arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۵۷۴۸۱۵
تاریخ انتشار: ۵۷ : ۲۳ - ۲۵ شهريور ۱۳۹۹

روزنامه آمریکایی: دانشمند ایرانی درخواست آمریکا برای جاسوسی را رد کرد

روزنامه آمریکایی «نیویورکر» در گزارشی مفصل به شرح شکست دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا در جلب همکاری «سیروس عسگری»، دانشمند ایرانی برای جاسوسی پرداخته است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

یک مجله آمریکایی به شرح شکست دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا برای وادار کردن یک دانشمند ایرانی به همکاری جاسوسی با واشنگتن پرداخته است.

به گزارش  فارس، روزنامه آمریکایی «نیویورکر» در گزارشی مفصل به شرح شکست دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا در جلب همکاری «سیروس عسگری»، دانشمند ایرانی برای جاسوسی پرداخته است.

نیویورکر نوشته بهار سال ۲۰۱۷ یک دانشمند ایرانی به نام سیروس عسگری تماسی از کنسولگری ایالات متحده در دوبی دریافت کرد. دو سال قبل‌تر، او و همسرش تقاضای دریافت روادید برای سفر به آمریکا جهت دیدار با فرزندانشان را کرده بودند. کنسولگری به آنها اطلاع داد که درخواست آنها بالاخره پذیرفته شده است.

با این حال، مسئله عجیب در اینجا زمانی بود که با درخواست روادید این دو نفر موافقت شده بود: هنوز مدت زیادی از صدور فرمان اجرایی «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا که خواستار منع ورود ایرانی‌ها به آمریکا بود- آن هم درست با روادیدهای مورد تقاضای عسگری و همسرش- نمی‌گذشت.

برای آقای عسگری که در آن زمان ۵۶ سال سن داشت آمریکا کشور دوم بود؛ او در دهه ۱۹۹۰ از دانشگاه «درکسل» در فیلادلفیا فارغ‌التحصیل شده بود، یکی از دخترانش متولد آمریکا بود و دو فرزند دیگرش بعد از تحصیل در آمریکا در همین شکور سکونت داشتند.

سیروس عسگری، در آن زمان استاد دانشگاه صنعتی شریف بود و بابت انجام پروژه‌های تحقیقاتی‌اش در زمینه متالورژی گاهی به شهر «کلیولند» در ایالت «اوهایو» سفر می‌کرد. او در اینجا با برخی از دوستانش در دانشگاه «کیس وسترن رزرو»، همکاری‌های نزدیکی داشت.

آقای عسگری و همسرش روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ برای دیدار با پسرشان به نیویورک سفر کردند؛ اما هنگامی که آقای عسگری از هواپیما پیاده شد دو مقام، به سمت او آمدند. آنها استاد دانشگاه ایرانی را به داخل اتاقی که چند مأمور اف‌بی‌آی در آنجا منتظر بودند منتقل کردند.

مأموران اف‌بی‌آی به آقای عسگری اطلاع دادند که طبق مفاد کیفرخواست مهر و موم‌شده‌ای که محتوای آن در فرودگاه قابل افشا نبود، بازداشت است. آقای عسگری، زبان انگلیسی را روان صحبت می‌کرد، اما لغت indictment (کیفرخواست) را نمی‌دانست زیرا هرگز مشکلی با قانون پیدا نکرده بود. او اطمینان داشت که کل ماجرا نوعی سوءتفاهم است و به زودی حل خواهد شد.

مأموران اف‌بی‌آی بعد از انتقال عسگری به یک هتل، کیفرخواست ۱۲ صفحه‌ای را تحویل ایشان دادند: او به سرقت اسرار تجاری، تخلف در درخواست روادید و تخلفات ادعایی دیگر متهم شده بود. 

برای استاد دانشگاه ایرانی، این کیفرخواست شبیه یک فیلم جاسوسی بود. اتهامات مطرح‌شده علیه او مربوط به سفر چهارماهه‌ای بودند که او چهارسال قبل‌تر به دانشگاه «کیس‌وسترن» داشت.

در کیفرخواست، این سفر بخشی از طرحی بوده که هدف آن سرقت مالکیت معنوی یک شرکت سازنده سوپاپ آمریکایی به نفع دولت ایران بود. مأموران اف‌بی‌آی به آقای عسگری گفتند که چنین تخلفی ممکن است به صدور حکم چندین سال حبس برای او منجر شود.

آقای عسگری این اتهامات را رد کرده و آنها را نادرست دانست. مسائلی که او در کیس وسترن بر روی آنها کار کرده بود برای دانشمندان علم متالورژی شناخته شده بود و به ندرت در بردارنده اسرار محرمانه تجاری بود. با این حال، اگر قرار بود دولت آمریکا او را تحت تعقیب قضایی قرار دهد، شانسی برای پیروزی در دادگاه نداشت.

یکی از مأموران اف‌بی‌آی گفت: «ما در هیچ پرونده‌ای شکست نخورده‌ایم.» آقای عسگری در پاسخ گفت: «این اولین شکست شما خواهد بود.»

مسئله مربوط به پیشنهاد جاسوسی، طبق روایت نیویورکر، مربوط به یک روز آوریل در سال ۲۰۱۳بود که او متوجه شد یک کارت تجاری در بیرون درب آپارتمانش افتاده است. کارت متعلق به «متیو اولسون»، افسر ویژه اف‌بی‌آی بود و در پشت آن از آقای عسگری خواسته شده بود با او تماس بگیرد.

آقای عسگری با چند نفر از دوستانش تماس گرفت تا نظر آنها را جویا شود، اما خطشان مشغول بود و او از بیم آنگه اف‌بی‌ای قصد دستگیری او را دارد با اولسون تماس گرفت. مأمور اف‌بی‌آی پیشنهاد کرد که چند دقیقه بعدتر در کافه‌ای در آن سوی خیابان با عسگری ملاقات کند. 

اولسون در آنجا به دانشمند ایرانی گفت چنانچه برگه‌ای را که در دستان مرد دیگری در همین کافه است امضا کند ۵۰۰۰ دلار دریافت خواهد کرد. عسگری متوجه شد که اولسون برای دستگیر کردن او به آنجا نبوده بلکه هدفش این بوده که او را به عنوان مخبر به خدمت بگیرد.

آقای عسگری به مرد دیگری که در کافه بود نگاه کرد و گفت که نه برگه‌‌ای را امضا خواهد کرد و نه یک پنی از اف‌بی‌آی پول دریافت خواهد کرد.

نیویورکر نوشته مرد دیگری که در آن کافه برگه به دست داشت «تیموتی باگز»، مأمور ویژه ضد اطلاعات اف‌بی‌آی در دفتر کلیولند بود که متخصص امور ایران بود.

نیویورکر نوشته بسیاری از ایرانی‌هایی که به آمریکا سفر کرده‌اند یا در این کشور اقامت دارند تجربیات مشابهی دارند.

باگز اواخر سال ۲۰۱۲از طریق یکی از مخبرانش در دانشگاه کیس متوجه شده بود که یک استاد دانشگاه صنعتی شریف با روادید توریستی به این دانشگاه آمده و در آزمایشگاه آن مشغول تحقیق است.

باگز احتمالاً این مسئله را فرصت دیده و به این فکر کرده که یک استاد دانشگاه صنعتی شریف به احتمال زیاد با دانشمندانی که بر روی مسائل نظامی یا هسته‌ای ایران کار می‌کنند آشنا است.

آقای عسگری پیش از این درباره ماجرای این پرونده و سفرش در سال ۲۰۱۳ به اوهایو گفته است: «در آن سال با ویزای توریستی برای کار تحقیقاتی مستقل با یکی از اساتید دانشگاه اوهایو به آنجا رفتم. ۶ روز پس از ورودم، پیشنهاد کار به من داده شد و اعلام کردم کار را با این شرط می‌پذیرم که ویزای من از توریستی به ویزای اچ وان تبدیل شود. با این وجود تا انجام مراحل تغییر ویزا، دریک بازه زمانی به صورت داوطلب و بدون دریافت حقوق کار می‌کردم و در این فاصله به ایمیل شخصی من وارد شده بودند که بعداً در دادگاه محرز شد که این اقدامشان کاملاً غیر قانونی بوده است.»

وی افزود: «مأموران اف بی آی در سال ۲۰۱۵ مجوز دوم را گرفته و وارد ایمیل من شدند. پس از آن من را به سرقت اسرار تجاری متهم کردند که البته بعداً در دادگاه مشخص شد که اسرار تجاری نبوده، بلکه فقط یک داستان سازی بوده است.»

این استاد دانشگاه با بیان اینکه برای من ۱۳ مورد جرم تعریف کرده بودند، گفت: «مأموران اف بی آی با مسولان دانشگاه صحبت کردند و با ایجاد نگرانی در آنها، عملاً جلوی ویزای اچ وان من را گرفتند. در حالی که وقتی به ایران برگشتم به آن استاد و دوستی که در دانشگاه اوهایو بود گفتم که همچنان علاقمند هستم آن پروژه مشترک را در ایران و در دانشگاه شریف ادامه دهم که گفتند مشکلی نیست.»

عسگری درباره رفتار مأموران اف بی آی گفت: «رفتارشان به گونه‌ای است که در ظاهر برخورد خشونت آمیز نمی‌بینی، اما بالاخره فشار زیادی وارد می‌کنند. رفتار سیستم قضائی آمریکا فشار آوردن بر روی متهم است تا او کم بیاورد و به قول معروف "ببرد"؛ روشی که واقعاً غیر منصفانه است.»

نظرات بینندگان