پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : به گزارش «سرمایه ملی»، در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ بیش از ۶هزار دستگاه KMC Eagle در کرمانموتور و خودروسازان بم تولید شده و این خودرو حدود ۶۳ درصد از مجموع تولید این دو مجموعه را به خود اختصاص داده است. ایگل در فاصلهای کوتاه، از محصولی تازهوارد به ستون اصلی سبد تولید کرمانموتور بدل شده؛ اما اهمیت این عدد فقط در بزرگی تیراژ آن نیست. پشت این سهم، داستان دیگری جریان دارد: داستان پلتفرمی که قرار است اختیار بیشتری از فرآیند تولید را در داخل نگه دارد.

وقتی تولید فقط به رسیدن قطعه وابسته نباشد
مدل کلاسیک مونتاژکاری، ولو آنکه با داخلیسازی بخشهایی از قطعات همراه شود، همچنان آسیبپذیری خاص خود را دارد. هرچه وابستگی محصول به مجموعهای از قطعات، فناوریها، نقشههای فنی و تصمیمهای مهندسی بیرون از شرکت بیشتر باشد، اختلال در یکی از حلقههای زنجیره میتواند به کل خط تولید سرایت کند.
پلتفرم اختصاصی، این معادله را یکسره دگرگون نمیکند، اما زمین بازی را تغییر میدهد. کرمانموتور در پروژهPS1، از یکسو پلتفرم پایه را در اختیار گرفته و آن را در داخل کشور بومیسازی کرده و از سوی دیگر، طراحی و توسعه محصولات تازه را بر مبنای همین معماری پیش برده است. نتیجه این تغییر، فقط تولید یک مدل جدید نبوده؛ بلکه شکلگیری زیرساختی است که میتواند چند محصول و چند گونه قوای محرکه را در خود جای دهد. ایگل نمونه نخست این مسیر بود و «شَدو» امتداد آن.
این دگرگونی، تفاوت کوچکی نیست؛ خودروساز مونتاژمحور معمولا محصول را تحویل میگیرد و میکوشد آن را با بازار و زنجیره تأمین خود سازگار کند، اما خودروساز پلتفرممحور، دستکم در بخشی از مسیر، میتواند محصول را بر اساس ظرفیت مهندسی، زنجیره تأمین و نیازهای آینده خود توسعه دهد.
* ایگل؛ محصولی که از خط تولید عبور کرد و در خط تولید ماند
آمار امسال کرمانموتور از همین منظر خواندنیتر میشود. در چهار ماه نخست سال، ۴هزار و ۶۵۹ دستگاه ایگل تولید شده بود؛ یعنی حدود ۵۸ درصد از مجموع تولید کرمانموتور و خودروسازان بم. حالا با گذشت یک ماه دیگر، تولید ایگل از مرز ۶هزار دستگاه عبور کرده و سهم آن از مجموع تولید به حدود ۶۳ درصد رسیده است. در واقع، ایگل دیگر صرفا یکی از محصولات سبد کرمانموتور نیست؛ بخش عمدهای از نبض تولید این مجموعه به آن گره خورده است.
این در حالی است که بر اساس آمار وزارت صمت، تولید خودروهای سواری کشور در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۳۱ درصد کاهش داشته و تولید سواری در بخش خصوصی نیز با افتی بیش از ۵۸ درصد روبهرو بوده است. بنابراین، مسأله فقط این نیست که کرمانموتور چند دستگاه خودرو ساخته؛ مسأله این است که در یک بازار کاهشی، چه محصولی توانسته چراغ خط تولید را روشن نگه دارد. پاسخ آمارها، در این زمینه روشن است: ایگل.

پلتفرم؛ تفاوت میان «یک خودرو» و «خانواده خودرو»
اما شاید مهمترین مزیت PS1 را نباید در ایگل جستوجو کرد؛ باید آن را در محصول بعدی دید. شدو، نخستین هاچبک ملی کرمانموتور، روی همین پلتفرم توسعه یافته است. این یعنی سرمایهگذاری انجامشده برای ایگل، با خروج نخستین محصول از خط تولید به پایان نرسیده است. همان زیرساخت مهندسی، همان منطق پلتفرمی و بخشی از ظرفیت شکلگرفته در زنجیره تأمین، حالا امکان تولد محصول دیگری را فراهم کرده است.
در پروژه شدو، حدود ۴۰۰ قالب بدنه و ۱۵۰ قالب تزریق پلاستیک به کار گرفته شده و بیش از ۸۰ درصد قطعات آن، بر اساس اعلام کرمانموتور، در داخل کشور و با مشارکت قطعهسازان ایرانی تولید میشود. هدفگذاری تولید سالانه ۵۰هزار دستگاه نیز نشان میدهد که پروژه از ابتدا با منطق تیراژ و اقتصاد مقیاس تعریف شده است.
اینجا همان نقطهای است که مفهوم «پلتفرم» از یک اصطلاح فنی فراتر میرود و به یک مفهوم اقتصادی تبدیل میشود. اگر یک پلتفرم بتواند چند محصول را در خود جای دهد، هزینه و دانش حاصل از توسعه نخستین محصول، در محصولات بعدی نیز به کار میآید؛ زنجیره تأمین گستردهتر میشود، قطعهسازان سفارشهای بیشتری دریافت میکنند و سرمایهگذاری مهندسی امکان آن را پیدا میکند که در چند محصول مستهلک شود. به بیان سادهتر، ایگل قرار نیست یک نقطه باشد؛ قرار است نقطه آغاز یک خط باشد.
سه ایستگاه روی یک مسیر
اهمیت PS1 زمانی روشنتر میشود که مسیر توسعه قوای محرکه را نیز کنار آن بگذاریم. ایگل ابتدا با نسخه بنزینی وارد چرخه تولید شد؛ سپس نسخه هیبرید آن توسعه یافت و نسخه تمامبرقی نیز در برنامه توسعه قرار گرفت. ایگل هیبرید، با موتور ۱.۵ لیتری DHE، گیربکس DHT و باتری حدود ۱.۸ کیلوواتساعتی، نمونهای است از اینکه یک پلتفرم مشترک چگونه میتواند میزبان فناوری متفاوتی شود.
در برنامه اعلامشده کرمانموتور نیز ایگل هیبرید و برقی بخشی از سبد خودروهای پاک این شرکت در چارچوب «عهد ۱۴۰۷» خواهند بود. همزمان، توسعه نسخههای هیبرید و برقی شدو نیز در برنامه قرار گرفته است. بنابراین، ارزش پلتفرم فقط در این نیست که امروز بتواند یک خودرو بسازد؛ ارزش واقعی آن در این است که فردای محصول را نیز از پیش در معماری خود جا داده باشد.

حساب کرمانموتور کجا از مونتاژکاران جدا میشود؟
صد البته که داشتن پلتفرم بهتنهایی یک شرکت را به خودروساز تبدیل نمیکند؛ خودروسازی مجموعهای از مهندسی، طراحی، آزمون، زنجیره تأمین، سرمایهگذاری، تیراژ، خدمات پس از فروش و توان توسعه مستمر محصول است. اما پلتفرم اختصاصی یکی از همان مرزهایی است که تفاوت میان مونتاژ یک خودرو و ساختن ظرفیت تولید خودرو را آشکار میکند.
کرمانموتور با PS1، ایگل را فقط به خط تولید نیاورد؛ ظرفیتی برای ادامه تولید ساخت. این تفاوت در شرایط عادی شاید چندان به چشم نیاید. وقتی قطعات میرسند، ارز در دسترس است و زنجیره واردات بدون وقفه کار میکند، مونتاژ نیز میتواند شبیه خودروسازی به نظر برسد. تفاوتها اما در روزهای سخت خود را نشان میدهند؛ همانجا که پرسش اصلی دیگر این نیست که «چه خودرویی میتوانیم بفروشیم؟» بلکه این است که «با چه میزان اختیار میتوانیم تولید را ادامه دهیم؟»
سهم ۶۳ درصدی ایگل از تولید پنجماهه کرمانموتور، پاسخ مستقیمی به این پرسش نیست، اما یک نشانه مهم است: محصولی که بر پایه یک پلتفرم بومیشده و زنجیره تأمین داخلی شکل گرفته، توانسته به ستون تولید شرکت تبدیل شود.
اینجا چراغی روشن است
اهمیت ایگل از همینجا آغاز میشود: در روزگاری که کاهش تیراژ و دشواری تأمین، بخشی از خطوط تولید را با وقفه روبهرو کرده، اینجا چراغی روشن است؛ اما اهمیت ماجرا فقط در روشن ماندن یک خط تولید نیست. ایگل در شرایطی توانسته سهم قابلتوجهی از تولید کرمانموتور و بمخودرو را به خود اختصاص دهد که تولید خودرو در بخش خصوصی نیز با افت قابلتوجهی روبهرو بوده است. از این منظر، ایگل فقط یک محصول نیست؛ بخشی از پاسخ شرکت به مسأله تداوم تولید است.
این پاسخ البته در خود ایگل خلاصه نمیشود. پشت این محصول، پلتفرمی قرار دارد که امکان توسعه مدلهای دیگری مانند شدو و حرکت به سوی گونههای هیبرید و فولالکتریک را فراهم میکند. ارزش پلتفرم دقیقا از همینجا شکل میگیرد: یکبار سرمایهگذاری در مهندسی و توسعه، اگر به قابلیت ساخت محصولات متنوعتر بینجامد، میتواند از وابستگی به یک مدل فراتر رود و به زیرساختی برای استمرار محصول و تولید تبدیل شود.
شاید تفاوت میان یک مونتاژکار و یک خودروساز را نتوان با یک مدل خودرو سنجید؛ اما میتوان آن را از جایی دید که یک شرکت، در مواجهه با محدودیت قطعه، ارز و واردات، فقط منتظر رسیدن محموله بعدی نمیماند و بخشی از پاسخ را در پلتفرم، محصول و زنجیره مهندسی خود ساخته است. ایگل، در این معنا، فقط یک خودرو نیست؛ نشانهای از تغییر نقطه اتکای تولید است.