پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : «جرج كلوني»، بازيگر نامدار سينماي آمريكا اعتراف كرد، پس از جراحتي كه هنگام بازي در فيلم «سيريانا» در سال 2005 برايش بوجود آمد، تصميم گرفته بود به زندگياش پايان دهد.
به گزارش انتخاب، جرج كلوني در سال 2005 هنگام بازي در فيلم «سيريانا» كه براي آن نامزد جايزه اسكار نقش مكمل مرد شد، در يك صحنه دچار مصدوميتي شد كه وي را دچار ضايعه نخاعي جدي كرد و پس از آن بود كه كلوني قصد خودكشي گرفته بود.
كلوني در گفتوگو با شماره جديد نشريه "رولينگ استونز" گفت: «در آن زمان به اين نتيجه رسيده بودم كه ديگر امكان زندگي در چنين شرايطي وجود ندارد و واقعا نميتوانستم زندگي كنم. در بيمارستان روي تخت بودم و قادر به هيچ حركتي نبودم.»
اين بازيگر سرشناس افزود: «حدود سه هفته دچار سردردهايي بودم انگار دچار سكته مغزي شده بودم. براي همين دنبال راهي ميگشتم تا به زندگيام پايان بدهم.»
كلوني 50 ساله كه اكنون جديدترين تجربه كارگردانياش با نام «عيد مارس» بر روي پرده سينماهاي جهان است، از بزرگترين بازيگران معاصر سينماي جهان محسوب ميشود كه در خانوادهاي معروف در زمينه تجارت و هنر به دنيا آمد.
خانواده جورج از کاتوليکهاي بسيار متعصب بودند و همه مسائل و احکام دين خود را رعايت ميکردند و جورج در چنين خانوادهاي پرورش يافت.
دوران دبستان و دبيرستان خود را در لکسينگتون گذراند و براي تحصيلات دانشگاهي به شمال کنتاکي رفت، او علاقه زيادي به درس و تحصيل نداشت و هميشه بهانهاي ميآورد تا بار مسووليت درس خواندن فرار کند.
در کلاسهاي دانشگاهي خود شرکت نميکرد. علاقه او به کار در خريد و فروش اجناس و کالاها را در آنجا بگذراند و خريد و فروش که البته به کار در راديو و تلويزيون نيز گرايش داشت.
پس از پايان تحصيلات توسط پدرش به کار گويندگي در تلويزيون مشغول شد که اولين کارش محسوب ميشد در همان زمان پسرخالهاش ميکل فرير به لکسينگتون آمده بود تا در آنجا فيلم کوتاهي درباره اسبهاي مسابقهاي تهيه کند، به جورج هم نقش کوچکي داد.
به اين ترتيب جورج وارد عرصه بازيگري شد و با ايفاي نقش هر چند کوچش استعداد خود را در اين زمينه نشان داد. از سويي ديگر با کار در تلويزيون توانست راه خود را در رشته بازيگري باز کند و اولين نقش خود را در سريال تلويزيوني اتاق اورژانس که ازبرنامههاي پربيننده تلويزيون آمريکا بود اجراکرد و مورد توجه همگان قرار گرفت.
وي در سال 1982 راهي لس آنجلس شد اما يک سال بيکار بود. اولين کار رسمي او در لس آنجلس، کار در شرکت تجاري ژاپني پاناسونيک بود.
در سال 1984 جورج کار سينما را با اجراي نقشي کم اهميت در فيلمي بازي کرد که حتي به مرحله پخش نرسيد اما توجه تهيه کنندگان را به خود جلب کرد.
او دلسرد نشد بلکه به بازي در فيلم هاي سينمايي علاقمند شده بود و احساس مي کرد اگر پا در اين عرصه بگذارد به موفقيت دست مي يابد او با قيافهاي جدي، مصمم و خوش تيپي که داشت نظر کارگردانان را به خود جلب کرد.
جورج از اينکه توانسته بود راهي به سينما پيدا کند، بسيار خوشحال بود. بازي او در فيلمهاي «يک روز خوب با خارج از ديد» در کنار جنيفر لوپز در سال 1998، «از طلوع تا غروب»، «اي برادر کجايي و طوفان کامل» که اکثر موضوعشان درباره دزدي و پليسي بود او را به بالاترين درجات موفقيت و شهرت رساند.
وي در سال 2006 با فيلم «سيريانا» برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد شد و با فيلم «شب بخير و موفق باشيد» نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني بود.