پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : ایلنا: نوسان نرخ ارزها در بازار ایران دستکم یک سال است که ادامه دارد و بهرغم وعده بانک مرکزی مبنی بر بازگرداندن نرخ ارز به مسیر واقعی و جلوگیری از تشدید شکاف قیمت، هنوز اختلاف قیمت ارز از بین نرفته است. واقعیت این است که از وقتی ارز، دونرخی شد یکی از آسیبهای آن به اقتصاد این بود که مردم ارز را بهعنوان یک راه مطمئن برای حفظ ارزش پسانداز خود برگزیدند و به خرید و نگهداری ارزهای معتبر روی آوردند و تقاضا در بازار ارز داخلی افزایش یافت. از سوی دیگر نوسانهای نرخ ارز در ماههای اخیر باعث شد تا عدهای خرید و فروش ارز را با هدف کسب سود و بازده اقتصادی بالا انتخاب کنند و همین مسئله تقاضا را تشدید کرد. نظر محمد خوش چهره نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد دانشگاه تهران را در رابطه با اهداف میانی و ابزارهای متناسب با این سیاست جویا شدیم که در پی میآید:
دلایل افزایش نرخ ارز متاثر از چه عواملی است؟
در تحلیل جریانات پیش آمده قطعا بخشی از عوامل افزایش نرخ ارز به دلایل سیاسی بر میگردد بنابراین برای مدیریت موضوع میبایست درک صحیحی از پدیده افزایش پلکانی صورت گيرد و متعاقبا دستگاههای نظارتی و فراتر از آن دستگاههای امنیتی با جریانهای فرصت طلب به خصوص جریاناتی که رانت اطلاعاتی از افزایش قیمت دارند یا خود موجب آن هستند برخورد كنند.
تفکر دیگری که در خصوص افزایش نرخ ارز وجود دارد تفکر غلطی است که در بخشی از مجموعه مدیریت کلان اقتصادی است و آن هم تمایلشان برای افزایش نرخ ارز مخصوصا به دلیل کسب درآمدهای ریالی بالاتر مثلا افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی یک باره نرخ ارز است. که البته این تفکر تاکنون قادر به پیاده کردن دیدگاه خود در زمینه افزایش یک باره جهشی نرخ ارز نبوده و از اینرو تمکین به افزایش پلکانی کرده است.
در حال حاضر چه میزان از ارز موجود کشور توسط دولت تامین و تزریق میشود؟
متاسفانه درآمد اصلی دولت در یکی دو دهه گذشته عمدتا از نفت بوده است و حتی بیش از ۹۵ درصد از ارز تزریقی اقتصاد و بازار توسط دولت- که بخش قابل توجهی از آن در غالب فروش ارز و تبدیل به ریال در جریان واردات رسمی مخصوصا کالاهای غیر مصرفی که بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار است -عموما از مجاری بازارهای رسمی تزریق ارز تامین میشود.
از این رو اولین ضرر ناشی از افزایش مصنوعی نرخ ارز به خود دولت برمی گردد، زیرا دولت بزرگترین مصرف کننده در اقتصاد است و افزایش تورمی ناشی از افزایش نرخ ارز موجب متضرر شدن آن در آینده نزدیک بعد از هربار افزایش قیمت ارز میشود. ضمن اینکه تجربه نشان داده دولت بلافاصله دچار کسری بودجه ناشی از افزایش هزینهها میشود و مضافا اینکه قادر به تنظیم بودجه با شرایط جاری نخواهد بود.
افزایش نرخ ارز چه اثرات سوئي را در اقتصاد کشور به دنبال دارد؟
افزایش منطقی قیمت ارز آن هم با توجیه اهدافی مانند افزایش صادرات که از نظر تئوریک وبرخی از مطالعات تجربی که البته تطبیق با شرایط اقتصاد ایران ندارد توسط برخی از افراد تاکید میشود خود یک معقوله جدا برای بحث است.
آنچه فعلا مورد تحلیل قرار میدهم نحوه مدیریت یا بیان صریحتر عدم مدیریت مناسب بازار ارز ایران است که اين امر باعث شده سیاستهای ارزی و در کنار آن سیاستهای پولی و مالی كه میبایست در راستای کمک به تولید ملی و رونق اقتصادی از طریق یک نرخ رشد پایدار اقتصادی صورت گیرد در عمل به بهای تضعیف تولید ملی و برعکس دامن زدن به جریانات غیر مولد در اقتصاد کشور مخصوصا سودا گردی منجر شده است.
به اعتقاد شما اجرای قانون هدفمندی یارانهها چه تاثیری در روند افزایش نرخ ارز کشور دارد؟
همانگونه كه اشاره شد مهمترین منبع تامین درآمد ریالی برای دولت از طریق تبدیل درآمدهای ارزی در بازار به ریال است و با توجه به مشکلاتی که بلافاصله بعد از اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها نسبت به تامین منابع ریالی پیش آمده یک راه حل ساده برای دولت میتواند توسل به افزایش نرخ ارز در بازار مبادلات داخل باشد.
نگرانی آن است که مشکلاتی در رابطه با پرداخت یارانهها و برخی هزینههای دیگر موجب شده که این تفکر افزایش جهشی غالب شود یعنی افزایش جهشی ارز که جدا از افزایشهای جاری۳۰ درصد بوده است دفعتا ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش را برای قیمت ارز ایجاد کند که در آن شرایط تورم ناشی از آن نه تنها موجب افزایش شدید هزینه تولید و ایجاد رکود تورم خواهد شد بلکه گسترش فقر و بیکاری را به همراه خواهد داشت.
به منظور تحقق رشد اقتصادی دولت باید چه سیاستهایی را اتخاذ کند؟
این خود یک بحث تخصصی جدایی است که فعلا به طور جامع داخل آن نمیشوم ولی سادهترین پاسخ تاکید روی تولید ملی و رفع موانع از سر راه تولید ملی است که خود مستلزم درک صحیح از موانع میباشد.
در این راستا سازگاری بین سیاستهای اقتصادی دولت و در راس آن سیاستهای متناسب پولی مالی بازرگانی از یک طرف با هم و از طرفی سازگاری با هدفهای اقتصادی مانند اشتغال سرمایه گذاری تورم وغيره و در کنار آن سازگاری سیاستهای اقتصادی با ابزارهای سیاستی مربوط بر هر سیاست اقتصادی مثلا سیاست پولی با استفاده از ابزاری به نام نرخ بهره مناسب، سیاستهای مالی ابزاری به نام نرخ مالیات؛ سیاست بازرگانی ابزاری به نام نرخ تعرفه و یا نرخ ارز و مانند آن از جمله مواردی است که میتوانند برای رسیدن به اقتصاد پویا مفید و موثر باشد.
اگر چه در شرایط کنونی اقتصاد حاکم بر اقتصاد جهانی تاثیرات مثبت و منفی بر اقتصاد ایران دارد و کاهش معنی دار قیمت نفت توانسته سطح درآمدهای ارزی کشور را به طور چشمگیری کاهش دهد، اما ما باید بتوانیم به اهداف کلان اقتصادی از طریق رونق تولید از جمله افزایش سطح اشتغال و افزایش درآمد گروههای کم درآمد بپردازیم و چنانچه در این زمینه غفلت شود و بازارهای داخلی دستخوش سیر ورود بیرویه کالاهای وارداتی شود، چه در زمینه کالاهای مصرفی و یا سایر کالاهایی که امکان تولید آن در داخل وجود دارد و فقط به خاطر سود طلبی و سوداگری بعضی از سوداگران تجاری میدان به تولید کنندگان خارجی داده شود.