پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند
به گزارش انتخاب، در خاطرات علم آمده است:
امروز در نوشهر شرفیاب شدم. شاهنشاه قدری سرماخوردگی داشتند (من دیشب تهران بودم، صبح به نوشهر آمدم). شاهنشاه خیلی تنها بودند و شرفیابی من دو ساعتی طول کشید. مسائل اداری عقبافتاده زیادی داشتم، اما مسائل مهم دیگری هم بود که صحبت شد.
پیام کیسینجر را تقدیم کردم... که بالاخره کار خاورمیانه را تمام کرد. یعنی سیاست قدم به قدم را اعمال نمود... شاهنشاه جوابی دیکته فرمودند... عرض کردم: معنی این عمل سادات این است که اگر عربهای دیگر با اسرائیل وارد جنگ شوند او نخواهد شد. (چون به هیچ صورتی دیگر اختلافات با اسرائیل با جنگ حل و فصل نمیشود و نخواهد شد). فرمودند: اینطور به نظر میرسد و این یک فصل جدیدی است که گشوده میشود. عرض کردم: در مورد نفت باز هم مثل این است که آمریکاییها برای تنزل قیمت فشار وارد میآورند. فرمودند: نمیدانم، چون اگر بخواهند در داخله از منابع دیگر خودشان نفت تهیه کنند (منظور تهیه نفت از ذغال و سایر مواد نفتدار)، باید قیمت نفت در دنیا طوری باشد که آن مخارج هنگفت را جوابگو باشد. انگلیسیها هم که خود نفت دریای شمال را دارند و برای آنها خیلی استخراج آن گران تمام میشود، البته راضی به قیمت بالای ما هستند. عرض کردم: در مورد انگلیسیها تصدیق میکنم، ولی آمریکاییها میگویند ممکن است اگر ما سرمایهگذاری برای استخراج نفت از مواد نفتدار خودمان بکنیم بعد کشورهای صاحب نفت dumping بکنند به این جهت کسی حاضر به سرمایهگذاریهای بزرگ اینطوری نیست. این است که میخواهند قیمت نفت را در یک سطح معینی برای مدت طولانی تثبیت بکنند. فرمودند: حالا که سختگیری زیادی ندارند. عرض کردم: خدا بکند، پس این عربستان سعودیها چه میگویند؟ فرمودند: اینها بیخود وق وق میکنند. عرض کردم: تصور نمیکنم ولی البته اطلاعات شاهنشاه و احاطه شاهنشاه بیشتر است. فرمودند: حالا که جواب کیسینجر را میدهی از سفیر آمریکا از طرف خودت بپرس پس جواب کشتیهای ما چه شد؟ منظور همان [ناوشکنها] destroyer است که در پیام چند روز قبل فرمودند. فرمودند: سفیر اسرائیل را هم بخواه و تبریکی به اسحق رابین از این موفقیت با مصر بگو. عرض کردم: چون به تهران برنمیگردم اجازه فرمایید بهادری معاون من این کار را بکند. موافقت فرمودند.
بعد قدری راجع به کنفرانس رامسر و اینکه صراحت شاهنشاه در مردم اثر خوبی گذاشته صحبت شد. فرمودند: این موضوع دروغگویی و تقلب ایرانی را نمیدانم کی میتوانیم ریشهکن کنیم. آخر آنکسی که گرانفروشی میکند و آن معلمی که کم درس میدهد و آن کاسبی که اجحاف میکند اینها همه یک نوع دزدی و دروغ و دغل است. عرض کردم: اینها نتیجه انحطاط و تحت فشار بودن چندین ساله است که تنها راه نجات مردم از دست هر [تهاجمی] aggression توسل به دورویی و دغلکاری بوده است. حمله عرب و مغول و از همه بدتر سلاطین ظالم و مستبد همه مردم را به یک نوعی دورویی و دغلکاری سوق داده و چاره[ای] هم جز این نداشتهاند.
بعد غفلتا از من سوال فرمودند: پس گزارش سلامتی تو چه شد؟ عرض کردم: به دکترها نوشتهام گزارش را هم مستقیما تقدیم میکنند و باز خیلی در دلم شکرگزار این همه مراحم و الطاف شاهنشاه شدم.
بعد مرخص شدم و به رامسر آمدم و با همان شخص و همانجا که قبلا نوشتهام به استراحت پرداختم.
امروز [شجاعالدین] شفا، معاون مطبوعاتی دربار، با من به رامسر آمد و نطق افتتاحیه مجلسین را با خود آورد که ملاحظه و توشیح فرمایند. من دیگر برای خاتمخ شرفیابی او نماندم.

