پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سينماي جهان در سال 2011 ميلادي سعي كرد در ادامه گامهاي تاثيرگذار قبلياش در عالم هنر، به طور كامل پوستاندازي كرده و راه خودش را با وابستگي كمتر به ساير هنرها در پيش گيرد، توجه منتقدان و نويسندگان سينمايي به فيلمهاي متفاوتي از جنس ناب هنرهفتم يعني آثاري چون «درخت زندگي» و «ماليخوليا» مويد اين نظريه است.
به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، سينما از سالهاي دورتري با معرفي آثاري چون «سگ آندلوسي» شاهکار «بونوئل ودالي» يا «هيروشما، عشق من» ساخته «آلن رنه » تلاشهايي در اين راستا همراه با استقلال كامل داشت، اما ميتوان گفت در سال 2011 به طور كامل و بارزتري در تحقق اين آرزو پيش رفت.
سينما امسال در صحنههايي به طور كامل روي پاي خودش ايستاد، چند قدم به جلوتر رفت و نشان داد ميتواند راهش را از ساير هنرها جدا كند و شايد بشود سال 2011 را نقطه عطفي در سير تاريخي اين هنر تصويري دانست.
فستيوال فيلم كن فرانسه كه همواره به عنوان چشم انداز آيندهنگر سينما و پيشاهنگ اين قافله هنري محسوب ميشود در سال 2011 با انتخاب «درخت زندگي» ساخته «ترنس ماليك» به عنوان بهترين فيلم و اعطاي جايزه بازيگري به فيلم «ماليخوليا» اثر «لارس فون تريه» ، تاكيد كرد، سينما راه خودش را يافته و بر ادامه آن اصرار دارد.
در اين ميان البته تنوع فيلمهاي سينمايي در سال 2011 خيرهکننده بود. البته بيترديد بايد بر نقش تعيينکنندهي هاليوود اشاره كرد، که بار ديگر سمت و سوي توليد سينمايي را با قدرت به دست گرفته است.
سينماي جهان در سال 2011 را مي توان از وجوهي متفاوت نيز مورد كند و كاو قرار داد.
*** فيلمسازان صاحب سبك
*ترنس ماليك
در سال 2011 بيشتر چهرههاي برجسته سينماي آمريکا فيلم داشتند. فصل سينمايي با يک اثر روايتي بزرگ شروع شد که اثري بحثانگيز بود: فيلم «درخت زندگي» ساخته ترنس ماليک.
فيلم اخير اين کارگردان صاحبسبک، اما نه چندان پرکار، اثري شاعرانه در ستايش زندگي و پيوندهاي انساني است. «درخت زندگي» با ساختار پيچيده، بازيهاي عالي و تصاوير درخشان توانست نخل طلاي جشنواره سينمايي کن را از آن خود کند.
*مارتين اسكورسيزي
مارتين اسکورسيزي، سينماگر پرسابقه امريکايي، فيلم «هوگو» را در اروپا و در ستايش يکي از پيشتازان سينماي صامت ساخته است: ژرژ مهليس (1938 – 1861) که او را به خاطر ابداع بسياري از حقهها و ترفندهاي سينمايي «جادوگر سينما» خواندهاند. اين فيلم که نخستين تجربه اسکورسيزي در سينماي سهبعدي و ژانر فيلمهاي کودکان به شمار ميرود، در پاريس دهه 30 ميگذرد.
*وودي آلن
وودي آلن نيز سينماگر مهمي بود که با يک فيلم «اروپايي» مطرح شد. فيلم «نيمه شب در پاريس» در ستايش يک شهر و جايگاه مهم آن در فرهنگ و هنر قرن بيستم است.
فيلم سرگذشت يک فيلمنامهنويس آمريکايي است که با نامزدش در سال 2010 به پاريس سفر ميکند. او که شيفته هنر مدرن است، شبي براي قدم زدن به خيابان ميرود و ناگهان خود را در پاريس اوايل قرن يعني دهه 30 و در ميان هنرمندان نامي آن دوران ميبيند.
*جورج کلوني
جورج کلوني، که رفته رفته به عنوان چهره معترض هاليوود تثبيت ميشود، با دو فيلم، يکي در مقام کارگردان و ديگري در قالب بازيگر حضور داشت. فيلم سينمايي «عيد مارس» به کارگرداني او، با رويکردي انتقادي فضاي سياسي جامعه امروز آمريکا و مناسبات پيچيده ميان زمامداران، فساد مالي و اخلاقي، زدوبندهاي بيکران براي تصاحب قدرت را به تصوير ميکشد.
کلوني به عنوان بازيگر در فيلم «فرزندان» ايفاي نقش کرد. اين فيلم را الکساندر پين بر اساس رماني موفق ساخته است. فيلم روايت يک درام پرماجراي خانوادگي است.
* آنجلينا جولي
«در سرزمين خون و عسل» اولين تجربه کارگرداني آنجلينا جولي بود، که آن را در بوسني و هرزگوين فيلمبرداري کرد. توليد فيلم با مشکلاتي همراه بود و چند بار متوقف شد.
* استيون سودربرگ
فيلم «شيوع» ساخته استيون سودربرگ، اثري پرالتهاب است. پس از گسترش ويروس مرگباري در سراسر جهان، تيمي از پزشکان زير نظر «سازمان بهداشت جهاني» مامور ميشوند که از سرايت بيماري جلوگيري کنند.
*** سينماي فانتزي و خيال پرداز
هاليوود در بخش فيلمهاي فانتزي و خيالانگيز نيز قابليت زيادي نشان داد. اين را هم در پهنه فيلمهاي کارتوني و موزيکال ميتوان ديد و هم در عرصه فيلمهاي علمي تخيلي، يا ترکيبي از تمام ژانرها و تکنيکهاي آشنا، به طرزي بديع و غافلگيرکننده.
* استيون اسپيلبرگ و کريس ميلر
امسال سرانجام روايت سينمايي سهبعدي استيون اسپيلبرگ از «ماجراهاي تن تن» قهرمان محبوب کتابهاي مصور هرژه، نويسنده بلژيکي، به روي پرده آمد.
اين فيلم به نام «راز اسب شاخدار» نخستين فيلم سينمايي انيميشن است که در هاليوود بر اساس «ماجراهاي تن تن» ساخته شده است. اسپيلبرگ در ساختن اين فيلم، از تکنيک تازه «موشن کپچر» استفاده کرده است، که پيش از اين جيمز کامرون در توليد فيلم «آواتار» امتحان کرده بود.
فيلم «ماجراهاي تن تن» در سينماهاي آمريکا با فيلم «گربه چکمهپوش» ساخته «کريس ميلر» در رقابت بود. اين فيلم داستان گربهاي زبر و زرنگ است که سعي دارد در برابر خطري قطعي، جهان را از نابودي نجات دهد.
* شون لوي
فيلم «فولاد واقعي» به کارگرداني «شون لوي» از فيلمهاي پرفروش سال بود. خميرمايهي اين فيلم «سفر به آينده» است و وقايع آن در سال 2020اتفاق ميافتد. فيلم ماجراي بوکسوري به نام چارلي کنتن را روايت ميکند که ناگزير است براي بازپرداخت بدهيهاي بانکي خود در مسابقهاي غيرقانوني با آدمهاي ماشيني روبرو شود، که در رينگ بوکس جاي آدمها را گرفتهاند.
* ماتيس ون هينينگن
فيلم «چيز» ساخته «ماتيس ون هينينگن»، در ژانر «سينماي وحشت» روايتگر ماجراي يک گروه از دانشمندان آمريکايي و نروژي در قطب شمال است که به جسد يک موجود فضايي برخورد ميکنند.
فيلم «هرزهگرد» (در ژانر فيلمهاي رقص و موزيک) ساخته کريگ بروئر از فيلمهاي خوشساخت و پرفروش بود. فيلم داستان جواني اهل بوستن است که به شهر کوچکي در جنوب آمريکا ميرود و عليه مقرراتي که رقصيدن را منع کردهاند، اعتراض ميکند.
* جيمز بابين
فيلم کمدي موزيکال «ماپتها»، به کارگرداني «جيمز بابين»، روايت گرم و شيرين زندگي دو برادر به نام والتر و گري است که سعي ميکنند يک تماشاخانهي قديمي را از چنگ سرمايهداراني که قصد تخريب آن را دارند، بيرون بياورند.
از چند فيلم ديگر نيز حداقل بايد نامي به ميان آورد: انيميشن «آرتور کريسمس» ساخته سارا اسميت، «يک روش خطرناک» ساخته ديويد کراننبرگ، «هفتهي من با مريلين» ساخته سايمن کرتيس با بازي ميشل ويليامز در نقش مريلين مونرو، ستاره معروف.
فيلم تريلر سياسي «وام» ساخته «جان ميدن»، فيلم ترسنک «کلمبيانا» ساخته «اليوير مگاتون» (بر اساس فيلمنامهاي از لوک بسون، فيلمساز فرانسوي) طلوع سياره ميمونها و...
***بزرگان سينماي اروپا
* لارس فون ترير
در اروپا نيز بيشتر سينماگران نامي آثاري قابل توجه عرضه کردند، که برخي از آنها جنجالآفرين بودند، مانند لارس فون ترير، سينماگر معروف دانمارکي، که با ستايش از هيتلر در جريان جشنواره سينمايي کن، همگان را به حيرت فرو برد و دست آخر هم انگيزه و هدف او معلوم نشد.
فون ترير با فيلم «ماليخوليا» اثري مؤثر و تکاندهنده عرضه کرده است. اين فيلم داستاني خانوادگي را در فضايي فانتزي روايت ميکند. ماجراي «آخرالزماني» فيلم در سيارهاي ميگذرد به نام «ماليخوليا» که قرار است به زودي در فضا با زمين برخورد کند. در فيلم دختري جوان به نام ژوستين از وحشت «پايان جهان» به افسردگي و اندوهي عميق دچار ميشود، که تنها يک خواهر او را درک ميکند، و ديگران بيمارش ميدانند.
* پولانسکي
از رومن پولانسکي که نامش از سال قبل به خاطر دردسرهاي حقوقي بر سر يک ماجراي جنسي قديمي بر سر زبانها بود، فيلم جذاب «کشتار» به نمايش در آمد. اين فيلم بر پايه نمايشنامه «خداي کشتار» از ياسمينا رضا، درامنويس ايرانيتبار فرانسوي ساخته شده است.
فيلم کشمکش ميان والدين دو کودک را به تصوير ميکشد. دعواي دو پسربچه در خيابان بهانهاي است براي جنگ خانگي «دو خانواده مدرن و بانزاکت» که به روي هم خنجر ميکشند. روحيه ستيزهجو، عصبي و پرتنش پدران و مادران که بيرحمانه به يکديگر حمله ميبرند و صورتکهاي اخلاقي خود و ديگري را پاره ميکنند.
* ناني مورتي
فيلم شاد و شوخ «ما يک پاپ داريم» به کارگرداني ناني مورتي، سينماگر ايتاليايي در آخرين روزهاي سال در کشورهاي اروپايي به روي پرده رفت.
در فيلم ميشل پيکولي، بازيگر پرقدرت فرانسوي، به افتخاري بزرگ دست مييابد و از سوي کاردينالهاي واتيکان به مقام پاپ انتخاب ميشود. اما او که مردي ساده و وارسته است، شايستگي اين وظيفه سنگين را در خود نميبيند. کاردينالها که گمان ميکنند روان او مختل شده، روانکاوي را براي درمان او استخدام ميکنند.
ناني مورتي، در نقش روانکاوي بيايمان، وظيفه دارد پاپ را درمان کند، اما درمييابد که او نه تنها بيمار نيست، بلکه از تمام اعضاي آن دستگاه پرروي و ريا سالمتر است. در پايان پيرمرد جامه روحانيت را از تن به در ميکند، از فضاي تيره و عبوس واتيکان بيرون ميآيد و مانند انساني عادي وارد زندگي انساني ميشود.
* برادران داردن
فيلم «پسري با دوچرخه» ساخته برادران داردن، اثري تلخ و رئاليستي است. فيلم داستان پسربچه 12 سالهاي به نام سيريل را روايت ميکند که در پرورشگاه بزرگ ميشود. او به جستجوي پدري ميرود که او را طرد کرده است، اما سرانجام واقعيت را ميپذيرد و به خانه زني جوان پناه ميبرد که سرپرستي او را قبول کرده است.
* ميشل آزاناويسيوس
فيلم صامت و سياه و سفيد «هنرمند» به کارگرداني ميشل آزاناويسيوس، در ستايش سينماي صامت است. فيلم که نخست در جشنواره سينمايي کن درخشيد، اثري فراموشنشدني است. ماجراي فيلم در سالهاي دهه 1920 ميگذرد و فيلم نيز با تکنيک سينمايي رايج در همان دوران ساخته شده است. در فيلم ژان دوژاردن نقش يک قهرمان فيلمهاي صامت را ايفا ميکند که با ورود صدا به سينما، موقعيت حرفهاي خود را از دست ميدهد. تراژدي هولناکي که با زبان باز کردن سينما، براي بسياري از بازيگران پيش آمد.
از ديگر آثار مهم سال بايد از اين کارها ياد کرد: «پوستي که در آن زندگي ميکنم» به کارگرداني پدرو آلمودوار، سينماگر نامي اسپانيا، با بازي آنتونيو باندراس، «در يک دنياي بهتر» ساخته سوزان بير فيلمساز دانمارکي، فيلم رئاليستي «لوآور» ساخته آکي کوريسماکي، سينماگر فنلاندي، «شرم» به کارگرداني استيو مککويين، درام خانوادگي «بايد درباره کوين حرف بزنيم» با بازي درخشان تيلدا سوينتون و «سخنراني پادشاه»به کارگرداني تام هوپر، که با اقبال فراوان روبرو شد، هم در گيشه سينما و هم در صفحات نقد نويسندگان سينمايي.
***سينماي ايران
فيلم «جدايي نادر از سيمين» ساخته اصغر فرهادي نيز با دريافت جايزه خرس طلايي برلين توجه سينما دوستان جهان را به خود جلب كند.
«جدايي نادر از سيمين» كه اين روزها با درخشش در فصل جوايز سينمايي هاليوود، انتظارها براي موفقيت در جوايز اسكار 2012 را بالا برده است، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي جوايز گلدن گلوب شد.
برنده جايزه خرس طلا و خرس نقرهاي بهترين بازيگري از جشنواره برلين طي هفتههاي گذشته برندهي چندين جايزهي جهاني از جمله بهترين فيلم خارجي سال از نگاه انجمن ملي منتقدين آمريكا و انجمن منتقدين فيلم نيويورك و جوايز فيلم مستقل بريتانيا شده و ماه گذشته در جوايز سالانه آسيا ـ پاسيفيك بهترين فيلم سال 2011 شناخته شد.
«جدايي نادر از سيمين» كه ماه گذشته در جوايز سالانهي آسيا ـ پاسيفيك بهترين فيلم سال 2011 شناخته شد، حضور گستردهاي در جشنوارههاي جهاني داشته و درحال حاضر در كشورهاي بلژيك، فرانسه، تايلند، تركيه، انگليس، آلمان، هلند، مجارستان، سوئد، يونان، لهستان، اسپانيا، كرهجنوبي، ايتاليا و دانمارك درحال اكران است .