نمیتوان پیشاپیش در زد و پس از آن هرکسی را در خانهاش بازداشت کرد (اگر قرار این باشد که دری زده شود، رئیس موسسه است، نامهرسان است). هرکسی را هم نمیتوان در محل کارش بازداشت کرد. اگر متهم چموش باشد، صلاح در این است که دستگیریاش زمانی صورت بگیرد که از محیط معهود خود، خانوادهی خود، همکاران خود، دوستداران و هواداران خود، از نهانخانههای خود دور بوده باشد... باید مجال پیدا نکند که چیزی را نابود کند، پنهان کند یا به دست کس دیگر بدهد
کد خبر: ۶۶۵۶۸۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۵
موقع تفتیش هیچ چیز مقدس نیست. شبی که برای بازداشت اینوشین، مکانیسین لوکوموتیو، آمدند تابوت کوچکی در اتاقش بود که جسد فرزند تازهمردهاش را در بر داشت، حقوقدانهای ما بچه را از تابوت بیرون انداختند، جستوجو تا آنجا گسترش یافت.
کد خبر: ۶۶۵۲۳۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
بازداشت – در یک دم – به نحوی تحیرآور جابهجایتان میکند، به جای دیگران میبرد، و از حالتی به حالت دیگرتان درمیآورد... چهار دستِ آدم، چهار دستِ سفید که عادت به کار کردن ندارند، اما میتوانند بگیرند، میتوانند خوب چنگ اندازند، پایمان، دستمان، گریبانمان، شابکایمان، گوشمان را میگیرند و مثل کیسه به درون تابمان میدهند. در صورتی که پشت سرمان، دری که به سوی زندگی گذشتهمان باز میشد، تا قیامت به رویمان کوفته میشود.
کد خبر: ۶۶۵۱۶۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۱
من جرأت آن نخواهم داشت که تاریخ مجمعالجزایر را بنویسم: «هرگز فرصت به من داده نشد که اسناد و مدارک بایگانی را بخوانم، اما مگر چنین فرصتی تا قیامت به کسی داده نخواهد شد؟» آنان که آرزوی به یاد آوردن ندارند، فرصت بسیاری داشتهاند (و باز هم فرصت خواهند داشت) که همهی اسناد بایگانی را جارو بزنند.
کد خبر: ۶۶۴۹۶۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۰
اَلکساندر ایسایِویچ سولژنیتسین: «سالهای سال در تنگنای جبر و اکراه، از انتشار این کتاب که خاتمه یافته بود، خودداری کردم. تکلیف در برابر زندگانی، بر تکلیفی که در قبال مردگان به گردن داشتم غلبه یافت. اما امروز که به هر حال دستگاه امنیت بر این کتاب چنگ انداخته است، دیگر هیچ راهی جز این ندارم که بیدرنگ در مقام نشر آن برآیم. سپتامبر ۱۹۷۳»
کد خبر: ۶۶۴۹۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۹