیها را متوقف خواهند کرد؟» من پاسخ این سؤال را نمیدانم. باید این را از خود ایرانیها بپرسید.
معاون ترامپ ادعا کرد: ما کاملاً اطمینان داریم که سرزمین اصلی آمریکا امن است. همچنین کاملاً اطمینان داریم که ایرانیها تلاش خواهند کرد کارهای زیادی انجام دهند که توانایی انجامشان را ندارند. مردم آمریکا باید بدانند که دولت آنها بهطور وسواسگونهای بر هر دو موضوع تمرکز دارد: هم پیشبینی هرگونه تهدید سایبری احتمالی و هم واکنش مناسب به آنها و اطمینان از اینکه چنین حملاتی رخ ندهند.
وی مدعی شد: اگر به توانایی ایران برای مختل کردن زندگی عادی آمریکاییها نگاه کنید، فکر میکنم این توانایی بسیار محدود است. البته صفر نیست، اما بسیار محدود است. من بسیار بیشتر نگران حملات سایبری از سوی بازیگران دیگر هستم.