کد خبر: ۵۰۶۷۱۸
تاریخ انتشار: ۰۷ : ۰۰ - ۲۱ مهر ۱۳۹۸

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۰ مهر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: عربستان با اعتراف به قصورها،خواسته است تا گذشته را نادیده بگیریم و برای همکاری، مستقیم وارد مذاکره شویم / آقای ولایتی، مایل به نامزدشدن در انتخابات ریاست جمهوری است و معتقد است بیش از دیگران رأی دارد / مسعود بارزانی اصرار داشت که به ما بگوید، دنبال استقلال کردستان نیست

سفیرمان در عربستان گزارش ملاقات با وزیرکشور عربستان و پیام [پادشاه عربستان سعودی] را داد؛ خیلی مفصل است. نایف، ضمن اشاره به تاریخ بعد از انقلاب و اعتراف به قصورهای عربستان، خواسته است که گذشته را نادیده بگیریم و برای همکاری، مستقیم وارد مذاکره شویم، ولی با توضیح مسائل مربوط به انفجار اخیر ظهران، در مرکز آمریکایی‌ها، ادعاکرده که عامل انفجار، حزب‌الله حجازند و آنها از طریق حزب‌الله لبنان، حمایت و هدایت می‌شوند.خواسته است که ایران، چهار نفر از اینها را که به گفته سوری‌ها به ایران آمده‌اند، تحویل بدهد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۰ مهر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: عربستان با اعتراف به قصورها،خواسته است تا گذشته را نادیده بگیریم و برای همکاری، مستقیم وارد مذاکره شویم / آقای ولایتی، مایل به نامزدشدن در انتخابات ریاست جمهوری است و معتقد است بیش از دیگران رأی دارد / مسعود بارزانی اصرار داشت که به ما بگوید، دنبال استقلال کردستان نیست

خاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر می‌کند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود

به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز 20 مهر 1371 تا 1375 در زیر آمده است

سال 1371
 
عمده ملاقات‌های امروز، نمایندگان مجلس بودند. [آقای محمدباقر بهرامی]، نماینده اسدآباد، همراه با فرماندار آمدند. برای عمران شهرشان استمداد کردند و عقب‌ماندگی آنجا را گفتند. آقای [سیدمحمدکاظم] امام موسوی، نماینده سابق شوشتر آمد و شغل خواست. آقای [رحمان] رحیمی، نماینده اسبق پاوه آمد؛ جای بهتر در نهاد [ریاست‌جمهوری] خواست. اینجا کار می‌کند.
[آقای سید ابوالفضل رضوی]، نماینده نایین آمد. برای تأمین آب و کویرزدایی استمداد کرد. دکتر [عباسعلی] زالی، نماینده کرج آمد. تذکرات کلی داشت و برای عمران بیشتر کرج استمداد کرد. آقای [محمدجواد] ایروانی، قائم مقام وزیر جهادسازندگی آمد. گزارش سفر به تانزانیا را داد. برای گرفتن طلب‌مان رفته بود. بناست سفیرمان در قطر باشد.
عصر کارها را انجام دادم و از استخر استفاده کردم. سرشب به خانه آمدم. دکتر [سید محمود] طباطبایی، [رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی]، به خانه آمد. گزارش پیشرفت کارهای دانشگاه را داد و از مزاحمت‌های مخالفان، با استفاده از
اظهارات آقای [احمد] جنتی شکایت کرد؛ قرار شد علاج کنم.

 

سال 1372 
 
تا ساعت نُه و نیم صبح کارها انجام شد. دکتر حبیبی برای امور جاری آمد. آقای دکتر [عباس] شیبانی برای داروهای وارداتی کلیوی‌ها آمد. مدیران پُست آمدند. تابلوهایی از اقداماتشان را آورده و نمایشگاهی درست کرده بودند، بازدید کردم و در جمع مدیران برایشان صحبت کردم.[1]
[آقای عبدالله حمد العطیه]، وزیر نفت، معادن و فلزات قطر آمد. از اقدامات ما و تلفن من به فهد و امیرکویت برای نجات اوپک ستایش کرد و خواست که کشورهای گازخیز برای صادرکنندگان گاز هم سازمانی مثل اوپک درست کنند.[2]
آقای میرسلیم برای دستور شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد. عصر دکتر عادلی [رئیس ‌کل بانک مرکزی] آمد. اجازه خواست که در صورت عدم تفاهم با آقای محمدخان کنار برود. گفتم سعی کند تفاهم نمایند. شورای عالی اداری جلسه داشت. دو شورای عالی هماهنگی آموزش فنی و حرفه‌ای و شورای عالی علوم کاربردی را ادغام کردیم. شب تا ساعت هشت و نیم کار کردم و خسته به خانه آمدم.
عفت تعریف کرد که در حرم امام رضا (ع)، خانواده‌های کویتی‌ها را دیده که مدعی بوده‌اند در زمان اشغال کویت توسط عراقی‌ها، فرزندانشان را عراقی‌ها برده‌اند و تاکنون هیچ اثری از آنها نیست و نیز جریان رفتنش به محله فقیرنشین جنوب تهران و بازدید از چند خانواده محروم و وضع بد زندگی آنها و کمک‌هایش را گفت. دو هفته‌ای است که این کار را شروع کرده و من هم تشویقش می‌کنم که ادامه دهد.

 

سال 1373 
 
با روشن شدن عقب‌نشینی عراق، وضع آرام شده و قیمت نفت رو به نزول است. ضعف و بی‌تدبیری حکام عراق، باعث تعجب است. بیشتر وقت به مطالعه گزارش‌ها و انجام کارها برای آمادگی سفر گذشت.
ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. ارز مورد نیاز کالاهای اساسی و ضروری و ریال ضروری را تأمین کردیم. دو سازمان تأسیس کردیم با اصلاح سازمان‌های گذشته، یکی در وزارت بازرگانی برای نظارت و کنترل و تشکیل پرونده متخلفان که عمدتاً از نیروهای بسیجی و اصناف استفاده خواهد کرد و دیگری در وزارت دادگستری که صدور احکام تعزیر را به عهده خواهد داشت و همچنین کمیسیون استان‌ها و شهرستان‌ها را زیر نظر استانداران و فرمانداران تشکیل دادیم.
عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. برای آماده شدن جهت سفر، زودتر به دفترم برگشتم؛ بناست ساعت ده و نیم شب به کشور اندونزی پرواز کنیم. تلفنی با آیت‌الله خامنه‌ای خداحافظی کردم و دربارة بیانیه‌ای که ایشان خواسته وزارت امور خارجه در خصوص لشکرکشی جدید آمریکا به منطقه بدهد، مبادله نظر شد. قرار شد آقای [حسن] روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] که بنا بود با ما بیاید، به‌خاطر مسائل جاری لشکرکشی آمریکا در تهران بماند.
آقای مسعود بارزانی، [رهبر حزب دموکرات کردستان عراق] آمد؛ به خاطر اینکه در گذشته به آقای [جلال] طالبانی، [رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان]، ملاقات داده بودم، اصرار داشته که او را ببینم. مقداری از اوضاع عراق و کردستان عراق از او پرسیدم. اصرار داشت که به ما بگوید، دنبال استقلال کردستان نیست و مدعی بود برنامه ایجاد منطقه‌ای در جنوب عراق، جدی است.
ساعت نُه‌ونیم شب به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و ساعت ده‌ونیم، پس از مصاحبه، با بدرقه رسمی، با هواپیمای [بوئینگ] 747 به سوی جاکارتا پرواز کردیم. مهدی، عفت، فاطی، فائزه و جمعی از وزرا و معاونان و پاسداران همراه بودند. در هواپیما شام خوردیم و خوابیدم.

سال 1374 
 
ساعت نُه صبح به فرودگاه رفتیم و به سوی شهر چیتاگونگ، [بزرگترین بندر و دومین شهر بزرگ ‏بنگلادش] پرواز کردیم. در مسیرها، مردم زیادی اجتماع برای استقبال کرده بودند. چند بار در میدان‌های شهر، برای پاسخ به احساسات مردم، از ماشین پیاده شدم.
در پالایشگاه قدیمی شهر گزارش شنیدیم. روزانه 34 هزار بشکه نفت تصفیه می‌کنند. خواستار کمک ایران برای تأسیس واحد دیگری در حد 60 هزار بشکه در روز می‌باشند. قول مساعد دادم. در مراسم کلوپ بازرگانان، قرارداد مشارکت شرکت بخش‌های خصوصی ایران و بنگلادش برای ساخت پالایشگاه امضا شد.
ناهار و نماز در محل کلوپ بازرگانان بودیم؛ همان‏جا که ضیاءالرحمن[1]، قبلاً ترور و کشته شده است. در مراسمی، سخنرانی رؤسای اتاق‌های بازرگانی تهران و چیتاگونگ را داشتیم و همکاری‏شان در مورد پالایشگاه و تجارت‌ و من هم صحبت کردم[2]. عصر به بندر آزاد چیتاگونگ رفتیم. از تعداد واحدها و مبالغ سرمایه‌های جذب شده خارجی و شرایط کار گزارش دادند و از واحد تولیدی قلاب ماهیگیری بازدید کردیم.
به داکا برگشتیم و برای امضای اسناد و انجام مصاحبه مطبوعاتی به نخست‏وزیری رفتیم؛ هردو انجام شد. شب در اقامتگاه با نخست‏وزیر و وزیر راه و آقای مُرشدخان، فرستاده ویژه نخست‏وزیر، ملاقات و مذاکرات مفصل داشتیم. سپس خاطرات دیروز و امروز را نوشتم. در گزارش‌ها امضای آتش‏بس در بوسنی مورد توجه است.

 

سال ۱۳۷۵

سفیرمان در عربستان گزارش ملاقات با وزیرکشور عربستان و پیام [پادشاه عربستان سعودی] را داد؛ خیلی مفصل است. نایف، ضمن اشاره به تاریخ بعد از انقلاب و اعتراف به قصورهای عربستان، خواسته است که گذشته را نادیده بگیریم و برای همکاری، مستقیم وارد مذاکره شویم، ولی با توضیح مسائل مربوط به انفجار اخیر ظهران، در مرکز آمریکایی‌ها، ادعاکرده که عامل انفجار، حزب‌الله حجازند و آنها از طریق حزب‌الله لبنان، حمایت و هدایت می‌شوند.خواسته است که ایران، چهار نفر از اینها را که به گفته سوری‌ها به ایران آمده‌اند، تحویل بدهد و تهدید کرده که اگر در این خصوص ایران همکاری نکند، ممکن است حوادث تلخی اتفاق بیفتد که کل منطقه را ناامن کند. گفته که نتایج تحقیقات را در اختیار آمریکایی‌ها نگذاشته است. گفتم جواب تهیه شود و برای جواب، با شورای عالی امنیت ملی و رهبری مشورت شود.
معاون اروپا و امریکای وزارت امورخارجه گزارش سفر به روسیه را داد. روس‌ها در کشورهای مشترک‌المنافع، از حوادث افغانستان نگران‌اند و می‌ترسند که طالبان، مسلمانان آسیای مرکزی را تحریک کنند و مصمم‌اند، نگذارند شمال افغانستان به دست آنها بیفتد. مایل‌اند با ایران هم همکاری کنند که با سیاست ما هم سازگار است. همچنین گزارش مذاکرات کارشناسی وضع حقوقی دریای خزر را داد روس‌ها در موضع‌شان، تعدیل پیش آمده و حاضرند که تا چهل مایل [سواحل]، متعلق به کشور صاحب ساحل و بقیه مشترک باشد.
در مورد انتخابات ریاست جمهوری، دکتر ولایتی، مایل به نامزدشدن است و معتقد است بیش از دیگران رأی دارد. گزارش برگزاری انتخابات نظام پزشکی را دادند که ابتدا پزشکان غیرحزب‌اللهی، به خاطر مقررات یک‌طرفه جدید بایکوت کرده‌اند.
شب فاطی آمد و گزارشی از هزینه‌های سنگین مداوای بیماران هموفیلی را داد که مبلغ ناچیزی در حد یک‌صدم از آنها می‌گیرند که گفت، بهتر است مجانی کامل باشد.
آقای امامی کاشانی آمد. راجع به جلسه هفته آینده جامعه روحانیت مبارز و مسأله انتخاب نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری و ... صحبت شد.

نظرات بینندگان