کد خبر: ۲۷۴۸۲۷
تاریخ انتشار: ۲۴ : ۲۳ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۵

سناریوی تازه علیه امام(ره)

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
غلامعلی رجایی در شرق نوشت: سالگرد ارتحال امام (ره) در سال جاري هم باشکوه و عظمت خاصی برگزار شد. دشمنان باورشان نمي‌شود، پس از گذشت ٢٧ سال از درگذشت امام(ره)، مردم در مراسمی چنین باشکوه یاد ایشان را گرامی بدارند و مراسم عزا برگزار كنند. مراسم امسال با سال قبل تفاوتی دیگر داشت و آن معرکه‌گردانی «بی‌بی‌سی» بود؛ این رسانه که گویی به فتحی بزرگ دست یافته، ادعا کرد از طریق اسناد منتشرشده وزارت امور خارجه آمریکا به این ماجرا پي برده که امام (ره) در دو مقطع سال‌هاي ٤٢ و ٥٧ به «کندی» و «کارتر» رؤسای جمهوری آمریکا هم نامه نوشته و یک بار نماینده فرستاده تا به آنها اطمینان دهد نهضت اسلامی مردم مسلمان ایران به رهبری او، نافی منافع آمریکا نیست. قصد پاسخ مستدلی به این معرکه‌گیری داشتم تا اینکه دیدم‌ گری سیک، وزیر پیشین امور خارجه آمریکا، در‌این‌باره در عباراتی معنادار برنامه مشترک «بی‌بی‌سی» و وزارت امور خارجه آمریکا را نقش برآب کرده که مخاطبان حتما سخنان او را در رسانه‌ها مطالعه کرده‌اند.

 این همان «بی‌بی‌سی» است که نگارنده در اوج انقلاب شخصا از آن شنیدم برای مأیوس‌‌کردن مردم از ادامه مبارزه و نجات شاه از سقوط ابدی- که «بی‌بی‌سی» موافق آن نبود- وقتی شاه تصمیم گرفت دامنه سخت‌گیری‌ها را با کشتار مردم در خیابان‌ها بیشتر کند، چنین می‌گفت: «اکنون به‌نظر می‌رسد حکومت موهومی اسلامی خمینی اکنون به مویی بند است». اتهام‌زنی به امام (ره) سابقه‌ای به قدمت دوران مبارزه دارد؛ پس از قیام ١٥ خرداد ٤٢، رژیم شاه در بوق و کرنا کرد که قبل از ١٥ خرداد فردی به نام «عبدالقیس جوجو» که از سوی جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، به تهران آمده و مقداری پول در حدود یک میلیون تومان از او کشف شده و اينكه او قصد داشته این پول‌ها را علیه شاه که در اردوگاه آمریکاست، به بعضی‌ها- امام(ره) و مبارزان- بدهد تا هزینه کنند. بعدها معلوم شد آن پول‌ها را جوانی که رابط یک تاجر لبنانی با تاجری ایرانی- از صنف طلا و جواهرات- بود، برای آن تاجر در ازای معامله‌ای که انجام شده بود از لبنان به ایران آورده و برای اطمینان از سرقت‌نشدن، پول‌ها را در کمربند خود جاسازی کرده است... 

...و مأموران فرودگاه پول‌های جاسازی‌شده آن جوان را کشف کرده‌‌اند. رژیم شاه با اینکه به‌ظاهر در سرکوبی قیام مردم موفق شده بود؛ اما نمی‌توانست محبوبیت امام (ره) را برتابد و تنها به دستگیری امام (ره) بسنده کند، بنابراين درصدد برآمد تا براي کاهش محبوبیت ایشان با توجه به این پیشامد در فرودگاه، سناریوی کثیفی را طراحی و به موجب آن این مبارزه و رهبر محبوب آن را مستظهر به حمایت مالی خارج از کشور منتسب و منسوب كند. در اجرای این سناریو ابتدا پاکروان، رئیس ساواک، در بعد‌ازظهر ١٥ خرداد ١٣٤٢ در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اظهار کرد: «با کمال تأسف باید به مطلبی بپردازیم که دردناک و مشمئزکننده است، عده بسیار معدودی از روحانیون با همدستی عناصر بسیار پلید خواسته‌اند با استفاده از نفوذ معنوی خود یک تلاش مذبوحانه به کار برند و برخلاف اراده تمام ملت، جلوي اقدامات آزادی‌بخش اعلی‌حضرت همایونی را بگيرند و امیال پلید خود را ارضا كنند...». دو روز بعد محمد‌رضا پهلوی در مصاحبه‌ای گفت: «باید به شما بگویم چه کسانی بساط ١٥ خرداد را به راه انداختند.

در میان کسانی که یا زخمی شده‌اند، ‌یا دستگیر شده‌‌اند، خیلی از آنها می‌گفتند ما چه کار کنیم، به ما ٢٥ ریال پول داده بودند و می‌گفتند در کوچه‌ها بدوید و بگویید زنده‌باد فلانی،‌ ما حالا می‌دانیم این وجوه از کجا رسیده است و به شما ملت ایران به‌زودی جزئیات گفته خواهد شد». سه روز بعد شاه در جریان سفرهای دوره‌ای خود برای دادن اسناد مالکیت اراضی کشاورزی مربوط به قانون اصلاحات ارضی، در همدان گفت: «... دو قوه‌ از پای نخواهند نشست، چون در آزادی ملت ایران و رفاهیت آنها، آن دو قوه مرگ خودشان را مشاهده می‌کردند. یکی از آنها ارتجاع سیاه [است] که تجلی آن را در روز چهارشنبه ١٥ خرداد در شهر تهران مشاهده کردیم...، ارتجاع سیاه چه کرد؟ کتابخانه پار‌ک‌ شهر را آتش زد...، باجه بلیت‌فروشي اتوبوس را آتش زد، برای اینکه لابد فکر می‌کند در این قرن که دنیا به سمت تسخیر فضا می‌رود ما باید سوار الاغ یا قاطر شویم...». او در پایان اضافه کرد: «جای تأسف است که یک ملت شیعه [روحانیون ایران] از یک دولت سنی [مصر] برای سقوط رژیمش پول می‌گیرد، آن هم نفری ٢٥ ریال».

سپس کار به مأموریت روزنامه‌های حامی شاه رسید که در ٢٦ خرداد ١٣٤٢ در تحقق این سناریو اعلام کردند: «در ١١خرداد شخصی به نام عبدالقیس جوجو از لبنان وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد و چون مورد سوءظن مأموران گمرک قرار گرفته بود، تحت بازجویی و وارسی قرار گرفت و مبلغی معادل یک میلیون تومان از او به دست ‌آمد که پس از تحقیقات اعتراف کرد مبلغ مزبور را از طرف جمال عبدالناصر برای افراد معینی در ایران آورده است. تفصیل این جریان به‌زودی در معرض اطلاع عموم قرار داده خواهد شد». سناریوی بدنام‌سازی امام (ره) که هم‌اکنون نيز مانند گذشته در دستور کار «بی‌بی‌سی» و آمریکایی‌ها قرار گرفته به همین محدود نشد. پس از آزادی امام (ره) از زندان که ایشان مدتی در قیطریه محصور شد، پاکروان، رئیس ساواک، سعی کرد در چند ملاقات ایشان را راضی کند با شاه ملاقاتی داشته باشد و مشکلات برطرف شود. وقتی امام (ره) زیر بار این پیشنهاد نرفت، پاکروان کوشید از طریق مرحوم روغنی که امام (ره) در منزل او تحت نظر بود، ایشان را متقاعد کند این ملاقات انجام شود. امام (ره) با رد این درخواست با فراست خاصی به آقای روغنی گفت: «این ملاقات با شاه برای حل مشکلات نیست، بلکه آنها می‌دانند چون شاه آن‌چنان در جامعه ساقط شده که اگر انگشت خود را به دریا بزند دریا را نجس می‌کند، بنابراين می‌خواهند مرا وادار به ملاقات کنند تا مرا هم مثل او در اجتماع ساقط و آلوده کنند».

نخستین سؤالی که درباره ادعای اخیر «بی‌بی‌سی» به ذهن هرکس خطور می‌کند این است که اگر این سندها در اختیار آمریکا بوده، چرا اکنون و پس از گذشت این همه سال علنی شده‌اند؟ آگاه‌نبودن دستگاه عریض و طویل امپراتوری آمریکا از چنین «داشته‌های باارزشی» حتی مقبول یک ذهن ساده‌اندیش نیست. سؤال مهم دیگر اینکه اگر این سندها اصالت داشت، چرا آمریکا این همه در استفاده از آنها صبر کرد و با انتشار متن کامل- نه گزینشی و تقطیع‌شده آنها- از آنها در اوج مبارزه امام (ره) با رژیم وابسته شاه براي بقای این رژیم و تخطئه امام (ره) استفاده نکرد؟ طبق گواهی نزدیکان امام (ره) در پاریس امثال جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی در این فاصله ١١٧‌روزه اقامت امام (ره) در پاریس و پس از آن جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، پنج نامه كه گاهي تهدیدآمیز هم بودند به امام (ره) نوشته و گاه پاسخ دریافت كرده است.

کاش مؤسسه محترم تنظیم و نشر آثار امام (ره) در این زمینه اقدامی کند و متن پنج نامه کارتر با پاسخ‌های امام(ره) را منتشر کند. البته امام (ره) در تدبیر هوشمندانه‌ای به بعضی از یاران خود در تهران- ازجمله آیت‌الله شهید بهشتی و بعضی از اعضای شورای انقلاب- دستور ارتباط‌گیری محدود با سفیر و سفارت آمریکا را در تهران داد، برای اینکه آمریکایی‌ها از عواقب ادامه حمایت از شاه آگاه شوند و دست از حمایت از شاه بردارند. این اقدام از این جهت هوشمندانه بود که انقلابیون ایران نه‌تنها امتیازی به آمریکایی‌ها نمی‌دادند، بلکه به آمریکایی‌ها می‌گفتند ادامه حمایتشان از شاه و ارتشی که به فکر کودتا و خونریزی بود، جز اینکه مردم را از آنها به‌دلیل کشتاری كه انجام مي‌دادند، بیشتر منزجر می‌کند و روزنه‌های احتمالی ارتباط دیپلماتیک را پس از پیروزی انقلاب به روي آمریکا می‌بندد.

نظرات بینندگان