کد خبر: ۲۳۲۱۱۷
تاریخ انتشار: ۲۲ : ۰۷ - ۰۲ آبان ۱۳۹۴

پيام‌هاي عاشورا

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
چه سخت و دشوار است ايستادن در آستانه تاسوعا و عاشورا و دم زدن و قلم زدن و نوشتن از چيزي غير از كربلا... آنهم در روزها و شب‌هايي كه همه چيز بوي خون سرخ به ناحق ريخته شده‌اي را مي‌دهد كه در آن ظهر داغ عاشر محرم سال 61 بر زمين ريخت و آنچنان داغ و سرخ و جگرسوز بود كه هنوز گويي بر زمين مانده است، خوني كه هرگز پاك نمي‌شود، با دو پيام نقيض و گويي در دو هيأت كاملاً متفاوت.

يكي چون لكه ننگي بر دامان ظلم و ديگري چون نگيني بر پيشاني حق طلبي و خداجويي، خوني كه گويي چون چشمه‌اي هميشه جاويد، همچنان در حال جوشش و رويش است. گفتم كه قلم شرم دارد از نوشتن غير كربلا و غير عاشورا و غير حسين و ياران حسين(ع). اما با خود گفتم تمامي اين نهضت درس و مكتب و آموزه است، پس چرا نبايد پيوند زد اين حماسه را با زندگي و حتي با امروز.

اگر اين بر سرو سينه زدن‌ها جاني را تكان ندهد و قلبي را در راه خدا و براي رضاي خدا نرم نكند، نه به كار خدا مي‌آيد و نه به كار حسين(ع)، اگر اين نوحه‌ها راهي به نواحي تاريك دلمان كه سخت محتاج نوري از جنس‌نور حسيني است پيدا نكند، چه زحمت بيهوده‌اي است و بدتر از آن، چه نفاق بزرگي؟

اينكه بر سر در هر كوي و برزن و كوچه و ميدان و خيابان پارچه سياهي آويزان است و نام حسين(ع) هر جا شنيده مي‌شود و صداي نوحه و ماتم از همه جا بلند است، البته كه خوب است، اما اگر اينهمه حسيني هستيم پس چه مي‌كنيم با خود و با حسين؟ پس چرا سر در جيب به نشانه ارادت و ادب، دست در جيب يكديگر داريم؟ چرا از ظلم استخوانمان نمي‌لرزد؟ چرا وقتي مظلومي مي‌بينيم راه كج مي‌كنيم؟ چرا با ياد دست از جان شسته‌هاي نينواي هميشه سرخ تاريخ، اندكي حتي به قدر اندكي از شيفتگي‌مان را به اين دنيا كم نمي‌كنيم؟ راستي با دل سرشار از عشق به دنيا و مشغله‌هاي متعدد و مزاحمش مي‌شود از كساني گفت كه دنيا و همه جاذبه‌ها و لذت‌هايش را با خدا معامله كرده‌اند؟ تازه لازم نيست كه ما جان بر كف گيريم و سر در راه او گذاريم حتي به قدر اندكي تسليم، اندكي ادب، اندكي اخلاق و قدري يادخدا كافي است. فقط كافي است كه دل حسين(ع) را بيش از اين داغدار نكنيم يعني در عاشورايش گناه نكنيم. يعني چه؟ ديگر عاشورا و گناه؟ مگر مي‌شود؟ آري مي‌شود!

آنها كه به تماشاي معركه مي‌آيند در آئين‌ها و مراسم بعضاً پالايش نشده و آميخته با آلايشي، اگر حرمت اين روز را نگه دارند و گمان نكنند آمده‌اند تا آرايشي كنند و نمايش جلوه و ناز بدهند دل آقا را كمتر مي‌لرزانند و كم نيست اين صحنه‌هاي تفاخر و بعضاً به گناه آلوده... از تفاخر گفتم و خدا بر ما ببخشد كه گاه چه فخري مي‌فروشيم آنهم بر سر سفره كرامت مولايمان كه فخر همه دستگاه فخرفروشان زمانه را به بازي گرفت. در برخي از اين ضيافت‌ها و اطعام‌ها، گويي براي نمايش خويش سفره انداخته‌ايم و منتش را بر سر محرم مي‌گذاريم! وگرنه اينهمه برخوردار كه حاجتشان به هيچ سفره‌اي نيست دعوت نبودند و مساكين پشت در نمي‌ماندند و بعضاً تحقير نمي‌شدند و فخرفروشي حتي در خوانندگان و نوحه‌گران ما هم اينهمه به چشم نمي‌آمد. مجلس عزاي حسين(ع)، مجلس فروتني و تواضع و ادب است، پس چرا بايد آنرا دستمايه بداخلاقي كنيم و از همه بدتر، بداخلاقي سياسي؟!

مرا ببخشيد كه ره به گلايه برده‌ام. درد به قدر كفايت در خود حادثه هست كه به درد ديگري نبايد پرداخت، اما از آن روي از آن درد به درد زمانه ره بايد برد كه گويي منشأ بروز آن هنوز هم هست. فاصله يازدهم هجرت تا 61 هجري كمتر از 50 سال است و در همين فاصله كربلا رقم خورد. جامعه فاضله عصر پيامبر در چند دهه پس از آن از سر غفلت به خون فرزند همان پيامبر تشنه شد. آنهم در زمانه‌اي كه هنوز برخي اصحاب پيامبر زنده بودند، اما آلودگي به دنيا، خو كردن به گناه، نفاق و ريا و از همه بدتر فساد خواص، زمينه انحراف را پديد آورد. دور شدن خواص از آئين رسول خدا و از ياد خدا و توجيه و تفسير آيات خدا در مسير توجيه آمال و آرزوهاي خويش و عادت به گناه و لذت مال دنيا و ثروت و قدرت چنان كرد كه در بضعة‌الرسول در روزي كه دو آفتاب سر برآورده بود لب تشنه و تن چاك بر زمين افتاد و جمعيتي خاموش به تماشاي مرگ خورشيد نشستند و شاهد لگدكوب خيمه ستاره‌ها بودند و كافي نيست كه ما تنها به رخت عزايي بسنده كنيم و به چند قطره اشكي كه برديده مي‌نشانيم و بي‌آنكه دلي بلرزانيم براي حسيني شدن و حسيني ماندن...

بي‌آنكه بدانيم مجلس عزاي حسين(ع) خلوص مي‌خواهد و نه شكوه. شكوهش به اخلاص آن است و به تدبّر در آن، و راستي ما را چه شده است كه اين روزها مداحي بسي پررنگتر از خطابه و روشنگري شده است در مجالس ما. مبادا به انحراف خو كنيم و به ظاهر و به تظاهر... كه انحراف و تظاهر و فساد و حفظ ظاهر پس از نيم قرن آن فاجعه را در صدر اسلام رقم زد و هميشه هم اين آفت هست. همچنانكه وقتي از انقلاب حسيني پير جماران سخن مي‌رود نيز همين آفات هست كه هست. حفظ ظاهر، تظاهر، فساد خواص و عادت به سطح و فراموشي عمق.

باز هم مرا ببخشيد كه سخن به گلايه رفت و شايد هم به گزافه، اما بياييم در اين چند روز كه مسابقات نهايي هواداري از حسين(ع) برگزار است، قوانين مسابقه را رعايت كنيم. گناه نكنيم، امر به معروف و نهي از منكر را گرامي بداريم. در مراسم نوحه‌خواني و سخنراني بداخلاقي و غيبت نكنيم. به بهانه عزاداري مزاحمت براي كسي و يا گروهي فراهم نكنيم. سفره اطعاممان بيشتر اطعام مساكين باشد دور از هر تفاخري. ادب را رعايت كنيم. مداحان ما از اشعار خوب و متين و باوقار استفاده كنند. وزن سينه‌زني و مداحي‌هايمان از وزن سخنراني و راهنمايي و ارشاد ما بيشتر نباشد. از هر آنچه كه موجب وهن دين و آيين است بپرهيزيم. از هر سخن تفرقه‌انگيزي برحذر باشيم. براي شور مجلس كذب و دروغ به اهل بيت و بزرگ بازيگران حماسه عاشورا نسبت ندهيم. در مراسم روز عاشورا خودنمايي نكنيم و از آن مهمتر، اينهمه پيرايه بعضاً آميخته با گناه بر آن نبنديم و اگر براي تماشا مي‌رويم، خود را به تماشا نگذاريم كه خودي در كار نيست در اين روز تا هميشه سرخ.

*فتح الله آملي


نظرات بینندگان