کد خبر: ۳۱۱۲۱
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ : ۱۴ - ۱۹ تير ۱۳۹۰

نظرات موهن در مورد شهید بهشتی: او تفكر عمیق نداشت، دكترایش اعتبار ندارد و نسبت به نهضت آزادی و مجاهدین خلق نظر مثبتی داشت!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

فردی كه بارها به توجیه و تئوریزه كردن نظرات اسفندیار مشایی پرداخته، اخیرا در مصاحبه‌ای به تعریض و زیر سوال بردن ایدئولوگ جمهوری اسلامی، شهید آیت الله دكتر بهشتی پرداخته است. ابراهیم فیاض در اظهارتی متناقض و شگفت انگیز، ابتدا مدعی شده شهید بهشتی به خاطر اصفهانی بودن فیلسوف است، اما تفكر عمیق نداشته، دكترایش اعتبار ندارد، با علامه طباطبایی جدل می كرده و نسبت به نهضت آزادی و مجاهدین خلق نظر مثبتی داشته است!

به گزارش انتخاب به نقل از آینده؛ «دكتر» ابراهیم فیاض كه به دلیل عدم برخورداری از رانت(؟) جای ثابتی در صداوسیما یافته است، ابتدا مدعی می شود همه فلاسفه مهم در اصفهان حضور داشته اند، در حالی كه اكثر فیلسوفان معاصر مهم كشور اصفهانی نبوده و در این شهر اقامت نداشته اند. وی سپس با استناد به اصفهانی بودن شهید بهشتی، وی را فلسفی می خواند و فلسفی بودن را نیز معادل غیر متفكر بودن! برمی شمارد و مدعی می شود كه شهید بهشتی با علامه طباطبایی جدل می كرده است.

فیاض در گام بعدی مدعی می شود شهید بهشتی برخلاف شهید مطهری نسبت به نهضت آزادی و مجاهدین خلق نظر مثبتی داشته است، در حالی كه اتفاقا شهید مطهری كه ابتدای انقلاب و قبل از ظهور اختلافات در دولت موقت به شهادت رسید، با رهبران نهضت آزادی رابطه مثبتی داشت و در هنگام شهادت نیز از یك جلسه شبانه در منزل دكترسحابی خارج می شد و در مقابل شهید بهشتی در شورای انقلاب و سپس حزب جمهوری اسلامی اختلافات و تقابلهای جدی با نهضت آزادی پیدا كرد و همچنین توسط مجاهدین خلق ترور شد.

فیاض در بخش دیگری از اظهارات اهانت آمیز خود علیه شهید بهشتی، دكتری وی را كم محتوا و غیر معتبر می خواند و مدعی می شود استاد راهنمای این رساله شهید مطهری است كه به نوعی زیر سئوال بردن شهید مطهری نیز هست.

فیاض كه تصورات جالبی نسبت به خود داشته و خویش را یك فیلسوف می داند، قبلا مدعی شده بود هگل تئوری بنیادین دیالكتیك را براساس یك مصرع از مولوی ابداع كرده است!

قضاوت درباره اینكه وی كه تاكنون تلاش زیادی در جهت تولید توجیهات فلسفی برای نظر مكتب ایرانی اسفندیار رحیم مشایی انجام داده است، بدون حداقل اطلاعات تاریخی و علمی به تخریب شهید بهشتی می پردازد، پروژه ای سفارشی است یا خیر، در اینجا ممكن نیست، اما اینكه تفكرات مترقی شهید مظلوم آیت الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی به عنوان معمار قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی و موسس دستگاه قضایی كشور با منافع متحجرین و جریان انحرافی تضاد دارد، قطعی است.

ابراهیم فیاض جزو معدود اشخاصی است كه در گفت و گوهایی تلاش كرد به تشریح و تفسیر گفته های اسفندیار رحیم مشایی بپردازد و قدری از بالا گرفتن موجی كه برای كنار زدن مشایی شكل گرفته بود، بكاهد. در آخرین تصاویری كه از رحیم مشایی در سایت ریاست جمهوری قرار گرفته، تصویری از "جلسه شورای سیاستگذاری ستاد احقاق حقوق ملت ایران در جنگهای اول و دوم جهانی" است كه اعضایش خسرو معتضد و ابراهیم فیاض هستند.


فیاض در بخش هایی از گفت و گوی اخیرش گفته است: «...حالا ما با تیپ اصفهانی‎اش كار نداریم، اما رابطه‎اش مثل رابطه شهید مطهری با علامه نیست. شهید مطهری و علامه طباطبایی رابطه عشق و عاشقی داشتند. گستره مطالعات و تفكری كه مطهری در طلبگی و سواد داشت، آقای بهشتی نداشت. بیشتر به‎صورت همان روحیه اصفهانی غالبا «بحّاث» بود و به‎شدت با علامه طباطبایی بحث می‎كرد. در همین بحث‎ها گاهی به‎قدری به این جدل ادامه می‎داد كه علامه سكوت می‎كرد. شهید بهشتی خیال می‎كرد علامه در بحث شكست خورده و اشكالی كه می‎گوید، وارد است. اما وقتی علامه لب به سخن باز می‎كرد، شهید بهشتی می‎فهمید كه اشتباه كرده است. بحث و جدل شهید بهشتی ناشی از همان روحیه اصفهانی بود. برخلاف شهید مطهری كه به‎شدت ساكت بود، بهشتی برون‎گرا بود. تفكر شهید بهشتی در صحبت‎هایش بود، برعكس آقای مطهری كه قبل از صحبت كردن معمولا ساكت بود و تأمل می‎كرد و بعد بحث می‎كرد. این‎ها تفاوت دو سیستم اصفهانی بودن و خراسانی بودن است. خراسانی‎ها بیشتر حالت تعمقی در صحبت دارند. سكوت می‎كنند، بعد صحبت می‎كنند. برعكس اصفهانی‎ها خیلی صحبت می‎كنند و بسیار جدلی و بحّاث هستند....»

وی در بخش دیگری از این گفت و گو هم می گوید: «...شهید بهشتی با سیستمی كه دارد در قم هم نمی‎تواند یك طلبه معمولی باشد. به همین دلیل به دانشگاه تهران می‎رود و در دانشگاه معقول (الهیات) درس می‎خواند. جالب است بدانید شهید بهشتی تز دكترایش را با استاد مطهری می‎گذراند. استاد راهنمای پایان‎نامه دكترای شهید بهشتی، استاد مطهری است. ظاهرا تز قوی هم نمی‎نویسد. از علما شنیده‎ام كه تز قوی ننوشته و ملاك معتبری برای دكترای شهید بهشتی نیست. او نظریه‎پرداز نیست، بیشتر یك آدم بحث‎كننده و جدلی است. شهید بهشتی در بحث قوی است برخلاف مطهری كه تئوری‎ساز است. تز دكترای شهید بهشتی خیلی معتبر نبود و چاپ هم نشد. از آدم‎های همسن و سال بهشتی، این‎ها را شنیدم. شهید بهشتی بیشتر یك آدم شكلی، صوری و فرمی است تا یك آدم محتوایی. بر همین اساس در دوران دكترا در صحبت‎هایش حالت فرمیك دارد. بلافاصله وقتی مدرك فوق‎لیسانس و دكترایش را می‎گیرد، وارد بحث‎های آموزشی و پرورشی می‎شود. «دین و دانش» را بنیان‎گذاری می‎كند كه بازهم فرم و صورت، حرف اول را می‎زند. شهید بهشتی بیشتر دنبال این است كه یك نظام فرمیك تأسیس كند، یك دین مدرسه‎ای. دین سازمانی را بنیان‎گذاری كند كه این‎ها ریشه در تفكر فرمیك او دارد و تا حالا متأسفانه كمتر به این مسأله دقت كرده‎ایم. این نگاه با دین محتوایی شهید مطهری تفاوت دارد.»

اگرچه آقای فیاض با تمام مدارج علمی كه طی كرده، می تواند در حوزه های تخصصی اش سخن بگوید، اما اینكه برای خود، شان به چالش كشیدن پایان نامه ندیده شهید آیت الله دكتر شهید بهشتی، آن هم با این ادبیات نامحترمانه قائل شود، قابل دفاع نیست، به خصوص آنكه بدون ارائه سند و بر اساس شنیده هایش از منابع مجهول الهویه به زیر سوال بردن جایگاه علمی این شهید مظلوم می پردازد؛ پایان نامه دكتری كه تحت عنوان «مسائل ما بعدالطبیعه در قرآن» ، با حضور هیأت داوران آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، امیرحسین آریان پور و مصلح در سال 1353 دفاع شده و برخلاف ادعای فیاض با درجه بسیار خوب پذیرفته شده است.

اشتباه دیگر فیاض تلاش برای قرار دادن شهید دكتر بهشتی و استاد شهید مطهری مقابل یكدیگر با محتوایی خواندن شهید آیت الله مطهری و صوری خواندن نگاه شهید بهشتی كرده است. البته به هر حال از اشخاصی كه به عنوان مصصح و مفسر افكار رحیم مشایی در افكارعمومی ظاهر شوند، جز این انتظار نمی رود اما قطعاً آقای فیاض می داند كه پیش از سخنان شاذشان، صدها چهره مطرح و شاخص كه شخصاً به درك شهید بهشتی پرداخته اند، در فضائل و عمق دانش و آگاهی ایشان، چه گفته اند و بهتر بود آقای فیاض پیش از لب گشودن، چند صفحه ای در خصوص شهید بهشتی مطالعه می كردند؛ شهیدی كه حفظ ولایت فقیه و آزادی در قانون، به واسطه دفاعیات ایشان بود كه اگر شهید بهشتی نبود، معلوم نبود بر سر این موارد در آن دوران پر هیاهو چه می آمد.

در آخر دیگر اشخاصی كه در داخل یا خارج از ایران تصور می كنند در این حد هستند كه امثال شهید بهشتی را بدون حتی یك خط سند و بر اساس شنیده هایشان زیر سوال ببرند، توصیه می شود به همان فعالیت های معمولشان ادامه دهند و به آقای فیاض هم توصیه می شود در روزهای رهایی مشایی، با وی دیدار تازه كند و در خصوص تلاش هایشان  برای گرفتن خسارت جنگ های جهانی اول و دوم به جانشین احمدی نژاد گزارش دهند. راستی جناب فیاض، كی غرامت جنگ های جهانی را به حساب ایران می ریزند و به طور مستقیم میان ملت تقسیم می شود و به همراه یارانه های معمول می گیریم؟!

اكنون باید نیروهای مذهبی و متدین دانشگاه ها و رسانه های پایبند به انقلاب كمی كلاهشان را بالاتر بگذارند و به صرف ظاهر افراد، آنها را تئوریسین جا نزنند. چرا كه مشخص است در عصری كه تفكر "جدل" و قانون و ساختار "مسایل صوری" خوانده می شود و بهشتی ها حذف می شوند، بعد از آن چه تفكری به خورد جامعه داده خواهد شد!

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
PORTUGAL
|
۱۸:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
0
4
حکايت شهيد بهشتي حکايت دريا است هر گز آلوده نمي گردد ...
علی حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
0
0
باسلام
البته ما در ذهن و افکارمان همیشه خاطره خوب از دکتر بهشتی داشته و داریم حال اگر قرار است رفتار و ایدولوژی ایشان نقد و بررسی شود اشکالی ندارد ولی نباید یکجانبه و یک دفعه به ایشان تاخت .
بهتر است با مباحث علمی و بی طرفانه ایشان را نقد کرد هرچه باشد جزئی از تاریخ کشور ما می باشد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
0
3
از دیدگاه و منظر امام خمینی، آنچه که بیش از شهادت شهید بهشتی متأثر کننده تر بود و امام در سخنرانی خود، به مناسبت شهادت ایشان، ایراد فرموده و حضار داغدار را با گفتن آن گریان نمودند، همانا ذکر مظلومیت دکتر بهشتی در طول خدمت خود به انقلاب و مردم بود و امام معتقد بودند که این مظلوم واقع شدن بهشتی، به خاطر تهمتهای ناگواری بود که دشمنان شهید به او می زدند و این تهمتها را ناشی از تعهد و مؤثر بودن شخصیت بهشتی در انقلاب اسلامی قلمداد کرده اند که از جانب اجانب و وابستگان به شرق و غرب در طول حیاتش به او زده می شد. امام اعتقاد داشتند که دشمنان شهید بهشتی در تلاش بودند که او را انسانی ستمکار و دیکتاتور مآب معرفی کنند و مرگ بر او می گفتند. در حالی که صورت واقع چنین نبود. به همین لحاظ بود که بهشتی مظلوم واقع شد.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
0
2
امام خمینی:
ايشان را من بيست سال بيشتر مي شناختم.مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود و آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم،شهادت ايشان در مقابل اوناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود. مخالفين انقلاب،افرادي كه بيشتر متعهدند،مؤثرتر در انقلابند،آنها را بيشتر مورد هدف قرار داده اند.ايشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگي بود.تهمت ها،تهمت هاي ناگوار به ايشان مي زدند.از آقاي بهشتي اينها مي خواستند يك موجود ستمكار ديكتاتور معرفي كنند. در صورتي كهمن بيش از بيست سال ايشان را مي شناختم و برخلاف آنچه اين بي انصاف ها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و مرگ بر بهشتي گفتند،من او را يك فرد متعهد ،مجتهد،متدين،علاقمند به ملت،علاقه مند به اسلام وبه دردبخور براي جامعه خودمان مي دانستم.
***
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۰
0
0
امام راحل: "بهشتی یک ملت بود برای ملت" " بهشتی مظلوم زیست و مظلوم شهید شد و خار چشم دشمنان بود" ..................... دیگه فعلا اینجوریه خدا عاقبتمونو بخیر کنه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
0
1
فیاض کشکتو بساب
رحمت عزیزی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
0
0
«اگر در جامعه ای حزب و تشکیلات رسمی نباشد ، مسلماً در آن جامعه، گروه هایی پیدا می شوند ، اطراف هر شخصیتی و هر صاحب نفوذی ، افراد گرد می آیند و به جای آنکه احزاب و سازمان های متشکل باشند ، باند های خطرناک فاقد تشکّل و مسؤولیت و انضباط تشکیلاتی به وجود می آیند که خطرشان برای وحدت ، چندین درجه بیشتر است .» (جاودانه ی تاریخ،ج۶،ص۱۰۳)
مهدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۹
1
0
یک نفر پیدا شده حرفی برای گفتن دارد این یکی را هم با این اراجیفتان خفه کنید.
نظرات بینندگان