به نظر می رسد این اقدام، از سوی مخالفان حکومت بحرین که در دو سال گذشته زیر فشارهای زیادی بوده اند مثبت ارزیابی شده است. وقتی اعتراضات مردمی در کشورهای عربی آغاز شد، بحرین یکی از نخستین کشورهایی بود که اعتراضات مسالمات آمیز مردم شکل گرفت. اکثریت مردم این کشور شیعه هستند بر علیه حکومت سنی مذهب آل خلیفه که ریشه بومی در این کشور نداشته است اعتراضاتی را آغاز کردند. از نظر مردم بحرین حکومت آل خلیفه یک دولت غیر مردمی یا غیر بومی است.
این مسئله از ابتدای حکومت آل خلیفه در بحرین وجود داشته است و در گذشته هم جنبش هایی شکل گرفت و با برخورد آل خلیفه سرکوب شد. در طی سالهای گذشته دولت آل خلیفه تلاش کرده است که بافت اجتماعی بحرین را با ترغیب و تشویق عرب های یمنی و عمانی به مهاجرت به این کشور به نفع اهل سنت تغییر دهد ولی اکثریت این کشور هنوز در دست شیعیان است. بنابراین مشکلات تاریخی میان اکثریت شیعه و حکومت آل خلیفه، موجی که در جهان عرب پیش آمد زمینه ای شد برای این که شیعیان بحرین که سالهای متمادی از حقوق خود محروم بودن و شهروند درجه دو محسوب می شدند و مشارکتی در امور جامعه نداشتند جنبش مسالمت آمیزی به راه بیندازند. معمولا در حکومت های بسته و استبدادی همچون حکومت بحرین اجازه شکل گیری احزاب و دیگر نهادهای جامعه مدنی داده نمی شود و چون مکانیزم انتقال خواست ها از نظر حقوقی وجود ندارد مردم به دنبال فرصتی برای بیان اعتراضات خود هستند که این زمینه با آغاز جنبش های عربی در تونس و مصر و لیبی ایجاد شد.
با این وجود مسئله بحرین از چند نظر با دیگر کشورهای عربی متفاوت است:
اول مسئله پیوند این بحران با وضعیت شیعیان عربستان است. شیعیان الاحصاء عربستان در منطقه نفت خیز این کشور هستند و عربستان نگران این بوده است که اگر مردم شیعیان بحرین پیروز شوند شیعیان الاحصاء نیز درخواست هایی از لحاظ مشارکت در اداره امور جامعه و پیگیری حقوق از دست رفته خود مطرح کنند و راه مردم بحرین را در پیش گیرند. بنابراین یک حکومت سلفی مثل عربستان که به طور کلی با ارزش هایی نظیر آزادی های فردی و حقوق بشر سازگاری ندارد و برای آن قابل قبول نیست که این اعتراضات به خاک کشورش کشیده شود با اعزام نیروی نظامی به کمک آل خلفلیفه وارد کرد.
مسئله دیگر وجود ناوگان پنجم آمریکا در منطقه است که آمریکا این نگرانی را دارد که اگر تغییرات اساسی در بحرین به وجود بیاید و حکومت مردمی در این کشور بر سر کار بیاید مشکلاتی برای این نیروهای ایجاد می شود.
نکته سوم شورای همکاری خلیج فارس است که که حکومت بحرین با این شورا همکاری های امنیتی دارد و زیر چتر این همکاری ها حکومت آل خلیفه به خود اجازه می دهد که واکنش توام با خشونت را در قبال مردم در پیش بگیرد.
با این وجود آمریکا هم علاقه دارد که این مسئله بحرین به نحو آرام و مسالمت آمیز حل شود. وضعیت بحرین به ماهیت خانوادگی جوامع و حکومت های عربی بر می گردد که این حکومت ها غالبا ریشه قبیلگی دارند و نظام خانوادگی است با اشکال حاضرند که به یک گردش نخبگان تن دهند و چرخش نخبگان در جامعه وجود داشته باشد و پست های درجه دوم را لااقل مردم و کسانی که شایستگی دارند بگیرند و نه این که اعوان و انصار حکومتی عهده دار امور عمده جامعه باشند.
ادامه این اعتراضات مردمی می تواند حکومت را مجبور می کند به دلیل حساسیت خاصی که بحرین از نظر استراتژیکی برای منطقه و شورای همکاری خلیج فارس دارد تن به تعدیل رفتار خود در قبال مخالفین بدهد. منافع آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس این است که حکومت بحرین تغییراتی را به صورت مرحله ای انجام دهد و با اعطای امتیازاتی مشکلات را حل کند. میزان امتیازات بستگی به ادامه این اعتراضات دارند و هزینه هایی که مردم بحرین به جان می خرند. ولی به دلیل نیازی که وجود دارد که آرامش برقرار می شود دیر یا زود فشاری به حکومت بحرین وارد می کنند و حکومت آل خلیفه را وادار می کنند که امتیازاتی به مردم بدهد. ولی میزان این امتیازات چقدر خواهد بود و آیا اکثریت مردم بحرین راضی می شوند؟ این بستگی دارد به نوع فشارهایی که به آل خلیفه وارد شود و خواسته شود که پذیرای یک تعدیلات و تغییراتی شود.

