پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
خبرگزاری های جهان خبر از تدارکات گسترده ارتش آمریکا برای ساخت شهرکهایی داده اند که در آن، سربازان معلول آمریکایی که در جنگهای عراق و افغانستان آسیب دیده و می بینند، ساکن خواهند شد.
هفته گذشته چندین شبکه تلویزیونی تصاویری از این شهرک مدرن را برای مخاطبان خود به نمایش گذاشتند؛ خانه هایی بسیار مرفه که متناسب با معلولیتهای گوناگون سربازان بازگشته از جنگ طراحی شده اند. درهایی که با فشردن یک دکمه باز می شوند. اجاقهای گازی که ارتفاع آنها بطور اتوماتیک قابل تغییر است. انبوه پنجره های تعبیه شده در سقف و دیوارها برای استفاده بیشتر از نور خورشید و ایجاد آرامش برای ساکنان و...
هنگام پخش این گزارش یکی از سربازان در پاسخ به سوال خبرنگاری تأکید می کرد، با این امکانات بدیهی است دوستان من نگران آینده نبوده و برای هر جنگی در هر کجای جهان، آماده جانفشانی باشند. آنها به چشم خود می بینند که ارتش در همه حال مراقبشان است و بهترین امکانات را تقدیمشان خواهد کرد. آنها یقین دارند فراموش نمی شوند.
ارتش آمریکا برای طراحی این شهرکها، با چندین شرکت متخصص وارد مذاکره شده و هر روز زندگی را برای سربازان معلول بازگشته از جنگ، راحت تر می کند.نمی توانم انکار کنم که دیدن این گزارش چقدر متأثرم کرد و حتی حسادت مرا برانگیخت.سالهاست همه جانبازان و آزادگان و رزمندگان بازمانده از سالهای دفاع مقدس، منتظر تصویب طرح جامع ایثارگران در مجلس شورای اسلامی اند؛ طرحی که لابلای دعواهای سیاسی و کشمکشهای دولتمردان، هر بار به حاشیه می رود و در بایگانی ها خاک می خورد.
نگارنده، منکر زحمات شبانه روزی بنیاد امور ایثارگران در خدمات دهی به ایثارگران نیست، اما همیشه حکایاتی پیش می آید که هر وجدان منصفی را متأثر می کند. نمونه های بی توجهی به جانبازان و ایثارگران در تأمین نیازهای آنان در کنار تمام این خدمات که تا به حال ارایه شده، آنقدر متنوع و بسیارند که از حوصله این ستون بیرون است، اما بی گمان با کمک طراحان صنعتی در دانشگاههای کشور، می توان به فکر موارد مشابه برای اندک جانبازان باقیمانده سالهای جنگ در کشور خودمان نیز بود، بویژه آنها که بالای هفتاد درصد از توان خود را از دست داده و بی تردید وظیفه ماست که روی چشمانمان بگذاریمشان، چرا که دار و ندار امروز ما از جانفشانیهای آنهاست. چندی پیش در همین ستون نوشتم که با تمام این شعارها، مدتی است جز دو شرکت هواپیمایی، دیگر شرکتها از تحویل بلیت نیم بها به جانبازان خودداری می کنند. تصور کنید جانبازی را که با دست و پای قطع شده هر ماه، فی المثل از ماکو یا چابهار باید ده- بیست ساعت در اتوبوس بنشیند و برای پیگیری درمان در بیمارستانهای مجهز پایتخت، به تهران بیاید؛ مگر اینها چند نفرند؟ مگر یک قرارداد با شرکتهای هواپیمایی برای بلیت نیم بها و حتی مجانی، برای اینها چقدر هزینه دارد؟ در کنار اینهمه ریخت و پاشها و اختلاسها کاش حمایت از سربازان معلول را از آمریکایی ها یاد می گرفتیم!