خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر میکند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود
به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۲۵ آذر 1371 تا 1375 در زیر آمده است
سال ۱۳۷۱
سرماخوردگی شدیدی داشتم. صبحانه، شلغم خوردم. آقاجلال از نایین آورده است. خودم پختم. تا عصر با مُسکن توانستم کارها را انجام دهم.
وزیر دفاع پاکستان آمد. مذاکرات در خصوص همکاریهای دو کشور بود. نماینده رهبری در جهادسازندگی آمد. از [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهادسازندگی به خاطر اختلافات زیادی که دارند، انتقاد داشت. توصیه به همکاری و ضرورت خدمات بیشائبه جهادگران کردم. روحانی عشایر هم که اخیراً استعفا داده است، آمد و از سیاست وزارت جهادسازندگی در مورد عشایر انتقاد کرد. آقای [سیدمرتضی] محمودی، سفیر سابقمان در گابُن آمد. حرف مهمی نداشت و از نداشتن کار مهمی در وزارت امورخارجه گله داشت.
تا شب کارها را انجام دادم. به جلسه هیأت دولت نرفتم؛ هم به خاطر کسالت و هم برای انجام کارها، قبل از سفر به قم. آقای [علیرضا] معیری، [مشاور بینالملل رییسجمهور] آمد. در مورد مذاکره برای گرفتن وام ارزی گزارشی داد؛ پیشنهاد این وام رسیده و او پیگیری میکند، اما هنوز پیشرفتی نکرده است.
سال ۱۳۷۲
دکتر [محسن] نوربخش، [معاون اقتصادی رئیس جمهور] آمد. تحلیلی از توفیقات برنامه پنجساله اول از بُعد اقتصادی ارائه داد و از مزاحمتهای موجود که از طریق سیاستهای افراطی خارجی و داخلی مانع کار میشود، انتقاد کرد که مانع جذب سرمایه و نیروهای کارآمد و عدم امنیت شغلی و مالی میشود و برای رفع آنها استمداد نمود.
آقای [یحیی] آلاسحاق، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارشی از اقدامات وزارت بازرگانی در اصلاح وضع نان و خرید کالاهای اساسی و اصلاح مقررات داد و برای تقویت کشتیرانی استمداد نمود. برای جلوگیری از جداشدن سازمان غله و کشتیرانی از وزارت بازرگانی استمداد کرد. معاونش آقای [حسین] نقرهکار [شیرازی]، گزارش اقدامات در مورد توسعه بازرگانی با جمهوریهای آسیای میانه را داد.
آقایان [حسین] کمالی، وزیر کار و امور اجتماعی] و [مسعود روغنی] زنجانی، [رئیس سازمان برنامه و بودجه] در مورد اعتبارات وزارت کار و آقای [عباسعلی] وکیلی، [رئیس ستاد رسیدگی به امور آزادگان]، برای اعتبارات ستاد آزادگان مراجعه کردند.
کمیته تنظیم ارز جلسه داشت. چهار ساعت طول کشید. وضع ارز و راههای کنترل قیمت و مصرف ارز را بررسی کردیم و سرانجام با تأکید بر کمکردن تقاضا با محدود کردن واردات و تثبیت قیمت دلار در حدود صد و هفتاد و پنج تومان در معاملات بازرگانی که از طریق بانکها عمل میشود و همراه نرخ بازار بودن در مورد کسانی که ارز نقد میخواهند، مثل مسافرین و نظایر آن مصوباتی داشتیم.
عصر آقای محلوجی، [وزیر معادن و فلزات] آمد. پیشنهاد شرکت اُکسیدنتال[۱] برای نفت و دادن بهای آن قبل از تحویل را آورد و از شعارهای افراطی گله کرد. دکتر [حسن] روحانی، [نایب رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. دربارة بررسی علل مشکل بدهیهای خارجی و سیاستهای کلی داخلی و خارجی و مسائل سیاسی و باندی در مجلس مذاکره داشتیم. پیشنهاد داشت که با رهبری دربارة تعدیل برخوردها در سیاست خارجی و داخلی مذاکره شود.
به خانه آمدم. فاطی و سعید و بچههایشان بودند و گفتند با عفت تلفنی صحبت کردند. کار معاینات ادامه دارد.
سال ۱۳۷۳
اول وقت، به منظور بازدید از وضع آرامش و امکانات نظامی و طرحهای عمرانی جزیره ابوموسی، با هواپیمای فوکر ۱۰۰ به سوی این جزیره پرواز کردیم. مراسم استقبال نظامی انجام شد. تیمسار [علی] شمخانی، [فرمانده نیروی دریایی ارتش] و [آقای نعیمآبادی]، امام جمعه و [آقای غلامعباس زایری]، استاندار هرمزگان هم آمده بودند.
در قرارگاه تاکتیکی زیرزمینی، فرمانده ارشد جزیره که ناخدایک نداجا [= نیروی دریایی ارتش] است، گزارش کاملی داد. فرمانده تیپ الهادی سپاه از شیراز هم گزارش اقدامات مهندسی را دادند. از خاکریزها و استحکامات اطراف جزیره و سایتها، پدافند هوایی و نیروگاه محل اعراب شارجه و بندرگاه و سردخانه نیمهتمام و آبشیرینکن جدید و شهرکهای صیادان مروارید و شهر قدیمی و نیروگاه بازدید کردیم.
در مسیرها، آقای شمخانی و آقای زایری توضیح میدادند. محله اعراب مخروبه مانده، ولی ساختمانهای جدید ما خیلیخوب است. در جمع نظامیان و در جمع مردم جزیره، دو صحبت کوتاه تشویقآمیز کردم. به آقای شمخانی گفتم، از طرف من، یک ماه حقوق اضافه به پرسنل بدهد. گفت سپاه در جزایر تنب کوچک و بزرگ هم استحکامات خوبی در دست احداث دارد. به خاطر مواضع اخیر امارات و حضور نیروهای غربی و به خصوص آمریکا در منطقه، تصمیم گرفتهایم که آماده دفاع باشیم و بخشی از اعتبارات عمرانی را برای امور دفاعی اختصاص دادهایم.
از آنجا به سوی جزیره خارک پرواز کردیم. در راه، آقای شمخانی گزارش کاملی از وضع منطقه و خودش و نیروها داد وگفت سایتهای موشکی ما در ساحل و جزایر، تمامی خاک امارات را در بُرد موشکی دارد و قدرت عظیم شکستناپذیری است.
از وضع ستادها و فرماندهان بالادست خود، اظهارنارضایتی کرد؛ اصولاً از اواخر جنگ با عراق، از حرفه نظامیگری زده شده است و مایل به کار غیرنظامی است که اجازه نمیدهند. از من برای حل مشکل کمک میخواهد. آقای زایری هم برای
نیازهای استان استمداد کرد.
ظهر ساعت دوازده و نیم، در فرودگاه جزیره خارک فرود آمدیم. بعد از استقبال رسمی و نماز و ناهار، به اسکله تیِ شرقی رفتیم. گزارش بازسازی را دادند. از اتاق کنترل و اسکله و بارگیری کشتیها بازدید کردیم. سپس از مخازن نفت خام و بعد از آن، از اسکله غربی – آذرپاد - بازدید شد؛ خیلی خوب و مدرنتر از اول، با هزینه ۲۷۰ میلیون دلار، بازسازی شده است. چند کشتی خیلی بزرگ مشغول بارگیری بودند. عفت، محسن، مهدی و یاسر همراهم هستند.
سپس مراسم کلنگزنی طرح ساخت کارخانه متانول داشتیم. قسمت اعظم گازها از اول بهرهبرداری، در بیست و پنج سال قبل، همراه چاههای نفت منطقه میسوزد؛ با ساخت کارخانه متانول، این گازها تبدیل به محصول ارزشمندی میشود و در یک سال، هزینه کل طرح برمیگردد. مصاحبهای انجام دادم.
به سوی کیش پروازکردیم. ساعتشش به کیش رسیدیم. عفت تحتتأثیر عظمت تأسیسات خارک قرار گرفته، ولی ابوموسی چشمش را نگرفته است.
سال ۱۳۷۴
از منزل به کارخانه مگا موتور رفتیم. در جلسه توجیهی، آقای [محسن] رادنیا [مدیرعامل شرکت مگا موتور]، طرحهای یازدهگانه ساخت اجزای خودرو را داد و بیشتر از قوای محرکه مثل موتور و گیربکس و اکسل که عمدتاً با استفاده از کارگاههای قطعه ساز صنعتی و مونتاژ در محل کارخانه انجام میشود و ارزبری پیکان و پراید را پایین میآورد. از خطوط تولید و مونتاژ و آزمایشگاه مدرن آن بازدید کردیم.
در جمع کارکنان و صنعتگران قطعه ساز طرف قرارداد، آقای نعمتزاده، [وزیر صنایع] گزارش داد و گفت، با این شیوه در چند مجموعه، چهل هزار نفر به کار گرفته شدهاند و ۲۰۰ میلیارد تومان هزینه میشود. گفت برای سال آینده، ۱۱۰ هزار دستگاه خودروی سواری تولید میشود که بهاندازه تقاضا است. من هم صحبت مبسوطی کردم [۱]. از این سیاست و سایر کارهای انجامشده درراه تولید خودرو و خودکفا کردن کشور از واردات خودرو تمجید کردم.
در مسیر از طرحهای وسیع شهرداری در اصلاح جاده قدیم کرج، تعجب کردم. به دفترم برگشتم. تا عصر کارها را انجام دادم. به بانک مرکزی تأکید کردم که اعتبار اسنادی تجهیزات متروی تهران را باز کند. عصر دکتر ولایتی آمد. گزارش سفر به گینه و پاریس را داد. جلسه شورای جمهوریهای شمالی [آسیای میانه] را داشتیم. در مورد اعتبارات و صادرات و واردات و اصلاح وضع گمرکات و مرزها تصمیمگیری شد.
شب شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، برای نامزدهای انتخابات مجلس جلسه داشت. قرار شد برای حفظ جامعیت روحانیت، پنج نفر از خط مقابل باشند. به خانه آمدم. تعدادی کتاب مراسم و دعاهای سفر حج را برای عفت آوردم.
سال ۱۳۷۵
گروه پیگیری غباروبی و نظافت مساجد آمدند. آقای [محمود] محمدی عراقی، [رئیس سازمان تبلیغات اسلامی]، توضیحات داد و از من برای رونق مساجد استمداد کرد. من هم از اهمیت نقش مساجد در گذشته و امروز و اهمیت جذب بیشتر مردم، بهخصوص جوانان به مسجد گفتم و نظافت و برنامه داشتن مساجد را از وسایل رونق مساجد معرفی کردم و با تأکید به ضرورت شرکت مردم در ساخت و هدایت مساجد؛ وعده کمک دادم.[۱]
[آقای غلامحیدر ابراهیمبای سلامی]، نماینده خواف و رشتخوار آمد. از فشارهای سیاسیون بر اهلسنت منطقه انتقاد کرد و برای عمران بیشتر منطقه استمداد کرد. بناست برای مراسم بهرهبرداری از سد شهید یعقوبی، به آنجا بروم. [آقای کامل عابدینزاده]، نماینده خوی آمد. از آینده کشور بعد از دوره من اظهار نگرانیکرد و برای ورزشگاه و پتروشیمیکمک خواست. [آقای محمد قمی]، نماینده ورامین آمد. برای توسعه بیشتر منطقه و حضور من در مراسم شروع کار سد ماملو و سفر به پاکدشت استمدادکرد. [آقای احد قضایی]، نماینده اردبیل آمد. با تشکر عمیق از سفرم به اردبیل و استانکردن اردبیل و تصویب احداث راهآهن و توضیح درباره دوران تحصیل و خدمت خودش در انجمن فارغالتحصیلان هند، کمک بیشتری برای اردبیل خواست.
سلمانی برای اصلاح آمد. عصر و شب، شورای اقتصاد جلسه با مصوبات فراوان داشت. به خاطر بحثهای بودجه، چند هفته جلسه نداشتیم و دستور کارها متراکم شده است. خبر دادند که تیم فوتبال ما در امارات، تیم کره را با نتیجه شش بر دو شکست داده است؛ خوشحال شدم. گفتم از آنها تشکر کنند و وعده جایزه بدهند.

