کد خبر: ۳۱۶۱۱
تاریخ انتشار: ۰۶ : ۱۲ - ۲۴ تير ۱۳۹۰

4 توصيه براي وزير بعدي نفت

اکبر ترکان وزیر نفت در دولت نهم در اعتماد نوشت: در حالي كه دو سال تا پايان دولت دهم باقي مانده است، دولت بايد وزير جديد نفت خود را براي اخذ راي به مجلس معرفي كند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اکبر ترکان وزیر نفت در دولت نهم در اعتماد نوشت: در حالي كه دو سال تا پايان دولت دهم باقي مانده است، دولت بايد وزير جديد نفت خود را براي اخذ راي به مجلس معرفي كند.

بر اين پايه، دولت يا سرپرست كنوني را به عنوان وزير نفت به مجلس معرفي خواهد كرد يا اينكه فرد جديدي را در نظر خواهد گرفت. در اين خصوص و با توجه به زمان باقي مانده براي دولت با مرور وقايع سال هاي اخير تنها مي توان به وزير آينده نفت چند توصيه مهم را براي شخص ديگري كه در ساختمان وزارت نفت و به عنوان وزير حضور مي يابد داشت.

پيش از ورود به بحث اصلي كه همانا ارايه توصيه هاي خود براي وزير جديد نفت خواهد بود، بايد مقدمه يي درباره وزراي قبلي نفت در دو كابينه نهم و دهم داشته باشم. آقاي وزيري هامانه دو سال در دولت نهم به عنوان وزير نفت فعاليت كردند و روز آخري كه ايشان مي خواستند از كابينه خارج شوند در مراسم توديع خود اعلام كرد كه از ايشان خواسته شده بود وزارت نفت را شخم زده و مديران را جابه جا كند. اما از آنجايي كه ايشان پيش از وزارت در نفت، مسووليت هايي داشت، اين كار را انجام نداد و درست به همين دليل هم بركنار شد.

آقاي نوذري، وزير بعدي نفت كابينه نهم نيز با وجود آنكه تغييرات بسياري را در مديران اين حوزه انجام داد اما نتوانست دور تازه يي از وزارت را شروع كند.

هر چند وي انتصاب هايش با سياست هاي دولت نهم همراه بود اما به دليل آنكه از بدنه مديران نفتي كشور بود دست به انتصاب هاي مخرب نزد. با شروع دولت تازه، وزير بعدي در دولت دهم آقاي ميركاظمي بود. شايد بتوان حضور ميركاظمي در نفت را همراه با همان شخم زدني دانست كه از وزيري هامانه انتظار مي رفت اما انجام نشده بود.

وي همان افرادي را به كار گرفت و به كار گمارد كه كاربلد نبودند. مشاهدات من در اين دوره از نفت به خوبي نشان مي دهد افراد در كارهايي گمارده شدند كه در آن زمينه تخصص نداشتند: افراد از لايه هاي پاييني را بالابردند، و براي تسلط بيشتر بر مديران، افراد باصلاحيت را حذف كردند تا خود وزير در اين شرايط نفر اول باشد. اين اتفاقي بود كه در دوره ميركاظمي رخ داد و ممكن است خود ايشان بگويند كه شخصا انتصاب ها را صورت نداده است و از جاي ديگر به ايشان گفته باشند.

در اين راستا بايد گفت اين موضوع همان چيزي است كه در دولت نهم و دهم متداول است كه مديران را از جايي ديگر انتخاب كرده اند. موارد مختلفي از اين مورد را اطلاع دارم كه گفته اند فلان شخص را در اين نقطه منتصب كنيد: در اين راستا كميته يي در نهاد رياست جمهوري هست كه مي گويند افراد كجا گمارده شوند. به هر سو اكنون بعد از دو سال از دولت دهم و براي دو سال آينده حوزه نفت كشور كه چهارمين وزير كابينه نهم و دهم مقرر است گمارده شود، چند توصيه براي وزير بعدي نفت دارم كه اميدوارم به آنها توجه لازم شود تا توسعه اين حوزه و كشور تضمين شود.
    
    1- با شعار و وعده بهره برداري 35 ماهه پارس جنوبي خود را فريب ندهيم: هيچ يك از پروژه ها در 35 ماه انجام نمي شود، بنابر اين انرژي هاي موجود را در فاز 12، 15، 16و 17متمركز كنيم كه تا پايان اين دوره اين فاز ها به اتمام برسد، زيرا اين فاز ها هر كدام معادل چند فاز محسوب مي شوند. اگر اين اقدام مورد توجه قرار گيرد و وزير جديد با واقع بيني كار كند در مجموع مي توانيم هفت ميليارد فوت متر مكعب توليد داشته باشيم كه 175 ميليون متر مكعب گاز شيرين نتيجه توليد آن خواهد بود. اگر وزير جديد اين كار را در همين 35 ماه محقق كند قابل تقدير است.
    
    2- در بخش پالايشگاهي كشور توصيه ام اين است كه به بهره برداري پالايشگاه ستاره خليج فارس توجه بيشتري شود، چرا كه اگر اين پالايشگاه تكميل شود مشكل بنزين كشور تا حد زيادي رفع خواهد شد.
    
    3- در بخش نفت مي خواهم بگويم كه يك غفلت وجود دارد كه بخش گاز و نفت را به هم متصل كرده است. هم اكنون با قرار گيري بالادستي گاز در شركت ملي نفت به واقع شركت ملي گاز كشور تمام عيار ملي نيست. اگر در اين خصوص، بالادستي گاز از شركت ملي نفت جدا شود و به شركت ملي گاز ملحق شود اقدام مناسبي را محقق خواهيم كرد. هم اكنون شركت نفت مركزي 300 ميليون مترمكعب روزانه گاز توليد دارد و نفت و گاز پارس 200 ميليون متر مكعب گاز توليد مي كند، زيرا فاز 9 و 10 هنوز به توليد واقعي خود نرسيده اند. اگر بالادستي گاز از نفت جدا و به بخش گاز ملحق شود به واقع مي توانيم يك شركت ملي گاز واقعي داشته باشيم و همه ذخاير را در يك جا مديريت كنيم.
    
    4- در حوزه پتروشيمي هم يك توصيه مهم بايد به وزير جديد داشته باشم. در اين حوزه وزير جديد بايد به ايجاد حداقل چهار شيمي شهر تازه در كشور توجه لازم را داشته باشد. وزير جديد نبايد به شيمي شهر هاي موجود و منطقه هايي چون بندرامام و ماهشهر بسنده كند. هم اكنون در عسلويه هم شيمي شهر و مجتمع هاي بزرگ پتروشيمي داريم اما ديگر اين مناطق پر شده اند و بايد ايجاد چهار شيمي شهر تازه را مد نظر داشته باشيم. در چهار منطقه تازه كه مزيت هاي ويژه يي براي توسعه پتروشيمي كشور محسوب مي شوند: مزيت دارابودن ميدان هاي گازي مهم در منطقه مقام و نخيلو، منطقه كيش، سرخس و لامرد و مهر هر كدام از اين مناطق را تبديل به مناطقي مهم براي توسعه پتروشيمي كرده است. بطور مثال در منطقه كيش ميدان گازي عظيمي در حال توسعه است و با مجاورت اين منطقه در كنار بندر آفتاب مي توان يك شيمي شهر تازه را مد نظر داشت. در منطقه لامرد و مهر نيز وجود ميدان هاي گازي مهمي كه قطب گازي را در اين منطقه پديد آورده، قابليت ويژه يي است كه بنايد به سادگي از كنار آن عبور كرد. ميدان هاي مهمي چون انول، هما، تابناك، كنگان و... مزيت هاي اين منطقه براي ايجاد شيمي شهر ديگري است كه بايد جدي تر ديده شوند.
نظرات بینندگان