پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سفیر نوشت : اهالی و علاقمندان سینما از سال 84 وقتی فیلم تبلیغاتی محمود احمدی نژاد را مشاهده کردند هیچگاه این جمله رییس جمهور را فراموش نکردهاند که خطاب به مجری آن فیلم تبلیغاتی که کسی جز شمقدری، معاونت کنونی امور سینمایی نبود گفت: «ما سالیانه این ظرفیت را داریم که فقط 300 فیلم برای خارج از کشور بسازیم» و امروز وقتی به وضعیت سینمای ملی نگاه میکنیم بدون هیچ بزرگنمایی و اغراقی باید به واژهی بحران تکیه بزنیم. بحرانی که وضع موجود را به حدی دچار تزلزل کرده است که بسیاری از چهرههای صاحب نام سینما از خطر بیکاری جمع گستردهای از سینماگران صحبت میکنند.
به راستی چه میزان از این بحران و رکود به تصمیمات شمقدری بر میگردد؟ او که در همان فیلم تبلیغاتی وقتی از رییس جمهور به شوخی سوال کرد که آیا در دولت او پست میگیرد یا نه با جواب قاطع احمدی نژاد مواجه شد. امروز مهمترین پست سینمایی کشور را در اختیار دارد. آن هم در دولت رییس جمهوری که به او گفته بود هیچ پستی نمیگیرد. البته این تنها مورد از کرامات دولت نیست.
برای همین کمتر کسی مسئولیت گرفتن فردی که جدیترین منتقد سیاستهای صفارهرندی وزیر فرهنگ دولت نهم بود و زمانی با گفتن جملهای خشم رییس جمهور را هم برانگیخته بود را امری غریب تلقی میکند. شمقدری در سخنانی توهین آمیز گفته بود: «احمدینژاد و صفار همچون زن و شوهری هستند که فقط همدیگر را تحمل میکنند» که بلافاصله با واکنش احمدی نژاد مواجه شد. احمدی نژاد این سخنان را توهین به خود و وزیرش اعلام کرد. اما گویا با آغاز در اواخر عمر دولت نهم که بحث مشایی و جریان انحرافی به اوج خودش رسید و صفار هرندی نیز مانند دیگر منتقدان این جریان از دولت اخراج شدند، مهر شمقدری ناگهان به دل رییس جمهور افتاد. هرچند در همان زمان بسیاری بر این امر اذعان داشتند که دلیل تغییر رویکرد احمدی نژاد و مسئولیت گرفتن او به همین ارتباط با جریان انحرافی مربوط میشود.
به گزارش سفیر، امروز اما مسئلهی خانهی سینما و فضای ملتهب به وجود آمده را بدون تردید باید از تبعات تصمیم گیریهای شمقدری دانست. اما برای یافتن اهداف کنار گذاشتن خانهی سینما باید به کمی عقب برگردیم. بسیاری از صاحب نظران معتقدند دلیل فضای نسبتا بازی که با حضور شمقدری ایجاد شد و بسیاری از فیلمهای مسئله دار رفع توقیف شدند ایجاد فرصتی بود تا برای اهالی سینما به صورت یک نشانه جلوه کند تا در زمان مناسب بتوان از آن بهره برداری سیاسی کرد. طرحی که از همان زمان مشخص بود بر مبنای استراتژی مشایی شکل گرفته است. برای اثبات این مسئله بد نیست نگاهی داشته باشیم به سخنان همسویی که شمقدری و مشایی در رابطه با مسائل دینی مطرح میکردند و باعث ایجاد بحران در فضای کشور شده بود. وقتی چند ماه پیش ویژهنامهی خاتون با هدف تخریب فرهنگ حجاب از سوی روزنامه ی ایران و تحت نظر جوانفکر از مهرههای کلیدی جریان انحرافی منتشر شد. آنانی که با دقت فضای سیاسی کشور را در این سالها رصد میکردند به یاد سخنان چند سال پیش شمقدری انداخت.
او در اوایل کار دولت نهم و در زمانی که مشاور هنری رییس جمهور بود نیز در اظهاراتی ساختارشکن ضرورت حجاب اسلامی را انکار کرده و با استناد به استمرار بیحجابی زمان طاغوت در نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب نتیجه گرفته بود که الزامی شدن حجاب با تدبیر حکومتی حضرت امام ابتدا از مراکز و دوایر دولتی شروع شد و به تدریج به کل جامعه و حوزه عمومی سرایت کرد و یک ضرورت قطعی دینی نیست. همچنین در سال 88 نیز برخی از سایتهای خبری با تعجب سخنانی از او را در واکنش به اعتراض یکی از خبرنگاران نسبت به پوشش نامناسب برخی مهمانان جشنواره فیلم فجر منتشر کردند که گفته بود: »در کجای قرآن و در کدام آیه گفته شده است که حجاب الزامی است !؟»
این همسویی شمقدری با جریان انحرافی زمانی نظریهی ورود جریان انحرافی به سینما را قطعی کرد که سال گذشته مشایی در خانهی سینما حضور یافت. دیداری که به قصد یارگیری و وارد کردن خانهی سینما در فضای سیاسی به نفع جریان انحرافی شکل گرفت اما با واکنش منفی خانهی سینما مواجه شد. اهالی خانهی سینما با در نظر گرفتن منافع صنفی حاضر به همکاری با مشایی نشده و فریب وعدههای عجیب و رویایی او را نخوردند و از همینجا بود که ناگهان موج کارشکنی و تخریب خانهی سینما توسط برخی از نزدیکان دولت صورت گرفت و مشخص بود هدفشان خارج کردن خانهی سینما از فضای سینمایی کشور است تا بتوانند با زیر پوشش گرفتن صنوف سینمایی در زمان نیاز از آنها به نفع جریان انحرافی استفاده کنند.
در ابتدا زمانی که در قضایای دستگیری برخی مستند سازان، خانهی سینما بنا بر مسئولیت صنفی خود از قوهی قضائیه خواستار شد برخوردی مبتنی بر رافت اسلامی با مستند سازان دستگیر شده بود. ناگهان از سوی همین افراد متهم به طرفداری از بی بی سی و همکاری با رسانههای بیگانه گردید. مسئلهای که مشخص بود به قصد ارعاب خانهی سینما و در جهت انتقام از جواب منفی آنان به مشایی صورت گرفته است.
البته پیش از این نیز معاونت سینمایی تلاش کرد با ایجاد اتحادیه تهیه کنندگان دوم که از برخی چهرههای خاص تشکیل یافته بود تا حدی چند دستگی را در میان صنوف سینمایی رواج دهد. اما به نظر میرسد تصمیم نهایی حذف کامل خانهی سینماست. یعنی مستقل ترین بخش سینمایی کشور که همواره سعی کرده از فضای سیاسی و دعواهای جناحی خود را دور نگه دارد.
مشایی و جریان انحرافی از همان ابتدا همواره تلاش میکردند با جلب نظر برخی چهرههای به اصطلاح سوپر استار سینمایی برای خود محبوبیت کسب کنند. اهدای امکانات خاص به برخی از این افراد و دیدار و حمایت از چهرههای مشخص سینمایی از چشمان رسانهها دور نمانده بود اما کسی گمان نمیکرد این قصد نفوذ در فضای سینمایی تا این اندازه سینمای ملی را دچار بحران کند. نفوذی که حتی تا به آنجا رسید که در مراسم اختتامیه دوره گذشتهی فیلم فجر مشایی با عنوان رییس دفتر رییس جمهور به جای وزیر ارشاد برای اهدای جوایز روی سن رفت. مسئلهای که تا کنون سابقه نداشته است. چرا که رییس دفتر رییس جمهور پستی نیست که به واسطهی آن کسی در جایگاهی قرار بگیرد که معمولا وزیر ارشاد باید در آن حضور داشته باشد. امروز با ردگیری سابقهی افراد به راحتی میتوان متوجه شد که چینش مهرهها در معاونت سینمایی کشور بر اساس چه نظر و سلیقهای صورت گرفته است.
همانطور که اشاره کردیم شمقدری از همان سالهای پیش همواره منتقد افرادی در دولت احمدی نژاد بود که خود از منتقدان جدی مشایی و جریان انحرافی بودند و مثل دشمن دشمن من دوست من است شاید بهترین فرمول برای رسیدن به چگونگی ارتباط این افراد با جریان انحرافی باشد.
بعد از شمقدری باید به سابقه همکاری سجادپور مدیر کل فعلی اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد ، با مشایی اشاره کرد. زمانی که اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در دوران مدیریت احمدی نژاد شد، سجادپور را به عنوان یکی از معاونان خود برگزید. این همکاری با حضور رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی تداوم یافت و سجادپور معاون فرهنگی این سازمان نیز شد.
همچنین مسئله انتخاب خزایی به عنوان دبیر جشنواره فیلم فجر در سال 90 را نباید فراموش کرد. خزایی دبیر جشنواره کیش در سال گذشته بود که در آن با شور و هیجان مقدم مشایی را خوش آمد گفته و سبب شد برخی از سینماگران متعهدی همانند شورجه و شرف الدین که از منتقدان مشایی و جریان انحرافی بودند سالن را با وجود اصرارهای شمقدری ترک کنند.
بهرحال به نظر میرسد جریان انحرافی تحت هیچ شرایطی حاضر نیست از فرصت بهره بردن و سواستفاده از محبوبیت و فراگیر بودن سینما و سینماگران دست بکشد. هدفی که سبب میشود با تصمیمات غیر کارشناسانه نه تنها سینمای ملی را به تخریب و نابودی بکشاند بلکه موجب قهر سینماگران کشور با نظام شده و آنها را رودر روی نظام قرار میدهد چرا که به نظر میرسد این تصمیمات به نام دولت صورت گرفته و به کام دشمنان نظام ریخته میشود.
با تمام این اوصاف خوشبختانه نهادهای نظارتی همچون سازمان بازرسی کل کشور و ... با دقت کامل ناظر این جریان مشکوک هستند و امید این داریم قبل از آکه این جریان بتواند به اهداف خود در این زمینه دست یابد، شاهد برخوردی جدی با این جریان مشکوک در سینمای ملی باشیم.