کد خبر: ۵۹۳۱۹
تاریخ انتشار: ۴۰ : ۰۳ - ۲۹ فروردين ۱۳۹۱
پ
رازي كه از چاپلين آموختيم

123 سال از تولد ولگرد كوچك گذشت

چارلي چاپلين. اين در حالي است كه عرصه سينماي كمدي ظرف يكصد سال گذشته ستاره هاي بسياري را به خود ديده است. هم عصر چاپلين بزرگاني بودند چون باستر كيتون، لورل و هاردي، هارولد لويد و بسياري ديگر. قبل از او هم بزرگاني وجود داشتند كه در عرصه سينماي كمدي فعاليت مي كردند و بعد از او هم هنرپيشه هاي تاثيرگذاري ظهور كردند. اين نه فقط در سينماي امريكا كه در سينماي اروپا و سينماهاي ديگر نقاط دنيا نيز اتفاق افتاد اما هيچ كدام از آنها به بزرگي و ماندگاري چارلي چاپلين نشدند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : عليرضا خمسه در اعتماد نوشت:بسياري مي پرسند چرا در آسمان سينماي كمدي جهان تنها نام يك ستاره مي درخشد: چارلي چاپلين. اين در حالي است كه عرصه سينماي كمدي ظرف يكصد سال گذشته ستاره هاي بسياري را به خود ديده است. هم عصر چاپلين بزرگاني بودند چون باستر كيتون، لورل و هاردي، هارولد لويد و بسياري ديگر. قبل از او هم بزرگاني وجود داشتند كه در عرصه سينماي كمدي فعاليت مي كردند و بعد از او هم هنرپيشه هاي تاثيرگذاري ظهور كردند. اين نه فقط در سينماي امريكا كه در سينماي اروپا و سينماهاي ديگر نقاط دنيا نيز اتفاق افتاد اما هيچ كدام از آنها به بزرگي و ماندگاري چارلي چاپلين نشدند.

    اين يك كليد و يك سوال است كه هميشه مطرح مي شود و خيلي ها به دنبال يافتن پاسخ آن هستند. ما در فرانسه استادي داشتيم به نام ژان لوكوك كه صاحب مدرسه يي در پاريس بود. ژان لوكوك امروز ديگر زنده نيست و پسرش آن مدرسه را اداره مي كند. كار اصلي اين مدرسه آموزش پانتوميم است و از همان ابتدا لوكوك اين مدرسه را براي آموزش هنر پانتوميم تاسيس كرد. بالاي سردر اين مدرسه يك تصوير سياه قلم از چهره آرلوكن - يكي از شخصيت هاي نمايش هاي كمديا دلارته - است و لوكوك درباره دليل وجود اين تصوير سياه قلم بالاي سردر مدرسه اش نظر جالبي داشت. او به شاگردهايش مي گفت اين چهره برتابنده كاراكتر واقعي آرلوكن است زيرا دو احساس كاملامغاير و متضاد را القا مي كند. از يك طرف چهره يي تراژيك است و از طرفي چهره يي كميك. لوكوك همواره روي اين تاكيد داشت كه عنصر واقعي در كار تئاتر و پانتوميم - و بعدا سينما - همين دو عنصر است. كمدي و تراژدي: و اين ويژگي اي است كه تنها در چاپلين وجود دارد. هيچ يك از كاراكترهايي كه بزرگان سينماي كمدي تاكنون به ما نشان داده اند، كمدي و تراژدي يا همان شادي و اندوه را توامان به همراه نداشتند. اين دو همچون رگه هايي در تار و پود آثار چاپلين قابل مشاهده است.

    آثار چاپلين همچون يك قالي است كه تار و پودش را غم و شادي تشكيل داده در حالي كه باقي كمدين ها مثل هارولد لويد و حتي باستر كيتون در آثارشان مجموعه يي از مهارت ها را به نمايش مي گذارند. در واقع كمتر كمديني است كه همچون چاپلين نگاهش به مسائل انساني، اجتماعي و انتقادي باشد. چارلي چاپلين در عالم هنر و سينما يك استثناست و درست به همين دليل به مقامي ابدي رسيد. خيلي ها تلاش دارند به جايگاهي مشابه او دست پيدا كنند اما نمي توانند. نمي دانم شايد چون جهان ما، ديگر جهان عصر چاپلين نيست و زمانه دگر شده است. اما آن نكته تاثيرگذار كه در كمديا دلارته و برخي نمايش هاي كمدي در همين ايران خودمان و خيلي از فيلم ها، تئاترها و سريال هاي تلويزيوني موفق ديده مي شود، وامدار همين ديدگاه است: آميزش اندوه و شادي، مصيبت و شادكامي. اين راز را ما از چاپلين آموختيم.
نظرات بینندگان