arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۱۰۱۲۷۱
تاریخ انتشار: ۳۰ : ۱۰ - ۲۴ اسفند ۱۳۹۱

پادشاه سرانجام کوتاه آمد / ولیعهد بحرین، طناب نجات آل خلیفه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
فرمان شاه بحرین برای انتصاب ولیعهد خود به معاونت نخست وزیر با استقبال جبهه وفاق ملی اسلامی بحرین روبرو شده است. شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین روز دوشنبه دستور داد که سلمان بن حمد، پسرش و ولیعهد بحرین به عنوان معاون اول نخست وزیر تعیین شود. به این ترتیب سلمان بن حمد به عنوان معاون خلیفه بن سلمان آل خلیفه، عموی پادشاه بحرین و نخست وزیر بحرین تعیین می شود که از سال 1971 این منصب را برعهده گرفته است. در بیانیه پادشاه بحرین آمده است که تعیین سلمان بن حمد به عنوان معاون اول نخست وزیر با هدف تقویت عملکرد دستگاه های اجرایی صورت می گیرد. در واکنش به این اقدام پادشاه بحرین، جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین، بزرگترین حزب شیعی بحرین در بیانیه ای با استقبال از تعیین سلمان بن حمد آل خلیفه ولیعهد به عنوان معاون اول نخست وزیر بحرین ابراز امیدواری کرد که شهروندان اثر مثبت این اقدام را مشاهده کنند و این آثار باید با متوقف کردن فساد مالی و اداری گسترش یافته در دستگاه های دولتی آغاز شود. این گروه که بخش مهمی از مخالفان حکومت بحرین را در خود می گیرد در بیانیه خود اعلام کرده است که به این امر به عنوان اقدامی مرحله ای برای مدتی معین می نگرد زیرا اصلاحات سیاسی لازم است و این اصلاحات باید باعث شود که نخست وزیر بر اساس رای مستقیم یا غیرمستقیم انتخاب شود و این روند انتصابی نباشد.

به نظر می رسد این اقدام، از سوی مخالفان حکومت بحرین که در دو سال گذشته زیر فشارهای زیادی بوده اند مثبت ارزیابی شده است. وقتی اعتراضات مردمی در کشورهای عربی آغاز شد، بحرین یکی از نخستین کشورهایی بود که اعتراضات مسالمات آمیز مردم شکل گرفت. اکثریت مردم این کشور شیعه هستند بر علیه حکومت سنی مذهب آل خلیفه  که ریشه بومی در این کشور نداشته است اعتراضاتی را آغاز کردند. از نظر مردم بحرین حکومت آل خلیفه یک دولت غیر مردمی یا غیر بومی است.

این مسئله از ابتدای حکومت آل خلیفه در بحرین وجود داشته است و در گذشته هم جنبش هایی شکل گرفت و با برخورد آل خلیفه سرکوب شد. در طی سالهای گذشته دولت آل خلیفه تلاش کرده است که بافت اجتماعی بحرین را با ترغیب و تشویق عرب های یمنی و عمانی به مهاجرت به این کشور به نفع اهل سنت تغییر دهد ولی اکثریت این کشور هنوز در دست شیعیان است. بنابراین مشکلات تاریخی میان اکثریت شیعه و حکومت آل خلیفه، موجی که در جهان عرب پیش آمد زمینه ای شد برای این که شیعیان بحرین که سالهای متمادی از حقوق خود محروم بودن و شهروند درجه دو محسوب می شدند و مشارکتی در امور جامعه نداشتند جنبش مسالمت آمیزی به راه بیندازند. معمولا در حکومت های بسته و استبدادی همچون حکومت بحرین اجازه شکل گیری احزاب و دیگر نهادهای جامعه مدنی داده نمی شود و چون مکانیزم انتقال خواست ها از نظر حقوقی وجود ندارد مردم به دنبال فرصتی برای بیان اعتراضات خود هستند که این زمینه با آغاز جنبش های عربی در تونس و مصر و لیبی ایجاد شد.

با این وجود مسئله بحرین از چند نظر با دیگر کشورهای عربی متفاوت است:

اول مسئله پیوند این بحران با وضعیت شیعیان عربستان است. شیعیان الاحصاء عربستان در منطقه نفت خیز این کشور هستند و عربستان نگران این بوده است که اگر مردم شیعیان بحرین پیروز شوند شیعیان الاحصاء نیز درخواست هایی از لحاظ مشارکت در اداره امور جامعه و پیگیری حقوق از دست رفته خود مطرح کنند و راه مردم بحرین را در پیش گیرند. بنابراین یک حکومت سلفی مثل عربستان که به طور کلی با ارزش هایی نظیر آزادی های فردی و حقوق بشر سازگاری ندارد و برای آن قابل قبول نیست که این اعتراضات به خاک کشورش کشیده شود با اعزام نیروی نظامی به  کمک آل خلفلیفه وارد کرد.

مسئله دیگر وجود ناوگان پنجم آمریکا در منطقه است که آمریکا این نگرانی را دارد که اگر تغییرات اساسی در بحرین به وجود بیاید و حکومت مردمی در این کشور بر سر کار بیاید مشکلاتی برای این نیروهای ایجاد می شود.

نکته سوم شورای همکاری خلیج فارس است که که حکومت بحرین با این شورا همکاری های امنیتی دارد و زیر چتر این همکاری ها حکومت آل خلیفه به خود اجازه می دهد که واکنش توام با خشونت را در قبال مردم در پیش بگیرد.

با این وجود آمریکا هم علاقه دارد که این مسئله بحرین به نحو آرام و مسالمت آمیز حل شود. وضعیت بحرین به ماهیت خانوادگی جوامع و حکومت های عربی بر می گردد که این حکومت ها غالبا ریشه قبیلگی دارند و نظام خانوادگی است با اشکال حاضرند که به یک گردش نخبگان تن دهند و چرخش نخبگان در جامعه وجود داشته باشد و  پست های درجه دوم را لااقل مردم و کسانی که شایستگی دارند بگیرند و نه این که اعوان و انصار حکومتی عهده دار امور عمده جامعه باشند.

ادامه این اعتراضات مردمی می تواند حکومت را مجبور می کند به دلیل حساسیت خاصی که بحرین از نظر استراتژیکی برای منطقه و شورای همکاری خلیج فارس دارد تن به تعدیل رفتار خود در قبال مخالفین بدهد. منافع آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس این است که حکومت بحرین تغییراتی را به صورت مرحله ای انجام دهد و با اعطای امتیازاتی مشکلات را حل کند. میزان امتیازات بستگی به ادامه این اعتراضات دارند و هزینه هایی که مردم بحرین به  جان می خرند. ولی به دلیل نیازی که وجود دارد که  آرامش برقرار می شود دیر یا زود فشاری به حکومت بحرین وارد می کنند و حکومت آل خلیفه را وادار می کنند که امتیازاتی به مردم بدهد. ولی میزان این امتیازات چقدر خواهد بود و آیا اکثریت مردم بحرین راضی می شوند؟  این بستگی دارد به نوع فشارهایی که به آل خلیفه وارد شود و خواسته شود که پذیرای یک تعدیلات و تغییراتی شود.

گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز که بحرین را یکی از پنج کشور دشمن اینترنت نامیده است در این راستا اهمیت دارد.  این نشان می دهد که اگر این فشارها بیشتر شود و  حوادثی که در منطقه پیش می آید و حکومت هایی که با سرنگونی یا مشکلات مواجه می شوند، حکومت بحرین را نگران می کند و سعی می کند قبل از این که دچار آن وضعیت شود رفتارهای خود را تعدیل کند ولو این که قلبا راضی نباشد ولی برای بقای خود این کار را می کند. همانطور که اشاره شد نگرانی که در منطقه در مورد بحرین و ضعیت خاص بحرین به خصوص در مورد حضور ناوگان پنجم می خواهند به هر نحو که شده مسائل  به آرامی فیصله پیدا کند تا منافعشان تامین شود. بنابراین مجموعه این عوامل سبب شده که در بحرین تعدیلاتی صورت بگیرد؛ چون هم منافع قدرت های فرامنطقه ای ایجاب می کند هم منطق و عقل اقتضاء می کند که پذیرای این تعدیلات باشد وهم جو حاکم بر منطقه چنین تغییرات و تعدیلاتی را ضروری می سازد. امیدواریم که حکومت بحرین با درس گرفتن از سرنوشت حکومت های استبدادی و درک مصالح و ضروت های منطقه ای به احقاق حقوق از دست رفته مردم شیعه این کشور اقدام  کند.

* دیپلماسی ایرانی
نظرات بینندگان